لومړۍ 185 کرښې.
میخوای دوباره امتحان کنی؟
...باشه
،متنفرم که این کار رو میکنی ...منم باید تمرین کنم
.نه با اسب من
.ای کاش شما دوتا با هم کنار میاومدید
اینطور نیست که مدام ...در حال جنگ یا همچین چیزی باشیم
.آرگو" از من خوشش نمیاد"
گاهیاوقات باید .در مورد چیزهایی که آزارت میدن صبور باشی
.هیچوقت نگفتم که آزارم میده
.با تو صحبت نمیکردم
...خندهداره، خیلی خیلی خندهداره
.یه جاده در اون طرف درختهاست
.اونجا میبینمت، "آرگو" رو بیار
.تو برو، ما بهت میرسیم
اسب خوبی باش ...مطمئن شو که زینش محکمه
مطمئن باشم که زینش محکمه؟
!هی
تو "زینا" هستی؟
.بله
.خدا رو شکر
.ببخشید
...تالمدئوس" داره سعی میکنه"
...ارباب "اسلتزر" رو بگیره
...به کارگاه حمله کرده
...باید نجاتش بدی
آروم باش ارباب "اسلتزر" کیه؟
...شگفتانگیزترین
و ازخودگذشتهترین فردی .که خدایان به دره ما فرستادند
.چقدر خوبه
.ببین، میدونستم که میتونیم کنار بیایم
...لطفا
...ژینا" غاقلگیر میشه"
تو دختر احمق، موذی !!و چهارپای... یه الاغی
.بسیار خب
IMDb-Dl proudly Presents
Translated by : highbury
.اونو دستگیر کردیم
...تالمدئوس" امشب به همه ما پاداش میده"
میفهمی، تا شب ...سر تو رو میخواد
...مهمترین قسمت میز شامش خواهد بود
به جاش یک شاخه گل خوشگل دوست نداره؟
...ارکیدهها در این موقع سال خیلی قشنگند
و با یک سیب در دهنم .به نظر خیلی بد میرسم
!بسوزونیدش
!شمشیرها
!"زینا"
.زینا" اینجا یه کمکی بکن"
!آدم مهمی دزدیده شده! سلام
برای اینکه جواب بده ...باید از آب استفاده کنیم
.باید نیرو جمع کنیم
میدونی این چیه؟ .آب، آب گازدار
.از فروختن آب پول در میاره
!"سالمونیس"
..."نگو "سالمونیس
.اینجا من ارباب "اسلتزر" هستم
..."سالمونیس"
چرا "تالمدئوس" دنبال توئه؟
...دنبال معجون جادویی منه
...میبینی، وفتی که به این شهر اومدم
...مردم هیجان و انرژی نداشتند
منظورم اینه که ...بیا باهاش روبرو بشیم، از خواب بیدار میشدند
.و دوباره دراز میکشیدند
...اما بعد از معجون جادویی من احساس بهتری میکردند
شرایط زندگی ...خیلی زیاد بهتر شد
چی به "تالمدئوس" فروختی؟
.من؟ هیچی نفروختم ...باشه یه تجارت کوچیک بود
...بهش یکم
...شمشیرهای "تالکامیت" و سگک کمربند
تالکامیت" چیه؟"
به نظر مثل فلز میرسه .تا وقتی خیس بشه و بعدش حل میشه
خب، از کجا میدونستم در جنگ بزرگ قراره بارون بیاد؟
...به هرحال شمشیرها و سگک کمربندها ذوذ شدند
یک شکست بزرگ و لخت؟
خوب نبود ...تا وقتی که منو دستگیر نکنه دست برنمیداره
تا غرقم کنه یا تکهتکه .باید منو از اینجا ببری خواهش میکنم
نباید مردم اینجا ...رو به دست "تالمدئوس" بسپاریم
.همشونو میکشه
.زینا" خواهش میکنم"
!!!"گورنی"
مواظب فشار آب باش، میتونی؟
اگر میخوای کار درستی ...انجام بدی افراد مناسبی رو استخدام کن
چطوری این کار رو میکنه؟ .زنده بمون
...باید یه نگهیان درست و حسابی داشته باشه
خیلی خب، نقشه چیه؟
نقشه اینه که ...تالمدئوس" متوجه بشه مقابل کی قرار گرفته"
..."ارباب "تالمدئوس
سالمونیس" کجاست؟"
توی کارگاهش دستگیرش کرده بودیم ...که یه زن پیداش شد
"با قدرت جنگاوری "اریس .و سرعت "هرمس" میجنگید
."زینا"
.باید "سالمونیس" رو دستگیر کنم
عاقلانهست؟ ."منظورم اینه که با وجود "زینا
اگر "زینا" هم اونو بخواد چی؟
."خون این مرد ماله منه، نه "زینا
...از یک پیروزی قطعی یه شکست ساخته
ارتش منو احمق جلوه داده .منو احمق جلوه داده
...اگر مجبور باشم از یه دوجین "زینا" بگذرم
