Our Blues (Urideurui Beulluseu / 우리들의 블루스)

Our Blues (Urideurui Beulluseu / 우리들의 블루스)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

우리들의 블루스 Our Blues E10 WEB-DL❤️(Barcode)❤️
우리들의 블루스 Our Blues E10 HDTV❤️(Barcode)❤️
د لخوا تبصره Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
په خپور شو: 2022-05-14
ډاونلوډونه: 36
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

مترجمین = Negarrin, Marry_Fall, Kiana, Cma

خانوم، ما داریم میریم خونه- باشه، برین-

وقتی میبینیم شما هنوز کار دارین ناراحت میشیم

درسته- واقعا؟-

پس این چاقو هارو برام تیز کنین

خدافظ شما- خدافظ شما-

فقط برو- دارم میرم-

بهتره مستقیم برین خونه، بیرون نمونین مست کنین ها

چشم خانوم- !چشم خانوم، شما هم همینطور-

لعنتی

چرا همش خودمو زخمی میکنم ؟

حتما دارم پیر میشم

همش دستمو میبرم

باورم نمیشه

اون پسرای لعنتی

چون رییس نیستن دارن شلخته بازی در میارن ؟

خدایا

اگه رییس بودن، مرتب تر میشدن

خدای من

!اومدم

آی سرم

خدایا، سرم داره میترکه

آخیش

خسته نباشی جونگ اون هی

الان دیگه وقت توعه

!از وقتت لذت ببر

خوبه

جونگ شیک

بهتره به خاطر پول بهم زنگ نزده باشی

میشه بیست میلیون وون بهم قرض بدی ؟

ماشینم خیلیل داغونه، ماه بعد بهت بر میگردونم

مسخره بازی در نیار

تو هیچ وقت پول منو بهم برنمیگردونی

صبح دوباره بهم زنگ بزن

نگاش کن

بازیگر مرد چقدر خوشتیپه

چه جیگریه

می ران

هر وقت میخوام استراحت کنم مزاحم میشه

می ران

وفاداری

!وفا داری

اون هی، من خیلی مشروب خوردم

کاملا مشخصه

من خیلی مستم و به شدت دلتنگ توام

این رو میدونی ؟

همگی، سلام کنین! این دوست من اون هیه

اون وفادار ترین آدم روی زمینه- !هی، من زیرپوش تنمه-

!اون بهترین دوست منه

اون هی، این ها کارمند های من توی

سالن ماساژ هستن- دختره ی نکبت-

خدایا- هی-

اشکال نداره- صبر کن-

هی، عوضی

!بچه ها، اون برگشت! سلام کنین

سلام- سلام-

باشه دیگه کافیه

هی

میدونی که من این ماه دارم با دخترم جی یون

که توی پاریسه، میرم به یه سفر جهانی

توی اس ام اس بهم گفتی

میدونی که از اینکه نمیتونم قبل رفتن ببینمت ناراحتم؟

میدونم، منم ناراحتم

به جای این حرفا پاشو بیا

چطور میتونی به پاریس بری ولی نیای ججو ؟

ما حداقل باید سالی یه بار همدیگرو ببینیم دختره ی گیس بریده

باشه، بعد از اینکه از پاریس برگشتم میام دیدنت

تو هیچ وقت سر قولت نمی مونی، آخرش هم فقط من دلم برات تنگ میشه

تو یه دوست افتضاحی

با این همه، میدونی که من خیلی دوستت دارم، مگه نه؟

حالا که حرفش شد، دوست عزیز من

این آهنگ رو به تو تقدیم می کنم

هی، اون رو قطع کنین

آهنگ مورد علاقه ی منو پخش کنین

پشت سر من، در مورد بقیه فکر میکنی- پشت سر من، در مورد بقیه فکر میکنی-

هی، کارت خوبه

من هیچ وقت اشتباه نکردم- من هیچ وقت اشتباه نکردم-

هنوزم از پسش بر میای- ...من نگرانم-

بهت گفتم نیا

کل روز رو داشتی کار میکردی، یکم بخواب

چند روزه که درست و حسابی نخوابیدی

بخور

بدش من

دونگ سوک؟

بله

اونجا داری چیکار میکنی؟

خونه می سازم

خونه خریدی؟

فقط راه خودتو برو

چرا انقدر خاله زنکی و دوست داری همه چیو بدونی ؟

...چی

اون کیه؟

میای به بازار؟

مشتری هات و مادرت همشون منتظرن

چطور جرات میکنه جواب منو نده؟ بیشعور بی تربیت

ماهی فروشی اون هی

هی، اون دختره همونی نیست که پرید تو آب و غواص ها نجاتش دادن ؟

چرا از بین این همه زن

اون رو انتخاب کردی ؟

