Chilling Adventures of Sabrina

Chilling Adventures of Sabrina

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Chilling Adventures of Sabrina S01E01 WEBRip x264-STRiFE
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 720p WEBRip x264-STRiFE
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 720p NF WEBRip DD5 1 x264-NTG
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 1080p NF WEBRip DD5 1 x264-NTG
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Chilling Adventures of Sabrina S01E01 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
د لخوا تبصره _SinCities_
💢 سـینـا صداقت 💢 DibaMoviez.com

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
mkv
MkvCage
2CH
په خپور شو: 2018-10-26
ډاونلوډونه: 49
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

« SinCities زیرنویس از سـینـا صـداقـت »

در شهر گرین‌دیل، جایی که همیشه حس و حال هالووین داره

دختری زندگی می‌کرد که نیمه‌ساحره و نیمه‌انسان بود، که در تولد 16 سالگیش

:مجبور بود از بین دو دنیا یکی را انتخاب کند

،دنیای ساحرگی خانواده‌اش و دنیای انسانی دوستانش

،اسم من سابرینا اسپل‌منـه و اون دختر من هستم

،زامبی‌ها گیجم کرده بودن. یعنی چرا اونا انقدر کُند بودن؟

زامبی‌های سریع مفهوم نسبتاً تازه‌ای تو ژانر وحشت هستن

مظاهر اولیه احتمال می‌دادن جنازه‌های دوباره احیا شده

،دچار عارضه‌ی سختی عضلات می‌شدن و به همین دلیل، آروم حرکت می‌کردن

از کجا اینا رو می‌دونه؟ - نمی‌دونم والا -

من فکر می‌کردم اونا یه جورایی عجیب بودن - منم فکر می‌کردم اونا عجیبن -

اشکالی نداره

اوه، ببخشید

سابرینا - خانم وردول. سلام -

نمی‌دونستم شما هم طرفدار فیلم‌های وحشتناک بودین

،سابرینا دیوونه‌ی اوناست هر چی خونین‌تر بهتر

خب، کیه که هر از گاهی از یه ترسِ خوب لذت نبره؟

مخصوصاً این موقع از سال

خانم وردول، ما یه رسمی داریم که میریم سینما

و بعدش کافی‌شاپِ دکتر سربروس تا چیزی رو که دیدیم تحلیل کنیم

می‌خواین بهمون ملحق شین؟ - باید یه سری مدارک رو طبقه‌بندی کنم -

.ولی ممنون، ممنون بابتِ پیشنهادت جدی میگم

تو کلاس می‌بینمتون، بچه‌ها

برینا، چرا همچین کاری کردی؟

دعوت از خانم وردول؟ - آره -

...دلم براش می‌سوزه، تو اون خونه زندگی می‌کنه

تک و تنها

وای، خدای من. خدای من

خدای من

آهای؟

کمکم کنین، خواهش می‌کنم

وای، خدای من

حیوونکی

خونه‌ی من انتهای همین جاده‌ست

کاملاً تر و تمیزت می‌کنیم، و صبح با دکتر سپرستین تماس می‌گیریم

تمامِ فیلم نقشِ یه استعاره رو داره

این یه فیلمِ ترسناکه، سوزی

طرفدار شیطان، نمی‌تونه جفتش باشه؟

دقیقاً! دقیقاً، هر دوشونه - آره -

،در یک سطح، آره، در مورد زامبی‌هاست ولی همچنین در مورد جنگِ سرده

حقوق مدنی - از هم پاشیدنِ خانواده‌ی هسته‌ای -

یعنی ما الان فیلم‌های متفاوتی دیدیم؟ - متوجهش نشدین؟ -

از زمانی که دختره تبدیل به زامبی شد و بعد مادرش رو خورد؟

فکر کنم هاروی احتمالاً تو اون بخشش چشماش رو بسته بود

نه، نبسته بودم

اوه، این وحشتناکه. بهترین ...صحنه رو از دست دادی

!خودت رو نجات بده، سابرینا - !نه -

من یکم می‌ترسم

به نظر میاد خیلی ترسیدی - اونا تو جنگل هستن -

نه، من نمی‌ترسم. من نمی‌ترسم

"اونا دارن میان بگیرنت، باربارا"

