لومړۍ 200 کرښې.
اومد
یالا! بجنب! یه ربع دیر شده
زودباش!
- یه لحظه! فقط ابروهات - جون من. وقت نیست
هی!
رو صحنه
تو این دو و نیم سال گذشته، خیلیهاتون من رو قهرمان خطاب کردین
- قهرمان! - شجاع!
نه، اشتباه میکنین. من قهرمان نیستم
من فقط یه آدم عادیام که شجاعتش رو داشت
که جلوی تروریستها زانو نزنه
به همین خاطر... به همین خاطر امروز میتونم اینجا باشم
احترامم سر جاشه
در حالی که اون موشصفتها...
هنوز تو لونههاشون قایم شدن
بعضیها از اون آدمرباها خوششون میاد
- امکان نداره! - بله، باور کنین
اونا رو بامزه میدونن
و من همش از خودم میپرسم... آیا یه جنایتکار خندهداره؟
- نه! - نه!
آیا یه تروریست میتونه قهرمان تلقی بشه؟
نه!
به اصطلاح پروفسور رابین هود چطور؟
- نه! - نه! هلسینکی...
هیولایی از بالکان
یه ماده انفجاری وصل کرده بود به سینهام و 24 ساعت زجرم داد
آیا این فرد میتونه الگوی کسی باشه؟
- نه! - نه!
فقط امیدوارم...
در لحظه لحظهی زندگی رقتانگیزش، بابت کارش عذاب وجدان داشته باشه
من به دنوِر معروف حمله کردم
اونم با یه قیچی کند
اون یه تفنگ ام16 داشت
خودکشی بود؟
شاید، ولی نتیجهش این شد که اولین گروگانها تونستن فرار کنن
هرچند در ازاش کسی رو ازم گرفت که بیشتر از هر چیزی دوستش داشتم
مونیکا گازتامبید
- فراموشش کن! - عشقم!
آره، منم یه اشتباهاتی داشتم
مرد بیوفایی بودم
مرد خودخواه و پستی بودم
نتیجهش این شد که...
همهچیزم رو از دست دادم
این روزا، هر روز صبح
بیدار میشم و به این فکر میکنم که چه بلایی سر پسرم اومده
برو کنار ابله!
کون لق خودت و اون موزهای گندیدهات!
عاشقتم!
زندگی...
زندگی از دست میره اگه تصمیمت رو نگیری
و بگی هر چی بادا باد
من گروگان بودم ولی همهمون گروگان یه چیزی بودیم
بله!
برای مواجهه با این حقیقت...
باید تصمیم قطعیتون رو بگیرین
من تصمیمم رو میگیرم!
با مشکلاتم رو در رو میشم! باهام تکرار کنین!
تصمیمم رو میگیرم!
با مشکلاتم رو در رو میشم!
تصمیمم رو میگیرم! با مشکلاتم رو در رو میشم!
تصمیمم رو میگیرم! با مشکلاتم رو در رو میشم!
اسمم توکیو ـه
منو یادتونه؟
تو کارائیب
بیشتر از دو ساله که زندگیم شده مثل یه فیلم عاشقانه
غذامون رو خودمون صید میکنیم
لخت، دیوانهوار...
ولی با مقداری تجملات
و تمام اینا در شُرف به گا رفتنه
بخاطر یه فکر ساده که داره تو سرم میفته
بیشتر از دو ساله که اینجاییم
دو سال زندگی تو بهشت
بهشت وقتی خوبه که زندگیت کسلکننده
و پر از راهبندونه...
اونجوری یه وقتا میری بهشت
میخوای یه تنوعی ایجاد کنی، مگه نه؟
و منم تو این برنامه نیستم...
درسته؟
این مدت خوش گذشت
ریو...
باید از اینجا برم
به شلوغی نیاز دارم
به آدما نیاز دارم
میخوام از فردام خبر نداشته باشم
درک میکنم
منم میرم
یکم ماجراجویی برای جفتمون خوبه
شاید یه مدت کوتاه باشه ولی مطمئن نیستم
بهتره بگیم همیشگیه
محض اینکه خواستیم با هم حرف بزنیم
یه تلفن ماهوارهایه. با هلسینکی از بازار سیاه خریدمش
- ریو... - ثبت نشدهست
هر سه روز ساعت 6 عصر روشنش کن
پنج دقیقه روشن نگهش دار که اگه یکیمون خواست زنگ بزنه بتونه
بعد اگه تماسی گرفته نشد خاموشش کن
باشه؟
شمارهام پشتشه
زودباش...
