لومړۍ 200 کرښې.
اسم من جیمز لستره
پنج ساله پیش به عنوان رئیس آرک انتخاب شدم
بخش فوق العاده محرمانة ای که به شکافت های زمانی می پرداخت
ما پهیشون ناهنجاری می گُفتیم
این ناهنجاری ها موجودات منقرض شده رو از زمان های خیلی دور
به زمان ما می آوردن
سرپرست تیم تحقیقاتی ما توسط
زن دیوانه اش «هلن» کشته شد,
کسی که طرح نابودی بشریت رو داشت
اون میره تا با کشتن اولین انسان نسل ما رو
«دنی کوئین» «کانر تمپل» و «ابی میتلند »
وارد ناهنجاری شدن تا جلوی اون رو بگیرند
کسی نمیدونه چه اتفاقی براشون افتاد
اما از اونجایی که نسل انسان پا برجاست باید اون ها رو موفق در نظر بگیریم
- از کار افتادش! - ما که مسیر رویادمون نیست
نمیتونیم برگردیم خونه
هیچکدومشون به خونه بر نگشتن
برایه هميشه تو دورترین نقطه ی تاریخ باقی موندن
تمامی تلاش ها برای نجاتشون شکست خورد
...یه تیم جدید بجای اونها روی کار اومد
و تغییرات زیادی تو آرک اتفاق افتاد
نبردشون ادامه پیدا کرد
هميشه خطری برای مقابله هست
هرچی که باشه ,ما به سراغش میریم
دوران کهن قسمت اول از فصل چهارم
کمک!
- جس" با من حرف بزن" - همش تقصیر من بود
راهروی فشار رو تو بخش نگهداری حیوانات خیلی زود بازش کردم
هنوز داشتن تو مسیر اصلیش کار میکردن و موجوده تونست فرار کنه
- خدایاء متاسفم - جس" تمرکز کن"
تصویرش رو داری؟
راهروئه به سمت آزمایشگاه شماره ۳
- مت - میدوئم
نیروی کمکی به سمت راهروئه آزمایشگاه شماره۳
نیروی کمکی به راهروئه جنوبی
سلام
آروم باش
حالت خوبه؟
مت! صدامو میشنوی؟
من خوبم جس" برو بیرون"
پاید از اطلاعات یک آپ بگیرم همش تقصیره منه
فراموشش کن و فقط برو بیرون !داره میاد سمت تو
اتاق کنترل
ممکنه یه نفر به خودش زحمت بده ...و به من بگه که رو زمین
چه خبره؟
!هی! بیهوش کننده! الان
همونجا بمون اژدهای خوب
افرین پسر خوب بشین
در واقع اون یه دختره
هی!
اینجا شاهزاده کوچولو
یبا
فقط جهت کنجکاوی میپرسم, این اینجا چیکار داره میکنه؟
به اون هم میرسیم حالا
بیا بیا
!نه نه نه! دفتر من نه
بیا دختر خوب
بغرما گلویی تازه کن
خیل خب
پس جایه دیگه ای نبود که احتمالا بتونی ببریش؟
- پهویی به ذهنم رسید -اوه آها
!کانر! از ترس مُردم
داری ترسو میشی
...خب؛ من هر دفعه شکستت میدم اما بازم تو
- چی؟! هیچوقت هیچوقت ندیدی که دارم میام - اوه واقعا؟
- هه -هه!
هروقت که بخوام میتونم حالتو بگیرم
آروم بگیر يا گوش هاتو میبرم
صدا تق تق شنیدم
فقط باد بود
اره
یه روز میاد که دیگه فقط باد نیست
اون ناهنجاری دوباره باز میشه
جدی میگم
باید همیشه ایمان داشته باشیم ...نمیتونیم
نمیتونیم ایمانمون رو از دست بدیم
کانر راهی نیست که بتونیم از اینجا بریم
اما میتونیم مطمئن باشیم که همین جا زنده میمونیم
پس پوست بکن
میدونی, وقتی برگرديم خونه یه کتاب آشپزی مینویسم
هزار ویک راه برای پختن ريشه و پیاز گیاهان
"آشپز معروف با گرایش به دوره "کرتاسه
اوه دیشب خواب قهوه دیدم
میتونم واسه یه فنجون کاپوچینو آدم بکشم
کانر تمومش کن
باید به ريشه های خوشمزه فکر کنم
پیازهای خوشمزه
برویه چیزی جمع کن , باشه؟
بالاخره یه روز میریم خونه
مرکز تحقیقات ناهنجاری های زمانی
مطمئنم که یه توضیح کاملا عاقلانه برای این ماجرا هست
ام... «جس»؟
- راستش ... - تقصیر من بودش «جیمز» ,متاسفم
وقت بررسی بعضی از مسیر های اصلی بخش نگهداری حیوانات بود
یه مشکلی تو راهروی فشار پیش اومد
دراکورکس" ترسید و فرار کرد" دیگه تکرار نمیشه
میدونی ؛ من میتونستم تا الان سفیر انگلیس تو مسکو باشم
حتی رئیس کابینه ی دولت
بجای اینکه اینجا وایستم و گند کاری یه دایناسور تو دفترم رو ببینم
هنوز پشیمون نیستم
بکر قراره که بیهوشش کنه
نباید زیاد طول بکشه
فکر نمیکنی که بایدکمکش کنی؟ چیه این جذابیت داره؟
یه زیبای خفته داریم که باید به بخش حیوانات منتقل بشه
خسته نباشی» تا نیم ساعت دیگه تو اسلحه خونه میبینمت» چرا؟ -
نشنیدی؟ ای ام دی هارسیدن
اسلحه های انقباض عضلانی الکتریکی اوه, آره ؛ اسلحه های اسباب بازی
اگه اسلحه های اسباب بازی امروز صبح اینجا بودن
این اتفاق نمی افتاد
گرفتمت
متاسفم رفیق
«ابی»
«ابی»
- «ابی» - «کانر»
برگرد داخل, سریع
بجنب
«ابی»
بیا دیگه
باید یه جایه دیگه چادر بزنیم - نمیتونیم محدوده ی ناهنجاری رو ول کنیم -
اگه دوباره باز شد و از دست دادیمش چی؟
اسپاینوسورس»ها برای خودشون قلمرو دارن, کانر»
حالا میدونه که ما اینجاییم , حتما برمیگرده . باید بریم .
