Alex Rider

Alex Rider

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Alex Rider Season02 All Episodes 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider Season02 All Episodes 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider Season02 All Episodes WEBRip x264-ION10
Alex Rider Season02 All Episodes AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Alex Rider Season02 All Episodes 720p WEB H264-GLHF
Alex Rider Season02 All Episodes 1080p WEB H264-GLHF
Alex Rider Season02 All Episodes 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Alex Rider Season02 All Episodes 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider Season02 All Episodes 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Alex Rider Season02 All Episodes 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-MZABI
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ▲ تمامی قسمت‌های فصل دوم ◄

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
x264
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
په خپور شو: 2022-01-05
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫- الکس، با خودت چی فکر می‌کردی؟ ‫- گوشیِ تام رو ضبط کردن

‫- من فقط می‌خواستم پسش بگیرم ‫- با نفوذکردن به مدرسه

‫- می‌خواد درست مثل خودش باشم ‫- مشکلش چیه؟

‫یه تصادف شاخ‌به‌شاخ بوده

‫عموت با سرعت غیرمجاز می‌رفته

‫هیچ بیمارستانی توی لندن ‫کسی به این اسم رو ثبت نکرده

‫نمی‌دونم، شاید اسمش رو اشتباه نوشتن

‫شاید هم اصلاً تصادفی نشده

‫- ایان ‫- یاسن

‫متأسفم، ایان

‫شما کی هستید؟

‫زیرمجموعۀ تخصصی ‫سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا

‫کاری هست که می‌خوایم برامون انجام بدی

‫ازم می‌خواید به شما کمک کنم؟

‫تنها افرادی که می‌تونن وارد پوینت بلنک بشن ‫نوجوون‌های مشکل‌دار هستن

‫اخیراً دو مورد مرگ در تصادفِ خبرساز اتفاق افتاده

‫مایکل راسکو و پدرِ پارکر راسکو

‫گرگوری سرنکوف. ‫عموت داشته بهش نزدیک می‌شده

‫دو مرگ، دو نوجوون، یک مدرسه

‫یه سروگوشی به آب می‌دی، هرچی که ‫فکر می‌کنی مرتبطه رو بهمون گزارش می‌دی

‫اسمت الکس فرند خواهد بود، ‫پسرِ میلیاردر، سِر دیوید فرند

‫این الکسه. لطفاً ورودش به پوینت بلنک ‫رو خوش‌آمد بگید

‫- سلام ‫- کایرا

‫- به الکس سلام کن ‫- سلام به الکس

‫- بقیه کجان؟ ‫- اوه، بقیه‌ای در کار نیست

‫یه مشکلی داریم

‫- ببخشید ‫- تام هریس، درسته؟

‫- می‌تونم کمکتون کنم؟ ‫- یه وقت دیگه

‫از ماها کپی ساختن. ‫انگار داریم تو آینه خودمونو می‌بینیم

‫قراره خودِ ما باشن

‫الکس به خطر افتاده

‫الکس رایدر، به گمونم

‫تمام گروگان‌ها و کپی‌ها شماره‌گذاری شده‌ن

‫- اصلاً اسنوبردسواری بلدی؟ ‫- بلدم

‫یه‌سری حرکات می‌بینیم. ‫چندتا اسنوموبیل توی کوهستانه

‫چه‌قدر دیگه می‌تونی ‫سوار هلی‌کوپتر بشی؟

‫نمی‌تونی اجازۀ یه مأموریت نظامی رو صادر کنی

‫اگه اشتباه کرده باشم، اون‌وقت بلانت می‌تونه اخراجم کنه

‫- تو مأمور نیستی ‫- پس چرا اینجام؟

‫اگه مأمور نیستم، تو هم رئیسم نیستی. ‫من می‌رم

‫تام؟

‫چطوره ولش کنیم بره و ‫یه زندگی معمولی داشته باشه

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫قرار بود همه‌چی تموم بشه

‫اونا این حرفو زدن

‫کارای عجیب

‫باهاش کنار اومدم

‫کاری رو کردم که باید می‌کردم

‫پس حالا همه‌چی می‌تونه فقط...