تا دستهام به گردن .استخونی اون برسه، این کار رو میکنم
!آماده باشید .چشمهاتون باز نگه دارید
.بله قربان
."زینا"
.مشکلی پیش اومده
چه اتفاقی افتاد؟
!نه
!من کسی هستم که "زینا" رو کشت
.باشه
."برو،"آرگو
!برو!برو!برو
،دیدیش؟ اونو در اختیار داشتم .اونو در اختیار داشتم
.شاید یک تله بوده
نه، ترس رو توی چشمهاش دیدم ...به خاطر جونش فرار کرد
زمان خیلی بدی که ...چیزی رو از من پنهان کنی
"نمیدونستم چقدر سم "تالمیک ...روی دارت وجود داره
...مهم نیست
اگر حتی شانس کمی ...برای مریض شدنت وجود داشت باید به من میگفتی
.ممکن بود کشته بشی
.گابریل" بعدا منو سرزنش کن"
چقدر حالت بده؟
.هنوز نمیدونم
پاهام تقریبا بیاستفاده شدن ...نمیتونم حسشون کنم
...احتمالا بعد نوبت بازوهامه
میتونی از پسش بربیای درسته؟ ...منظورم اینه که
قبل از اینکه بهتر بشه .به حالت بدتری هم میرسه
باشه، در مورد یه سری چیزها ...فکر کردم و تصمیماتی گرفتم
تصمیم گرفتی؟
.بله، یکی باید رهبری رو قبول کنه
یکی باید رهبری ...رو قبول کنه تا از این به هم ریختگی خلاص بشیم
.یکی باید دستور بده
خب، حالا نظری داری که از کجا باید این شخص رو پیدا کنیم؟
،این شخص رو داریم .زینا" حالش خوب میشه"
...آره، میدونم که تو هم میدونی
اما "تالمدئوس" نظر .متفاوتی در این مورد داره
با این حالی که داری فکر میکنه که خوب هستی؟
پس باید متقاعدش کنم .که حالم خوبه
و قراره دقیقا این کار رو چطور انجام بدی؟
!نه
خب، چی فکر میکنی؟
،یکم برام بزرگه ...خب براش محکمش میکنی
تالمدئوس" برای حمله به ما" ...مطمئنه و وقتی این کار رو بکنه، ما آمادهایم
"وقتی که "گابریل .ظاهرش رو مثل من میکنه باید کافی باشه
...پس، فقط اونجا وایستم و
این دایرهی الکی تکون بدم ...و مثل تو فریاد بزنم
و میتونی اونجوری فریاد بزنی؟
.این "تالمدئوس" رو گول نمیزنه
.میبینی حالا این جواب میده
سالمونیس" برو کارگرهات" ...رو جمع کن وقت زیادی نداریم
.رفتم
...بیا اینجا
...گابریل" خوب گوش کن"
میدونم که تا حالا ...توی جنگ بودی اما این یکی فرق میکنه
میخوام که خیلی سریع ...سوار اسب بشی بری داخل میدان و بیای بیرون
سوار اسب؟ .منظورت باید "آرگو" باشه
.نه، از من خوشش نمیاد
.ازت متنفر نیست
فکر کردم وقتی که ...جوون بودی یک اسب کوچولو داشتی
...داشتم، اسمش "تیمپانی" بود
تیمپانی" رو هم همراه خواهرت ترک کردی؟"
نه، راستش ...یه روز خیلی مریض شد و نمیدونم چرا
...فکر میکردم که حالش بهتر میشه اما
درست اتفاقی که برای چیزایی ...که عاشقشونی میافته، افتاد
.گاهیاوقات ترکت میکنند
.بله من هستم
ببین، باید آتشبس کنیم باشه؟
خیلی خب، حالا ...عقب بایست، سوت یورتمه رفتن
!"آرگو"
...آره، ببین
من باید تعریف متفاوتی ...از یورتمه رفتن داشته باشم
...فکر کردم که این سوت بود
چقدر مطمئن هستیم که "زینا" نمیخواد دخالت کنه؟
دیدی که چه اتفاقی افتاد ...تالمدئوس" شکستش داد"
احتمالا تا حالا ...نصف راه آتن رو رفته
اون صدای چی بود؟
.فکر کردم که با افراد بیشتر برمیگردید
کوچکتر از قبل به نظر نمیرسه؟
این تنها هشدار شماست ...یا این دره رو برای هیمشه ترک کنید
یا از خشم "زینا" رنج ببرید !"برو جلو، "آرگو
!"جلو، "آرگو
همیشه قبل از اینکه .دشمنانم رو نابود کنم در برابرشون تعظیم میکنم
!داره دروغ میگه، بگیرینش
!این آخرین هشدارتونه
مردی که اونو بگیره !"مال خودش میشه با دستور "تالمدئوس
!بگیرینش
!آماده
!بگیرینش
!آماده
No comments yet. Be the first to leave one.