لومړۍ 198 کرښې.
« منزل خونآشامها »
اخیراً یه کاسهای زیر نیمکاسۀ گیزموئه
عبوس شده، حواسپرت
مثل مردی سَروْسِردار
« لازلو »
منظورم اینه، هنوز هم مستخدم کاملاً قابلقبولیه
ولی فقط یه جای کارش میلنگه
،اینکه چی هست، نمیدونم
اما قصد دارم تهتوش رو در بیارم
پس همهمون اینجائیم. خوبه
اگر بتونم توجه کاملتون رو داشته باشم - چی؟ -
برای چند دقیقه؟ - مطلقاً نه - نه -
پس، الآن واقعاً خونآشام نیستی؟
« گییرمو »
هوم؟ - مگه به دوستت درِک پول ندادی -
...که تبدیلت کنه به - الآن دربارۀ اون حرف نمیزنیم -
رفتارش غیرعادی شده
اگه یک نفر باشه که بتونه ته اینجور چیزها رو در بیاره اون یک نفر منام. چرا؟ چون من سلطان ماتحتهام
...همونطور که داشتم میگفتم - :چندتا سؤال. اولیش -
،چرا؟ و همچنین - باشه، میدونید چیه؟ -
کی این حق رو به تو داده؟ - ...باشه، من فقط داشتم -
من یه پرسش تکمیلی دارم
باشه
آره
ناجا، لِزلو، کالین رابینسون، لطفاً
من دوست دارم بشنوم گییرمو چی واسه گفتن داره
از آخرین باری که من رو دیدید، خیلی چیزها عوض شده
من توی شرایط واقعاً خوبیام
« نندور »
همهش هم بهلطف یک کتاب حکمت باستانیه
که یافتم که در کتابخانۀ جلدهای باارزش لازلو سالها بود که مدفون افتاده بود
،این کتاب به من یاد داده که بر روی چیزهایی که واقعاً مهمه تمرکز کنم
مثل اینکه کی مشکلی نداره و کی مشکل داره
« من خوبام، تو خوبای (من مشکلی ندارم، تو مشکلی نداری) از تامس هریس »
ممنون از بهاشتراکگذاری، گییرمو
تو مشکلی نداری
من که هنوز چیزی نگفتم - پس اون هیچ مشکلی نداره -
خیلیخب. میخوام دربارۀ یه چیز خیلی مهم حرف بزنم
،اگه دربارۀ نزدیکیهای جنسی منه
دکتر رو دیدم و آزمایش رو هم دادم
نه، اون پرسشوْپاسخِ «کازمو» با عنوان «شما کدام نماد «سکس و شهر» هستید؟» بود که انجام دادی
و من «کیم کاترال» بودم - اوه - اوه -
حالا، من اصلاً نمیدونم اون کی هست، ولی مادامی که شهوتانگیز و پایۀ دادن باشه، حله
تشخیص پزشکی مساعدیه - ،خیلیخب، چیزی که میخوام دربارهش حرف بزنم -
ایمنی خونآشامیه - ادامه بده -
شما همهتون دارید توی پوشوندن خونآشامگراییتون در ملأعام شلخته میشید، باشه؟ داره خیلی خطرناک میشه
چیه مگه حالا؟
اگه کسی متوجه شد، راحت مثل همیشه هیپنوتیزمش میکنیم
نه، اخیراً توی اون کار خیلی زیادهروی کردید - بله، ولی دارم توی اون کار واقعاً بیمشکل میشم -
تو مشکلی نداری؟ - من خوبام -
نه، نه، نه. نه، نه
فراموش خواهید کرد که کسی سکندری خورد و اینکه چه کسی بود
فقط میترسم که هیپنوتیزمها بخش رو خنگتر و خنگتر کنه
ما توی «استتن آیلند» زندگی میکنیم. هیچکس متوجه نمیشه
،یک چیزهایی هست که تو هیچوقت درک نمیکنی
چون خونآشام نیستی - آره -
نکتۀ بسی خوب - دقیقاً -
...ولی حتی اگه خونآشام هم بودم، من
ما باهات نمیخندیم، بهت میخندیم
میدونید چیه؟ بسه، باشه؟
روی من حساب نکنید که همیشه باشم تا ازتون محافظت کنم
من که تا ابد نیستم
واقعاً؟ کجا میری، دیوید اتنبرو؟
همین الآن؟ - بله -
از این اتاق میرم بیرون - اوه، بالأخره -
و اون هیچ مشکلی نداره
ببینید، بچهها، لطفاً، میشه فقط یک دقیقه گوش بدید؟
لطفاً، میشه... میدونی چیه، هیچ مشکلی نیست
مشکلی نیست. بیاید قالش رو بکّنیم
در رو قفل کن
در رو... لطفاً در رو قفل کن
،پس، آره، 16 روز پیش
...من یه تصمیم بیفکرانه گرفتم که به درِک بگم
من رو خونآشام کن
حتماً، پسر
اوه. وایسا. هنوز نه، ببخشید - ...فقط -
...میدونم، ولی فقط میخوام
ژاکتم رو در بیارم - آره، البته، البته -
فقط نمیخوام کثیف بشه
مامانبزرگم دادتش بهم - هوم -
...و
اولش کمی اضطراب داشتم، و بهگمونم بار اول همیشه... اضطرابآوره؟
آ... خیلیخب
این هم از این - بله -
آره - آره -
من آمادهام
،درِک
توالت مشتریها دوباره گرفته
میدونی چیه؟ باید ترتیب این رو بدم
وایسا، چی؟ الآن؟
اگه الآن انجامش ندم، ملت کارشون رو روی همون ،چیزهایی که هست انجام میدن، و باور کن
