لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...
فکر میکنم این بیگانه اینجاست که همه رو بکشه
دستگاه من اونجاست
اون داخلِ یخچال طبیعیه، نمیتونی بری اونجا
"هری"، نرو، خیلی خطرناکه
این انسانها معتقدن که بدون همدیگه هیچی نیستن
میخوام انقدر با من راحت باشی که بهم بگی اشتباه میکنم
من یه شریک زندگی میخوام که منو به چالش بکشه
آدم از طریق اقدامات و کارهاش احترام به دست میاره معاون
خب ، برای اقدام کردن این چطوره؟
من استعفا میدم
میخواستم به المپیک برم ...
و بعد این اتفاق افتاد
این دومین مسابقهی اسکیِ آزادم بود
قبل از پرش بود و نمیتونستم خودم رو متوقف کنم
فرود اومدم و صدای ترک خوردنِ یه دسته استخوان رو شنیدم
میگفتن ممکن بوده پام رو از دست بدم
وقتی که بشریت رو ریشهکن کنم ، یه قهرمان به سیارهی خودم برمیگردم
به تکمیل مأموریتم خیلی نزدیکم
یه چیزی اینو راه انداخته
سفینه از راه دور به چیزی متصّلِـه ، یا خدا
- میدونم که آدم فضایی کجاست - "هری" ؟
تکون نخور
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس ميباشد استفاده از اين زيرنويس توسط رسانههاي داخلي پيگرد قانوني دارد ديگر رسانهها ميتوانند بدون حذف نام مترجم و رسانه از ادامه انتشار زيرنويسها حمايت کنند
Telegram : Bahador_Sub
"دارسی"
"هری" ؟
اوه خدارو شکر ، همهی ما خوبیم
خوبیم ؟
ما داخل یه شکافِ عمیق سقوط کردیم ، اینجا یه تلهی مرگِه
ببخشید که حرف زدم
نمیتونم تکونش بدم
خیلی ضعیفم
"هری"... پات
حرکت ناگهانی نکن
من هیچ جا نمیرم
پام گیر افتاده
به کمک نیاز داریم
این سطحِ یخ هر لحظه ممکنه فرو بریزه
اصلاً این بالا چی کار میکردی ؟
بهت گفتم که در یخچالِ طبیعی بالا نری
تقصیر توئه
یخ فرو ریخت چون تو بیش از حد سنگینی
خیلی خب ، ما همین جا ولش میکنیم
گمون کنم یخچالهای طبیعی تحتِ پوشش شبکهی تلفن همراه نیستن بچهها
اون به هر حال میمُرد ، همینجوری ولش کن
- پشت سرمون رهاش میکنیم - دست بردار
ما راهِ حلِ این مشکل رو پیدا میکنیم
باید 10 متری سقوط کرده باشیم
میتونم خودم رو تا ماشین برف پِیمام برسونم
باید به بیسیمَم دسترسی پیدا کنم
میتونی یه قلاب بگیری منو هُل بدی بالا
آره
یک تکه کوچیک لَبِه وجود داره که میتونی پایِ چپِت رو رویِ اون بذاری
باشه
مراقب باش
اونجا یه گودی هست
اون موفق میشه "هری"
آره
قدم خوبی بود "دارس"
خودشه ، همینه "دارس"
یه کم به سمت چپِ خودت بیا
چَپ
این مشکلساز خواهد بود
ادامه بده
ادامه بده ، تو میتونی
- آره - باشه
قهرمان من
میخو کوبیدم
مراقب باش
نه
ما سیگنال رو از دست دادیم
هر چیزی که سفینه بهش متصل شده بود دیگه نیست
باشه پس
وقتشه که شما دو تا به "کالرادو" برید ...
تا هر چیزی که با اون ماشین پرواز میکرده رو برام پیدا کنید
"دارسی" ؟
"دارسی" ؟
"دارسی" ؟ "دارسی" ؟
"هری" ؟
"هری" ؟
"هری" ؟
اون چیه ؟
نزدیکتر نشو
حالت خوبه ؟
تو چه موجودی هستی ؟
نترس
- "دارسی" - قرار نیست بهت صدمه بزنم
تو کی هستی ؟
"هری"
نه ، نه ، نه ، نه ، نصف چهرهات کلاً ایراد داره
چه توهین آمیز
چه اتفاقی داره برات میافته ؟
نیش زنبور
ما داخل یه یخچال طبیعی هستیم
زنبورهای برفی
من به نیش زنبورهای برفی و زنبورهایِ سُرخِ یخی حساسیت دارم
خیلی بده
اگر بهم نگی چه اتفاقی داره میافته ، من عقلم رو از دست میدم
باشه
من اهل این سیاره نیستم
چی ؟
من چیزیَم که مردم شما بهش فرازمینی میگن
یه بیگانه
اوه... اوه... احساس تهوع میکنم
ممکنه به خاطر سقوط ضربه مغزی شده باشی (تهوع یکی از نشانههای ضربه مغری میباشد)
نه ، فکر میکنم به خاطر فرازمینی بودنِه که داره جلوی من اتفاق میافته
"دارسی"
نمیتونی به اون بگی ، اون نباید بدونه
خودش وقتی فَلسهای رویِ صورتِ تورو ببینه میفهمه
نژادِ من فَلس ندارن
این نژاد پرستانهست
تو داری به خزندگان فکر میکنی
کی ؟
خزندگان
موجودات موذیای که با استفاده از زمین به عنوان آزمایشگاهِ پیوندِ ترکیبیِ نژادی ، سعی در تصرف جهان دارن
"دارسی"
نگران نباش ، هرگز این اتفاق نمیافته
اونها چِندِشَن
اونها اصلاً نکاتِ بهداشتی رو رعایت نمیکنن
باشه
خب ، اگر فَلس نیست پس ...
