لومړۍ 200 کرښې.
" حسرت "
تهيه کنندگان اجرايي سانزوکي فوجيموتو - ميکو ناروسه
فيلمنامه زنزو ماتسوياما
فيلمبردار جون يوسوموتو
موزيک ايچيو سايتو
بازيگران
هيدکو تاکامين
يوزو کاياما
ميتسوکو کوسابه يومي شيراواکا
آيکو ميماسو مي هاما
کارگردان ميکو ناروسه
! اخبار سوپرمارکتِ شيميزويا
به خاطر بزرگداشت اولين سال افتتاحيه مغازه
قراره از تاريخ دهم به مدت سه روز
فروش ويژه اي در نظر گرفته بشه
همه چي از مسواک تا وسيله هاي کشاورزي
! به نصف قيمت به فروش ميرسند
! بزرگترين فروش وِيژه ي تاريخ
عصر بخير
. . . عزيزم
! تخم مرغ رو 5 يِن ميفروشن
پنج ؟
" ! دانه اي 11 يِن "
هر کسي که تو 5 دقيقه تخم مرغ بيشتري بخوره برنده ميشه
! برنده دو هزار يِن گيرش مياد
کافيه
تو چرا اينکارو نميکني ؟
دفعه ي پيش دوازده تا خوردم و بدجوري مريض شدم
معده ي حساسي داري
سه روز داشتم بالا مي آوردم
بهتره اينکارو نکنم
! يالا بيايد شروع کنيم
تا واسه ي شام پس انداز کنيم ؟
يالا ديگه
خيلي خب ! تخم مرغ هاتون رو بگيريد دستتون
پنج دقيقه ، باشه ؟
! صبر کنيد
! بازي ه مسخره اي ه
اين چي ميگه ديگه ؟
اون کيه ؟
پسر موريتا
موريتا ؟
اوه ، بقالِ
! يالا شروع کنيم ديگه
! خودتونو به کشتن ندين
! بس کنيد
يه آدمايي هستن غذاي کافي براي خوردن ندارن
که چي ؟
نبايد تو بار نوشيدني بنوشيم
شرم آوره
سرت به کار خودت باشه
اين تخم مرغ ها ! هر کدوم تو بازار ما دونه اي 5 ين به فروش ميرسه
با پول خودم صد تايي خريدم
دلم بخواد ميتونم بدم به خوکا بخورن
! خوکا
! صبر کن
مغازه ي موريتا
يه لحظه
! خانم
کيه ؟
پليس
الو
بله بفرمائيد
کوجي ؟
واقعا متاسفم
باشه خودمو ميرسونم ممنون
کي بود ؟ کوجي ؟
نه مادر تاکنويا بود ميخوان براي وصول بريم
قبض خيلي وقته پرداخت نشده
کوجي ديشب برنگشت ! به اين ميگن وظيفه نشناسي
ديشب رفته بود به يه جلسه اي
شايدم بعدش رفته ماهجونگ بازي کنه
! ريکو
متاسفم
! کوجي
موريتا ، انقدر زن برادرت رو تو دلهره ننداز
اون ضمانت داد که درست رفتار کني ولي يادت باشه
يه توافق شخصي تورو تبرئه نميکنه
متنبه شدي ؟
حتما حواسم هست
خب ببرش
دليلش هر چي که بود نبايد آسيبي بهشون ميزدي
خشونت خيلي کار بدي ه
جدي ميگم
اين دومين باره ، کوجي
نه سومين باره
! صبر کن
کجا ميري ؟
بايد برم قبضارو وصول کنم
بهتره که جدا از هم برگرديم خونه
پس مادر خبر نداره که منو برده بودن کلانتري ؟
! بابا تو خيلي مهربوني
از مادر ميترسم
تو اين نيم سالي که از کارت اومدي بيرون خيلي نگرانته
هر کسي استعداد خاص به خودشو داره
استعداد ؟
استعداد تو چيه ؟
ولگردي
متاسفانه نميتوني ازش پول دربياري
ميتونم الان خيلي خوشحالم
بابتش ازت ممنونم
ريکو ، گشنت نيست ؟
نه
ظهره آخه
يه ولگرد حق خوردن غذا نداره
درست مثل يه آدم پارسا
به برادرمم همينقدر سخت ميگرفتي ؟
البته که نه اون هيچوقت مست نميکرد
