لومړۍ 51 کرښې.
کل تالار پر شده بود از خون
و بعد سرش رو از تنش جدا کردم
دل و رودهاش همه جا پخش شده بود
و بعدش، تخم چشمش رو خوردم
تا دیگه هیچوقت نتونه راه برگشتش به والهالا رو پیدا کنه
به گمونم یه مدت کناره گیری کنم
درسته که سخته، ولی خب زندگی یعنی بدست آوردن تجربیات جدید
و مطمئناً اینم یکی از همون تجربیاته
خلاصه که سر از استرالیا درآوردم
و اومدم پیش داریل
سلام
اجاره رو باهم میدیم و البته تقسیم وظایف هم کردیم
بیشتر تمیزکاریها رو داریل میکنه
چون آدم اونجا بیشتر کثیف کاری میکنه
من شاهزاده یه جهان دیگهام
و توی قصرهای بزرگ و درخشان و طلایی زندگی میکردم
واسه همینم این وضعیت از هرجهت
...به نوعی خندهداره، ولی
خب میگذرونیم دیگه
تور، فوقالعادهاس مهربونه، خیلی قویه
نکته نظرات خاص خودش رو هم داره
اما یه روی دیگه هم داره که میتونه خسته کننده باشه
من بُردم
اصلاً طاقت باخت رو نداره
.از همین کارها میکنه دیگه اسباب بازیم رو خراب کرد
این یه یادگاری خونوادگی بود
و نمیشه هم همچین حرفهایی رو بهش زد
واسه همین میشینم و خرابکاریهاش رو تمیز میکنم
انگار مفهوم زمان براش تعریف نشدهاس
مثلاً میگم "قبضها دو هفته یکبار میان"
ولی انگار که عادت به مدت زمانهایی در حد چند صدسال و اینا داره
چون خیلی وقتها میگه "قرن بعد، پرداختش میکنم"
با اینا که نمیتونم اجاره رو پرداخت کنم
این که کدوتنبله اینا هم که سکههای آزگاردیه
هیچکدوم اینجا ارزشی ندارن
توی آزگارد، ارزش اون سکهها همین سکهها
میلیاردها برابر دلار انسانها میارزن حله؟
این یه میلیارد، پولدار شدی اینم یه میلیارد
یه میلیارد، یه میلیارد، یه میلیارد
هیچکس اینا رو خرد نمیکنه - برو بازار -
یه غرفه راه بنداز، خب؟
بزن: کالاهای آزگاردی
متعلقات سابق تور
من آدم مشهوریام عین آب خوردن، فروش میرن
شاید بهتر باشه به فکر پیدا کردن کار باشی
کار؟ جدی میگی؟ - آره -
کار دارم دیگه میدونی کارم چیه؟
زمین رو نجات میدم
شاید بهتر باشه خودت بری سر کار نظرت چیه؟
من کار دارم - جدی؟ -
میشینی پای دستگاه و هی دکمه میزنی و کلی کلمه مینویسی
No comments yet. Be the first to leave one.