Moonshine

Moonshine (꽃 피면 달 생각하고)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Moonshine E08 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-04-16
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

جناب رئیس، شمایی؟

رئیس همین حالاشم برای رفتن به ساهنبو اینجارو ترک کردن

...معلوم شده دقتش سر این کاغذ بازیا

برای معامله و پول بوده

من فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که انگار اینجوری برام راحت تره

که بخوام کسی که به اون رشوه داده رو پیدا کنم

که اون مرد رو برای گردن گیری انبار چوبی فرستاد

ولی هیچکدوم از اینا فعلا ضروری نیستن

نه تا وقتی که اون شخص دقیقا جلوی من وایساده

تو بودی

تو کسی بودی که کلک سونگ کانگ سان رو کند

و به آهنگری حمله کرد

صاحب واقعی انبار یخ چوب تویی

...تو

ده سال پیش تو معبد مانگوول

تو بودی؟

مطمعن نیستم چه چیزی و از کی شنیدی

ولی هرچی که هست لازمه که باهامون بیای بازرس نام

بگیرش

برین کنار ، برو دیگه

چیه که اینقدر طول کشید

نزدیک بود سر زمان خریدن زخمی بشم

فکر میکنی این راحته

که همچین هیئتی رو بتونی جمع کنی؟

حالا هیچ جارو نداری که فرار کنی

اسلحه کوفتیتو بیار پایین

لعنتی

خدا

چی؟

گمشون کردیم

بازرس نام

چرا با دیدن در دقیقا همونجا تصمیم بگیری مث گربه از دیوار بری بالا؟

چرا بر و بر منو نگاه میکنین؟ گمشین اونارو پیدا کنین

زود- چشم قربان-

بچه بیا پایین سرمون درد گرفت- بدو-

این نصف چیزیه که بهت قول داده بودم

بوی خوبی میده

منم به پایان دادن معامله ام پایبند میمونم

این نصف مقداره پس 1000 نیانگ

بعدشم... میتونم چهارکلوم باهاتون اختلاط کنم؟

نقشه ات چیه؟

منظورت چیه؟

بعد این که نصف شراب رو تحویل دادی

بعدش میخوای چیکار کنی؟

قرارمون ۱۰۰ کوزه بود دیگه غیر اینه؟

خب فکر میکردم این فقط واسه شروع باشه

منظور؟

گفتم میتونی ورق رو برگردونی

با تشکر از اون مادر و پسر

میدونم که داری کمتر از نصف پول رو میگیری

اینو یه شانس نمیبینی که با فقط یکم پول میتونی کل زندگیتو عوض کنی؟

یک، دو

بازرسا اینجان- هوی-

اینجان- بدو خودتو جمع کن-

اونی

پس

داری بهم میگی شراب بیشتری بیارم؟

انگاری میترسی نه؟

فقط احساس راحتی ندارم نه اینکه ترسیده باشم

اگه بخوام ادامه بدم مجبورم تو نقش دروغگو زندگی کنم

ولی تا حالا تو تمام این مدت به خودتم دروغ گفتی؟

راجب اینکه دوست داری یه زندگی معمولی داشته باشی

راجب چی حرف میزنی؟

خیلی راحت میتونم ببینمش حرصی که درونته رو

::::::::: آيــــ(مهشید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

اونا کجان؟

خدایا، بازرس نام

بقیه کجان؟

از دستشون دادی؟

اگه اینجوری میخواستی از دستشون بدی

خب زودتر دویدن رو تمومش میکردی برادر من

مطمعنم اینوری رفتن

این فقط یه چاه خشکه

هوی

چرا به گه سانگ موک شر و ور تحویل دادی؟

شر و ور تحویل ندادم

فقط ازم پرسید منم راستشو گفتم

خانم

اصلا میدونی مارو تو چه شرایط دشواری قرار دادی؟

یعنی

شماها بودین که باهاش اونکارو کردین؟

به جنابعالی ربطی نداره

تو

میتونی کی به گیرینگاک شراب اورده؟

!هی عفریته- هی-

این الان 1000 نیانگه؟

تا حالا همچین مبلغ هنگفتی رو ندیده بودم

پس این‌

همون دلیلیه که همه زور میزنن که فقط پاشن بیان هانیانگ

یک بار دیگه که 50 کوزه مشروب بیاریم

هزار تا دیگه گیرمون میاد

حتی بعد تقسیم پول هم، هر کدوم سیصد تا بعنوان سهممون میگیریم

بعد با این پول منم دیگه میتونم یه معمولی به حساب بیام

یه خونه میخرم یه سری زمین میخرم

همشو تا ته خرج میکنم

ولی خب که چی؟

