U Me Aur Hum

U Me Aur Hum

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

U Me Aur Hum
د لخوا تبصره tabdilsubidx
Extracted From Subidx

تګونه

other
په خپور شو: 2014-11-12
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

من احساسي ناتمام در قلبم دارم

منو تنها نذار ، چون ما نمي تونيم جدا از هم باشيم

ما نمي تونيم جدا از هم باشيم

وقتي با تو هستم احساس کامل بودن مي کنم چون تو تکه اي از قلب من هستي

تو تنها کس مني ، تو از ستاره ها اومد ي

بدون اينکه رنگت رو از دست بد ي ، به رنگ من تبديل شو

بدون اينکه رنگت رو از دست بد ي ، به رنگ من تبديل شو

بدون اينکه نورت رو از دست بد ي ، به سايه ي من بيا

بيا اين کارو بکنيم

تو ، تو بموني

منم ، من بمونم

ما ، ما بمونيم ( تغيير نکنيم )

تو ، تو بموني

منم ، من بمونم

ما ، ما بمونيم

هر سه با هم بريم ، همراه هم باشيم در هر هفت تولد مجددمون

تو ، من و ما

تو ، من و ما

تو ، من و ما

تو ، من و ما

تو ، من و ما

معذرت ميخوام - متاسفم

ميتونين يه مقدار تخم مرغ سرخ شده برام درست کنين؟

حتما

لطفا دوتا درست کنين ، يکي هم واسه ي من

ميتونين اونو فقط با سفيده ي تخم مرغ درست کنين ، لطفا؟

البته - متشکرم

واسه ي منم يه تخم مرغ ، همين جوري درست کنين

باشه آقا

ميشه لطفا خوب سوخاريش کنين؟ من اونجا نشستم

باشه خانم

شما هم که سوخاري دوست دارين !

شما از کجا فهميدين؟

همينطوري ، حدس زدم

اوه

اون اونجا نشسته

ممنونم ، منم اونجا ميشينم...خب؟

وقتي يه پسر زياد ي تخم مرغ ميخوره

يا به اون مرغي که اين تخم ها رو گذاشته علاقه مند شده

يا به اون دختري که تخم مرغ ميخوره

اون کيه؟ - کي؟ دختر؟

نه ، من درباره ي مرغه حرف ميزدم

پدر...چطور يه نفر ميتونه به مرغ علاقه مند بشه؟

ممنونم پسرم...وگرنه پدربزرگ جوجه هات ميشدم

پدر، شما چقدر...اصلا هيچي

اون کجاست؟

اون ...پشت شماست

پدر ، پدر ، دارين چيکار مي کنين؟ داره نگاتون ميکنه ، بس کن پدر...پدر خواهش ميکنم

تو دوستش داري؟

خب ، نميدونم پدر...ولي آره ، من خيلي ازش خوشم مياد

ميدوني پدر ، از لحظه اي که اونو ديدم...فهميدم همونيه که ميخوام ، فکر کنم عاشق شدم

خب برو بهش بگو...دوستت دارم

اين کار راحتي نيست ، پدر...همين جوري که نميشه رفت و گفت

تو يه موقع مناسب بهش ميگم

اگه منتظر يه موقع مناسب باشي...

يکي ديگه امتياز رو ميگيره

و تو بايد واپستي و تماشا کني

اگه من جا ي تو بودم ، الان نه در کنار پدرم...

بلکه کنار اون دختر تخم مرغمو ميخوردم

حرفشو نزن ، ولش کن

تو به پدرت اعتماد نداري

من الان اون رو...

پدر ، نه...اون ...نه!