چیزی نمونده هوا تاریک بشه
بترکون
بترکون
میتونم یه مدت دختر خوبی باشم
ولی یواش یواش اون روی شیطونم خودشو نشون میده
تا اینکه در نهایت منفجر میشه
و وقتی اون روم بالا میاد
سه روز مثل برق و باد میگذره
اونقدر زود میگذره که تنها کار مهمت رو یادت میره
توکیو، بردار...
لعنتی، توکیو روشنش کن
گندش بزنن!
موقعیت ریو در عرض یه ثانیه از جزایر گونا یالای کارائیب
به یوروپل رسید
بعد هم تو 50 ثانیه از یوروپل رسید به مرکز اطلاعات ملی
الو؟
کمتر از یه دقیقه بعد
پریتو بیدار شد
- پریتو هستم - سرهنگ
یوروپل رد "آنیبال کورتس" رو تو یه جزیره تو پاناما زده
همین الان با پلیس پاناما تماس بگیر!
مال من حتی سریعتر بهشون رسید
هدف خارج از شهره
تلفنه ایمن بود
ولی فروشندهی لیبیاییش نه
شاهین به روباه یک، داریم راه میفتیم
سلام ریو
خودشه
سلام توکیو
تأیید شد. توکیو ـه
پلیس تو راهه
ببخشید بابت تأخیر
حالت چطوره؟
اینجام. سه روزه دارم تو این جزیره کوفتی زمان رو میگذرونم
پلیس تو "سینتا کوسترا"ست
زودباشین، زودباشین!
دیگه نمیتونم تحمل کنم. نمیتونم غذای گونایی رو تحمل کنم
بابا لامصبا من با پیتزا و همبرگر و سیبزمینی سرخکرده و سوسیس بزرگ شدم
اونا رو میخوام. نمیخوام با این آدما باشم!
حتی نمیشه خندوندشون!
پلیس در حال ورود به محله توریو ـه
یالا دیگه، بجنیبین!
میخوام باهات باشم
و برقصیم و انقدر مست کنیم که مردمک چشممون مثل چشم راکون بشه
من اینو میخوام توکیو، ای بابا!
حتی اگه فقط یه قرار باشه
پس قرار میخوای؟
بله که قرار میخوام
پس یه شهر انتخاب کن
من میام اونجا
ریو دو ژانیرو
- دهنتو! - چی؟
- قایقهای گشت اومدن - چی؟
قایق گشت!
فرار کن توکیو! پیدامون کردن
داریم وارد میدون شهر میشیم
تیم آلفا، از کوچه برید
از پشت! ساختمون رو محاصره کنید!
تیم آلفا از کوچه برید!
واینستین! زود!
شاهین به روباه یک، هدف رو نمیبینیم
خالیه. میریم جلوتو
"کوبتا"، از کوچه "بودگون"
تو "کورالا دل مورتو" برید
بجنبین! بجنبین!
کوبتا، اون تو حیاطه
محاصرهش کردیم
گیرت انداختم زنیکه!
براوو 2 در موقعیت
براوو 1 در موقعیت
- آماده - برو برو!
- تفنگاتون رو بیارید پایین! - تفنگاتون رو بیارید پایین!
آروم. تفنگاتون رو بیارید پایین
خیر. اون نیست
- دهنتو! - لعنتی
زنیکه
از اون طرف!
برو برو برو!
یالا برو!
گناهکار
گناهکار
هر وقت که به لحظات شادم
فکر میکردم حس گناهکار بودن بهم دست میداد
لحظاتی که با ریو
بعد از آزاد شدنمون داشتم
خانوما و آقایون
370 کیلومتر
دیگه وارد آبهای بینالمللی شدیم
باریکلا!
No comments yet. Be the first to leave one.