West Beirut

West Beirut (West Beyrouth)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

West Beirut 1999 1080p NF WEB-DL DDP2 0 x264-MZABI fa
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

bluray
په خپور شو: 2026-05-04
ډاونلوډونه: 16
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫داره سقوط می‌کنه!‬

‫اون یه «میگ ۲۱»ـه.‬

‫احمق، به دمش نگاه کن! اون یه «هاکر هانتر»ـه.‬

‫نه، بهش نزدیک بودن.‬

‫صف بکشید. یالا. صف بکشید!‬

‫پیرزن جادوگر برگشت.‬

‫بدو.‬

‫یالا!‬

‫وقت استراحت تمومه! برید سر کلاس.‬

‫یالا!‬

‫- یالا بریم. - لعنت بهش، چرا هنوز زنده است؟‬

‫یالا بریم.‬

‫هنوز ازدواج نکرده.‬

‫«طارق»، برگرد اینجا!‬

‫«ای فرزندان وطن برخیزید»‬

‫«که ساعت مجد و شکوه فرا رسیده است»‬

‫«بعد از آنکه در برابر ما پرچم‌های خونین استبداد برافراشته شد»‬

‫«آیا در تمام گوشه و کنار کشورمان می‌شنوید»‬

‫«زوزه آن سربازان وحشی را؟»‬

‫«کسانی که به بالین ما می‌آیند»‬

‫«تا پسران و زنان ما را ذبح کنند»‬

‫«ای شهروندان، سلاح برگیرید»‬

‫«صف‌های خود را تشکیل دهید...»‬

‫«همه برای وطن، برای سربلندی، برای پرچم»‬

‫«در پیشگاه زمان، شمشیر و قلم ما»‬

‫«دشت و کوه ما خاستگاه مردان است...»‬

‫«گفتار و کردار ما در راه کمال است»‬

‫«نویری»! آقای «نویری»!‬

‫- بیا پایین! - «همه برای وطن»‬

‫«برای سربلندی، برای پرچم»‬

‫«همه برای وطن»‬

‫«همه برای وطن، برای سربلندی، برای پرچم»‬

‫آقای «نویری»، درست بایست.‬

‫این رو بنویس: «آقای (طارق نویری) دلقک است.»‬

‫«آقای (طارق نویری)»‬

‫کلمه «آقا» چطوری نوشته می‌شه؟‬

‫بفرما. «سرورم».‬

‫تو واقعاً یه جوون بی‌سوادی هستی.‬

‫آقای «نویری»، داری کی رو مسخره می‌کنی؟ «فرانسه» رو؟‬

‫بگو بله یا نه؟‬

‫بگو: «بله، من (فرانسه) رو مسخره می‌کنم، یا نه، من (فرانسه) رو مسخره نمی‌کنم.»‬

‫می‌گم نه.‬

‫نه؟‬

‫بله، یعنی، نه.‬

‫فهمیدم.‬

‫من دارم کشوری رو که بهم آموزش می‌ده مسخره می‌کنم.‬

‫نه، منظورم اینه که آره. نه.‬

‫این خنده‌داره؟‬

‫بالاتر.‬

‫اون یکی طرف.‬

‫آقای «نویری»، تو یه احمقی.‬

‫تو بی‌ادبی.‬

‫وقاحتت حد و مرز نداره.‬

‫آقای «نویری»، تو به هیچ دردی نمی‌خوری.‬

‫تو جات توی جنگله.‬

‫یالا! برو بیرون!‬

‫این رو به خاطر بسپارید،‬

‫خانم‌ها و آقایان.‬

‫که «دبیرستان فرانسوی» در «بیروت»‬

‫تجسم مأموریت فرانسه است.‬

‫فراموش نکنیم که «فرانسه» کشور شما رو به وجود آورد،‬

