لومړۍ 198 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
خوشحالم که گُلهای رز رو خریدم
مطمئنم این همون شرابیه که دیروز خوردم ولی چرا مزهش عجیب شده؟
واسه من چیکار میکنی، سون وو؟
چه رین
چه رین
به چی داری انقدر عمیق فکر میکنی؟
یه لحظه حواسم پرت شد
با یه نفر دیگه نوشیدن، همیشه بهتره
با اینکه هرچیزی که میخواستم داشتم ولی همیشه احساس پوچی میکردم
فکر کنم الان دلیلش رو میدونم
من دنبال معنیِ زندگیم نبودم
ولی هنوز خیلی دیر نشده
هنوزم دارمش
حالا چیکار کنم؟
خوبی؟
اون نمیتونه راحت فرار کنه
قطعا تلاشش رو میکنه
به هر حال، قبلا هم یه کاری کرده که مشکلات اینطوری ناپدید بشن
این همون کاریه که برای حکم بی گناهی پرونده آخر هم انجام داد
اون میتونه همه رو وادار کنه که شهادت دروغ بدن بدون اینکه آب از آب تکون بخوره
چه رین، این دفعه نمیتونه اینکارو بکنه
نگران نباش
رئیس
سون وو، والدین از خندهی بچه هاشون خوشحال میشن
و با گریهی بچشون ناراحت میشن
من سلاحم رو غلاف میکنم
ولی ازت میخوام تو هم یه قدم به سمت من برداری
به نظرت با عقل جور درمیاد؟
من مدرک واضح دارم
من تصمیم میگیرم که با عقل جور درمیاد یا نه
چیه فکر کردی نمیتونم؟- آره-
اگه میتونستی که نمیومدی اینجا منو پیدا کنی
زندگیت رو روی زنی مثل اون قمار نکن
یه عالمه زن دیگه هست- رئیس-
شما تا آخرش هم کله شقین
...تا وقتی که دیوید
بی گناه اعلام بشه، واسهی تجدید نظر دادرسی درخواست میکنم
اون ممکنه دیگه هیچوقت روشنی روز رو نبینه
پشیمون میشی
نه، شما پشیمون میشین
بیا
عه غذا
چیزی خوردی؟
آره بابا، میدونی ساعت چنده؟
انگار جین یونگ حالش بهتر شده، نه؟
آره، ممکنه کوچیک باشه ولی خیلی خوب داره مقاومت میکنه
ولی دا سوم گفت باید تا آخر عمرش تحت درمان باشه
نونا، قبلا هر چقدرم که سخت تلاش میکردم نمیتونستم پول در بیارم
ولی الان با یکم سختکوشی میتونم کلی پول دربیارم نگران نباش
یه عالمه آدم هست که منو میخوان
دیگه بسه- ولم کن-
اگه نخورم دیوونه میشم
تنها کاری که این چند روز کردی الکل خوردن بوده چِت شده تو؟
دیوید. یه نفرو کشته و پلیس دستگیرش کرده
چی؟- اون عوضی، دکتر اوه. اونم مثل دیویده-
اون بیشعورای عوضی
حالا صورت حسابای بیمارستان جین یونگ و کارت های اعتباریمو چیکار کنم؟
منظورت چیه؟
باید دوباره از آدام درخواست کنم؟
میتونم ازش بخوام یه دونه پولدارشو این دفعه پیدا کنه واسم
اونی، نگو که دوباره اسپانسر پیدا کردی؟
مشکلش چیه؟
اونی- همه اینکارو میکنن-
بهونه نیار، تو فقط میخوای آسون ترین راهو بری
مگه اشکال داره؟
احمقانه نیست وقتیکه راه آسون هست بخوای از راه سخت بری؟
تو، تو شغلت خوبی
نه، نه، نه کافی نیست
باید جین یونگ رو بزرگ کنم- کی گفته تو باید جین یونگ رو بزرگ کنی؟-
دا هه
زندگی غلبه کردن به سختی ها نیست
زندگی، حساب کردنه
حساب کردن چی؟
من بدون هیچ خجالت و تردیدی از هان چه رین خَرجی میگرفتم
بنظرت نمیتونم پول مراقبت از بچمو ازش بگیرم؟
این دفعه باید از کی پول بگیرم؟
یه اسپانسر خوب میخوام
واسه کسی که بهم پول میده میتونم هر کاری بکنم
خیلی باحال بود! بیا
شات عشقولانه، شات عشقولانه- شات عشقولانه-
اینجا چه خبره؟ بلند شو-
هی- گفتم بلند شو-
روانی
!فازت چیه؟ درو باز کن
جواب تماس هام رو ندادی
نمیتونی ببینی دارم کار میکنم؟
منم عین تو دارم کار میکنم
من نمیخوام تو ازین کارا بکنی
منم باید زندگیمو بچرخونم نمیتونم زیر سایه تو زندگی کنم
