لومړۍ 200 کرښې.
اسم من آلیسه
برای شرکت آمبرلا کار میکردم
بزرگترین و قدرتمندترین نهاد تجاری در کل جهان
سرپرست امنیتی یه تأسیسات فوق پیشرفته و مخفی به اسم "هایو" بودم
یه آزمایشگاه زیرزمینی غولآسا که تسلیحات ویروسی آزمایشی میساخت
یه اتفاقی افتاد
یه ویروس نشت کرد
آدمهای زیادی مُردن
مشکل اینجا بود که اونا مرده باقی نموندن
کامپیوتری که "هایو" رو کنترل میکرد، یه هوش مصنوعی فوق پیشرفته بود
ملکه سرخ
ملکه سرخ به تهدید شیوع ویروس، به وحشیانهترین شکل ممکن واکنش نشون داد
شروع کرد به آدمکشی
همهتون اینجا میمیرید. ملکه سرخ سعی کرد
همه رو بکشه... بخواب روی زمین
فرقی نمیکرد آلوده شده باشن یا نه
موفق شدم فرار کنم، اما این تازه اولش بود
شیوع ویروس مثل آتیش به انبار باروت همه جا پخش شد
اول توی کل آمریکا و بعدش تمام دنیا
تی-ویروس فقط مردهها رو زنده نمیکرد
بلکه اونا رو به شکلهای وحشتناکی جهش میداد
با وجود آخرالزمانی که راه انداخته بودن
شرکت آمبرلا به آزمایشهاش با اون ویروس مرگبار ادامه داد
من آلوده شدم
اما ویروس در سطح سلولی با بدنم پیوند خورد
قدرتهایی پیدا کردم
ساختار ژنتیکی تو کلید ماجراست
من متفاوت شدم
قدرتمند
توقفناپذیر
هرچی من قویتر میشدم، نسل بشر ضعیفتر میشد
تمام تلاشم رو کردم تا بازماندههایی رو که پیدا میکنم، به یه جای امن برسونم
اما اونا بیوقفه دنبالمون بودن
حتی دوستم، جیل ولنتاین هم توسط آمبرلا اسیر و شستشوی مغزی داده شد
شلیک کنید تا کشته بشه
بالاخره با رئیس شرکت آمبرلا روبرو شدم
آلبرت وسکر
اون قدرتهام رو ازم گرفت، اما بازم تونستم شکستش بدم
بالاخره فکر کردیم همه چی تموم شده
فکر کردیم از این کابوس جون سالم به در بردیم
اما اشتباه میکردیم
یه بار دیگه
دیدیم که داریم میجنگیم
برای زندگیمون
برو، برو، برو
پاشو، وقت بیدار شدنه
زود باش عزیزم، دیرمون شد
ساعت زنگ نخورد
بکی هنوز بیدار نشده
خانم هندرسون حسابی شاکی میشه
میدونی وقتی دیر میبریش مدرسه، چقدر بدعنق میشن
عزیزم؟ حالت خوبه؟
آره
من میرم بکی رو بیارم
باتریهات رو برات شارژ کردم
بکی، خانم هندرسون رو که میشناسی
ازت میخواد وقتی با دست حرف میزنی، بلند هم بگی
ممنون بابا
وقتی از مدرسه برگردی، یه کادو برات دارم
شنیدما
این باتریها دیگه زود خالی میشن. باید چندتا جدید بگیریم
موقع برگشتن به خونه میگیرم
باز هم دیرم میشه
ای لعنت بهش
میرم یه پیرهن دیگه از توی اتاق برات بیارم
دیروز یکی لباسهای اتوشویی رو گرفته بود
تو فرشته کوچولوی منی، مگه نه؟ یادت باشه که دیرت نشه
اوه، آره
اوه
هه. میرم اون پیرهن رو برات بیارم
بکی رو برگردون! آآآ
نه
نه
کمک! به ما کمک کنید
زود باش! بدو
برو
برو
برو
برو
نه
عقب! صبر کن
صبر کن! نیا جلو
چه مرگت شده آخه؟
اوه! زود باش، سوار ماشین شو
چه خبر شده؟ منم مثل تو هیچی نمیدونم
چرا این مردم این کارا رو میکنن؟ اونا دیگه آدم نیستن. هیچکدومشون
زخمی شدی؟
اوه
میتونی حرکت کنی؟ خوبه
زود باش
اوه، لعنتی
مامان
مامان، زود باش. برو
دوستت دارم
پروژه آلیس
چرا علیه آمبرلا شدی؟
جیل؟
خودتی؟
پروژه آلیس
چرا علیه آمبرلا شدی؟
چه بلایی سر کریس و کلر اومد؟
بقیه کسایی که توی کشتی بودن کجا هستن؟
پروژه آلیس
برای کی کار میکنی؟
پروژه آلیس
برای کی کار میکنی؟
جیل، چرا داری این کار رو میکنی؟
هشدار. هشدار
