لومړۍ 200 کرښې.
چهاردهم آوریل 1991
زندان سوشو بخش زندانیان خارجی
هنگام وقوع وبا
اول به من تزریق کن، بهشون نشون بده سالمه
تا یه ساعت بهتر میشی
زودتر، زودتر، دارن میان
اون مُرده
همه بیرون
برگردید و تمومش کنید
تو 10 دقیقه برای نصب برق وقت داری
میشنوی؟ 10 دقیقه
شایدم 7 دقیقه
این خیلی طول میکشه
فکر کنم مشکلو پیدا کردیم
شش دقیقه
تقریبا یکی از فیوزها نصب شده
سی ثانیه
الان برو بیرون
کاغذها
تو
با من بیا
آمبولانسو نگه دار، همین الان
چین، هنگ کنگ
واشنگتن دی سی
وضعیت اضطراریه تو در خونه چی کار میکنی؟
دارم یواش یواش میام
چقدر طول میکشه به محل کارت برسی؟
- هَری، اونجا ساعت چنده؟ - چقدر طول میکشه؟
سی یا چهل دقیقه، چرا؟
بهت 25 دقیقه وقت میدم قبل از اینکه گزارش کنم
اگه میخوای تلگرافو قبل از اینکه اونا ببینن، بخونی به خودت یه تکونی بده
سفارت آمریکا در چین
- دانکان - کدوم جهنمی بودی هَری؟
تلگرافو بخون
اگه دارم توی طوفان راه میرم باید بدونم باد کدوم وَری میوزه
- پیشاهنگ جوان توی دردسر افتاده - چه نوع دردسری؟
از کجا زنگ میزنی؟
توی ماشینی؟ توی اون ذهن لعنتیت چی میگذره؟
اون پسره دیگه بزرگ شده میتونه گلیم خودشو از آب بیرون بکشه
بعداً از یه جای امن بهم زنگ بزن
مرکز سیا، ویرجینیا
متاسفم آقا، شما باید با من به اون میز بیایید
آقای میور
شما تا شب اینجا هستید یه یادآوری
موقع خروج
ما کارت شناسایی، کارت ورود و کارت پارکینگتون رو میخوایم
به موقعش
- تو یه تلگراف از هنگ کنگ داشتی؟ - تو مرکز عملیات رو بررسی کردی؟
من میرم اونجا
نیلند 100 دلار ازم میخواد من به خاطر بازی اسکین بهش مدیونم
یالا هنری، انجامش بده میخوای آخرین روز کاریم برم تا پردازنده مرکزی؟
گلادیس
کوبایی هاش در کشوی سمت چپن
اگه این دیوارها میتونستن حرف بزنن تمام تاریخو میگفتن بهت حسودیم میشه
خُب، برگرد سر کارت میتونی مث من باشی
حقیفتش نه این کشور مدیون شماهاست
آیا ما داریم با دستامون روی پاهامون میرقصیم؟ یا شما میتونی خودتو حرکت بدی
- تو یه عامل به اسم بیشاپ پرورش دادی - تام بیشاپ، بله، حالش چطوره؟
- ما میخوایم یه نگاهی به پروندش بندازیم - بایگانی رو گشتید؟
معلومه، ما پرونده های اصلی اونو داریم جزء پرسنل تو بود
- چی رو میخوای بدونی؟ - دریافت های تو در یک ساعت اخیر
که باید بهمون داده بشه چون هممون بهش نیاز داریم الان پرونده های تو رو میخوام ببرم
تو به صندلیت بچسب و راحت باش
گرفتنش یه مقداری وقت میبره
هر وقت اونها رو گیر آوردی به دفترم زنگ بزن ASAP
راستی، بازنشستگی خوش بگذره
مدیر اینو فرستاد به نظر میرسه امضای خودشه
هارکر بهم گفت همه پرونده های تام بیشاپ رو جمع کنم
بالاخره این کیسه های بدردنخور به یه دردی خوردن
تا زمانی که بهت گفتم اینو داشته باش تو ندیدی که من چی توش گذاشتم
قراره روز آخر دست و پا چلفتی بشیم؟
نوح(ع) چه زمانی کشتی ساخت گلادیس؟
قبل از بارون، قبل از بارون
هی، بیلی، 100 دلارم آمادست؟
هارکر گفت این پرونده ها رو بیارم میشه برم
نه، اجازه ندارم، خودم بهش میدم، آقا
در طی مذاکرات تجاری در خاور دور
مذاکره کنندگان علاوه بر تجارت با چینی ها
زمینه سفر هفته آینده رئیس جمهور را نیز بررسی کردند
در دیگر اخبار جهان حال که جنگ سرد به پایان رسیده است
برلین عصر جدیدی را آغاز میکند درست جایی که تانک های شوروی و آمریکا
در وحشتناکترین روزها با هم روبرو شدند
- همین؟ - فقط همینو تونستم پیدا کنم
بسته بندی شده و نامرتب، تو میدونی چطوریه
بیشترش اینجاست، مدرسه قدیمی، میدونی که؟
بیا اینجا
بفرما بشین آقای میور
یا عیس مسیح، چند وقت گذشته؟
این مأموریت اسم داره؟
خیلی سخته
- بعداً میبینمت - باشه سای
خوشحالم که میبینمت، ممنون که اومدی
برای ضبط، ما به ناتان میور پیوستیم عملیات شرق نزدیک
ما در روند شرایط
خیلی خاص بین المللی هستیم
ما تو رو برای چاره جویی به اینجا آوردیم
