لومړۍ 200 کرښې.
..داستان يه خانواده ي ثروتمند که همه چيزشو از دست داده
..و پسري که چاره اي نداره
..بجز اينکه همه رو در کنارهم نگه داره
موانع سازندگي فصل دوم | اپيزود 17
.."مايکل بلوٍث" ترتيبِ يک جلسه با "کَل کولن"
.از بزرگترين زمين داراي شهرستان "اورنج" داده بود
من اميدوارم بتونم بهتون اثبات کنم که ما شرکت موفقي داريم
خُب خونواده ـت که ديشب توي برنامه ي "افتضاح آوران" حسابي خودي نشون دادن
..افتضاح آوران" برنامه اي بود که"
!از تيتر خبرها داستان ميساخت
..اخرين برنامه در مورد خانواده ي "بلوث" بود
..که حق پخشش رو توسط "توباياس" در ازاي
.نقش "جورج پدر" گرفته بود
..زماني که اتهامات تاييد نشده اي از ساخت و ساز غير قانوني او در "عراق" به گوش ميرسيد
.."جورج بلوث پدر" با همکاري دستيارش "کيتي"
از کشور فراري شد
با توجه به بازي ضعيف ، بار اصلي داستان بر گردن راوي بود
که تنها در زير يکي از خانه هايي که خودش ساخته ميتوان او را يافت..
در حقيقت او در سوراخي نزديک خانه پيدا شده بود
..ولي اين بي توجهي ها به جزئيات به خاطر تنبلي
واقع چيزي بود راوي برنامه بهش مشهور بود i>در .> ديگه نميتونم زير خونه دووم بيارم-
شايد بايد به زيرشيرواني پناه بَرَم
واقعا راويتگري افتضاحي داره آشغالِ خالص
ولي ديگه به ميدون برگشتيم و هر گونه تهمتي رو رد ميکنيم
هي! بدونِ من جلسه رو شروع کردين؟
مامان ، ايشون "کَل کولن" هستند "مادر منو که يادتونه ، "لوسيا
..ما داشتيم از
اين کمپ هاي تفريحي کنار چشمه براي جلب توجه مشتري ها ميگفتيم
ميدونين ، اون منو هيچوقت بيرون نميبره
نه خيرم ما بايد بدون هيچ شادي و خوشي زندگي کنيم
خُب خيليم که بهتون سخت نميگذره
مايکل" من خيلي امل نيستم ولي" !ساعت 1 بعد الظهر مامانت مسته؟
! بايد صبح زود پاشي که ساعت 1 مست باشي
..و اينجور که معلوم بود واقعا زود بيدار شده بود
و به خاطر سردرد ناشي از مستي ، قرص مسکن مصرف کرده بود
..به هر حال ، چشم هشدار دهنده ي "عدم مصرف الکل " رو با
. چشمک "بهتر است با الکل مصرف شود" اشتباه گرفته بود..
. خوشبختانه يه حسي بهش گفته بود که خودش تا شرکت رانندگي نکنه
نه..تاکسي ميگيرم
متاسفانه اين بعد از تلاش نافرجام ـش بود
...کدوم خري اينو اينجا
مايکل" , متاسفم" من نميتونم باهاتون قرارداد ببندم
. نمي خوام آخر , سر از "افتضاح آوران" در بيارم
! اوه تو هرکاري دلت بخواد ميتوني بکني...فقط قدِ مرغ هم جربزه نداري
..مايکل" فهميد که ممکنه وقتش رسيده باشه که"
. مشکل جدي مادرش مقابله کنه
خوب به نظر پايان جلسه هست
. نه ؛ من ديگه يه مداخله ي ديگه براي مامان راه نميندازم
. آخرين بار تا يه هفته حس بدي داشتم
يک سال قبل ؛ . خانواده سعي کرده بود يه مهموني مداخله بگيره
داري شراب ميريزي؟ چه فکري کردي؟- اگه عصباني بشه چي؟-
راست ميگه- حالا يه ته فنجون جايي رو نميگيره-
بچه ها مگه چيکار ميتونه بکنه؟
ابجو هم داريم؟
.. و با وجود اينکه مداخله کار نکرد
ما فکر ميکنيم تو "پشگل" داري- خيلي "سوراخ"ـي-
"و بعدا تبديل شد به يکي از بهترين مهموني هايي خانواده ي "بلوث
شايد مداخله کردن کلا راه اشتباهيه
مرکز ترک اعتياد چطوره؟ امروز گند زد به جلسه
راستي تو کجا بودي؟ ميتونستم در مورد مامان ازت کمک بگيرم
فکر کنم قبلا بهت گفته بودم واسه تعطيلات ميرم ناسلامتي تعطيلات بهاريه ها
من که نميتونم ازش لذت ببرم ..شهرتم به دست
اون "فيليپ ليت" عوضي خراب شد که اون يه دونه سوتي شعبده ـمو توي دي وي دي ـش گذاشت
..جوب" توي تعطيلات بهاري سال قبل يه نمايش شعبده بازي اجرا کرده بود"
.. که بتونه به پرفروش ترين ويديو