دسترسی غیرمجاز به کامپیوتر
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی تا ۲ دقیقه دیگر
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی
تا یک دقیقه دیگر
ثانیه ۵۰
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی تا ۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه دیگر
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی
تا ۳۰ ثانیه دیگر
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی تا ۲۰ ثانیه دیگر
سیستم امنیتی غیرفعال شد
راهاندازی مجدد کامپیوتر مرکزی تا ۱۰ ثانیه دیگر
کامپیوتر مرکزی در حال راهاندازی مجدد
تمام تیمهای امنیتی رو اعزام کنید
و راهرو رو با شبکه لیزری پاکسازی کنید
آمادهباش
آمادهباش
سکانس توکیو فعال شد
آمادهباش
آمادهباش
به مرکز کنترل آمبرلا خوش اومدید
اوه، آره
این کار رو نکن
اسم من ایدا وانگ هست
مامور شرکت آمبرلا و یکی از بهترین جاسوسهای آلبرت وسکر
دقیقا میدونم کی هستی و چی هستی
حالا سوال اصلی اینجاست:
چرا همین الان دخلت رو نیارم؟
من دیگه برای آمبرلا کار نمیکنم
آلبرت وسکر هم همینطور
برام مهم نیست
اگه دلت میخواد میتونی بکشیش
اما اونوقت هیچوقت از اینجا بیرون نمیری
وسکر. - حالا دختر خوبی باش
چاقو رو بذار زمین
اوه، راستی آلیس
از دیدن دوبارهت خوشحالم
چطور فرار کرد؟
معلومه که داره بهش کمک میشه
ما توی این مرکز یه خائن داریم
سیستمهای امنیتی برای دو دقیقه قطع شدن
از مرکز کنترل چه خبر؟ هنوز نمیتونیم باهاشون تماس بگیریم
من تمام کسایی که توی این اتاق کنترل بودن رو کشتم
به وسکر کمک کردم تا به شبکه اصلی نفوذ کنه
ما سیستمهای امنیتی رو قطع کردیم
ما تو رو از اون سلول آزاد کردیم
باید تو رو از این مرکز بیاریم بیرون
پس چرا میخواید به من کمک کنید؟ - چون بهت نیاز داریم
نسل بشر با خطر انقراض روبروست
تنها امیدمون برای زنده موندن اینه که با هم همکاری کنیم
من هیچ جا نمیام
تا وقتی نفهمم کجاییم و اینجا چه خبره
تو توی مرکز اصلی آزمایشهای آمبرلا هستی
قضیه توکیو رو توضیح بده
چیزی که دیدی فقط یه بازسازی دقیق بود
نه چیز دیگه
کلا به اندازه چندتا بلوک شهریه
همین
من بیرون بودم
واقعا بودی؟
آسمون رو هم دیدی، نه؟
شب بود. ستارهها چی؟ ماه؟
ارتفاع محوطه آزمایش ۱۰۰ متره و سقفش هم کاملاً سیاهه
اونجا معمولا همیشه شبه
ولی مگه هیولاها همیشه شبها بیرون نمیان؟
داشت بارون میبارید. - کنترل آب و هوا
باد، بارون
اگه بخوان میتونن کاری کنن برف هم بیاد
چرا همچین جایی ساختن؟ - سادهست
درآمد اصلی شرکت آمبرلا
از فروش سلاحهای ویروسی به دست میاومد
چیزی که امتحان کردنش توی دنیای واقعی غیرممکنه
اونا مرکز نیویورک رو بازسازی کردن
شیوع ویروس رو شبیهسازی کردن و به روسها نشون دادن
و ویروس رو بهشون فروختن
توی مسکو شبیهسازی کردن و به آمریکاییها فروختن
شیوع توی توکیو
به چینیها فروختن
شیوع توی چین، و فروشش به ژاپنیها
دقیقا. همه میخواستن داشته باشنش
شرکت آمبرلا یه رقابت تسلیحاتی جدید راه انداخت
فقط این دفعه
به جای هستهای، بیولوژیکی بود
بسیار پر سود
و همه این اتفاقها اینجا افتاد
این بزرگترین ساختهی آمبرلاست
قلب تپندهی این هیولا
خب پس چرا هرچه زودتر از این خرابشده نمیزنیم به چاک؟
No comments yet. Be the first to leave one.