هاروی کینکل، تنها کسی !که قراره بترسونی خودتی

گرفتمت

یه چیزی برات گرفتم

هاروی

دوسِت دارم، سابرینا

...می‌خواستم برای گفتنش تا تولدت صبر کنم

ولی از اونجایی که شاید امسال ...نتونیم با هم جشن بگیریم، گفتم

خوشحالم که نگهش نداشتی

دوستش دارم

تو رو هم دوست دارم

شب بخیر، سابرینا

برات یکم چای دم کردم

چندتا کلوچه‌ی بادوم خوشمزه تو کابینت پیدا کردم

نمی‌خوای اسمت رو به من بگی؟ یا اینکه چه اتفاقی افتاد؟

کسی بهت حمله کرد؟

نه

جنگل بهم حمله کرد

...اوه، خب

تو اهل این حوالی نیستی، مگه نه؟

،همه در جریانِ ساحره‌گیری در سِیلم هستن

...ولی یکی همینجا تو گرین‌دیل بود

...‏13 ساحره تو جنگل به دار آویخته شدن

و ارواح خشمگینِ اونا از همون موقع جنگلِ اینجا رو تسخیر کرده

...از کجا انقدر در مورد

ساحره‌ها می‌دونی؟

خب، گمونم من مورّخ غیررسمی شهر گرین‌دیل هستم

،بعلاوه، تو دبیرستان محلی تدریس می‌کنم دبیرستانِ بکستر

اسمِ یکی از دانش‌آموزاتون سابریناست؟

چرا، آره

سابرینا اسپل‌من

تو سابرینا رو می‌شناسی؟

نه، ولی پدرِ حروم‌زاده‌اش رو می‌شناختم

که قانونِ مقدس ساحره‌ها رو شکست و با یه ماده خوکِ فانی ازدواج کرد

کارِ بزرگ آغاز می‌شود، اربابِ تاریکی

من سابرینا را تقدیمِ شما خواهم کرد

به امید اینکه شوم نباشه

صبح بخیر، عمه‌ها. امبروز

صبح بخیر، عزیزم. چطور خوابیدی؟

اینطور که پیداست، خوابِ پر تب و تابی داشته

،حالا که بهش اشاره کردی، عمه زی بله یکی دو باری بیدار شدم

...دورانِ هیجان انگیزیه

از چندین جهت...

من هفته‌ی قبل از تعمید تاریکم رو یادمه

احساس می‌کردم زندگیِ واقعیم بالاخره داره شروع میشه

به زور خوابیدم

،پای خرگوش، شب بذار زیرِ بالشت مثل مُرده‌ها خوابت می‌بره

،حالا که حرف از مرگ شد یه خفاش دیشب اومد تو اتاقم

یکی از پنجره‌هام رو شکست و رد شد - اوه، می‌خوای من برش گردونم؟ -

نه، امبروز، ما هیچکدوم از جادو جمبل‌هات رو قبول نمی‌کنیم

اشکالی نداره تو باغچه خاکش کنم؟ - آره. هر جور میلته -

می‌تونی تو گورستونِ حیوانات خونگی کنار ساعتِ آفتابی خاکش کنی. اونجا جا هست

اوه، وایسا ببینم، این چیه؟

قبل از اینکه معبد بدنت بتونه تعمید شه باید تطهیر شه

از سمومش پاکسازی شه

این در واقع شیر و تخم‌مرغ ،و رُزماری و غافثه

و یه فنجون وانیل و یه سرِ انگشت ...ریشه‌ی سرده‌ی نیلوفرپیچ و

گَسه‌ست

و گیاهانِ دیگه که از باغچه‌ام چیدم

بخورش، عزیزم

این‌کارو نکن، دختر دایی - امبروز -

سابرینا، باید قبل از تعمید تاریکت یه روح هم‌ذات انتخاب کنی

شورا دفتر ثبت رو فرستاده

من، چندتا گزینه‌ی مناسب رو مشخص کردم

،حالا، یه جوجه‌تیغیِ خیلی خوشگل هست یه جغد با جلال و جبروت

تامِ اخمو به خوشحالی از یه سگِ دیگه استقبال می‌کنه

عمه زی، در این مورد

،به جای انتخابِ یه حیوانِ هم‌ذات از یه کتاب

که خیلی، نمی‌دونم، ناانسانیه

ارواح هم‌ذات هیولاهایی هستن که شکل حیوانات به خودشون گرفتن

.تا بهتر به اربابانِ ساحره‌شون خدمت کنن هیچ چیز اونا انسانی نیست

ولی مدتیه که وِردِ احضاری رو تمرین می‌کنم ...که تو کتابِ اهریمن‌شناسی پیدا کردم و