نه! «ابی» ممکنه تنها شانسمون رو واسه بیرون رفتن از اینجا از دست بدیم
کدوم شانس؟
«یک ساله که اینجائیم «کانر
یک سال
وهیچ اتفاقی نیفتاده
باهاش کنار بیا
اینجا گیر کردیم
تنها
تا ابد
اشتباه میکنی
ما تنها نستیم
ما باهمیم
...اگه اینجا بمونیم
اون «اسپیناساروس» ما رو میکشه
یا امروز یا بعدا
باشه؟
- دیر کردی - «اوه : عالیه! «شوکر
توانایی اين شوکر ها با اون قبلی هایی که تاحالا داشتی خیلی فرق میکنه
اگه بی مصرف بودن هیچوقت طراحیشون نمی کردن
باید یادت بمونه که چندتا از دوست هام رو از دست دادم .
قرار نیست بازم زندگی کسی با این گوه انداز ها به خطر بندازم
ای ام دی میتونه تو سه درجه متفاوت قرار بگیره
ضعیف , متوسط و ولتاژ بالا بستگی به چیزی داره که میخوای پهش بزنی
اره میدونم چه شکلیه «جس»
فکر نمیکنم که حرفمون رو باور کنه
مثله این رو تاحالا تجربه نکردی .
باشه ؛ بیا امتحانش کنیم
جدی گفتم» بهم شلیک کن
اگه به اين نتیجه برسم که اسلحه ی مفیدیه ازش استفاه میکنم
اگه نه , به درد عمه ات میخوره
واقعا که نمی خوای این کار رو بکنم بکر
«اوه؛ معلومه که میخوام. یالا «مت بهم نشون بده چی دستته
مت»... این کار رو نکن»
ميشه این بچه بازی رو کنار بذارین؟
اون شروع کرد
چیزی نیست , زنده می مونه
احتمالا
...میتونی شلیک کنی
حالت خوبه؟
اره
آره خوبم
این ضعیف ترین سطح کوچیکترین اسلحه بودش
بزرگترینش واسه خوابوندن «تیرانوسورس رکس» ساخته شده
چقدر باید دور بشیم؟ یه مایل
شایدم دو مایل
این چی بود؟
«راپتور»
دنبال غذا میگرده ؛ بجنب
اون روکش منه
روکش؟
«ابی»
حالا واقعا از این ای ام دی ها خوشت اومد؟
چون می دونی که
میتونم دوباره بهت شلیک کنم
احمق
چقدر طول میکشه که عوارضش از بین بره؟
سوختگی؟ یکی دو ساعت
سردرد» یکی دو روز»
...حقارت» خب»
این بستگی داره به وقتی که من ازش خسته بشم
«اصلا آدم بامزه ای نیستی «مت
این هم بستگی به زاویه دیده تو داره
«بیین «بکر
میدونم که دوست هات رو از دست دادی
اما میخوام بدونی کاری نمیکنم که تیم رو به خطر بندازه
بعد از اینکه «سارا» کشته شد به فکر رفتن افتادم
«دنی» , «کانر», «ابی»
تنها کاری که الان اینجا میتونم بکنم اینه که مطمئن بشم اين اتفاق تکرار نمیشه
تقصیر تو نبوده , خودت که اینو میدونی
کار من اين بود که مراقبشون باشم من... شکست خوردم
یک سال پیش بود
دیگه باید فراموشش کنی رفیق
بهم اعتماد داری؟
آره , با همه زندگیم
نمیخوای که بپری بغلم ها؟
خدایا نه
فقط جمعشون کنین , بعدا مرتبشون میکنیم
یه قشقرق دیگه , جیمز؟
No comments yet. Be the first to leave one.