چرا تو داری پوستِ عجیب درمیاری ؟
ما توانایی تقلید از ساختارِ بدنِ موجوداتِ دیگه رو داریم اما الان من خیلی ضعیفم
دارم برمیگردم به خودِ واقعیم
اووووه... نه
- لطفاً ... - نه
اون چیزهای درخشان چیه ؟
اوه ، خونریزی داری ، مگه نه ؟
آره
اوه
دقیقاً فکر نمیکردم که روزم رو اینجوری سپری میکنم
میدونی ...
اینکه تو یه آدم فضایی هستی ...
یه جورایی خیلی چیزارو روشن میکنه
چرا اینجایی ؟
سفینهاَم سقوط کرد
دنبال چیزی بودم که تو این کوه گم کردم
منظورت چیه ؟ یه چیزی مثل بیسیم برای تماس با سیارهات ؟
چطوری حدس زدی ؟
اوه ...
خب ، همهی چیزی که ما از بیگانهها میدونیم از فیلمهاست ...
بنابراین یا داستانِ یه بیسیم برای تماس با سیارهست یا اینجایی تا مارو بکشی ...
و مارو بخوری
ما انسان نمیخوریم
باشه
حالا میتونی منو درست کنی لطفاً ؟
درستت کنم ؟ من حتّی نمیدونم بدنت چجوری کاری میکنه
مثل شماها ، من یه سیستمِ گردش خون بسته دارم
پس اگر جلوی اونو نگیری از خونریزی میمیرم
باشه ، ام ...
باشه
بذار یه نگاهی بندازم
ام ...
اون قسمتِت هنوز انسانِه
- من الان آلت تناسلی تورو لمس کردم - من که مشکلی ندارم
- حس خوبی داره ... - حرف نزن
فکر میکنم یه شاهرگ فضاییت بریده شده
شماها اصلاً عروق خونی دارین ؟
باید زخم رو بسوزونی ، از اون استفاده کن
- این ؟ - اوم
اوه باشه
آره
در این مورد مطمئنی ؟
برخلاف گونهی ظریف شما ...
نژاد من آستانهی درد فوق العاده بالایی دارن
باشه
آااااااااه
"آستا"
"آستا"
"دارسی"
خدارو شکر که خوبی
شما خوبید ؟
ما خوبیم
همه چیز... خوبه
من میخوام سعی کنم به بالا برسم
حرکت نکنین
"دارسی" درخواست کمک میکنه ...
و تا الان پدرِ من فهمیده که من گم شدم
به زودی تمامِ کوه با کلّی آدم که دنبال ما هستن پُر از جمعیت میشه ...
موجود رو بکشید ! جانور رو بگیرید !
بکشیدِش ! موجود رو بکشید !
جانور رو بگیرید
این بده
هر چی ضعیفتر که میشم ...
بیشتر تبدیل به بیگانه میشی ؟
میفهمم که این موضوع چجوری میتونه مشکلساز باشه
امیدوارم متوجه بشی ...
که من امسال شش تا مرغ رو به خاطر اون جوونها ...
که با ماشینهای آلمانیشون در جادهی من مسابقه میدن ، از دست دادم
من به سرعتگیر نیاز دارم
تابلوهایِ هشدار نه ، به سرعتگیر نیاز دارم (همچنین به معنی برآمدگی و باسن)
من به سرعتگیرهای بزرگ نیاز دارم (برآمدگی یا باسنهای بزرگ)
- سرعتگیرهای بزرگ ، بله - سرعتگیرهای بزرگ
من قطعاً این موضوع رو بررسی میکنم خانم "فِلِهِرتی"
قطع به یقین ، باشه ؟
خوب باشید
میدونی مشکلت چیه ؟
لطفاً بهم بگو
باید یاد بگیری که چجوری نه بگی
No comments yet. Be the first to leave one.