خيلي خب ، پس...کنار يه دختر ديگه توي اين رستوران ميشينم و مخشو ميزنم

واقعا؟

آره

اون چطوره؟

جوون تر از اون پيدا نکرد ي؟

اين بايد واسه ي شما خيلي مشکل باشه ، پدر

باشه پسرم ، من مخ اينو ميزنم ، تو هم مخ اونو بزن

اگه تو موفق شد ي ...من تو رو پدر خطاب ميکنم

اگه شما نتونستين مخ اونو بزنين ، چي؟

تو منو پدر خطاب کن

باشه

اين کتاب مورد علاقه ي منه...سلام

من همين امروز صبح تمومش کردم

من همين امروز صبح شروعش کردم

عجب تصادفي...سليقه هامون چقدر شبيه همديگه ست

من شما رو ميشناسم؟ ما قبلا همديگه رو ديديم؟

بله

کجا؟...کي؟

اينجا ...الان

توي اين رستوران به اين بزرگي ، شما از اين ميز خوشتون اومده؟

ديدين ، من که گفتم سليقه هامون شبيه همديگه ست

معذرت ميخوام

يه چيزي رو ميدونين؟

وقتي که من بچه بودم ، يه دختري بود که از نشستن کنار اون ...

و حرف زدن باهاش خوشم ميومد

واسه اينکه اون دختر پيشم بمونه ، هميشه دو تا تافي همراهم داشتم

وقتي به نظر ميومد که ميخواد بره...من ميگفتم تافي

يکي واسه تو...يکي واسه من ، شما يه...

من تافي دوست ندارم

قهوه ، يکي واسه تو...يکي واسه من ميشه من و شما ...

هي ، خانم...کمک ميخوايين؟ اين پيرمرد که اذيت تون نميکنه؟

اين پدرتونه؟

نه ممنون ، من خوبم

من چا ي دوست دارم

بفرمايين

عذر ميخوام ، چا ي براي دو نفر...لطفا

در واقع...منم چا ي دوست دارم

پس چرا گفتي قهوه؟

خب ، کافي با تافي...توي قافيه قشنگ تر ميشه مثل شعر

چرا من فکر کردم ، شما از رنگ سفيد خوشتون مياد؟ خواهش ميکنم

شما فکر نکردين ، روش گل دادن ...

و گول زدن ديگه قديمي شده؟

ولي بعضي چيزها هست که هرچي قديمي تر بشه بيشتر زيبا ميشه

مثل گل سرخ ، شراب...و شما

خرسند شدم ، ولي اين روش هم قديمي شده

شما اعتقاد دارين؟ - به چي؟

عشق با اولين نگاه...بهش اعتقاد دارين؟

شايد اونايي هم که ميگن ، بهش اعتقاد نداشته باشن

چون عشق با اولين نگاه صورت به وجود نمياد

پس چرا اون اولين چيز رو يادمون مي مونه؟

چرا اون اولين رويا رو فراموش نمي کنيم؟

چقدرم زبون بازه ، عوضي - چرا وقتي بارون مياد ...

ببخشين يه بار ديگه...تو ذهن من هيچي نيست

ذهني نيست ، از دله...چون عشق توي دل اتفاق ميفته

و دل اون کاري رو ميکنه که روح ميگه...اين روح هميشه نيمه ي خودشو ميشناسه

هموني که بهش ميگن يه روح در دو بدن

به خاطر اينه که روح ، روح رو ميشناسه و عقل خبردارم نميشه

و هر چيزي که عقل اونو درک نکنه

بايد با احساس توجيهش کنه

مثل عشق ، شهوت و...هيچي

عکس العمل ها ي شيميايي درون بدن ما ...

مثل استروژن

وقتي اين توي گوش دادن اينقدر پيچيده ست، چطور ميتونه وجود داشته باشه؟

واسه تون يه داستان تعريف ميکنم

شما تا حالا با اولين نگاه عاشق شدين؟

الان ، همين چند لحظه پيش !