. دختراني با عزت نفس پايين" راه پيدا کنه"
.. فوقش ديگه دو تا سوتي بود که
در حقيقت 7 تا سوتي بود
و بعد از اجرا يه قرارداد امضا کرد
!از اونجايي که سوتي دادم که استفاده نميکنين ؟- !اونا يه قسمت نمايش نبود؟-
بيخيال پسر- من که نميخوام آبروتو ببرم
بيخيال
يه بيمارستان خوب براي پرنده ها نميشناسي ؛ ميشناسي؟
همه ـشو داري ميگيري ديگه؟
..خوب حداقل شهرداري شهر "اورنج" در مورد اجرات نگفته
! " اگه اين جرج بزرگه ؛ بزارين گم شده بمونه"
.. "درست وقتي که عاشق انتخاب ريسکي "ديو اتل
!در مورد اجراي نقش من با پوشيدن شرت کوتاه شدن
.. در حقيقت اقاي "اتل" در حال نمايش
.. مشکل لخت نشدگي "توباياس" بود
.. ولي به خاطر توضيحات نامربوط راوي
.بازيش تماشاگر هاي "افتضاح آوران" را گيج کرد
نه ، ماله من بدتره . بايد ميديدي امروز چه بلايي توي پياده رو سرم اومد
! به من ميخنديدن...به من
اون ويديو ها وحشتناکن زنها رو گول ميزنن تا سينه هاشون رو نشون بدن
من دختر دارم دلم نميخواد با اين رسانه هاي فاسد خراب بشه
...ليندزي" خبر نداشت"
.. که "ميبي" خودش يه عضو برجسته ي رسانه بود
از وقتي که دزدکي پاي خودشو به يه استديوي فيلم باز کرده بود
متن ِ " مرد جوان در ساحل " مزخرفه
!دختره جذب پسره ميشه فقط چون گفته دختره باحاله ؟
اين مثلا ديالوگه؟- هي من که ننوشتمش-
نه ولي بايد درستش کني . اين در مورد بهاره بفهم جوونا توي بهار چي کار ميکنن
اها حتما واقعا فکر ميکني من قيافم به جوونا ميخوره؟
من حواسم سرجاشه ها . هر چند دارم ميرم مست کنم
. اوه "مورت" تو رو خيلي راحت ميشه تهديد کرد
اين "فيليپ ليت" کثافت دور ميچرخه و از دخترا ميخواد سينه هاشون رو نشون بدن
اين بي حرمتيه- خوب معلومه که تو اينو ميگي ..چون حسوديت ميشه-
اخه تو چيزي واسه نشون دادن نداري ولي موافقم که کثافته
هي چرا اينکارو ميکني ؟
..ميشه لطفا در مورد اين دختر با اعتماد به نفس پايين بس کنيم و
!و روي زني که اعتماد به نفس ما رو کم کرده تمرکز کنيم؟
نظرتون در مورد مرکز ترک اعتياد چيه؟- با پاي خودش که نميره..اينو ميتونم تضميني بگم-
ميتونم يه پيشنهاد بدم ؟ برو سينه بکار جدي ميگم
بس کن ديگه اينا خيلي گرونن
. پس "مايکل" رفت تا مادرشو متقاعد کنه که به کمک احتياج داره
ســـــــــلام يه سوپرايز واست دارم
جايزه رو من بردم ؟- اره تو بردي-
!من بردم من بردم! چرا انوقت؟
قرار بود به يه کارمند 1 هفته تعطيلات کنار چشمه آب گرم بديم
: ميخواستيم به مزايده بزاريم بعد با خودم گفتم
" پس مامان چي؟اون خوشکله و لياقتشو داره"
ميخواستم توي شرکت بهت بگم .. ولي بعد فکر کردم
" نه ، اگه الان بهش بگم روي همين ميز بالا مياره"
من خيلي بابت اون متاسفم فکر نکنم بايد روي داروم الکل ميخوردم
در حقيقت اون اصلا داروي "لوسيا" هم نبود
البته نميتونم "اسکار" رو به يه جاي با کلاس ببرم
تنها شلواري که براش مونده بود اون روز پاره شده
داشتم فکر ميکردم من باهات بيام
ديگه چي؟ منم اينجا تنها بمونم؟ نميتونم تنهايي اينجا رو اداره کنم
حق ندارين منو اينجا تنها بذارين
! خوش بگذره
ولي اصلا سفر خوبي از اب در نيومد
سلام به مرکز ترک اعتياد "شيدي پاينز" خوش امديد لطفا اينجا رو امضا کنيد
ترک اعتياد؟ اينجا که چشمه اب گرم نيست اينجا که چشمه اب گرم نيست
بيا اينجا ، وايسا ،بگيرينش ، برگرد مامان- يه فراري داريم-
..در حالي که "مايکل" مادرشو بر خلاف ميلش اونجا نگه داشته بود
. جورج پدر" در شُرف يه مشکل مشابه بود"
کيتي" چطوري پيدام کردي؟"
تا وقتي که "افتضاح اوران " رو نديده بودم فکر ميکردم مُردي
.. اونا کلا اشتباه فهميدن . ولي يه ولي يه چيزي که دامادت گفت