اونوقت هیچکس خوشحال نیست - ...درِک، بعداً. بعدِ -
اوه، بله، البته، بله
میدونی چیه؟ ترِور همهش بهم میگه که مهارتهای مدیریت وظایف بدی دارم، میدونی؟
اول، تو رو تبدیل به خونآشام میکنم
بله - بعد توالت رو تمیز میکنم -
من آمادهام
،درِک نزدیک شد
...و سرانجام
چیکار داری میکنی؟
فقط... دارم... دستگاه صدات رو به رخ میکِشم
چرا گذاشتیش روی تنظیمات شب بارانی در قلعۀ نشتیدار»؟»
...اه
مخلوقات شب
چه موسیقیهای زیبایی تصنیف میکنن
تنظیماتی برای «شیون بنشی» هم داره
صدای سفید - «و «یتیمخانۀ متروکه -
«چشمک بزن، ستارهکوچولو»
خیلی مورمورکننده - ارباب، چیزی هست که باید با من درمیون بذارید؟ -
بله
هست
...گییرمو
ما میدونیم چرا اخیراً انقدر عجیب رفتار میکنی
میدونید؟ - هوم -
عصبانیاید؟
بله
از دست خودمون عصبانیایم
که تولدت رو فراموش کردیم
من مشکلی ندارم و تو مشکلی نداری، ولی این مشکل داره
،برای یک انسان
تولد روز افتضاحیه
ما تولدش رو فراموش کردهایم - اوه، بله -
نه، واقعاً فکر نمیکنم مسئله تولدش باشه
و اگه هست، چه سلیطهای
تولدش کِیه؟ - ...آ -
راستش رو بخوای، نمیدونم
مخلوقات بینوا فقط
دویست، خونۀ پُرش سیصد سال عمر میکنن
پس بهصرف یک شام تولد میبریمت بیرون
قشنگترین ژاکت تخمیت رو تنت کن
و توی رستوران میبینیمت - ...چه -
چه رستورانی؟
:پس، همه رو بریزم روی داریه
من برگشتهام به نیرویکار
« کالین رابینسون »
من کالین رابینسون هستم. من امروز سفارشتون رو میگیرم
پس، توی فکرشایم چی رو ملچملوچ کنیم؟
تصمیم گرفتم که وقفهای در زندگی ادارهای ایجاد کنم
چطوره که یه «پروسکسی» برای شما دو تا ترتیب بدیم؟
نحوۀ جالبی برای گفتن «پروسِکو»ـه
...«پروسِکو»
صرفاً چون فرصتهای تغذیهکردن
در صنعت خدمات بسیار زیاده
سُس اضافه. اخ
،آ... میتونم از سرآشپز بپرسم
ولی احتمالاً نشدنی باشه
متنفرم گریهکردنت رو ببینم - من که گریه نمیکنم -
...من فقط... میخوام
دستدرازیم رو ببخشید
اِیوای
،فقط میخواستم به شما دو تا سر بزنم
ببینم طعموْمزه چطوره
به دسر فکر کنید
استیک بیاستخوان - آها -
پخت متوسط
سالاد سزار ولی بدون نان کروتن
مطمئناید همۀ اینها رو یادتون میمونه؟
آره، من هیچوقت چیزی رو یادداشت نمیکنم
حله. فکر کنم بدونم چی میخواید
نوش جان
هی، جماعت، اسم من کالینـه
من امشب خدمتگزارتون هستم
کُل گروهتون اومده؟
نه. امشب، گیزمو سوار بر «اوبر» خواهد آمد
اوهوم - باشه. تا کُل گروه نیومده باشه، واقعاً نباید بنشوننتون -
میشه ازتون بخوام برید توی شاهنشین شلوغ جایی که دود سیگار میاد داخل، وایسید؟
گُه نخور. فقط یه چیزی برامون بیار تا به نظر برسه مشغول خوردنایم
،«خیلی هم خوب، «هالاپینو پاپر»، «هالاپینو پاپر
،«هالاپینو پاپر»
و یکی دیگه برای میز
،عروسک من
میخوای بیای بالا و به ما ملحق شی؟ - نه، ازت متنفرم و میخوام بمیرم -
،موقعی که کابارۀ خونآشامی رو اداره میکردم
« لازلو و ناجا »
ممکنه یهخرده زیادی... با خون الکلی
دمپر شده باشم
...و بعد، یک شب، بهقدری سگمست شدم
که نشستم روی عروسکم
و پاهاش رو با واگنم قیمهقیمه کردم
انقدر «دبی ضدّحال» نباش
بیا و به جشن تولد انسانی ملحق شو - بله، هان؟ -
کاری که با پاهای من کردی غیرقابلبخششه
ناجا پایینتنۀ من رو لهوْلورده کرد
« عروسکی که روح ناجای انسان مرحوم در آن زنده است »
باسنم هیچ مشکلی نداره
اِه، قضاوت اون با منه
و راهحل کالین رابینسون
چیزیه که من بسی دوست ندارم
بیخیال، تو میتونی ملکۀ رستوران باشی، هان؟
دکمه رو فشار بده، عزیز من - جرئت نداری دکمۀ روی انگشت پام رو فشار بدی -
اوه، بیخیال، خیلی کِیف میده
!نه! راستش اصلاً هم حالم خوب نیست
!کون-کون-کون لق همهتون - فکر کنم -
!آخ! بسه
من رو برگردون به زیر میز
اوه، چیکار کردم؟ - خودت میدونی چیکار کردی -
هیچوقت من رو نمیبخشی، مگه نه؟ - اوه، نه -
کالین رابینسون
No comments yet. Be the first to leave one.