لومړۍ 200 کرښې.
- الکس، با خودت چی فکر میکردی؟ - گوشیِ تام رو ضبط کردن
- من فقط میخواستم پسش بگیرم - با نفوذکردن به مدرسه
- میخواد درست مثل خودش باشم - مشکلش چیه؟
یه تصادف شاخبهشاخ بوده
عموت با سرعت غیرمجاز میرفته
هیچ بیمارستانی توی لندن کسی به این اسم رو ثبت نکرده
نمیدونم، شاید اسمش رو اشتباه نوشتن
شاید هم اصلاً تصادفی نشده
- ایان - یاسن
متأسفم، ایان
شما کی هستید؟
زیرمجموعۀ تخصصی سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا
کاری هست که میخوایم برامون انجام بدی
ازم میخواید به شما کمک کنم؟
تنها افرادی که میتونن وارد پوینت بلنک بشن نوجوونهای مشکلدار هستن
اخیراً دو مورد مرگ در تصادفِ خبرساز اتفاق افتاده
مایکل راسکو و پدرِ پارکر راسکو
گرگوری سرنکوف. عموت داشته بهش نزدیک میشده
دو مرگ، دو نوجوون، یک مدرسه
یه سروگوشی به آب میدی، هرچی که فکر میکنی مرتبطه رو بهمون گزارش میدی
اسمت الکس فرند خواهد بود، پسرِ میلیاردر، سِر دیوید فرند
این الکسه. لطفاً ورودش به پوینت بلنک رو خوشآمد بگید
- سلام - کایرا
- به الکس سلام کن - سلام به الکس
- بقیه کجان؟ - اوه، بقیهای در کار نیست
یه مشکلی داریم
- ببخشید - تام هریس، درسته؟
- میتونم کمکتون کنم؟ - یه وقت دیگه
از ماها کپی ساختن. انگار داریم تو آینه خودمونو میبینیم
قراره خودِ ما باشن
الکس به خطر افتاده
الکس رایدر، به گمونم
تمام گروگانها و کپیها شمارهگذاری شدهن
- اصلاً اسنوبردسواری بلدی؟ - بلدم
یهسری حرکات میبینیم. چندتا اسنوموبیل توی کوهستانه
چهقدر دیگه میتونی سوار هلیکوپتر بشی؟
نمیتونی اجازۀ یه مأموریت نظامی رو صادر کنی
اگه اشتباه کرده باشم، اونوقت بلانت میتونه اخراجم کنه
- تو مأمور نیستی - پس چرا اینجام؟
اگه مأمور نیستم، تو هم رئیسم نیستی. من میرم
تام؟
چطوره ولش کنیم بره و یه زندگی معمولی داشته باشه
ترجمه از مرتضی لکزایی Morteza_Lkz
قرار بود همهچی تموم بشه
اونا این حرفو زدن
کارای عجیب
باهاش کنار اومدم
کاری رو کردم که باید میکردم
پس حالا همهچی میتونه فقط...
مثل سابق باشه
قرار بود همهچی تموم بشه
و تموم شده؟
قبلش گفتی مدتیه که کابوس میبینی
بیشتر از این حرفـاست
حالا توی روز هم این اتفاق میافته
و اون تمرینهای تنفسی که با هم کار کردیم چطور، کمکی میکنن؟
آره، گمونم. گاهی
بیا برگردیم به اولش
اولین بار کِی این مرد با زخم رو دیدی؟
اولین بار توی مدرسهای که بهتون گفتم دیدمش
و الآن توی متروئه
توی سوپرمارکته
بیرون... بیرون خونهمون بود
انگار تعقیبم میکنه
ولی واقعی نیست
نه. واقعی نیست
ولی این مردی که زخم داره، بهت صدمه زده؟
نه
تهدیدت کرده؟
امم...
ازش میترسیدی؟
نه. ولی...
جوری که بهم نگاه کرد، مثلِ...
عجیب بود
ولی با عجیب نگاهکردنِ کسی به ما، دچار استرس پسازحادثه نمیشیم
فکر میکنی ممکنه دلیل دیگهای وجود داشته باشه
که این مرد برات مهمه؟
تنها چیزی که میدونم اینه که...