دارين از خط داستان دور ميشين

وقتي حقيقت اينقدر قشنگه ، داستان چطور يادم بمونه؟

به نظرم شما دارين زياد ي از خط قصه تون دور ميشين

خواهش ميکنم...شروع ميکنم

داستان رو از اول شروع ميکنم...يه چيزي رو ميدونين؟

بعضي مناظر اينقدر زيبا هستن که در ذهن نمي گنجن

اون منظره هم همين طوري بود

دريا ي آبي بيکران تا دور دست ها ادامه داشت

و در ميان دريا ، يه کشتي سفيد

مادرت زندگي ما رو خراب کرده...اين موضوع کوچيکيه؟

رينا ، هيچ لزومي نداره پا ي مادر منو وسط بکشي خيلي خب؟

خيلي خب ، لزومي نداره پا ي اونو وسط بکشيم اون از قبل اينجاست

يه چيزي رو ميدوني؟ همه ي اين مشکلات تقصير مادر توئه

تو همينطوري هم واسه ي من وقت نداري

ما با اين همه مشکل تونستيم بياييم اينجا ولي وقتي برگرديم خونه اون قبل از ما توي خونه ست

تو همين رو مي خواستي؟ يه حريم خصوصي عالي!..خوشحالي؟

مادر من واسه ي معالجه مياد اونجا

اينو مي فهمي؟

پس چرا نمي ره پيش برادر بزرگت؟

چرا مياد اينجا؟

واسه ي اينکه هر دوي ما دکتريم

شما حالتون خوبه؟

نه ، ما ازدواج کرديم

تقصير من چيه که يه دکترم

و با يه دکتر ازدواج کردم ، يه چيزي رو ميدوني؟

از وقتي با تو ازدواج کردم ، زندگيم برباد رفت...فقط توئي و مامانت

مادر شما چي ميخورين؟

رينا واسه ي مادرم غذا درست کن

'' اين '' رينا '' ست و اين '' نيکيل اونا متاهل و ناراضين

و وقتي مادر من مياد ، بايد قيافه خودت رو ببيني ، آره...همين طوري ، همين طوري

يه چيز رو ميدوني دکتر نيکيل؟ تو مرد خيلي خيلي خودخواهي هستي

که اينطور...پس تو پيش من چي کار ميکني؟ چرا تنهام نميذاري؟

ساده ست ، مگه نه؟

لازم نيست اينجا نمايش راه بندازي

باشه...من ميرم

باشه ، چه بهتر

من براي هميشه از زندگيت ميرم بيرون

باشه ، برو

ديگه هم برنمي گردم - لطف مي کنين

الان بهت مي فهمونم ، لعنتي

از صبح تا حالا اعصابمو ريخته به هم

اوه رينا ، نه ، نه ، نه

نه

ويکي...ناتاشا کمکم کنين

اينا '' ويکي '' و '' ناتاشا '' هستن ناتاشا مدرسه ي رقص داره

مطلب ديگه اينه که ، اون تنها شاگردشه

'ويکي'' ، اونا مجرد و راضين

صاف بايست ، دست ها بالا

انگار اون دوتا دوباره شروع کردن

تو چرا جلوي عشق و حال مونو مي گيري؟

ويکي ، ما توي بمبئي چه تصميمي گرفتيم؟ هر کي خواست از موقعيت سواستفاده کنه

بايد کل کشتي رو يه دور کامل بچرخه اون هم بدون لباس

رينا ، داري چيکار ميکني؟ اون رو نزن رينا ، رينا ، ولش کن

اگه من نمي گرفتمش

رفته بود و خودشو انداخته بود توي دريا

ديوونه شد ي؟ تو دريا پر از کوسه ست

رينا ، خواهش ميکنم خودکشي نکن

بهت التماس ميکنم ، به پاهات مي افتم

اگه من اشتباهي...

خفه شو ، من نمي خواستم خود کشي کنم

ميخواستم کيفمو بردارم ، باشه؟

اينو باش ، چه خوشحال شده بود

اين به اين آسوني ها منو ول نمي کنه

يه چيزي رو ميدونستي؟ تو مريضي...تو يه حشره ي کثيف بي مغزي

تو يه لعنتي...

اي ، فحش نده ، باشه؟ آروم

تو اينو مي دونستي ويکي؟ تو دنيا دو نوع زن وجود داره

نوع اول که بدون اونا نمي توني زندگي کني و نوع ديگه ش ، اين ، که باهاش نميشه زندگي کرد

من همين الان ازت طلاق ميخوام

دوستان ،الان موقع تفريح و خوش گذرونيه

وقتي رفتين بمبئي اين کارو بکنين

U Me Aur Hum subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left