لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در مأموران شیلد گذشت...
این چیزیه که قدرت زیادت رو بهت بخشیده؟
ما از نسخهی اصلاح شدهی اون
فرمولی که از پدر مأمور جانسون گرفته بودین استفاده کردیم
شیلد کنار نمیره. باید مقابله به مثل کنیم
- میتونم یه تیم جمع کنم - لازم نیست
به نظرم وقتشه ارشد چند تا از آدمای خودشو بفرسته
انتون آیوانوف، یه کارخونهدار منزوی
- با یه زیردریایی - همینه
گفتی میخواستی ناانسانها
و عامل اونا رو از بین ببری
- عاملش چیه؟ - یه مرد. میتونی کمک کنی بهش برسم؟
تو می نیستی. اون عوضت کرده، نه؟
می واقعی کجاست؟
مهمون ما چطوره؟
بیمار بینظیری بوده، حتی با جنب و جوشهاش
پیداش میکنیم، قول میدم
مأموران شیلد فصل چهارم، قسمت سیزدهم انفجار
کالدس د منتبوی، اسپانیا
من اولین کسی هستم که باید
اعتراف کنه بارها از بدترین غریزههام تبعیت کردم
سال پیش. فقدان آدم رو وادار به این کار میکنه
اولش حس خوبی داره... ممنون
ولی پایان خوشی نداره
کنترلم رو از دست دادم، آدم کشتم
ولی اخیراً...
یه صدایی تو ذهنمه
که بهم میگه دوباره اون مسیرو پیش نگیرم
بهم میگه که صبور باشم، باثبات بمونم
اینطور برداشت میکنم که منظورت من نیستم، قربان
مأموری میـه. اون بهم میگه که همیشه حواسم به مأموریت باشه
با حرفش گوش کن
اون حتما یه چیزی میدونه که میگه
صبر کن. ممکنه خودش باشه
مراقب باش. این زن از زندگی سابقش فرار کرده
مطمئنم نیستیم که قابل اعتماد باشه
- ولی ممکنه... - میدونم
ممکنه ما رو به می برسونه
لعنتی. نمیشه فهمید خودشه یا نه
صورتش رو که ببنیم مطمئن میشیم
صبح بخیر، روبرتو
همون همیشگی، لطفاً
بفرما اگنس. امروز چه خبر؟
تا الان که روز خوبی داشتم، ممنون
الان مطمئن شدم
ترجمه از رضا حضرتی و کیارش عباسی Ki@rash & DeathStroke
خدای من. ایدا، باورنکردنیه
مأمور می همینطور به پیدا کردن گوشه کنارهای شبیهسازیمون ادامه میداد
دیگه لازم نیست نگرانش باشیم
چون زمین هیچ گوشهای نداره. دایرهست
میدونستم که از لحاظ مفهومی داریم یه دنیا رو خلق میکنیم
ولی انتظار نداشتم تو دنیای کاملمون رو خلق کنی
البته با تغییراتی جزئی
و مأمور می خوشحاله؟
بیان تعریف بالینی شادی سخته
اما اکثر معیارهاش رو داره
خب پس یعنی بله
هر بهایی که لازم بود برای دارکهولد بدیم
ارزشش رو داشت
خوش اومدین، خوش اومدین. واسه بازرسی صبحگاهی اومدین؟
نصفه شبه
- اون چیز هم باید اینجا باشه؟ - معلومه که نه
خب، اینجا حرف نداره. برقی که لازم داریم رو داره
و غیرقابل ردیابیه؟
به گمونم. چندین ساله توش زندگی کردم
چه عالی! ولی اون کتاب...
نباید بهش دست بزنی
- خطرناک و قدرتمنده - کاملاً آگاهم
- وقتی خواب بودی خوندمش - چیکار کردی؟
صریحاً گفتم که خودم باید آزمایش و کشف رمزش...
گفتی کمکم میکنی یه راه حل
- برای حذف مشکل ناانسانها پیدا کنم - گفتم بهش دست نزن!
میتونه احساسات رو در هم بپیچه، مغز رو مختل کنه
آروم باش. یه نیم نگاهی بهش انداختم
و یه جواب ساده بهم داد
تو
فکر میکنی چرا هنوز زندهای؟
همونطور که موقع اومدنت هم بحث کردیم
ما باهم...
- برنامههایی برای یه آینده داریم - بله
قبلاً قدم اولش رو براتون میسر کردم
یه ناانسان پیدا کردی تا شیلد رو تحریک کنی؟
خب نه، چون همونطور که میدونین
رسیدن به اونا آسون نیست
البته تا الان
کریستالهای تریجین خالص
سال پیش که برای یه نیکوکار سابق
کار میکردم، نمونههایی برداشتم
هدفش... خب، کاملاً برعکس هدف شما بود
برای همین من روی اصلاح ترکیبش کار و بهترش کردم
ارشد...
این ماده شیمیایی با این خلوص برای انسانها بیخطره
ولی اگه یه ناانسان احتمالی باشی
- تبدیلت میکنه - ما هم همینو میخوایم
- برای عشق... - حالا چی؟
این واسه منه. اسکنر رو فعال کن
نباید بذاریم هر لباس فلزیای رو یه ربات طعمه حساب کنه
- محض رضای خدا، کولسن یه دست مصنوعی داره - باشه قربان
فعلاً کافیه
مأمور سیمنز؟
متأسفانه خبر خوبی نیست
سرمی که اون قدرت رو بهت میداد...
احتمالاً کشنده باشه
پس میگی که یکم ریسک داره
میگم که مثل قمار رولت روسیه
تاالان خوش شانس بودی، ولی تزریق بعدی...