‫مرزهای شما رو ترسیم کرد،‬

‫و به شما صلح رو یاد داد.‬

‫ما بودیم که پایه و اساس تمدن شما‬

‫و قانون اساسی شما رو بنا کردیم.‬

‫بدونید که آموزش،‬

‫به‌ویژه آموزش فرانسوی،‬

‫تنها راه برای رهایی از عادت‌های بدوی شماست.‬

‫بنابراین،‬

‫کتاب‌هاتون رو باز کنید.‬

‫موضوع اینه. همه آماده‌اید؟‬

‫نگهبان ساختمونی با رفتاری تند با شما برخورد می‌کنه‬

‫چون فکر می‌کنه شما دزد هستید.‬

‫نگهبان ساختمونی با رفتاری تند با شما برخورد می‌کنه‬

‫چون فکر می‌کنه شما دزد هستید.‬

‫«۱۳ آوریل ۱۹۷۵»‬

‫واکنش خودتون و اینکه چطور تموم شد رو توصیف کنید.‬

‫واکنش خودتون و اینکه چطور تموم شد رو توصیف کنید.‬

‫در ابتدا، مقدمه چینی.‬

‫دوم، بسط دادن موضوع.‬

‫در آرامش.‬

‫مامان!‬

‫بی‌مسئولیتی کردی!‬

‫پسرم، این چه حرفیه می‌زنی؟‬

‫راست می‌گم. می‌دونی من آخرین کسی بودم که منتظر موندم؟‬

‫همون لحظه‌ای که خبر رو از رادیو شنیدم،‬

‫سریعاً دادگاه رو ترک کردم. دو ساعته دارم رانندگی می‌کنم تا بهت برسم.‬

‫- بابا کجاست؟ - امیدوارم برگشته باشه خونه.‬

‫مردان مسلح نقاب‌دار حزب «کتائب» حمله کردند...‬

‫جایی که اعضای حزب «کتائب» به سمت... تیراندازی کردند.‬

‫- مامان، چه اتفاقی داره می‌افته؟ - هیچ‌کس نمی‌دونه چی داره می‌شه.‬

‫من می‌دونم.‬

‫…به سمت «تل الزعتر».‬

‫پیش از این حادثه...‬

‫خاله «هاله»، پسرت امروز معرکه بود.‬

‫خفه شو!‬

‫پسرت امروز تصمیم گرفت...‬

‫…برای آزادی «فلسطین» منجر به کشته و زخمی شدن ۶ نفر شد...‬

‫خاله «هاله»، پسرت خوشحاله.‬

‫- همیشه می‌خوای همین‌طور باشی؟ - مامان، من امروز هیچ کاری نکردم.‬

‫این دوستم رو که می‌شناسی، دوست داره از خودش داستان دربیاره.‬

‫- دیگه کافیه. - ساکت شو!‬

‫اون توی زمین بازی بود...‬

‫«طارق»، «عمر»، تمومش کنید.‬

‫می‌شه دست از سرم برداری؟‬

‫خداحافظ «عمر».‬

‫با دست‌هات غذا نخور.‬

‫مامان، من ساردین می‌خوام.‬

‫ساردین. هر روز ساردین می‌خوای.‬

‫«هاله»، سال ۱۹۶۳ رو یادت میاد وقتی توی دانشگاه بودیم؟‬

‫بابا چی شد؟‬

‫سال ۱۹۶۳، تظاهرات دانشجویی راه انداختیم که دامنه‌اش به «الجزایر» هم رسید.‬

‫اگر ارتش دخالت نکرده بود، نزدیک بود دولت سقوط کنه.‬

‫اتفاقات امروز من رو یاد اون روزها انداخت.‬

‫مامان کجا بود؟‬

‫مادرت توی یه انقلاب دیگه بود.‬

‫توی انقلاب من بود.‬

‫عشق قوی من.‬

‫«ریاض»،‬

‫کی پشت این حمله بود؟‬

‫فکر می‌کنم انتقام اسرائیل از فلسطینی‌هاست به خاطر اتفاقی که توی «تل‌آویو» افتاد.‬

