لومړۍ 200 کرښې.
اوه. تابستون سال 61
اولین مهمونی چهار جولایمون
اوه اون آقا مهربونه که همیشه کلاه سرش بود کی بود؟
اون همبرگرای عالیای درست میکرد
البته. خیلی با مزه بود. همیشه یه جوکی تو آستین داشت
الان کجاست؟
سال 63 یه تیر تو مخ خودش خالی کرد
اوه. درسته
اسمش چی بود؟
نمیدونم
خدایا دلم واسه اون همبرگرا تنگ شده.
-دریاچهی واوایاندا چیه؟ -میفهمی
جاییه که میخوایم بریم تعطیلات
تابستون بی نظیری میشه
رژهی یادبود فردا
مهمونی بلوک روز چهارم
مسابقه فوتبال
آتیش بازی. وای آبجوی خنک تو یه شب گرم.
به خاطر اینه که خارجیها رو میکشیم بچهها.
ببین چه جوون بودیم.
آه فرانک تو خیلی خوشتیپ بودی
آره. عینک خوشگلیه بابا
انگار از بادی هالی قبل از اینکه بمیره گرفتیش
راست میگی. آره. خوب گفتی بیل
خدای من. شبیه جو مورلو شدی
جو مورلو کدوم خریه؟
یه درام زن جاز تو گروه دیو بروبکه
بدون عینک عملاً کوره
عملاً گواهی تولدت میگه یه میمونی
اوه. خیلی باهوشه نه؟
کونت پارست.
آروم بگیرید.
آه. چه قدر دوست داشتنی
فرانک، عزیزم، کی فیلم میگرفت؟
گومر خوب و قدیمی
اون روزا اوقات خوشی داشتیم
اوه عاشق اون کاغذ دیواری شده بودم
رویای نرگسها
میخواستم کل اتاقو اینجوری کنم
و بعدش بیل کوچولو به دنیا اومد
واسه همین یه مدت وقفه انداختم
مامان، این واسه پونزده سال پیشه
بعد به من میگی هیچ کاری رو به آخر نمیرسونم
خوب گفتی، کوین
اوه، خدای من، حق با توئه
بامزه نبود، کوین
-باید همین الان تمومش کنم -نه، نه، عزیزم
بشین
کاغزدیواری رو تموم کردم. دانشگاه رو تموم نکردم
هیچی رو تموم نمیکنم
اون نصف گالن بستنی رو امروز صبح تموم کردی
عالی بود، کوین، اشک مادرتو در آوردی
تو حاملهاس کردی
هی، اون یه اتفاق شاد بود عین تک تک شما کیریا
این کل کاریه که بلدم انجام بدم؟ بچه زاییدن؟
نه! نه!
سالاد خشک کن چی؟
آره مامان، بهترین چیز دنیاست دائماً تو تلویزیونه
ازش پولی در نیوورد، پلشت
اون تنها فرصتم بود، و حالا از بین رفته
عزیزم، آروم باش
اختراع جدیدت از قبلی هم بهتره
امیدوارم اون یکی رو کسی ندزده
کوین، خفه خون میگیری؟ عزیزم، گریه نکن
بیا یه بار دیگه اوقات شادمونو نگاه کنیم. ببین، چقدر خوشحال بودیم
برش میگردونیم. برش میگردونیم.
اه، محض رضای خدا
آشغال ژاپنی لعنتی
ترجمهای از: thetrueali
Telegram: @thetrueali
لعنت بهت. هر سال این بازی رو در میاری
برو توی اون سوراخ کیری مادر جندهی لعنتی
فرانک؟
روز یادبود مبارک، بروبکس
رژه سر ظهر شروع میشه. پس بهتره ساعت هشت بریم که بهترین جا گیرمون بیاد
تو بیدار کردن کوین شانس بیاری
اوه، نیازی به شانس ندارم
آتش در گودال
این چی بود؟ یا خدا!
یا خدا!
گوش کن
امروز سوت آغاز تابستونه
میریم رژهی روز یادبود...
و به عنوان یه خانواده اوقات خوبی رو خواهیم داشت
همونطوری که هر سال داریم
آمادهی یه کم خوش گذرونی هستید؟
-آره -خوبه
چون اگه یکی از شما دو تا پسرا امروز رو واسم خراب کنه...
اونوقت خدایا کمکم کن، چون این صندلیا رو در حالی که هنوز لاشید تا میکنم...
و میکوبونمتون توی اون دیوار کیری
آها اومد
اوه، امروز اوقات خوشی رو میگذرونیم، سو. لذت خالص
مجبور نیستی به زور خودتو شاد نگه داری تا من رو سر ذوق بیاری
-الان حالم خوبه -خودمو مجبور نمیکنم
واسه امروز هیجان زدهام
تو عاشق رژهای
-تویی که عاشق رژهای -و عاشق تو هم هستم
به همین سادگی. میبینی؟ ریاضیه
انتقال متغیرها توی ریاضی این طوری نیست، بابا
هیسس
عزیزم، تعطیلاته. امروزو مرخصی بگیر
هی، فرانک. میری رژه؟
خوب میدونی، رفیق
خب، خوش بگذره
من و اولن توی خونه میمونیم
باید حواسمون به خونه خالی اون بغل باشه
نمیخوایم هیچ آدم چندشی بره داخل و میدونی...