همه راجع بهش نگران بودن، به مادر بدبختت فکر کن

باید برای خودت یه زن درست و حسابی پیدا کنی

...نه کسی که میخواست خودشو

دونگ سوک

لعنت بهش

واقعا که

اون باید با زنی قرار بذاره که

زندگیش از اون شاد تر بوده

باورم نمیشه

سون آ- بله؟-

بچه ات اسب دوست داره ؟

آره، خیلی

یه بار براش یه لیوان زرد گرفتم

اون لیوان رو به خاطر نقاشی اسبی که روش بود، دوست داشت

بیا بریم به سئول

الان خیلی زوده

بیا با اسب بریم به سئول

چی داری میگی ؟

بعدا اینکارو میکنیم- منظورت چیه؟-

بعدی وجود نداره، امروز بیا انجامش بدیم

آماده شو

اگه میخوای خودت سوار شو، من کار دارم

دونگ سوک

میتونم با اسبتون این اطراف سواری کنم؟

بله که میتونین- واقعا؟-

اوپا

متاسفم ولی من الان حال و حوصه ی اینکارو ندارم

وقت دادگاه نزدیکه و

باید برم به دیدن یول، ولی میترسم دیر کنم به کشتی نرسم

تو میدونی که ججو یه جزیره ی خیلی کوچیکه، آره ؟

این مزرعه مال خواهر یکی از دوستامه

واقعا نمی خوای سوار شی؟

بیا فقط بریم

به کشتی مون نمی رسیم

برنامه ی مسیر یابی میگه که یک و نیم ساعت طول میکشه برسیم به شهر ججو

این که زیاد نیست، هنوز سه ساعت وقت داریم

سوار شدن به کشتی یکم زمان میبره- اصلا دیرت نمیشه-

اگه همون اول سوار شده بودی الان تو راه داشتیم میرفتیم

نمیخوام سوار شم

اون وقت خودتو متقاعد کن

دلم نمیخواد

تو تنهایی سوار شو

من میخوام همه ی وقت خالیمو

صرف ساختن اون خونه کنم، جایی که یول و من قراره توش زندگی کنیم

از صبح چند بار بهت گفتم

میخوام تنهایی سوار هواپیما بشم

ولی تو همش اصرار کردی که همراهم بیای و به جای هواپیما با کشتی بریم

بچه ات اگه یه عکس از تو روی اسب ببینه، خیلی خوشحال میشه

یه اسب اسباب بازی هم خوشحالش میکنه

بیا فقط بریم. به کشتی دیر می رسیم

باشه، پس بذار یه بار این اطراف دور بزنم

وقتی سواری می کنم ازم فیلم بگیر و بعدا برام بفرست

برو

کنارش بایست و لبخند بزن

بیا فقط یه دونه عکس بگیریم

باشه

لبخند

نمیخوای بری؟

لبخند بزرگ

اینجوری

نترس

بلند شو

خوبه، چطوره؟- خدای من-

تمومه

خیلی خوب فیلم گرفتم

مال خودمو فرستادم بهت

از تو هم عکسای خوبی گرفتم مگه نه ؟

چطور شد که آخرش تبدیل به یه احمق شدی ؟

منظورت چیه ؟

من دو روزه بهت میگم نیایی اینجا

چون میدونم از کار کردن خسته میشی

ولی با این همه تو اومدی و کل شب رو کار کردی

همیشه کاری که دلت میخواد رو انجام میدی

میگی دفعه ی بعدی وجود نداره

همیشه باید کار رو تو همون لحظه انجام بدی

هر کاری که دلت میخواد رو انجام میدی

چون دفعه ی بعدی وجود نداره

معلومه که وجود داره

بعد از اینکه پدرم فوت شد، من و مامانم و خواهرم باهم زندگی کردیم

ما فقیر بودیم و یه روز

مامانم یکم روده ی خوک خرید و اون هارو پخت

همین که خواهرم غذا رو دید

همه چیو خورد، حتی سهم منو

من خیلی ناراحت شدم

برای همین بهش فحش دادم و شاش دان رو پرت کردم توی صورتش

تو خیلی بدجنسی

ادرار همه جای صورتش پخش شد و رفت توی دماغ و دهنش

خیلی گریه کرد

احساس خیلی بدی داشتم

برای همین برنامه ریختم که فرداش، بعد از مدرسه، ازش عذرخواهی کنم

ولی وقتی از مدرسه برگشتم

یه غواص رو دیدم

یه خانوم غواص که

داشت خواهرم رو روی پشتش از دریا می آورد بیرون

اون آخرین باری بود که دیدمش

اون موقع بود که یاد گرفتم

دفعه ی بعدی وجود نداره

نگاه کردن موج ها

منو دریازده می کنه

تو هم مثل مامان من احمقی ؟

بچرخ

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left