The Path

The Path

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The path s03e01 farsi sub by Mohade$eh
د لخوا تبصره Mohadeseh
زیرنویس فارسی قسمت اول فصل3 سریال مسیر

تګونه

other
په خپور شو: 2018-04-27
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

آنچه گذشت

- خبری از ادی هست؟ - خونه اش پر از

- منکره - دارن چکار می کنن؟

می خوان جنبش رو عوض کنن

حرفی که درباره ات می زنن حقیقت داره؟

استیو از من خواست جنبش رو هدایت کنم

من دارم با ریچارد و فلیشا از پله ها بالا میرم

و وقتی اماده شدم جای کال رو می گیرم

ادی من یه کارایی کردم

من با یه نفر دیگه بوددم

برو خونه و باهاش کنار بیا

دخترمون... می خوام ببینمش

حالا دیگه خودت پسر داری

ما پسر داریم. باید به همه بگیم

فارست

فارست رابرتز

- ریچارد چکار می کنی؟ - سارا فرار کن!

سارا از کسایی که برای کمک پیشش اومدن، اخاذی کرده

این جرم من بود و اگه می خواستم تاوانش رو بدم

باید بتونم اینکارو بکنم

اگه میخوای تنبیه بشی

نباید اون بیرون دنبالش باشی

زندگیت تبدیل به جهنم میشه

نه من نمیام

من نمی خوام توی بحث برای رهبری جنبش

نقشی داشته باشم

ببین کال و ادی می تونن بحث کنن

وایسا. یکی دم دره

کیه؟

فلیشا بعدا بهت زنگ میزنم

‐ منو یادته؟ ‐ نه

من یکی از کساییم که ازش اخاذی کردی

همه چیزمو ازدست دادم سعی کردم بکشمت

سعی کردم از جاده منحرفت کنم

ولی فایده نداشت

باور کن کاش میتونستم جبران کنم

چون می دونم باهات چکار کردم

نه. خواهش می کنم

باهاش زندگی کن

می دونم پریشانی وجود داره

میدونم ترس و غم وجود داره

ولی استیو ازم خواست برگردم

تا خدمت کنم

تا برای این جنبش شکست خورده امید بیارم

سعی کردم این ندا رو ساکت کنم ... ولی خیلی

زلزله!

باید بریم

!باید بریم

!همه بیرون

نه نه. اینجا امن تره

نه باید بریم

از ساختمون خارج بشین

!همه بیرون

!بیرون

کس دیگه ای اونجا هست؟

هی باید بریم

باید بریم

- از چی فرار می کنیم؟ ‐ نمیدونم

‐ باید بریم ‐ نه. نمیتونم

‐ چیزی نیست - ... ما باید

‐ !بابا ‐ ...نه

یالا یالا

یالا

آنچه مقامات آن را یک زلزله عجیب

می نامند باعث انفجار در خط گاز

در مرکز میریسم نیویورک شد

رهبر گروه، ادی لین

بدون هیچ اسیبی از میان اتش خارج شد

معجزه ای مرموز یا یک شوخی؟

شروع میشه

:ترجمه و زیرنویس از Mohade$eh

سلام

‐ سلام ‐ ویرا استفنز

من بخاطر کار اینجام

کدوم کار؟

همونی که درباره اش برات نوشتم

درسته ویرا

...تو مسئول تبلیغاتی اره؟

توی اکسفورد درس خوندی برای گرین پیس کار کردی

و برایت بارت

و فکر می کنم هردوشون به چهره سازی نیاز داشتن

... اره، نه اونا

عالی بنظر میان

جایی هست که بتونیم بشینیم؟

درواقع نه. توی ساختمون

صندلی نیست. فقط یه جای خالی و بزرگ

مرکز جدید میریسم نیویورک

اره. امیدوارم

می دونی حقیقتش خیلی از مسئولین تبلیغات

اعلام امادگی کردن

و منم اگه حس کردم به کسی نیاز دارم

واقعا اول به تو زنگ می زنم

ولی فکر نمی کنم بهش نیاز داشته باشم

من نمی خوام مسئول تبلیغات تو باشم

ولی فکر می کنم به کسی نیاز داری

تا در مدیریت پول، اعضا و

و خبرای عمومی کمکت کنه

حالا که ویدیوت توی یوتیوب پیچیده

... و تبدیل شدی به

‐ یه اسطوره دینی ‐ درسته

و البته رسانه ها رو هم مدیریت کنی

مطمئنم تا الان کلی درخواست

مصاحبه داشتی

نمی دونی کدوم رو قبول کنی؟

اره. مجله "معنویت امروز" خواست عکسم رو روی جلدش بزنه

قبول نکن

اونا توی کل دنیا مخاطب دارن

فقط دنبال حق کار، جریانات اصلی و انتشار هستن

من تو رو روی جلد مجله ساندی تایمز

"چهره جدید ایمان"