‫این مشکل ما نیست.‬

‫چطور مشکل ما نیست وقتی توی خاک ما اتفاق افتاده؟‬

‫امروز توی دادگاه با نماینده مطبوعات اروپا ملاقات کردم،‬

‫می‌دونی بهم چی گفت؟ گفت که «لبنان» با تغییرات اساسی روبرو خواهد شد.‬

‫تغییرات اساسی؟‬

‫چه نبوغی!‬

‫خاورمیانه ۱۰۰ ساله که داره تغییرات اساسی رو پشت سر می‌گذاره.‬

‫اما بشنو چی بهم گفت: «برای زمستونی طولانی آماده باشید.»‬

‫مگه غرب از کی تا حالا مسائل شرق رو می‌فهمه؟‬

‫و حالا دارن تحلیلش می‌کنن؟‬

‫باهات موافقم.‬

‫فکر می‌کنم تا چند روز دیگه یکی از سناتورهای آمریکایی رو بفرستن اینجا‬

‫تا این‌ور و اون‌ور مذاکره کنه و قضیه تموم بشه.‬

‫تابستون آینده هم می‌ریم به قشنگ‌ترین سفر کمپینگ توی «فرانسه».‬

‫نه، مرسی.‬

‫من هر روز می‌رم «فرانسه».‬

‫مامان، بابا، این رو ببینید.‬

‫ببین.‬

‫اونجا.‬

‫بابا، اینا چیه؟‬

‫اینا منورن.‬

‫الله أكبر،‬

‫الله أكبر.‬

‫الله أكبر…‬

‫ای «ابوخضر»!‬

‫ای «ابوخضر»!‬

‫لعنت به تو وقت سحر!‬

‫چرا قبل از طلوع خورشید داد می‌زنی؟ چرا صبر نمی‌کنی؟‬

‫کجایی؟‬

‫چرا اون خروس کوفتیت رو ساکت نمی‌کنی؟‬

‫وگرنه حسابی حالش رو جا میارم.‬

‫مغزش رو می‌ترکونم. می‌شنوی چی می‌گم؟‬

‫دیگه خسته شدم!‬

‫لعنت به تو و خروست.‬

‫اینجا که باغ وحش نیست!‬

‫خدا درد و بلا به جونت بندازه.‬

‫نه، به جون تو.‬

‫یالا «طارق»، مدرسه‌ات دیر می‌شه!‬

‫مجبوری هر روز این کار رو بکنی؟‬

‫مدرسه؟‬

‫امروز چت شده؟‬

‫مراقب حرف زدنت باش پسر!‬

‫بهتون گفتم که امروز تعطیله!‬

‫«باستیل» رو بستن.‬

‫گوش کن بابا! بیا مرد و مردونه حرف بزنیم.‬

‫دیروز، مادام «ویارد» اومد پیشمون، خب؟‬

‫به فرانسوی گفت،‬

‫که به عربی یعنی، «سر کلاس نیاید.»‬

‫بعد بهش گفتم.‬

‫- کیه مامان؟ - نمی‌دونم. یالا بریم.‬

‫آره، بهش گفتم من میام مدرسه حتی اگه از روی زمین محو بشه.‬

‫بعد بهم گفت: «آقا، نیازی نیست بیاید.» حالا روشن شد؟‬

‫پسرم، اگه مدرسه بسته بود برمی‌گردیم خونه، همین.‬

‫بسته‌ است.‬

‫باورم نمی‌شه. آدم‌ها دارن می‌میرن و تنها چیزی که شما بهش فکر می‌کنید درس و مشقه.‬

‫حرکت کنید!‬

‫آهای روزنامه‌فروش!‬

‫همه روزنامه‌ها رو دارم.‬

‫«النهار» و «لوریان» رو بهم بده.‬

‫روزنامه «النهار» و بقیه روزنامه‌ها.‬

‫روزنامه «النهار» و بقیه روزنامه‌ها.‬

‫«امروز ۳۱ نفر کشته شدند»‬

‫«حادثه در (عین الرمانه).»‬

‫۳۰ کشته و تعدادی مجروح. از پادشاهان و رؤسای جمهور عرب کمک می‌طلبد.‬

‫و (جمایل) اسرائیل را به ایجاد این حادثه متهم می‌کند»‬

‫- می‌فهمی چی داره می‌شه؟ - منم بیشتر از تو نمی‌دونم.‬

‫حرکت کنید! راه رو باز کنید!‬

‫- چه خبره? - به رانندگی ادامه بده!‬

‫- یالا! - سریع!‬

‫سریع!‬

‫برو!‬

‫- برو! - سریع!‬

‫مدرسه‌ام دیر می‌شه.‬

‫- تندتر! - ادامه بده!‬

‫کارت شناسایی.‬

‫این دو نفر کی هستن؟‬

‫زن و بچه‌ام.‬

‫کجا می‌ری؟‬

‫داریم بچه رو می‌بریم مدرسه.‬

West Beirut subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left