F is for Family

F is for Family

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

F is for Family S03 Complete WEB x264-STRiFE
F is for Family S03 Complete 720p WEB x264-STRiFE
F is for Family S03 Complete 1080p WEB x264-STRiFE
F is for Family S03 Complete 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
F is for Family S03 Complete 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
په خپور شو: 2020-06-01
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫اوه. تابستون سال 61

‫اولین مهمونی چهار جولایمون

‫اوه اون آقا مهربونه که ‫همیشه کلاه سرش بود کی بود؟

‫اون همبرگرای عالی‎ای درست میکرد

‫البته. خیلی با مزه بود. ‫همیشه یه جوکی تو آستین داشت

‫الان کجاست؟

‫سال 63 یه تیر تو مخ خودش خالی کرد

‫اوه. درسته

‫اسمش چی بود؟

‫نمیدونم

‫خدایا دلم واسه اون ‫همبرگرا تنگ شده.

‫-دریاچه‎ی واوایاندا چیه؟ ‫-میفهمی

‫جاییه که می‎خوایم بریم تعطیلات

‫تابستون بی نظیری میشه

‫رژه‎ی یادبود فردا

‫مهمونی بلوک روز چهارم

‫مسابقه فوتبال

‫آتیش بازی. وای آبجوی خنک ‫تو یه شب گرم.

‫به خاطر اینه که خارجی‎ها ‫رو میکشیم بچه‏ها.

‫ببین چه جوون بودیم.

‫آه فرانک تو خیلی خوشتیپ بودی

‫آره. عینک خوشگلیه بابا

‫انگار از بادی هالی قبل از اینکه بمیره گرفتیش ‫

‫راست میگی. آره. خوب گفتی بیل

‫خدای من. شبیه جو مورلو شدی

‫جو مورلو کدوم خریه؟

‫یه درام زن جاز تو گروه دیو بروبکه

‫بدون عینک عملاً کوره

‫عملاً گواهی تولدت ‫میگه یه میمونی

‫اوه. خیلی باهوشه نه؟

‫کونت پارست.

‫آروم بگیرید.

‫آه. چه قدر دوست داشتنی

‫فرانک، عزیزم، کی فیلم می‌گرفت؟

‫گومر خوب و قدیمی

‫اون روزا اوقات خوشی داشتیم

‫اوه عاشق اون کاغذ ‫دیواری شده بودم

‫رویای نرگس‎ها

‫می‎خواستم کل اتاقو اینجوری کنم

‫و بعدش بیل کوچولو به دنیا اومد

‫واسه همین یه مدت ‫وقفه انداختم

‫مامان، این واسه پونزده سال پیشه

‫بعد به من میگی هیچ کاری رو ‫به آخر نمی‎رسونم

‫خوب گفتی، کوین

‫اوه، خدای من، حق با توئه

‫بامزه نبود، کوین

‫-باید همین الان تمومش کنم ‫-نه، نه، عزیزم

‫بشین

‫کاغزدیواری رو تموم کردم. ‫دانشگاه رو تموم نکردم

‫هیچی رو تموم نمیکنم

‫اون نصف گالن بستنی رو ‫امروز صبح تموم کردی

‫عالی بود، کوین، اشک مادرتو در آوردی

‫تو حامله‎اس کردی

‫هی، اون یه اتفاق شاد بود ‫عین تک تک شما کیریا

‫این کل کاریه که بلدم انجام بدم؟ ‫بچه زاییدن؟

‫نه! نه!

‫سالاد خشک کن چی؟

‫آره مامان، بهترین چیز دنیاست ‫دائماً تو تلویزیونه

‫ازش پولی در نیوورد، پلشت

‫اون تنها فرصتم بود، و حالا از بین رفته

‫عزیزم، آروم باش

‫اختراع جدیدت از قبلی هم بهتره

‫امیدوارم اون یکی رو کسی ندزده

‫کوین، خفه خون می‌‍‎گیری؟ ‫عزیزم، گریه نکن

‫بیا یه بار دیگه اوقات شادمونو نگاه کنیم. ‫ببین، چقدر خوشحال بودیم

‫برش می‎گردونیم. برش می‎گردونیم.