شاید باعث ایست قلبی بشه
و اگرم ایست قلبی نشی، تزریق بعدیش به احتمال زیاد تو رو بکشه
- و همینطور میره و میره تا اینکه... - خدایا. رک بگو دیگه، دکی
و منظورم این بود که لطفاً یکم نرمتر بگی
متأسفم
میدونم ژنرال تالبوت امیدوار بود چیزی رو که
اون قدرت رو به استیو راجرز داده کپی کنه ولی...
ولی تو هیچوقت کاپیتان آمریکا نمیشی
ولی من قبول کردم تا وقتی که
آزمایشات پزشکی رو تکمیل نکردی تزریق نکنم
حتی الان در موقعیت جسمی عادی هستم و مبارزه رو یاد میگیرم
آره، شنیدم که کارت خوبه
مأمور پایپر در عرض ده ثانیه قفلم کرد
- فردا میشه 12 ثانیه - نه، متوجه نیستی
قدرتم رو نیاز دارم. همین الانشم یه نفرمون رو از دست دادیم
ما همهمون نهایت سعیمون رو میکنیم که مأمور می رو پیدا کنیم
میدونم و منم یه بازیکن تیمم
حاضرم در هر موقعیتی که باعث برد تیم میشه بازی کنم
ولی یهویی از سرمربی به بازیکن خط حمله تغییر موقعیت دادم
و الانم بهم میگی که
واسه این فصل باید نیمکت نشین باشم؟
قربان، شکی ندارم که
موقعیتتون در تیم رو پیدا میکنید
خانمها و آقایون، کاملاً مهندسی شده
و تکمیل شده با همه اصلاحاتی که خواسته بودین
رئیس میس، از کیفتون خدافظی کنید چون...
الان یه دستگاه تزریق خودکار سرم
روی کمربند لباستون دارین
فقط کافیه یه بار بچرخونیدش
بعدش تزریقش مستقیماً به...
آزمایشات... آزمایشات خوب پیش نرفتن، نه؟
خیلی خب. در این صورت
خوب شد که یه مانیتور قلب و یه جیپیاس اضافه کردیم
- تا موقعی که تزریق رو انجام... - فیتز
نمیتونه
خیلی خطرناکه
قبل از اینکه این همه...
توضیح بدم میتونستی بهم بگی
رئیس، وقت یکی از برنامههاتونه
خدا رو شکر
اگر دوستای ما در کالگری دارایی 63-D94A بتونن بگیرن
بهتر میشه. یه هوای سر نیاز داره
و یادتون باشه که اطلاعات جابهجایی منحصراً برای شیلده
پس اگه با هر مقاومتی روبرو شدی، میدونی چطور باهام در تماس باشی
مفهوم شد، مأمور جانسون
جابهجایی ناانسانها؟
آدمایی که میخوان اونا رو بکشن دارکهولد رو هم دارن
باید فرض رو بر این بذاریم که هر ناانسانی یه هدف احتمالیه
سناتور ندیر سر این باهامون میجنگه
پیماننامهی سکویا به اون این حق رو به اون میده که موقعیتشون رو داشته باشه
واسه همینه که باید مطمئن بشی سازمان ملل گیر نده
هر چقدر کنفرانس تلفنی خسته کننده و اداری لازم باشه
باید انجام بدی
فیل، سفر شکار چطور پیش میره؟
معلوم شد حق با فیتز بود
ردکلیف ایدا رو از هوا خلق نکرده
از یه نفر مدلسازی کرده
زنی به اسم اگنس کیتزورت
یه مهاجر استرالیایی که توی اسپانیا زندگی میکنه
اونو زیرنظر داشتیم ولی به نظر میرسه لو نرفته
خب، بذار امیدوار باشیم اون میتونه ما رو به مأمور می برسونه
چطور میتونم کمک کنم؟
داری کمک میکنی
میخوام ازت حمایت کنم، فیل
ردکلیف دارکهولد رو داره، می هم گمشده
ندیر و افراد روسش هم ناانسانها رو شکار میکنن
باید یه کار بهتری بکنم
میدونم، منم اولش که با انتقامجویان
کار کردم، همین حس رو داشتم
وقتی با قهرمانها و خدایان کار کنی
پیدا کردن جایگاه و موقعیتت آسون نیست
خب چیکار کردی؟
تمام تلاشم رو کردم که از تیم محافظت کنم
معلوم شد که منم یه نقشی داشتم
وقتی زمانش برسه تصمیم درستی میگیری
یا یه عصای ازگاردی به سینهات میخوره
- جات بودم از اون بخشش فرار میکردم - نیازی به گفتن نیست
ممنون، فیل
راستش یه کپیه
- اصلیش توی مایورکاست - آره، میدونم
اینو به خاطر اینکه توی مایورکا بودی میدونی
یا به خاطر اینکه یه چیزایی درمورد کپی میدونی؟
ببخشید، قبلاً باهم آشنا شدیم؟
هنوز نه
ولی از همکاریت با هولدنن ردکلیف خبر دارم
کارمون؟
تو هیچی نمیدونی
- پس کمکم کن بفهمم - باشه
نمیخوام دیگه هیچوقت با اون مرد کاری داشته باشم
فهمیدی؟ حالا دست از سرم بردار
ما عضو شیلد هستیم. باید باهم صحبت کنیم
نشونش بده
خدای من. اون موفق شده
اگه سازمان ملل میخواد اینجوری مقابله کنه
No comments yet. Be the first to leave one.