‫مثل سابق باشه

‫قرار بود همه‌چی تموم بشه

‫و تموم شده؟

‫قبلش گفتی مدتیه که کابوس می‌بینی

‫بیشتر از این حرفـاست

‫حالا توی روز هم این اتفاق می‌افته

‫و اون تمرین‌های تنفسی که با هم ‫کار کردیم چطور، کمکی می‌کنن؟

‫آره، گمونم. گاهی

‫بیا برگردیم به اولش

‫اولین بار کِی این مرد با زخم رو دیدی؟

‫اولین بار توی مدرسه‌ای که ‫بهتون گفتم دیدمش

‫و الآن توی متروئه

‫توی سوپرمارکته

‫بیرون... بیرون خونه‌مون بود

‫انگار تعقیبم می‌کنه

‫ولی واقعی نیست

‫نه. واقعی نیست

‫ولی این مردی که زخم داره، ‫بهت صدمه زده؟

‫نه

‫تهدیدت کرده؟

‫امم...

‫ازش می‌ترسیدی؟

‫نه. ولی...

‫جوری که بهم نگاه کرد، مثلِ...

‫عجیب بود

‫ولی با عجیب نگاه‌کردنِ کسی به ما، ‫دچار استرس پس‌ازحادثه نمی‌شیم

‫فکر می‌کنی ممکنه دلیل دیگه‌ای ‫وجود داشته باشه

‫که این مرد برات مهمه؟

‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که...

‫گرایف رو نمی‌بینم

‫استلن‌باش رو نمی‌بینم

‫ولی اون مردی که صورتش زخمیه رو می‌بینم

لندن

‫- سلام ‫- سلام

‫گفتم خبر بگیرم. دکتر لمبرت چطور بود؟

‫آره. خوب بود

‫خوب به‌نظر نمیای ولی

‫نه، دیوانه به‌نظر میام

‫وقتی این حرفا رو می‌زنم، چهره‌شو می‌بینم، ‫بهم نگاه می‌کنه و این‌جوریه:

‫«عقلشو از دست داده. داره از خودش درمیاره»

‫همچین فکری نمی‌کنه. هیچ‌کدوممون ‫این فکرو نمی‌کنیم

‫آره خب، شاید خودم همچین فکری می‌کنم

‫الکس، نباید این‌قدر به خودت سخت بگیری

‫باشه؟ جدی می‌گم. خودتو زجر نده

‫آره، ببین، من برگشتم مدرسه. ‫می‌شه بعداً حرف بزنیم؟

‫حتماً

‫جک! خوشحالم می‌بینمت

‫حالت چطوره؟

‫- با محیط کار آشنا شدی؟ ‫- آره. واقعاً از اینجا لذت می‌برم

‫بازم ممنون که منو قبول کردین

‫ما کارآموزهامون رو دوست داریم

‫و همه تعریفـتو می‌کنن

‫روی چی داری کار می‌کنی؟

‫احکام وزارت کشور درباره ‫پرونده‌های حقِ نامحدودِ ساکت‌موندن

‫و نظرت درباره‌ش چیه؟

‫- مهم به‌نظر میاد ‫- خوشحالم شنیدم که اینو گفتی

‫اینجا ما کارمون همینه

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫گوش‌های من هنوز بیش از چند کلمه

‫از کلامِ تو نشنیده‌اند، بااین‌وجود ‫این صدایت را می‌شناسم

‫آیا تو رومئو از خانوادۀ مونتاگو نیستی؟

‫ای وجود مقدس زیبا، اگر از هر دو متنفری، ‫هیچ‌کدام نیستم

‫به من بگو تو چه‌طور اینجا آمدی و برای چه؟

‫خیلی‌خب. صبر کنین

‫- مرکوتیو. از دیدنت خوشحالم ‫- ببخشید

‫دندونت چطوره؟

‫اوه، آره، بازم باید روش کار بشه، آقا

‫می‌دونی اگه دوران شکسپیر بود،

‫با انبردست می‌کِشیدنش

‫بدون هیچ بی‌حسی‌ای چیزی

‫آره، به‌نظرم اگه اشکال نداره ‫همون دندون‌پزشکِ خودم رو برم بهتره، آقا

‫بگیر بشین تا ادامۀ صحنه رو بریم

‫خیلی خوب بود، استف

‫ببینین، معلومه جفتتون این زبان رو می‌فهمین...

‫خوبی؟

‫...یادمون نره که یه جنگ ‫زیر سطح اینجا در جریانه...