‫اه، محض رضای خدا

‫آشغال ژاپنی لعنتی

‫ترجمه‎ای از: ‫thetrueali

‫Telegram: @thetrueali

‫لعنت بهت. هر سال ‫این بازی رو در میاری

‫برو توی اون سوراخ کیری ‫مادر جنده‎ی لعنتی

‫فرانک؟

‫روز یادبود مبارک، بروبکس

‫رژه سر ظهر شروع میشه. پس بهتره ‫ساعت هشت بریم که بهترین جا گیرمون بیاد

‫تو بیدار کردن کوین شانس بیاری

‫اوه، نیازی به شانس ندارم

‫آتش در گودال

‫این چی بود؟ یا خدا!

‫یا خدا!

‫گوش کن

‫امروز سوت آغاز تابستونه

‫می‎ریم رژه‎ی روز یادبود...

‫و به عنوان یه خانواده اوقات ‫خوبی رو خواهیم داشت

‫همونطوری که هر سال داریم

‫آماده‎ی یه کم خوش گذرونی هستید؟

‫-آره ‫-خوبه

‫چون اگه یکی از شما دو تا ‫پسرا امروز رو واسم خراب کنه...

‫اونوقت خدایا کمکم کن، چون این ‫صندلیا رو در حالی که هنوز لاشید تا می‎کنم...

‫و می‎کوبونمتون توی اون دیوار کیری

‫آها اومد

‫اوه، امروز اوقات خوشی رو ‫می‎گذرونیم، سو. لذت خالص

‫مجبور نیستی به زور خودتو ‫شاد نگه داری تا من رو سر ذوق بیاری

‫-الان حالم خوبه ‫-خودمو مجبور نمیکنم

‫واسه امروز هیجان زدهام

‫تو عاشق رژه‎ای

‫-تویی که عاشق رژه‎ای ‫-و عاشق تو هم هستم

‫به همین سادگی. می‎بینی؟ ‫ریاضیه

‫انتقال متغیرها توی ریاضی ‫این طوری نیست، بابا

‫هیسس

‫عزیزم، تعطیلاته. امروزو مرخصی بگیر

‫هی، فرانک. میری رژه؟

‫خوب می‎دونی، رفیق

‫خب، خوش بگذره

‫من و اولن توی خونه می‎مونیم

‫باید حواسمون به خونه‎ خالی ‫اون بغل باشه

‫نمی‎خوایم هیچ آدم چندشی ‫بره داخل و می‎دونی...

‫روی فرش برینه یا... ‫توی ظرف صابون جق بزنه

‫همسایه‎ی خوبی هستی، گوم

‫تو ماشین به سمت خوش‎گذرونی!

‫جای معمولیمون اینه. آه، عالیه

‫اگه کسی خواست بگیرتش ‫انگشتتونو بگیرید سمتشون و داد بزنید...

‫بهم دست زد! بهم دست زد!

‫بهم اطمینان کنید، ‫ازتون دور میشن و سریعم دور میشن

‫اوه، صبر کن نزدیک بود تبلیغامو ‫جا بذارم

‫عزیزم، باید الان اینا رو ‫پخش کنی؟

‫آه، آره باید پخش کنم

‫باید این محصول رو قبل از ‫اینکه بچه به دنیا بیاد بفروشم

‫عزیزم، تو کلی زمان داری

‫به موفقیت بزرگی می‎رسی

‫امروز تعطیلیه

‫آروم باش و...هی!

‫به اون پرچم وصل شده ‫به اون دیوار احترام بذار

‫گور بابات، پیرمرد!

‫گور بابام؟ گور بابات!

‫از اینجا گم شو، تخم عن!

‫ممنون واسه آبجو، کس‎مغز

‫آره! بهتره فرار کنی از من!