اگه من حرفش رو شایع کنم ،که دنبال یه آشنا می‌گردم

و ببینم کسی می‌خواد داوطلب شه یا نه؟

فکر کنم این فکرِ خیلی جذابیه

اسمِ بعد از تعمیدت چی؟ اسمی انتخاب کردی؟

راستش رو بخواین، انتخاب کردم

ادوینا دایانا

،ادوینا، که تقریباً ادوارده به احترام پدرم

و دایانا، به احترام مادرم

...و نه فقط به احترام اونا

برای نزدیک‌تر بودن به اونا

برای داشتنِ اونا کنارم وقتی که مسیرِ شب رو طی می‌کنم

نمی‌خواستم گریه کنم - ...و -

فقط ای کاش، مادرت برای دیدنِ این صحنه اینجا بود، برای دیدنِ تو

منم همینطور، عمه جون - اونا خیلی بهت افتخار می‌کردن -

اونا خیلی به زنِ جوانی که بهش تبدیل شدی، افتخار می‌کردن

اصلاح می‌کنم، هیلدا، اونا به ساحره‌ی جوانی که داره بهش تبدیل میشه، افتخار می‌کردن

نمی‌خوای بگی تو ذهنت چی می‌گذره، دختر دایی؟

...فقط

بعضی‌ها شاید بگن رد شدنِ... یه خفاش از پنجره اتفاقِ شومیه

همچنین دیروز یه قورباغه‌ی دو سر تو کفشم پیدا کردم

،یه لحظه وایسا ببینم، تو که تردید نداری، نه

منظورم در مورد تعمید تاریکته؟

چون تو خونه کنار "خانم جکیل و هاید" به نظر هیجان‌زده میومدی

...و هیجان‌زده هستم. ولی همچنین یکم

اشکالی نداره یکم استرس داشته باشی

رفتن به جنگل، نوشتنِ اسمت تو کتابِ ارباب تاریکی

حتی منم دلم شور می‌زد

به دوستای انسانت چی گفتی؟

که داری به یه مدرسه‌ی اعیانی شبانه‌روزی تو کنتیکوت منتقل میشی؟

...دختر دایی

امیدوارم که یه چیزی بهشون گفته باشی - هنوز نه -

منتظر زمانِ مناسبم - ولی هرگز زمانِ مناسبش نمیشه -

برای همینه که باید این حقیقتِ تلخ رو بهشون بگی

تو درک نمی‌کنی، امبروز، تو یه جادوگرِ کامل به دنیا اومدی

،مجبور نبودی با نصفِ زندگیت خدافظی کنی

دوستات، دوست پسرت

،درسته، ولی بعدش، وقتی کاملاً ساحره شدی

مدت زمانِ بیشتری جوون می‌مونی

استعدادهات رو تو آکادمی هنرهای نادیده پرورش میدی

جایی که پدرت مدیرش بود

،تعلق پیدا می‌کنی، دختر دایی به هر نحو ممکن

می‌دونم

.و من همه‌ی اونا رو می‌خوام. جدی میگم ...فقط اینکه

احمقانه‌ست

وقتی دلت برای چیزایی که داشتی تنگ میشه که باهاشون خدافظی کردی، درسته؟

من 75 سالِ گذشته رو با عمه‌هامون تو حبس خونگی بودم، سابرینا

حق نداشتم این خونه رو ترک کنم

من به طور مداوم دلم برای همه چی تنگ میشه

ارواحِ جنگل، من قصد و نیتم را به شما اعلام می‌کنم

،بیرون بیایید و مرا دنبال کنید و آن گاه برابر خواهیم شد

،نه به عنوانِ ارباب و خدمتکار ،بلکه روح هم‌ذات با روح هم‌ذات

،برای به اشتراک گذاشتنِ دانش روح و خلق و خویمان

و اکنون، ارواح، منتظر می‌مونیم

یه وِرد احضار، سابرینا؟

فرا خوندنِ یه روح هم‌ذات؟ - بعدش تعمید میشی -

پرودنس، دورکس، اگتا

...به، به، به

و ما باید فرض کنیم معنیش اینه که به آکادمی

هنرهای نادیده هم منتقل میشی؟

برنامه همینه

مایه‌ی تأسفه

افراد دورگه جایی تو آکادمی ندارن

و شما دقیقاً به کی میگین دورگه؟

مگه تو اینجوری نیستی؟ نیمه‌ساحره، نیمه‌انسان؟

با هم‌نوعانِ خودت بمون

دلت نمی‌خواد بلایی که سر مادر و پدرت اومد سرِ خودتم بیاد

چی گفتی؟

...تصادفی

...که جونشون رو گرفت

خیلی غم‌انگیز میشه اگه اتفاقِ مشابهی برای تو بیوفته

من تو دامِ شما نمیوفتم و ازتون حرفِ زور نمی‌شنوم

نه تو جنگل و نه تو آکادمی

احمقِ کله‌شق

چیکار دارین می‌کنین؟

یه نفرین؟ دارین من رو نفرین می‌کنین؟

جنده‌های خبیث

More Farsi Persian subtitles for Chilling Adventures of Sabrina

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left