لومړۍ 200 کرښې.
وقتی کوچیز به خونه نیومد
آره ما میدونستیم که مشکلی وجود داشت
در بایو پیگن تاریکی مطلق وجود داره
ما جاهایی داریم که نمیتونی دستت رو
جلوی صورتت ببینی
یادت میاد هوا دیشب چطور بود؟
بارون میومد
دست برد تا اون چراغ رو روشن کنه
وقتی این کار رو کرد ؛ ترکید
وقتی به ما گفتند اعتراف کرده
این برای من مدارک کافیه
نمیتونید ثابت کنید کار من بوده
چرا اینقدر ازش مطمئنی؟
فکر می کنم اون عاشق این چالش بود نمیتونی منو بگیری
ما هر کاری که برای پیدا کردنش ممکن بود انجام دادیم
کوچیس و هیچ اتفاقی نیفتاد
یکی زنگ زد و گفت
ببین ؛ یه بشکه تو بایو هست
بعد از این همه سال فکر می کنیم
ممکنه این یکی باشه
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
بیش از صد هزار پرونده فراموش شده در آمریکا هست
که تنها حدود یک درصد از اونا حل شده
این یکی از اون داستان های نادره
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
۲می ۲۰۲۳
من هنوز تو سرزمینی زندگی می کنم
که اینجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم
هرگز تو زندگیم آدرس دیگه ای نداشتم
و حالا ۶۴ سال میگذره
چیزی که من درباره زندگی در پلاکومین دوست دارم
اینه که ما اون احساس شهر بزرگ رو نداریم
میدونید چی میگم؟
وقتی به سمت جنوب میری
متوجه میشی که کل منظره کجا تغییر می کنه
اینجا جنگل و آب بیشتری هست
این منطقه میتونه خیلی خطرناک باشه
اگه میخوای کسی رو از دست بدی پیش ما بیا
هیچ چراغ خیابونی در بایو پیگن نیست
اینجا فقط تاریکی مطلقه
ما جایی داریم که نمیتونی دستت رو
جلوی صورتت ببینی
پس به خوبی ممکنه گم بشی
و میدونی ؛ روزها و ماه ها طول می کشه
قبل از اینکه بفهمی واقعا کجا هستی
اما قتل اینجا یه اتفاق روزمره نیست
پس ما اونو خیلی جدی میگیریم
و ما تا زمانی که اونا رو پیدا نکنیم متوقف نمیشیم
۲۱فوریه ۱۹۹۱ پلاکومین ؛ لوئیزیانا
یک روز خاکستری و بارانی در ایبرویل پاریش داریم
کورتیس کوچیز اسمیت 29 ساله در حال گذروندن
یک روز آرام با خانواده است
یک روز عادی بود من تو خونه بودم
کوچیز با من و والدینم زندگی می کرد
کوچیز در حال تلاش برای پیدا کردن
چندتا پوشک برای بچهاش بود
و با رئیسش تماس گرفته بود و اون در تلاش بود
یکم پول برای اطمینان از اینکه بتونه بره
و برای بچه بخره بود
کوچیز کارهای عجیب و غریبی انجام می داد میدونید درباره چه کارهایی حرف میزنم
البته چیزی نبود که بتونه ازش پول دربیاره
اون گفت ۱۰ دلار برای تهیه پوشک بچه گرفته
فروشگاه مواد غذایی کمتر از یک مایل تا اینجا فاصله داره
اما بعد از گذشتن یک ساعت کوچیز هنوز برنگشته
وقتی کوچیز به خونه نیومد
آره ؛ ما میدونستیم که مشکلی وجود داره
کوچیز از خونه دور نشد
کوچیز قرار بود برای دیدن تنها بچهاش به خونه بیاد
به دنبال کوچیز رفتیم
ما خونه مامانم رو بررسی کردیم
در زمین عصا و مواردی از این دست بررسی کردیم
اما چیزی پیدا نشد
سه روز بعد مادرم گزارش داد
که کورتیس گم شده
کوچیز و خواهر و برادرش
در خونه ای دوست داشتنی بزرگ میشند
کوچیس برادر بزرگتر من بود
مامان و بابام ۱۰ تا بچه تو خونه داشتند
۶پسر و ۴ دختر
کوچیز پسر چهارم بود
من دختر بچه بودم
پس ما تقریبا سه سال اختلاف سنی داشتیم
یادم میاد وقتی اولین بار دوچرخهام رو گرفتم
دختر کوچیکی با دوچرخهام برخورد کرد و بهش گفتم
تو به دوچرخه من خوردی
پس کوچیز از دوچرخه خودش پیاده شد
دوچرخه رو گرفت و تو گودال انداخت
کوچیز خیلی ازم محافظت می کرد
حتی در ۲۰ سالگی
کوچیز تصمیم میگیره در نزدیکی خونه در خلیج بمونه
در ۲۷ سالگی زنی وارد زندگی اون میشه
کوچیس و لیدیا
اونا با هم آشنا شدند و من و مامان لیدیا با هم دوست بودیم
لیدیا دختر خیلی خوبی بود
دختر نازنینی بود
دنیای اون لیدیا بود
کوچیز هرگز اجاره نداد لیدیا بدون چیزی بره
مهم نیست چطور اونو بدست میاورد همیشه برای اون چیزی داشت
اون اولین دوست پسرش بود
پس میدونید اولین عشق چطور تبدیل به یک پیوند میشه
تا آگوست ۱۹۹۰
کوچیز به عنوان سقف ساز کار می کنه