تا چند تا سوراخ رو برامون پُر کنی
پس من مث اون پسر کوچیکه هلندی هستم
آره، ما به تو مث عضوی از تیم نیاز داریم
چرا خنده داره؟
هروقت معلمم اینو بهم میگفت میفهمیدم که باید روی نیمکتم بشینم
با توجّه به ماهیت این مأموریت اطلاعات مشخصی هست
که تو نیازی به دونستنشون نداری
یه هفته پیش تام بیشاپ در هنگ کنگ ناپدید شد
دیشب به خارج از شانگهای برده شده
او به اتهام جاسوسی دستگیر شده
ما در حال کامل کردن پروفایل شخصی اون بر اساس تاریخ
عملیاتهاش هستیم
این با دستکش بچگونه انجام میشه
چقدر طول میکشه تا رئیس جمهور مجبور بشه در این مورد اظهار نظر کنه
- بیست و چهار ساعت - از چه زمانی؟
از همین الان ناتان
ساعت 8:02 قبل از ظهر
بیشاپ رو به عنوان یه جنایتکار درنظر گرفتن
و فردا ساعت 8 صبح به وقت ما اعدام میشه
رسانه ها چطور؟
چرا با انتشار این خبر در بین افکار عمومی چین زمان نمیخریم؟
ما نیاز به مطبوعات رو نیاز به ضربه سوم میدونیم
تو از دو تای دیگه استفاه میکنی؟
ما نمیخوایم تاثیرات بیرونی گزینه هامون رو محدود کنه
بیشاپ در چین چی کار میکرد؟
اون در عملیات دانکان بود
- بود؟ - بله
تا اینکه یه کار خودسرانه انجام میده
- کجا نگهداری میشه؟ - متاسفم ناتان
این میتونه برای پُر کردن سوراخ بهمون کمک کنه
من اینجا فقط 10 انگشت دارم
حدس بزن در چه زمان دشواری هستیم یه هفته قبل از سفر رئیس جمهور
شما بچّه ها در یه کنگره شنوایی جمع شدید؟
واسه همین ما در حال رونوشت برداری هستیم، درسته؟
میخوای گواهی بدم؟
دقیقاً نه
تو بیشاپ رو در ویتنام دیدی، درسته؟
آره
بهار 1975
برای دو روز به دانانگ رفته بودم
برای پیدا کردن یه تک تیرانداز
که بتونه در عملیات سیمرغ با ما باشه
که اسمش بین بود
دانانگ، پایگاه نظامی آمریکا، آوریل 1975
من خبرای بدی برای تو دارم مرد
- اون مُرده - مُرده؟
به وسیله اصابت خمپاره سقوط کرد
آدم دیگه ای رو سراغ نداری؟
اینجا یه افسر گروهبان هست
اما هرگز به اندازه بین قابل تأیید نیست
- تا حالا چند تا رو زده؟ - سه تا
- یا عیسی مسیح، اون بهترین آدمیه که سراغ داری؟ - اون تک تیرانداز خوبیه
- کجاست؟ - اونجاست
- زیر چادر؟ - آره
فرد دیگه ای هم هست که تا حالا 20 تا رو زده ولی دو روز با اینجا فاصله داره
- قابل تأییده - آره
- اون چرا اونجاست؟ - اون جدا از بقیه زندگی میکنه
آشپزه، غذاهای خوبی میپزه
کمی ترسناکه
دشمن نیست بفرستش
بله
با من کاری دارید آقا؟
- بیشاپ؟ - بله آقا
- از کجا میای؟ - هِمِت در کالیفرنیا آقا
بیا، بشین
تا پیش از این هم تک تیرانداز بودی؟
یا غذای مامانت رو روی میز هدف قرار میدادی؟
نه ما زندگی آرومی داشتیم آقا
- تیراندازی رو کجا یاد گرفتی؟ - پیشاهنگ جوانان آقا
- داری منو دست میندازی؟ - نه آقا
- کِی اعزام شدی؟ - من داوطلبم آقا
اون به عنوان یه آدم آرمانگرا اومده بود
میدونی، گرایش رفتاری کمی داشت
اعزام شده بود تا ببینه چندمَرده حلاجه
- هدف چه کسی بود میور؟ - ژنرال هونچه
- هدف اینه؟ - آره، دشمن غیررسمی
کد رمز: پیرهن قرمز
اون مسئول جناح غربی مهاجمان سایگونه
- و اسمش هست - نیازی به اسمش نیست آقا
نیازی نداری یا نمیخوای بدونی؟
من انجامش میدم آقا
هدف در موقعیت 21 از مرکز ماست
فردا صبح در 0900 خواهد بود
این عملیات سختی در ویتنامه
- تنهاست؟ - بعضی وقتا با تعداد کمی از دوستاشه
چه تعداد کمی!؟
پیرهن قرمز در موقعیته
- میبینیش؟ - پیرهن قرمز تأیید شد
فاصله تا ورودی 9-8-0
فاصله تا میز 1-0-0
باد
پنج مایل از چپ
هدف در موقعیت
براوو6، براوو6، دلتا2، تمام
- بگو دلتا2 - ما هدفو داریم ولی شلیک نکردیم
- دوباره بگو - شلیک نکردیم، یه هلیکوپتر مانعه
پشتیبانی هوایی نداره
موقعیت خطرناکه مأموریت رو رها کنید، تمام
دوباره بگو، تمام
- ما هنوز نرفتیم - ما نباید بریم
- تمومه - شلیک نکن
- ببین میتونی برگردونیشون - دلتا2، دلتا2
حالا
یالا
No comments yet. Be the first to leave one.