میخوای کار کنی؟
میتونم یه کار دیگه واست جور کنم
تا همینجا هم کلی بهم لطف کردی
نمیخوام دیگه بهت زحمت بدم
وقتی دارم واسه تو انجام میدم که دیگه زحمت نیست
من قبول میکنم، واقعا کار دیگه ای نمیتونم بکنم
تنها چیزایی که بلدم فوتبال و مدل بودنه
میخوای دوباره مدل بشی؟
هیچکس منو نمیگیره
من میتونم کاری کنم که اتفاق بیوفته، تو فقط لب تر کن
واقعا؟- بهم اعتماد کن-
ممنونم
بشین
این اتفاق افتاد چون به سون وو کمک کردی
این با قتل دیوید شروع شد
!سون وو رو راضی کن که همین الان متوقف بشه
خودتم میدونی متوقف نمیشه
میخوای برخلاف دستوراتم عمل کنی؟
تنها کاری که من کردم این بود که با بال هایی که بهم داده بودن پرواز کردم
تو در قفس رو باز کردی
!پرواز کردن انتخاب اشتباهی بود
تو نمیتونی منو به قفس برگردونی
حتی اگه بیوفتم بمیرم هم میخوام تو راه خودم پرواز کنم
فکر کنم اشتباه می کردم
متاسفم
الان میرم
!لی سون وو نه
!لی سون وو نه
چرا نمیتونم داشته باشمش؟
واقعا نمیدونی چرا؟
تو امروز رفتی دیدن رئیس پارک درسته؟
اون میخواست راجع به دیوید حرف بزنه
پس رفتی پیشش؟
این دفعه چی پرسید؟
سون وو- چی دادی و چی گرفتی؟-
اینکار رو با من نکن
بهم بگو
خودت بگو دقیقا چه مدل آدمی هستی
سون وو، لطفا
التماسم کن
که برات دلسوزی کنم، که بخاطرت حس بدی داشته باشم
با من امتحانش کن
باهام حرف بزن- !بسه-
تو نمیتونی اینکار رو با من بکنی
!نباید اینکار رو با من بکنی
سعی کن من رو بفهمی و داشته باشی
تمام چیزی که ازت میخواستم عشق بود
من الان لیاقتش رو دارم
!فقط یه بار
!نمیتونی اون کار رو باهام بکنی
!سون وو
!سون وو
!سون وو
!سون وو
!سون وو
من یه سری کار دارم که باید انجام بدم
سخته که بذارمشون تو برنامم
ممنونم
صدای زنگ بهم استرس میده
بیمارستانیه که بابام توش بستریه؟
صدای زنگش رو سفارشی کردم
وقتی اون صدا رو شنیدی بدو
الو، یونگ سوک
حس میکنم دارم مجازات میشم
تربیت بچه خیلی سخته
دارم بخاطر اینکه بد شدم مجازات میشم
من یا سون وو یکیمون پیروز میشه پس استراحت کن
زود میام پیشت
میخواستم واسه آخرین بار صدای پدرم رو بشنوم
،احتمالا
وقتی که مرد داشت دنبالم میگشت
،حتی اون موقع
میخواستم انتقام بگیرم
و همه جارو زیر و رو کردم
،باید
در عوضش برای آخرین بار میرفتم دیدنش
من ناراحتش کردم
فکر کنم باعث شدم منتظر بمونه
نمیدونم فایده ای داره یا نه
ممنونم
وقتی تو یه دوره بد زندگی هستی، غذا خوردن بهترین راهه
سون وو، میتونی بیای سر کار؟
بعد از اتفاقی که برای دیوید افتاد اوضاع خوب نیست
سخته که تنهایی اوضاع رو کنترل کنی
چه کمکی میتونم بکنم؟
وقتی کنارمی ازت آرامش میگیرم
بهم کمک میکنی؟
لطفا یکم بهم زمان بده تا کارا رو راست و ریست کنم
بهت یکم زمان میدم
بابا، تو دوست دخترای زیادی داری؟
نه! اون هیچ دوست دختری نداره
دوست دختر داری، مگه نه؟
اون کیه؟ بهم بگو
من نه مامان
وقتی مامان داشت میرفت دیدن دوستاش تورو هم با خودش برد؟
نه
اما وقتی اومد خونه منو گرفت و گریه کرد
خیلی گریه کرد
اون بعضی اوقات یونیفرمت رو بغل میکنه و چیزی نمیگه
فکر کنم اون واقعا دلش برات تنگ میشه
بعدش چیکار میکنی؟
فقط کنارش میمونم
وقتی مامان و بابا کنار هم بودن من خوشحال ترین بودم
ای کاش تنها دوست مامان بودی
درسته
بیا اول غذا بخوریم
باشه
نونا، نذار جین یونگ با دا سوم بره
No comments yet. Be the first to leave one.