درحالی که اونو لیدیا برای آوردن پسری به اسم جرالد خوشحال هستند
وقتی بچه دار شد
کوچیز بچه رو با کالسکه برای پیاده روی میبرد
کوچیز به بچه غذا میداد
کوچیز پوشکش رو عوض می کرد
اون قلب کوچیز بود
من تمام عمرم رو در ایبرویل گذروندم
بابام همیشه کارمند دولتی بود
به عنوان کاراگاه کار می کرد
به عنوان معاون ارشد کار می کرد
لوئیزیانا به عنوان یکی از سه شهر بزرگ آمریکا
شناخته شده است
ایبرویل یکی از اونا نیست
اما ممکنه خودتون رو به دردسر بندازید
به محض اینکه خانواده گفتند
نه ؛ واقعا مشکلی وجود داره
بیرون رفتیم تا آخرین روز اونو ردیابی کنیم
در ۴ مارس به کلانتری رسید
به خانواده برگشت
اولین کاری که میخوای انجام بدی اینه که اعضای خانواده رو جذب کنی
هیچکس اون شخص رو بهتر از اعضای خانواده نمی شناسه
میخوای بدونید با چه کسانی معاشرت می کنه
میخواید بدونید چه لباسی میپوشه
میدونید ؛ اگه مشکلات روحی داشته باشه
هنگامی که کوچیز آخرین بار دیده شد شلوار ورزشی خاکستری پوشیده بود
یک پیراهن کش سفید
و همینطور یه ژاکت آبی به تن داشت
و یه چتر با خودش داشت
چون اون شب بارون میبارید
به تاریخچه نگاه کنید
آیا کسی در گذشته یا تازگیا
تهدیدی علیه اون انجام داده؟
۵مارس ۱۹۹۱ ؛ ۱۳روز بعد از ناپدید شدن کوچیز
بازرسان هم مستقیما
با دوست دختر کوچیز، لیدیا صحبت می کنند
وقتی کسی گم شده
مطمئنا میخوای با کسی که براش مهمه حرف بزنی
چون هر چیزی ممکنه
کاراگاه ها با هم
با مادر جوان در خونه اش ملاقات می کنند
اون گریه می کرد و میگفت
بچه اون بدون پدرش بزرگ میشه
و لیدیا گفت که اون یک تماس تلفنی از کوچیز دریافت کرده
اما اون تماس تلفنی از طریق باجه تلفن عمومی بود
که در خارج از فروشگاهی به اسم
فروشگاه ملی مواد غذایی بود
همون جایی بود که اون رفت تا وسیله های بچه رو بخره
در اوایل دهه ۹۰
هیچ تلفن همراهی در منطقه وجود نداشت
اما تلفنی وجود داشت
و من به طور خاص اونو بخاطر دارم
چون من خودم در اوایل دهه ۹۰ از اون استفاده می کردم
لیدیا به پلیس میگه
که هیچ چیز غیرعادی در تماس تلفنی نبود
اما بازرسان از تماس دیگه ای مطلع شدند
از کوچیز
اونا باید بدونند که کسی میخواست بهش صدمه بزنه یا نه؟
کوچیز با مادرم تماس تلفنی برقرار کرد
از خواربارفروشی بود
کوچیز به اون خانواده گفت
اگه برای من اتفاقی افتاد
برو تامی رو پیدا کن
خانواده قبلا بهم اطلاع داده بودند
که کوچیز به اونا گفته بود
اگه اتفاقی برای من بیفته همه باید بدونند
تامی کسی بود که این کار رو کرد
۵مارس ۱۹۹۱ ؛ پلاکومین ؛ لوئیزیانا ۱۳روز بعد از گم شدن کوچیز
تامی فرانسیس از خانواده ای بسیار ثروتمنده
تامی خانواده ای داشت که مقامات منتخب بودند
اونو می شناختم ؛ خیلی خوب می شناختم
من باهاش به مدرسه نرفتم
اما یادمه تامی فرانسیس تو ورزش دو میدانی خیلی ماهر بود
تامی هنوز تا به امروز یه رکورد داره
در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا برای پیست، دویدن مایل
وقتی وارد دنیای واقعی شد و مشغول کار شد
اون خونه ها رو ساخت خونه های متفاوتی میساخت
تامی فرانسیس اولین خونه منو ساخت
تامی همینطور صاحب کسب و کار یخ بود
اما تامی خیلی حیله گر و متعهد بود
میدونید ؛ اون میتونه گاز مردی که در حال سوختنه رو بفروشه
میدونید ؛ همچین آدمی بود
اما تامی با خشونت خانگی هم مشکلاتی داشت
تامی میدونست چه کسی رو میتونه انتخاب کنه
تامی گروه خاصی از افراد رو انتخاب کرد
که اونا رو کنترل و تهدید کرد و ازشون سواستفاده کرد
تامی کوچیز رو فقط با انجام کارهای عجیب و غریب سر کار میزاره
میدونید ؛ فقط یقه آبی این کارو می کنه
برو بیرون و با یه بیل گودال حفر کن
خانواده کوچیز میدونستند که تامی میتونه فردی بی ثبات باشه
کلانتر مطلع شد که کوچیز در حال برقراری
چند تماس برای پیدا کردن مقداری سرمایه بود
و ما حدس زدیم که اون با رئیسش تماس گرفته
تامی فرانسیس
و سعی کرد مقداری پول بدست بیاره و برای
نوزادش خرج کنه
این مسیر ما رو با کوچیز کم کرد
No comments yet. Be the first to leave one.