یا چنین چیزی تصور می کنم

بدون حاشیه. بدون چیزی که الکی معروفت کنه

باید دنبال اینده میریسم بود

تا جایی که قبلا بوده

اولا من... فقط میخوام تشکر کنم

که اومدید

تا خانه جدیدمون در نیویورک رو جشن بگیریم

میدونید طی این 6ماه رشد زیادی داشتیم

ولی کارمون تازه شروع شده

الان زمان سختی هست

شهرهامون توسط اعتیاد نابود شده

گروه های انزجارطلب در همسایگیمون پیدا شدن

ما در کشوری زندگی می کنیم که ازنظر سیاسی تکه تکه شده

جایی که گروههای حاشیه ای حس می کنن

بیشتر و بیشتر در حاشیه میرن

ولی اینجا ازتون استقبال میشه

ببینید من...من به باغ رفتم

...دیدم اونجا فقط برای یه عده خاص نیست

برای همه است

هرکسی که در این راه قدم بذاره

برای همین من تصمیم گرفتم

بخش نگهبانی رو بردارم

و دروازه های باغ رو باز بذارم

تا هرکسی دلش خواست بتونه داخل بشه

ما رو به کشتن میده

یعنی دیوانگیه که نگهبانی رو در چنین

زمانی برداریم ولی...من حرفی نمیزنم

باید یه چیزی بگی

اینجا تو واقع گرایی

نه من کاملا خودم رو از

چنین تصمیماتی ازاد کردم

شاید باید بری دیدن یه درمانگر

یه درمانگر واقعی نه یکی عضو میریسم

ببین معلومه که من دارم

دوباره تو رو می شناسم ولی تو انگار

انگار داری زجر میکشی

کاری که اون مرد توی خونه ات باهات کرد

کاری که من باهاش کردم وحشتناک بود

درسته و درمان برای همینه

فکر می کنی اگه من سه بار در هفته

پیش یه دکتر نمی رفتم می تونستم الان

اینجا بشینم؟

دارم دنبال درمان اضافی میرم تا بتونم

جمعه به اون مهمونی بزرگ بیام

واقعا متاسفم

- یعنی وضعیت سختیه - می دونم

با تغییراتی که ادی ایجاد کرده

و داره ایجاد می کنه... ولی

صحبت با تو یکی از نتایج

خوبش بود

کال چطور با تغییرات کنار اومده؟

از بعد انفجار ازش خبری نیست

میدونم تغییرات مزخرفن

میدونم فکر می کنین

"چطوری می خوام دوباره خودم رو بسازم؟"

اسمت چیه؟

بری

- اسمش رو شنیدین؟ - نه

نه؟ باشه. یالا

‐ بری ‐ یالا یالا

‐ بری ‐ اره. یه بار دیگه

- تو می تونی - بری

باشه باشه

- فامیلیت؟ ‐ بری کلاین

بری کلاین... ولی محکم بگو

بری کلاین! این منم

بری کلاین

-بری کلاین - !اره

بری کلاین

باشه باشه

امروز چرا اینجایی بری کلاین؟

من ماه پیش از شغلم اخراج شدم

و نتونستم شغل دیگه ای

گیر بیارم

ولی تقصیر من نیس وضع اقتصادی مزخرفه

شمام شنیدین؟

- من که شنیدم ‐ درسته

مری، میخوای بری کلاین رو استخدام کنی؟

هیچ کس مردی رو نمیخواد که مسئولیت پذیر نیست

مشکلت همینه نه بری؟

بخاطر شکستت بهونه میاری

بقیه رو سرزنش میکنی

وضع اقتصادی بده رئیس بده، زنم بده

بچه ها بدن. درسته؟

دیگه تقصیر کیه؟

...یکی دیگه توی زندگیت

پدرت؟

از کجا می دونی؟

همه چیز ظاهرت اینو بهم می گفت

میدونی، من قبلا مصیبت الکلی بودن

More Farsi Persian subtitles for The Path

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left