"شايد بايد به زيرشيرواني پناه بَرَم" . حقيقت رو برام روشن کرد
!فهميدين؟ ! چون اين چيزي نبود که راوي گفت
! تو منو توي "مکزيک" قال گذاشتي- کيتي" عزيزم ميدونم عصباني هستي"-
"خفه شو "جورج خــفـــه شــو
حالا ديگه من رئيسم بايد باهام بياي
نه نه نميتونم...من اينجا زندگي خودمو دارم
ادمايي هستن که بهم وابسته هستن
..باشه ولي نميتونم تضمين کنم چه بلايي سر
. اون جايخي ِ مدارکي که دارم مياد
اگه ميشه فقط يه لحظه خداحافظي کنم
در همين حين ، توي دکه ي موزي
ميبي" دنبال يه تکه ي جالب"
که بتونه فيلم اينده ـش رو تاييد کنه بود
دلم ميخواد دافه واسم درست کنه
چه کلماتي براي توصيف من استفاده ميکني؟
. ببخشيد ايشون 15 سالشونه و دختر عمه ي من هستن- که چي؟-
خُب ديگه تو نميتوني دست به دختر عمه ـت - دختر عمه ـم بزني
ميدوني مجبور نيستي اينجا باشي
ميتونم تا دير وقت اينجا کار کنم ؛ اشکالي نداره چون دوست دخترم خارج شهره
راستش بهتر که نيست
چون همه ي اين پسرا به سراغش ميآومدن
اره حتما خطر بزرگي از سرت گذشت
. در همون نزديکي "فيليپ ليت" در حال فيلم برداري اخرين ويديو ـش بود
! جمع بشين ! جمع بشين .. دخترا اوضاع از اين قراره
ما کلاه داريم ؛ شما سينه دارين
سينه هاتون رو نشون بدين يه کلاه ميگيرين افتاد ؟
اگه کسي ميخواد از بابايي انتقام بگيره الان وقتشه
اوه وايسا وايسا يه سينه مردونه داريم سينه مردونه . فيلم نگيرين-
ما اينجاييم تا جلوتو بگيريم که از اين دخترا سوء استفاده نکني
ميدونين چيه؟ شما لوندين شما سکسي هستين و خيليم منطقي هستين هيچي از اين جذاب تر نيست
برري" يه کلاه بهش بده"- من کلاه نميخوام . ميخوام دست از سر اين دخترا برداري-
..من بهشون يه فرصت ميدم تا خودشون رو نشون بدن
که يه فرصته که اين دختر هيچوقت نميگيرن
من ميخوام خودمو نشون بدم
ايلين" دست بردار"- چيزي از اين عايدت نميشه
واسه تو گفتنش اسونه تو الانشم يه کلاه داري
يالا دخترا
! هيچ راهي نيست که اينجوري باباتون بهتون توجه کنه
.. در همون کنار باباي "ليندزي" نديدش
..چون داشت به يه متل محلي برده ميشد
که با ماجراجويي سکسي "کيتي " مخالفت کرد
تو به من قدرت و بچه قول دادي و من هيچکدومشو ندارم
من خودم تنهايي اين موضوع رو حل ميکنم
. هيچوقت..به يه ديوونه..قولِ..بچه..نده
..جورج پدر" مدت زيادي بود از "لوسيا" جدا افتاده بود"
و "باستر" هم همين حس رو داشت
باستر"ِ خسته به اشپرخونه رفت"
که يه چيزي پيدا کنه که بتونه بخوابه
که با ذخيره ي اضطراري شراب "لوسيا" مواجهه شد
که "باستر" اونو با يه جعبه ي بزرگ ابميوه اشتباه گرفت
. اين اولين باري که "باستر" از وقتي شير مادر ميخورد الکل خورده بود
! مـــــــا مـــــــا ن
.. و "مايکل" که مادرش ديگه تهديدي نبود
يه قرار ديگه با "کل کولن" گذاشت- ممنون که اينقد ملاحظه دارين-
همونطور که پاي تلفن گفتم مادر تصميم به درمان گرفتند
و واقعا خيلي بزرگ بود که بلاخره قبول کرد که مشکل داره
ما توي "شيدي پينس" به خوبي از شما مراقبت ميکنيم
...من حساب تو رو ميرسم پسرک حروم
شيدي پاينس" واقعا يه مرکز عالي توي طبيعته"
ميدوني سريال "شوگرفوت" رو اونجا فيلم برداري کردن ؟- نه بابا ؟-
تو هم طرفدار "شوگرفوت" بودي؟- من عاشقش بودم-
..."شوگر فوت " 12 سال قبل از به دنيا اومدن "مايکل"
روي انتن بود
اهنگ "شوگرفوت" رو باهام بخون
جهنم ضرر تو بچه ي خوبي هستي
بيا قرارداد رو ببنديم-
...اوه چه عالي من کاغذهاش رو اماده- "مايکل"-
منو يادته؟ شايد اين حافظه ـت رو کار بندازه
! يا خدا اونا تا به تا هستن- .."من باباتو دزديدم "مايکل-
No comments yet. Be the first to leave one.