لومړۍ 200 کرښې.
ارائه ايي مشترک از TVCENTER l TVWORLD
اولين باري که با من آواز خوندي رو يادمه
نميدونم چرا همچين چيزاي وحشتناکي رو با بچهها ميخونيم
شايد سعي ميکنيم بهشون از اتفاقات آينده هشدار بديم
تو که يکي از "مردمان نهان" نيستي؟
اگه منظورت پريـه، نه
تو مثل من هستي
آگاه
تو اينجا زندگي ميکني، تو ايسلند؟
آره
بشين
چرا راستش رو بهم نگفتي؟
ميخواستم حرفام رو باور کني
...ميخواستم حرفام رو باور کني که جات اينجا امن نيست
چونکه واقعاً نيست
دو دنيا وجود داشت
...من تو دو دنياي مجزا زندگي ميکردم
...بعدش
...و بعدش يه جوري سقوط کردن يکي شدن
و حالا همه چيز از بين رفته
يکي ديگه
خب داريم جشن ميگيريم يا عزا؟
دارم جشن ميگيرم
حست رو ميفهمم
واقعاً؟
...در اصل... نميدونم معروف بودن چجوريه، ولي
ميدونم داشتن دو زندگي چجوريه
من رو ميشناسي؟
تو يه بازيگري، درسته؟
آره - ميدونستم -
تو اون تلهنوولا ديدمت که يه همزاد شرور داشتي
که سعي ميکرد زندگيت رو بگيره، درسته؟
آينه قلبي ندارد
خودشه
توش هم نقش آدم خوبه رو داشتي... هم آدم بده
ولي... صحبتمون درمورد همينه، مگه نه؟
فيلم يه چيز درست درمورد همهمون گفت
اينکه همهي ما يه... طبيعت ثانوي داريم يه... نفس پنهان
که توانايي انجام کارهاي خيلي زيبا و کارهاي خيلي زشت رو داره
من، خودم هم يه نفس پنهان دارم
...و در حال حاضر
خيلي دلش ميخواد تو رو به اون دستشويي که اونجاست ببره
...و کارهاي زيبا و زشتي باهات بکنه
چيکار ميکني؟
چطور اين فکر به ذهنت رسيد که من همچين آدمي هستم؟
من يه همجنسباز نيستم
سازمان حفاظت بيولوژيک بودجهي پروژههايي مثل سرشماري دي.ان.اي رو تأمين ميکنه
تا بتونه هر "آگاه" احتمالي رو پيدا و از بين ببره
تو باهاشون کار ميکني؟
سعي ميکنم کسايي که ميتونم رو قبل از شناساييشون نجات بدم
مادرت تو رو آورد
تا ببينه ژنهاي بيماري که داشت اونو ميکشت رو داري يا نه
و خوشبختانه، من جواب آزمايش تو رو زودتر بقيه ديدم
تو به يه بچه گفتي که بديُمنـه
...کاري کردي باور کنم دليل مرگ مادرم منم
متأسفم اگه باعث شدم بيدليل رنج ببيني
به خاطر تو، فکر ميکردم اتفاقي که تو کوهستان افتاد تقصير من بوده
قصد من محافظت از تو بود
بچه داري؟
هيچوقت نخواستم - چرا؟ -
ميترسيدم مثل خودم بشن
...ميترسيدم بکشنشون اينکه بايد مردنشون رو ميديدم
بهش نگاه نکن
اينطوري بود که دستش به من رسيد
اون ميدونه که تو اينجايي
!فرار کن
!به من نگاه کن! به من نگاه کن
گندش بزنن
سلام، ويل
تو ميدونستي اصل ماجرا چيه
چرا بهم کمک نکردي؟
من ريسکهاي زيادي براي حفاظت از تو قبول کردم
رنجت رو احساس کردم
باهاش زندگي کردم
من به نيروي امداد خبر دادم
،اگه دخالت نميکردم الان مرده بودي
خودم همين رو ميخواستم
اينکه بميرم
اينکه پيش اونا باشم
ميدونم
،وقتي يکي از اعضاي دستهمون رو از دست داديم فکر ميکردم درد و رنجش منو از بين ميبره
ولي زندگي دودستي بهت ميچسبه
و بعضيوقتها، يه راهي براي برگشتن به قلبت پيدا ميکنه
...و اگه خوششانس باشي يه شانس دوباره بهمون ميده
و اگه اون شانس دوباره رو نخواي چي؟
،اگه نميخواستيش نميومدي دنبال من نميگشتي
مطمئنم نبودم بتونم پيدات کنم
کجايي؟
نميدونم
...با اينکه شيکترين جايي که تا حالا بودم نيست
ولي بدترينشون هم نيست
دارن باهات چيکار ميکنن؟ - تحت نظر گرفتن، ارزيابي -
،اون دوربينها دارن تصاوير رو ظبط ميکنن
واسه همين اگه بخوام چيزي بگم ...که دلم نخواد اونا بشنون
بايد بيام پيش تو
،اگه ملاقات کني به عنوان صدايي در ذهن من حرف ميزني