گرایف رو نمیبینم
استلنباش رو نمیبینم
ولی اون مردی که صورتش زخمیه رو میبینم
لندن
- سلام - سلام
گفتم خبر بگیرم. دکتر لمبرت چطور بود؟
آره. خوب بود
خوب بهنظر نمیای ولی
نه، دیوانه بهنظر میام
وقتی این حرفا رو میزنم، چهرهشو میبینم، بهم نگاه میکنه و اینجوریه:
«عقلشو از دست داده. داره از خودش درمیاره»
همچین فکری نمیکنه. هیچکدوممون این فکرو نمیکنیم
آره خب، شاید خودم همچین فکری میکنم
الکس، نباید اینقدر به خودت سخت بگیری
باشه؟ جدی میگم. خودتو زجر نده
آره، ببین، من برگشتم مدرسه. میشه بعداً حرف بزنیم؟
حتماً
جک! خوشحالم میبینمت
حالت چطوره؟
- با محیط کار آشنا شدی؟ - آره. واقعاً از اینجا لذت میبرم
بازم ممنون که منو قبول کردین
ما کارآموزهامون رو دوست داریم
و همه تعریفـتو میکنن
روی چی داری کار میکنی؟
احکام وزارت کشور درباره پروندههای حقِ نامحدودِ ساکتموندن
و نظرت دربارهش چیه؟
- مهم بهنظر میاد - خوشحالم شنیدم که اینو گفتی
اینجا ما کارمون همینه
کمکی از دستم برمیاد؟
گوشهای من هنوز بیش از چند کلمه
از کلامِ تو نشنیدهاند، بااینوجود این صدایت را میشناسم
آیا تو رومئو از خانوادۀ مونتاگو نیستی؟
ای وجود مقدس زیبا، اگر از هر دو متنفری، هیچکدام نیستم
به من بگو تو چهطور اینجا آمدی و برای چه؟
خیلیخب. صبر کنین
- مرکوتیو. از دیدنت خوشحالم - ببخشید
دندونت چطوره؟
اوه، آره، بازم باید روش کار بشه، آقا
میدونی اگه دوران شکسپیر بود،
با انبردست میکِشیدنش
بدون هیچ بیحسیای چیزی
آره، بهنظرم اگه اشکال نداره همون دندونپزشکِ خودم رو برم بهتره، آقا
بگیر بشین تا ادامۀ صحنه رو بریم
خیلی خوب بود، استف
ببینین، معلومه جفتتون این زبان رو میفهمین...
خوبی؟
...یادمون نره که یه جنگ زیر سطح اینجا در جریانه...
راستش دیگه خودمم نمیدونم
هرچی بیشتر باهاش حرف میزنم، بیشتر فکر میکنم داغونم
تو داغون نیستی
شاید یهکم ضرب دیدی
- اوه، بیا اینجا ببینم - جرئت داری بغلم کن
- ساکت باشین! - ببخشید. ببخشید، آقا
اگر تو را ببینند حتماً به قتل خواهندت رساند...
افسوس...
حیف شد که برای تمرین دیر کردی، رفیق
استف خیلی کارش درسته
- جدی؟ - عالیه
گفتی چرا نقشِ رومئو رو نگرفتی؟
به گروه خونیم نمیخوره. دیالوگاش خیلیه
آره، ولی حالا سَم میتونه جلوی همۀ بچهها ماچش کنه
- «گناه مرا پس بده» - واقعاً که بزرگ شدی، رفیق
- این دیگه چیه؟ - وسیله جدید
میتونم در حرکت عکسبرداری کنم. خب، عکسای دوچرخه
گوش کن، گفتم خونۀ شما تکلیفها رو انجام بدیم
چون راستش، تاریخ رو خوب گوش ندادم
قرار بود تو برام یادداشتبرداری کنی
راست میگی. خب، فعلاً
همهچی مرتبه، الکس؟
آره
اوه، هی!
- وای خدا! - هی، تو...؟
- حالت خوبه، پسر؟ - آره. آره
- مطمئنی؟ - آره، شرمنده
ببخشید...
- باید... باید برم - طوری نیست، باشه
آره، ببخشید
- پس بازم اتفاق افتاد - همینطوری دوباره اتفاق نیفتاد
این دفعه نزدیک بود یکی رو بزنم
یعنی، داشتم میزدم. مطمئن بودم خودشه
یه چیزیم شده
رفیق، چیزیت نشده. میدونی، تو فقط...
- فقط خستهای - آره
به یه تفریح نیاز داری. همهمون نیاز داریم
و هفتۀ بعد چیه؟
تعطیلات وسط ترم
- تام، تو برنامهای داری؟ - راستش، دفتر روزانهم...
خالیِ خالیه
یعنی میگی نمیخوای کلِ هفته رو
عاشقانه زل بزنی تو چشمای استف؟
لطفاً سعی کن یهکم بزرگ بشی
درواقع ما آدمای مستقلی هستیم
ظاهراً هم قراره به دیدنِ خالهش بره
خب من داشتم به این فکر میکردم
سواحل. موجهای بزرگ. نور آفتاب. موجسواری
- جنوب فرانسه؟ - نه، نه، نه، میامی
پایهاین؟
- آره، حله - حتماً
خوبه. چون از قبل رزرو کردم
کورنوال؟
- کورنوال؟ - مگه کورنوال چهشه؟
خب، اولاً توی انگلیسه
- همهچی داره - آره، از جمله بارون
بارونی بپوش
کیک اسکون و خامه لخته دارن،
که شنیدم خیلی معروفن
آره، میدونی چیه، باید از پدرومادرم بپرسم
خودم قبلاً پرسیدم
الکس؟
آره. باشه. راستش خوبه
برم چادرها رو از زیرشیروونی بیارم پایین
چادر؟
کورنوال
داستان چیه؟ فکر کردم میخوای شروع کنی
- چادر رو میگم - آره. یه لحظه. یه لحظه
زدمش
زدمش، زدمش
لعنتی!
- نتونستی؟ - نه، این یارو
این یارو کِی7 زد دخلمو آورد
- کِی7 کیه؟ - نفر اولِ جدول ردهبندیه
و شرط میبندم یه لاشیه
No comments yet. Be the first to leave one.