روی فرش برینه یا... توی ظرف صابون جق بزنه
همسایهی خوبی هستی، گوم
تو ماشین به سمت خوشگذرونی!
جای معمولیمون اینه. آه، عالیه
اگه کسی خواست بگیرتش انگشتتونو بگیرید سمتشون و داد بزنید...
بهم دست زد! بهم دست زد!
بهم اطمینان کنید، ازتون دور میشن و سریعم دور میشن
اوه، صبر کن نزدیک بود تبلیغامو جا بذارم
عزیزم، باید الان اینا رو پخش کنی؟
آه، آره باید پخش کنم
باید این محصول رو قبل از اینکه بچه به دنیا بیاد بفروشم
عزیزم، تو کلی زمان داری
به موفقیت بزرگی میرسی
امروز تعطیلیه
آروم باش و...هی!
به اون پرچم وصل شده به اون دیوار احترام بذار
گور بابات، پیرمرد!
گور بابام؟ گور بابات!
از اینجا گم شو، تخم عن!
ممنون واسه آبجو، کسمغز
آره! بهتره فرار کنی از من!
همهی حرفم اینه که باید آروم باشی، سو
اوم
-عاشق کلاهتم، پرنسس -ممنون، بابایی
تا موقعی که دووم داره، ازش لذت ببر، پرنسس
وقتی بچهی جدید بیاد، تو عین بقیهی ما میشی اخبار قدیمی
این حقیقت نداره
چرا، داره
این کیری مقام همهی توجه سمت من رو دزدید
من قبلاً لونی بودم که بامزه بود. پرنسس هم من بودم
واقعاً؟
بادکنک، پرچم، کلاههای عمو سام
کس و شرای وطن پرستانهتون که به دست کودکای تایوانی بدون حق انتخاب ساخته شده، بخرید
اون اسموکیه
هی، اسموکی
هی، فرانک مورفی
کون صاف ولی باکلاس
فرانک مورفی بی ناموس
پسر، شنیده بودم مردی
سو، ایشون رئیس قدیمیم اسموکیه
خوشوقتم که بالاخره دیدمتون
آه، شما مرغ عشقا پیش هم موندید
خیلی واستون خوشحالم
و حدس بزن چی شده؟ یه بچه دیگه تو راهه
اوه واقعاً؟
خب، من باید برم
بادکنک. پرچم
به چهل و هشتمین سالگرد رژهی روز یادبود شهر راستویل خوش اومدید
آه، برو که داشته باشیم
همه به سمتم دست تکون بدید
یالا، خوشحال تر
انگار که خیلی بهتون خوش میگذره
من جیم جفردز از شبکه نه هستم،
خونهی تیم اخبار آب و هوا و ورزشتون
و من ارباب مراسمتونم
اسموکی گرینوود هیچ اربابی نداره
بیایید یه احترام نظامی درست حسابی به مردان جوان مبارزمون بذاریم
از پایگاه آموزشی ارتش کوئینت خودمون
بترکونید، رفقا
و این هم کهنه سربازان جنگهای ناشناخته در بخش راستلند
اوه
خدایا، عاشق این کشورم
من جنگ رو به چشم دیدم...
از نزدیکی...
جنگ رتبهبندیها
شبکهی نه، رتبهی سومه و داره پیش میره
و این هم از هواپیمایی موهیکان از شهر خودمون
موهیکان جدید به دست رئیس تازهاش هدایت میشه، برندی دونبارتون
که میخواد بدونید موهیکان امنتر از قبل برگشته
ما چهار ماه کامل بدون هیچ مرگ هوایی طی کردیم
هی، چطوریه که رزی میتونه سوار چرخ باشه و از تو نخواستن؟
همگی سیاهپوستمون رو نگاه کنید
خوشحاله و خوب غذاشو میدیم
مادرجنده
این هم سرکلانتر افتخاریمون
مبارز دستهی سنگین سابق میکی ایرلندِ ایرلندی
هی، میکی ایرلندیه
اوه، کیر توش
اوه، تاحالا این همه خون یه جا ندیده بودم
من دیدم
وقتی اون یارو جلو چشمم منفجر شد
سه ماه پیش بود، بیل. هلش بده پایین
- وقتی چشمامو میبندم - هی
گفتم هیچوقت راجع بهش صحبت نکنید
حالا تمومش کن قبل از اینکه تصمیم بگیرم واسه کریسمس واست عروسک بخرم
باعث افتخارمونی، میکی
اوه، فرانک، خوشحالم که خوشحالی
و منم اوقات خوشی دارم
البته که داری
سلامتیمون رو داریم. با هم دیگهایم
از این بهتر نمیشه
مارین
ارتودنسی نانسی گیر کرد به فنس...
No comments yet. Be the first to leave one.