ولي اگه بدون ملاقات حرف بزنم انگار دارم با خودم حرف ميزنم
به سختي تونستم متوجهش بشم
بايد از اونجا بياريمت بيرون
من خيلي وقته بيهوش بودم ممکنه هر جايي باشم
نگران من نباش
در حال حاضر، من براي اونا ارزشمند هستم
متأسفم
همهي اينا تقصير منه
آنجليکا به تقصير اعتقادي نداشت
ميگفت از نظر کسايي که چشمشون به گذشتهست زمان حال يعني همين
ما بايد چشممون به آينده باشه
اگه نباشه، زنده نميمونيم
...و حالا که حقيقت رو ميدوني ديگه وقتشه من برم
چرا؟ - چون تو برگشتي -
،و اگه اونا پيدات کنن صاف راهنماييشون ميکني پيش من
نه، اينکار رو نميکنم
حادثه پيش مياد
اينو بهتر از همه ميدوني
ولي حواسم رو جمع ميکنم
ديدم دفعات زيادي اين اتفاق ميوفته
يه اشتباه کوچک، بعد سر از يه بيمارستان در مياري
و قبل از اينکه متوجه عواقب کار بشي، دستگير ميشي
به کسي درمورد تو نميگم
چارهاي نداري
...اونا روشهايي دارن تکنيکهايي براي رديابي سايسليوم دارن
سايسليوم؟
يه جور دستگاه عصبي روانيـه
...ما رو بهم مرتبط ميکنه
...اجازه ميده تا اينجا پيش من باشي يا پيش دستهات
،اگه با دقت گوش کني ميتوني لرزشش رو بشنوي
اينجا
با اين گوش کن، نه ذهنت
مسير احساساتت رو دنبال کن
همهچي رو درمورد سحب ميدونم
،ميدونم چطور بودجهشون تأمين ميشه ...پولشون رو خرج چه کارايي ميکنن
اين تازه شروعشه - سريع کار ميکني -
پيدات ميکنم
چيزايي مهمتر از من هم هست
رايلي
دختر ايسلندي
داري با کي حرف ميزني؟ - جوناس -
پيداش کردي؟ - اون من رو پيدا کرد -
کسي همراهشه؟
تنهايي؟
اسمش ايرسا ـه
اون همنوع ماست
از اين دختر خوشت مياد، مگه نه؟
تو خيلي به اين پسر احساس وابستگي ميکني
يادمه اشتراک گذاشتن
افکار و احساسات کسي براي اولين بار چه حسي داره
اين خيلي خطرناکه
از همون لحظهاي که با آنجليکا چشم تو چشم شدم، عاشقش شدم
عشق درون دسته يه بيماريـه
حالت خوبه؟
بعضيوقتها
آنجليکا معتقد بود که يه آگاه عشق رو در خالصترين شکلش تجربه ميکنه
تو حالت خوبه؟
بعضيوقتها
ازش بپرس کِي به دنيا اومده
چي؟
تولد اولش، ازش بپرس
ميخواد بدونه کِي به دنيا اومدي
8أوت
چيه؟
اين که تاريخ تولد منه
يه دسته هميشه تو يه روز به دنيا مياد؟
مهم نيست يه دسته چقدر تو دنيا پراکنده باشه
اولين نفسشون رو با همديگه ميکشن
عشق درون يه دسته بدترين نوع خودشيفتگيـه
چيه؟
من بايد برم
اميدوارم بتوني به جوناس کمک کني - جوناس؟ -
جوناس مليکي رو ميگه؟
فاميلي جوناس چيه؟ - مليکي -
!از اونجا دور شو
اون رفت
نذار تو ايسلند بمونه
تحقيقات ژنتيکي زيادي که سحب هزينشون رو تأمين ميکنه اونجا صورت ميگيره
اونجا يه مرکز تحقيقاتي دارن
خيلي از آگاهها رفتن اونجا و هيچوقت خارج نشدن
همهاش از "ما" و "اونا" استفاده ميکني ما کي هستيم؟
هويت ما کوچکترين ربطي به ماهيتمون نداره
و ماهيتمون با اونا فرق ميکنه
من ميدونم کي تو رو به دنيا آورده
آنجليکا تورينگ
ديگه هيچوقت با اون عوضي ارتباط برقرار نکن
چرا؟
جوناس و اون زنيکه همدست بودن
همنوعاي ما رو براي سحب پيدا ميکردن
براي ويسپرز کار ميکردن
اونا دستههايي رو به دنيا ميارن و ازشون استفاده ميکنن تا بقيه دستهها رو پيدا کنن
ولي اون سعي کرد بهمون کمک کنه
و حالا بهش اعتماد داري
،اگه اين پسر با جوناس در ارتباطه
زياد طول نميکشه تا ويسپرز پيدات کنه
تنهاي تنها هستي
فرزندم
اگر پدرت من نيستم، پس کيست؟
اينجا چيکار ميکني؟
تو و اين نادون مثل پسراي خودم هستين
ما فاميل هستيم
حالش چطوره؟
دکتر گفت تا الان بايد ميمرد
پسر خوب
No comments yet. Be the first to leave one.