لومړۍ 200 کرښې.
.:: ارائه شده توسط وبسايتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
يالا ديگه
حالتون خوبه؟
خانم حالتون خوبه؟
چي شده؟ - زنگ بزن آمبولانس بياد -
زنگ بزن آمبولانس بياد
خانوم؟ واي خدا
خانم
بله، تصادف بدي رخ داده
تقريبا سه کيلومتر با بزرگراه فاصله داريم
ريه اش آسيب ديده ببرينش اتاق عمل ب
يه سيني لازم داريم
يه جعبه بيارين اينجا
چه اطلاعاتي داريم؟ - خانمه، کارت شناسايي نداره -
ظاهرا بين 25 تا 30 سالشه و ماشين زده بهش
تا ابد و يک روز دوستت خواهم داشت
ضربانش داره بالا ميره ثبات نداره
به اتاق عمل ب بگين وسايل اورژانسي رو آماده کنن
بايد فشرده سازي رو آغاز کنيم
خانم، صدام رو ميشنوين؟
خانم؟
واکنشي نشون نميده
ديگه چقدر بايد منتظر بمونيم؟
برين کنار
با شماره سه بلندش کنين
يک، دو، سه
دارم ضربانش رو از دست ميدم
سيصد ژول شارژ کنين
حله - آماده است -
کندکاري قلبي داره سي، 90 روي 50
سيصد و شصت تا شارژ کن
آماده است
ببخشيد دنبال همسرم ميگردم
راسل ويليامز هستم باهام تماس گرفتن
همسرم جنيفر تصادف کرده
تو اتاق عمل هستن قربان متاسفم
نه، اجازه ندارين برين داخل آقاي ويليامز
نگهباني رو خبر کن
جنيفر
جنيفر
بازم اپينفرين تزريق کنين
دوباره شارژش کن
آماده است
وضعيتش رو اعلام کنين
ضربان قلبش 75ـه فشارش 90 روي 70ـه
حالش خوب ميشه؟
قربان شما اجازه ندارين اينجا باشين
وضعيتش داره به ثبات ميرسه
آفرين بچه ها، وسايل عمل رو آماده کنين
ببخشيد، شما اجازه ندارين بياين اينجا
ببخشيد
ميخواستم ببينم خبر جديدي نشده؟
هنوز دارن عملش ميکنن
خيلي خب، به کسي چيزي نگفت که چه اتفاقي افتاده؟
...آقاي ويليامز، همسر شما
خونريزي داخلي زيادي ...در مغزش داشته
واي خدا
احتمالش هست که هيچ چيزي رو به خاطر نباره
اگه وضعيت تغييري کرد خبرتون ميکنم
يه مدتي طول ميکشه - ممنون -
آقاي ويليامز
همسرتون از اتاق عمل اومد بيرون هنوز به هوش نيومده
ولي اگه بخواين ميفرستمتون بخش که ببينينش
خيلي خب، ممنون
سلام جن
منم
ميخوام بدوني که اينجام
و هر اتفاقي هم که بيفته از پيشت نميرم، خب؟
ميشنوي؟
از پيشت نميرم
چند سالشه؟ - سه سال -
خيلي زود بزرگ ميشن، مگه نه؟
درسته
تا تموم نشده بايد لذتش رو برد - هوم -
چه دختر خوش شانسي
امروز تولدشه
تولدت مبارک - ممنون -
ممنون
يه لحظه من رو ببخشيد
کارآگاه پيج هستم
بله
ميتونم تا... 45 دقيقه ديگه خودم رو برسونم
خيلي خب، ميبينمت
ميدوني چيه؟
اون خرسه رو هم ميخرم
خيلي خب
ببين، داره يه خرس گنده ميخره
پس گفتن که جنيفر رو توي يه استراحتگاه پيدا کردن؟
کنار بزرگراه 33، نزديک تنگه بروبيکر
شما آخرين بار کي ديده بودينش؟
اون شب رفت بيرون تا خريد کنه گفته بود ميخواد شام درست کنه
شما هم هيچي نشنيدين؟
نه قربان
نه، من يه ساعتي صبر کردم و
با موبايلش تماس گرفتم اما جواب نميداد
بعدش با مغازه تماس گرفتم
و گفتن که نديدنش
شما با جنيفر تو خونه مشکلي داشتين؟
منظورتون چيه؟
سعي دارم بفهمم همسرتون بدون هيچ کارت شناسايي
تو يه استراحتگاه چيکار ميکرد
اونم ساعت دوازده شب و تنها
منم خيلي دوست دارم بفهمم
ولي ما تازه ازدواج کرده بوديم
تازه به کوهستان نقل مکان کرده بوديم
پس... نه
مشکلي نداشتيم
يه چيز ديگه
همسرتون با ماشين خودش رفته بود مغازه؟