هيچوقت نزده بود پنجره بشکونه
هيچوقت مشت به صورت کسي نزده بود
مگه من اينکارو کردم ؟
خب شنيدم
که مست کردم ؟
. . . فقط يه چيزي رو بهت بگم
خواهشا مادرتو نگران نکن
ديگه حرفي نميمونه تو که بچه نيستي
مادر فکر ميکنه ديشب رفته بودي يه جلسه اي
و ماهجونگ بازي کردي
غير اين بهش نگو
مديون لطفتم
! سلام
ميخوام از مغازه بيام بيرون
واسه چي ؟
سرم خيلي شلوغِ خانمم خيلي سخت ميگيره
آقا هم همش چشم چروني ميکنه
ميخواي چيکار کني ؟
به خونه خوش اومدين
سفارشي هست ؟
بله لوبيا خميري و آب سيب براي آئوکي
سرکه و آب جو هم براي ساساکي
خيلي خب ممنون
سلام ريکو
عصر بخير هيساکو
وصول کردي ؟
هميشه سرت شلوغه هيچوقت آزاد نيستي
کاش کوجي هم يخورده برامون کار ميکرد
جبران ميکنه براش چون اون خيلي تلاش ميکنه
به نظر من که اينطوري نيست
نميدونم مغازه ي مارو دوست داره يا نه
از کار اداري متنفره
فقط تنبلِ
فارق التحصيل دانشگاه نبايد اينطوري باشه که
از مغازه هم متنفره ؟
. . . فکر کنم از مغازه خوشش بياد
پس چرا به عنوان همکارش اينجا کار نميکنه ؟
اگه اينکارو ميکرد خيلي بهم کمک ميشد
قطعا با جديت بيشتري از اون کار ميکنه
فکر ميکنه که خيلي کم شانسه
منم همه چيزو سپردم به اون
کاري نکردم
خب تو سرگرم پرستاري از باباي مريضم بودي
تا زماني که فوت کرد خيلي قدردان زحماتت بود ريکو
همش ميگفت به لطف ريکو
نسبت به قبل مغازه ي بهتري داريم
ممنون
خب کاري رو ميکردم که ايشون ميگفتن کار خاصي نميکردم
ببخشيد که به خاطر اينکه زن پسرم بودي
گذاشتيم براي ما کار کني
زحمتي نيست وظيفمه
. . . ريکو
خواهش ميکنم برات سوء تفاهم نشه
در اين مورد با هيساکو صحبت کردم
اون ميگه که
منصفانه نيست اين همه مدت اينجا نگهت دارم
تو هنوز جووني
دختر خودم تاکاتو هم دوباره ازدواج کرد
ولي باعث شدم تو بيوه بموني
اين عکس رو نگاه کن
دوست شوهرش سرپرست يه شرکتي ه
ماهي 70 هزار ين دستمزد ميگيره همسرش دو سال پيش فوت کرده
يه دختر مدرسه اي داره
! نه ، ممنونم
من هيچوقت به ازدواج مجدد فکر نکردم
هر جور خودت صلاح ميدوني
هيساکو خيلي اصرار داشت بهت بگيم
حس ميکنه خيلي مديونتِ
ميخواد برات جبران کنه
از محبتش ممنونم
زوج خوبي ميشدين
واقعا نميخواي اينکارو بکني ؟
واقعا متاسفم اينهمه تو اين خونه زحمت کشيدي
چرا بايد متاسف باشي ؟ اينجا خونه ي منه
. . . فکر کنم کوجي که ازدواج کنه
همينجا با زنش زندگي کنه
شرم آور نيست ؟
. . . اگه مادر زودي بميره ، فرداش ميگه
چرا زود ؟
گفتم اگه
با سرنوشت بازي نکن
اگه اين اتفاق بيفته اونا به تو مثل يه مزاحم نگاه ميکنن
نيازي نيست همين الان تصميم بگيري بهش فکر کن ، خب ؟
چشم
چقدر شد ؟
ميشه 120 ين ممنون
اينبار بُردي
چهارده هزار تا از دست دادم
من 6.500 تا گير آوردم
نُه هزارتا گيرم اومد
بد شانسي ه
من چقدر بدهکارم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.