‫راستش دیگه خودمم نمی‌دونم

‫هرچی بیشتر باهاش حرف می‌زنم، ‫بیشتر فکر می‌کنم داغونم

‫تو داغون نیستی

‫شاید یه‌کم ضرب دیدی

‫- اوه، بیا اینجا ببینم ‫- جرئت داری بغلم کن

‫- ساکت باشین! ‫- ببخشید. ببخشید، آقا

‫اگر تو را ببینند حتماً به قتل خواهندت رساند...

‫افسوس...

‫حیف شد که برای تمرین دیر کردی، رفیق

‫استف خیلی کارش درسته

‫- جدی؟ ‫- عالیه

‫گفتی چرا نقشِ رومئو رو نگرفتی؟

‫به گروه خونی‌م نمی‌خوره. دیالوگاش خیلیه

‫آره، ولی حالا سَم می‌تونه ‫جلوی همۀ بچه‌ها ماچش کنه

‫- «گناه مرا پس بده» ‫- واقعاً که بزرگ شدی، رفیق

‫- این دیگه چیه؟ ‫- وسیله جدید

‫می‌تونم در حرکت عکس‌برداری کنم. ‫خب، عکسای دوچرخه

‫گوش کن، گفتم خونۀ شما ‫تکلیف‌ها رو انجام بدیم

‫چون راستش، تاریخ رو خوب گوش ندادم

‫قرار بود تو برام یادداشت‌برداری کنی

‫راست می‌گی. خب، فعلاً

‫همه‌چی مرتبه، الکس؟

‫آره

‫اوه، هی!

‫- وای خدا! ‫- هی، تو...؟

‫- حالت خوبه، پسر؟ ‫- آره. آره

‫- مطمئنی؟ ‫- آره، شرمنده

‫ببخشید...

‫- باید... باید برم ‫- طوری نیست، باشه

‫آره، ببخشید

‫- پس بازم اتفاق افتاد ‫- همین‌طوری دوباره اتفاق نیفتاد

‫این دفعه نزدیک بود یکی رو بزنم

‫یعنی، داشتم می‌زدم. ‫مطمئن بودم خودشه

‫یه چیزیم شده

‫رفیق، چیزیت نشده. ‫می‌دونی، تو فقط...

‫- فقط خسته‌ای ‫- آره

‫به یه تفریح نیاز داری. همه‌مون نیاز داریم

‫و هفتۀ بعد چیه؟

‫تعطیلات وسط ترم

‫- تام، تو برنامه‌ای داری؟ ‫- راستش، دفتر روزانه‌م...

‫خالیِ خالیه

‫یعنی می‌گی نمی‌خوای کلِ هفته رو

‫عاشقانه زل بزنی تو چشمای استف؟

‫لطفاً سعی کن یه‌کم بزرگ بشی

‫درواقع ما آدمای مستقلی هستیم

‫ظاهراً هم قراره به دیدنِ خاله‌ش بره

‫خب من داشتم به این فکر می‌کردم

‫سواحل. موج‌های بزرگ. نور آفتاب. موج‌سواری

‫- جنوب فرانسه؟ ‫- نه، نه، نه، میامی

‫پایه‌این؟

‫- آره، حله ‫- حتماً

‫خوبه. چون از قبل رزرو کردم

‫کورنوال؟

‫- کورنوال؟ ‫- مگه کورنوال چه‌شه؟

‫خب، اولاً توی انگلیسه

‫- همه‌چی داره ‫- آره، از جمله بارون

‫بارونی بپوش

‫کیک اسکون و خامه لخته دارن،

‫که شنیدم خیلی معروفن

‫آره، می‌دونی چیه، ‫باید از پدرومادرم بپرسم

‫خودم قبلاً پرسیدم

‫الکس؟

‫آره. باشه. راستش خوبه

‫برم چادرها رو از زیرشیروونی بیارم پایین

‫چادر؟

کورنوال

‫داستان چیه؟ ‫فکر کردم می‌خوای شروع کنی

‫- چادر رو می‌گم ‫- آره. یه لحظه. یه لحظه

‫زدمش

‫زدمش، زدمش

‫لعنتی!

‫- نتونستی؟ ‫- نه، این یارو

‫این یارو کِی7 زد دخلمو آورد

‫- کِی7 کیه؟ ‫- نفر اولِ جدول رده‌بندیه

‫و شرط می‌بندم یه لاشیه

More Farsi Persian subtitles for Alex Rider

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left