‫همه‎ی حرفم اینه که ‫باید آروم باشی، سو

‫اوم

‫-عاشق کلاهتم، پرنسس ‫-ممنون، بابایی

‫تا موقعی که دووم داره، ‫ازش لذت ببر، پرنسس

‫وقتی بچه‎ی جدید بیاد، تو عین ‫بقیه‎ی ما میشی اخبار قدیمی

‫این حقیقت نداره

‫چرا، داره

‫این کیری مقام همه‎ی توجه ‫سمت من رو دزدید

‫من قبلاً لونی بودم که بامزه بود. ‫پرنسس هم من بودم

‫واقعاً؟

‫بادکنک، پرچم، کلاه‎های عمو سام

‫کس و شرای وطن پرستانهتون که به دست کودکای ‫تایوانی بدون حق انتخاب ساخته شده، بخرید

‫اون اسموکیه

‫هی، اسموکی

‫هی، فرانک مورفی

‫کون صاف ولی باکلاس

‫فرانک مورفی بی ناموس

‫پسر، شنیده بودم مردی

‫سو، ایشون رئیس قدیمیم ‫اسموکیه

‫خوش‎وقتم که بالاخره دیدمتون

‫آه، شما مرغ عشقا پیش هم موندید

‫خیلی واستون خوش‎حالم

‫و حدس بزن چی شده؟ ‫یه بچه دیگه تو راهه

‫اوه واقعاً؟

‫خب، من باید برم

‫بادکنک. پرچم

‫به چهل و هشتمین سالگرد رژه‎ی ‫روز یادبود شهر راستویل خوش اومدید

‫آه، برو که داشته باشیم

‫همه به سمتم دست تکون بدید

‫یالا، خوشحال تر

‫انگار که خیلی بهتون ‫خوش می‎گذره

‫من جیم جفردز از شبکه نه هستم،

‫خونه‎ی تیم اخبار ‫آب و هوا و ورزشتون

‫و من ارباب مراسمتونم

‫اسموکی گرینوود هیچ اربابی نداره

‫بیایید یه احترام نظامی درست حسابی ‫به مردان جوان مبارزمون بذاریم

‫از پایگاه آموزشی ارتش ‫کوئینت خودمون

‫بترکونید، رفقا

‫و این هم کهنه سربازان جنگ‎های ‫ناشناخته در بخش راستلند

‫اوه

‫خدایا، عاشق این کشورم

‫من جنگ رو به چشم دیدم...

‫از نزدیکی...

‫جنگ رتبه‎بندی‎ها

‫شبکه‎ی نه، رتبه‎ی سومه و داره پیش میره

‫و این هم از هواپیمایی موهیکان از شهر خودمون

‫موهیکان جدید به دست رئیس تازه‎اش ‫هدایت میشه، برندی دونبارتون

‫که می‎خواد بدونید موهیکان امن‎تر ‫از قبل برگشته

‫ما چهار ماه کامل بدون ‫هیچ مرگ هوایی طی کردیم

‫هی، چطوریه که رزی می‎تونه ‫سوار چرخ باشه و از تو نخواستن؟

‫همگی سیاه‎پوستمون رو نگاه کنید

‫خوش‎حاله و خوب غذاشو می‎دیم

‫مادرجنده

‫این هم سرکلانتر افتخاریمون

‫مبارز دسته‎ی سنگین سابق ‫میکی ایرلندِ ایرلندی

‫هی، میکی ایرلندیه

‫اوه، کیر توش

‫اوه، تاحالا این همه خون یه جا ندیده بودم

‫من دیدم

‫وقتی اون یارو جلو چشمم منفجر شد

‫سه ماه پیش بود، بیل. ‫هلش بده پایین

‫- وقتی چشمامو می‎بندم ‫- هی

‫گفتم هیچ‎وقت راجع بهش صحبت نکنید

‫حالا تمومش کن قبل از اینکه ‫تصمیم بگیرم واسه کریسمس واست عروسک بخرم

‫باعث افتخارمونی، میکی

‫اوه، فرانک، خوشحالم که خوشحالی

‫و منم اوقات خوشی دارم

‫البته که داری

‫سلامتیمون رو داریم. ‫با هم دیگه‎ایم

‫از این بهتر نمیشه

‫مارین

‫ارتودنسی نانسی گیر کرد به فنس...

More Farsi Persian subtitles for F is for Family

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left