آره با ماشين خودش رفت
چطور؟ - گم شده -
با گزارش دادن ماشينش شروع ميکنم تا ببينم چي ميشه
خيلي دوست دارم وقتي همسرتون تواناييش رو داشت باهاش صحبت کنم
حتما
اميدوارم زودتر حالش خوب بشه
بابت وقتي که گذاشتين ممنون
ممنون
يه دختربچه ده ساله آفريقايي آمريکايي
خير سرت پليسي، چطور نميتوني دختر خودت رو پيدا کني؟
پليس در حال حاضر هيچ سرنخي از هانا پيجِ گمشده ندارد
آقاي ويليامز
به هوش اومده
ما همچنان اسکن هامون رو انجام ميديم
اما بايد بدونين که آسيب شديدي به هيچوکامپِ همسرتون وارد شده
خب يعني چي؟
با اين که حافظه معناييش رو کاملا حفظ کرده
...يعني اسمش، خانواده اش
اما حافظه ضمني اش اصلا در وصعيت خوبي نيست
ولي من رو که يادش مياد، مگه نه؟
دکتر؟
ما هرکاري ميکنيم که بهش کمک کنيم
خيلي خب، کمکش کنين
منظورتون اينه که همسرم من رو يادش نيست؟
محتمله - واسه من "محتمله" نکنين -
همسرم من رو ميشناسه يا نه؟
نه
اما کمکش ميکنيم که به ياد بياره، بهتون قول ميدم
جنيفر
شوهرت اومده ملاقاتت
سلام
اگه چيزي لازم داشتين من انتهاي راهرو هستم - ممنون -
خب حالت چطوره؟
...ببخشيد، احتمالا
خيلي برات سنگينه من همينجا ميشينم، خب؟
چي شد؟
من چجوري سر از اينجا درآوردم؟
تصادف کردي
و سرت ضربه خورد
ضربه شديدي خورد هيچي يادت نيست؟
جنيفر، من رو ميشناسي؟
من رو يادت نمياد، مگه نه؟
چيزي نيست چيزي نيست
خب، گوش کن
ببين، دکتر گفت که به ياد آوردن بعضي چيزها
يه مقدار نسبت به بقيه چيزها سخت تره
من همينجا همراهت هستم، قول ميدم
باهمديگه از پسش برميايم
من حتي اسمت رو هم نميدونم
راسل هستم
خيلي از آشنايي باهات خوش وقتم
...ببين، من به اون بابا هم گفتم
اونا برام مهم نيستن الان داري با من صحبت ميکني
نميدونم، تاريک بود بارون مي اومد
سرعتت غيرمجاز بود؟
آره
ميخواستم برسم خونه
...حتي اصلا
حتي اصلا به موقع نتونستم ببينمش
يه تصادف بود - ميدونم -
واسه اين نياوردمت اينجا
ميخوام بدونم کس ديگه اي رو هم اونجا ديدي يا نه
نه
تو پارکينگ هم ماشين ديگه اي نديدي؟
چرا
...حالا که اشاره کردين، يه
يه وانت سفيد اونجا بود
فکر کنم داشت يه ماشيني رو ميکشيد
يه ماشيني رو ميکشيد؟
آره داشت با کابل ميکشيدش
يادمه که به نظرم يه مقدار عجيب بود
نديدي وانته کجا رفت؟
نه
تا آمبولانس برسه از اونجا رفته بود
قبلا چيزي درمورد وانت نگفته بود
چون مامورين باهوش راهنمايي و رانندگي سوالي نپرسيده بودن
شايد هم وانتي در کار نبوده
يا با ماشين خودش رفته اونجا و ماشينش رو دزديدن
يا يکي ديگه تا اونجا رسوندتش به هر حال کس ديگه اي هم اونجا بوده
خودم ميدونم الان چه هفته ايه فرنک - شروع نکن -
هرکاري هم که بکني نميتوني اتفاقي که افتاده رو تغيير بدي
زخم و کبودي هاي رو مچش نشانه دفاع از خوده
اينم گفتن که ممکنه به خاطر تصادف اونجوري شده باشه
من راننده رو دوباره احضار ميکنم که ببينم وانته رو ديده با نه
نگاهش کن، آخرين باري که مرخصي گرفتي کي بود؟
من اهل ساحل رفتن نيستم
هي فرنک
يکي از شاهدين تصادف اون جلو منتظرته
مرسي چارلي ميشه بياريش اينجا؟
شرمنده شان، به اين سادگي ها از شر من خلاص نميشي
اگه ميخواي اينطور ادامه بدي حداقل با يه دليل خوب پيش برو
No comments yet. Be the first to leave one.