تنها کاری که باید بکنیم اینه که زندگیمونو توی بهترین حالتش برونیم

درسته همین برای تغییر زندگیتون کافیه

بانو

وقتی بقیه مشروب رو هم تحویل دادیم، بیا از هانیانگ بریم

از هانیانگ بریم؟

منم تا اون زمان یه معمولی شدم دیگه

دلم میخواد برم یه جا که خود خداهم از وجودش باخبر نباشه

میرمو یجوری که انگار نه انگار خدمتکار بودم از نو شروع میکنم

اگه هیچ دلیلی برای موندن نداری

باهام بیا... باشه؟

داره حق میگه

همینکه بقیه ی شراب رو رسوندیم

منم میرمو قاتل پسرمو به هر قیمتی که شده پیدا میکنم

بعدش برای توام امن تره از هانیانگ بری

چیه؟

دلیلی هست که میخوای بخاطرش بمونی؟

بخاطر بازرس نام؟

نخیر، چی میگی بابا

هیچ دلیلی برای موندن ندارم

گفتم نه

پس؟

همونطور که گفتین، گفتم اون گه سانگ موک بوده

افرین

اگه رئیس تو ساهنبو باشه

و اون بازرس هم فعلا دفتر کل رو بدست گرفته

پس یعنی به فنا رفتیم دیگه؟

...ده سال پیش

توی معبد مانگوول خودت بودی؟

خدایا

هنوزم زل زدی به اون؟

دیگه بچه نیستی که

...بچه که بودم

حرفی رو که زدم یادته؟

راجب اینکه یه ببر زندگی‌منو نجات داد

معلومه

وقتی اومدی دانپو همش همینو میگفتی خب

...مادر

....مادر

...اون شیرها

مادرت و به زندگی بعد مرگ همراهی میکنن

تو دیگه والدینی نداری، منم بچه ای ندارم

حدس میزنم که این باید سرنوشت باشه

با من به دانپو بیا

یونگ

نمیخوام

من نمیخوام به دانپو برم و ازت دور باشم مادر

یه ببر- یه ببر اینجاست-

!فرار کنین- اون یه ببره-

همیشه میگفتی

مادر مرحومت برات ببر فرستاد و جونتو نجات داد

یه همچین داستان جذابی میساختی

منم همیشه اینطوری فکر میکردم

ببری میاید و منو از راهزنا نجات میده

منم فکر کردم از روی بچگیم این داستانو ساختم

اما میدونی

اگه این فقط تصور من بود

...چطور

اونو دیدم؟

...این

چی میتونه باشه؟

هیچ وقت فکر نمی کردم در مورد محل قرار دادن پول اضافی نگران باشم

یادمه برای موفقیتش ارزو میکردم

حدس میزنم که واقعا جواب داد

چقدر میخوای منو اینجا نگه داری؟

من کاری با قتل و انبار یخ چوبی ندارم

البته، که نداری

حتی نمیدونستی انبار توش یخ داره یا نه

پس مطمئنم یکی به ازای پول ازت خواسته

که اینکارو کنی

(حساب سال های مار آبی و اسب قرمز)

رئیس پلیس الان توی ساهنبوئه؟

فرمانده

چه خبر شده؟ حرف بزن

بله، خب

حساب های مشکوکی وجود داشت پس اونو نگه داشتیم

اما هنوز اعتراف نکرده

اون مردای مشکوکی که به خونه ش حمله کردن چی؟

هنوز اونارو پیدا نکردی؟

کوه نام رو از هر طریقی جستجو کردیم

اما نتونستیم هیچ اثری پیدا کنیم

داری میگی که اونا هنوز توی شهرن یا فرار کردن؟

خب، چجوری بگم

اگه عقلشون درست کار میکرد

از شهر دیگه فرار کردن

خدای من

بین سربازانی که از دیوارها و دروازه ها محافظت می کنن

یه نفرم نبود که این مردای مشکوک رو ببینه

من مطمئنم که اونا هنوز تو همین شهرن

اگه سربازان پایتخت واقعا چشماشون رو باز نگه داشته باشن

(سربازان ویژه مستقر در شهر برای دفاع بودند)

ممکنه همین باشه

چی گفتین، وزیر ارشد سلطنتی؟

بیش از 10000 سرباز درون دیوارهای شهر وجود داره

چه جوری هیچ کدوم از اونا نتونستن اپن مردای مشکوک رو ببینن؟

اگر چهار دروازه شهر به طور ایمن محافظت نمی شه

تمام دفاع در هانیانگ زیر سوال میره

اعلیحضرت باید از این فرصت استفاده کنین

،برای سازماندهی مجدد ارتش

و نیروی نظامی تا بار دیگر تحت انضباط در بیان

آخه جنگی که نشده

اونا فقط 2 تا مرد مشکوک بون

دیگه انقدر اغراق نکن وزیر ارشد

!نمیخوام چیزی بشنوم

More Farsi Persian subtitles for Moonshine

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left