لومړۍ 200 کرښې.
"تمام دستورات ِشيطاني اي که توسط حزب"سويون"تو اين مدت بهم داده بودن"
"تو اين اقرار نامه اي که از خودم به جا گذاشتم؛نوشته شده"
همين طور همه چيز رو درمورد دارو هاي مسمومي که مجبور ميشدم بهتون بدم " "اينجا نوشتم
"اين آخرين تلاشم براي مراقبت از شما در برابر خطرهاي آينده است"
وجب به وجب همه جا رو بگردين
بله بله
"جرايم مشاور"گيم چي يونگ"
تو اين مدارک همه چي واضح و کامل نوشته شده
"دو سانگ" واقعا ممنونم
حتما از اين براي گرفتن ِانتقامت استفاده مي کنم
و اسم خودم هم از اين ننگ پاک مي کنم
اي خدا؛اي خدا جون
تو که عقلت ُاز دست ندادي؛دادي؟
يه بار هم نه؛اين دومين باره
که اجازه دادين اون جنايتکار ِخائن فرار کنه چطور همچين چيزي ممکنه؟
اين مرتبه کنترل ِشرايط از دستمون خارج نشده بود
اون عمدا اجازه داد که فرار کنه
چي؟ عمدا فراريش داده؟
واقعا نمي فهمم جناب ِاهريمن سرخ واسه چي همچين کاري کردند
اون جلوم رو گرفت و نذاشت مجرم ُتعقيب کنم
تو نمي خواستي بگيريش بلکه مي خواستي بکشيش.درست نميگم؟
تو از يکي واسه اين کار دستور گرفته بودي
امکان نداره
من فقط داشتم مجرمي که مي خواست فرار کنه رو تنبيه مي کردم و جلوي فرار کردنش رو گرفتم
بله؛درسته
اون که به هر حال به زودي اعدام ميشه .......پس چرا بايد بازرس"ايم"تلاش کنه
دليل ِاين کارش هم بايد بررسي بشه
در مورد ِيه چيزي واقعا کنجکاوم
اگه قراره به زودي اعدام بشه و اينقدر خطرناکه واسه چي با واگن منتقلش نکردن؟
چرا بازرس"ايم" تنهايي براي انتقالش اقدام کرده؟
......اون
به خاطر ِاين بود که شرايط همچين اجازه اي رو بهمون نمي داد
شما دوتا؛
اجازه دادين اون جاني ِخائن همينطوري از جلوي چشم هاتون فرار کنه اين کارتون جاي بحثي هم باقي ميذاره؟
!تو حتي نمي خواي سريعا بري و دوباره اون مرتيکه"چوي وون" رو گيرش بندازي
!سريع تر دستگيرش کنين
چي کار مي کني؟
!بدش ببينم
اين چيه؟
زودتر با دخترت از اينجا برين
اگه نه؛نميذارم در آرامش بمونين
چي؟ چوي وون" دوباره فرار کرده؟"
بله؛وقتي داشتن منتقلش مي کردن؛فرار کرده
کار ِخودشونه
اين پاداشيه که از خيانت به من و کشتن "دوک پال" نصيبش شده
ولي؛يه چيزي عجيبه
کسي که کمک کرده "چويي وون" فرار کنه؛
بازرس"لي جونگ هوان" از بخش بازپرسي سلطنتي بوده
معني اين کار چيه؟
اون"لي جونگ هوان" که بدجور دلش مي خواست"چوي وون" رو دستگير کنه
اون همونيه که"چوي وون" رو دستگير کرد؛درست نميگم؟
بله
در حال حاضر؛شايعاتي تو دفتر بازپرسي سلطنتي پخش شده
واقعا؟
نمي خواي بي دردسر اقرار کني؟
......برادرت کجا فرار کرده؟
نمي دونم
......اين زنيکه.هنوزم نمي خواي
واقعا نمي دونم
نمي دونم حالا مي خواين چي کارم کنين؟
بهتره به جناب اهريمن سرخ بگين بيان اينجا
چي؟
چرا اهريمن سرخ؟
من هرچي ميگم نمي دونم؛شما باور نمي کنين
بگين اهريمن سرخ بياد تا واسه اون توضيح بدم
......واسه اهريمن سرخ توضيح بدي
چرا؟
مي خواي واسه اهريمن سرخ لباس هات ُدربياري؟
اوه خدا
اين چيزيه که اهريمن ِسرخ مي خواد پس واسه اين بود که برادرت رو فراري داد
.....فراري داد
اهريمن سرخ برادرم ُآزاد کرده؟
درسته
واسه همينه که الان کاملا ديوونه شدم و ديگه تو اين دنيا از هيچي نمي ترسم
! پس زود باش بنال
مردان ِواقعي؛از شمشيرشون واسه همچين کارهايي استفاده نمي کنن
از طرف ِبالا دستي ها دستور دارم
هنوزم من مقام ِبين تو و بالا دستي هام يادم نمياد همچين دستوري بهت داده باشم
مي توني بري
حتي اگه قرار برشکنجه دادن باشه خودم از پسش برميام
واست پرستار خبر ميکنم؛برو زخم هات ُدرمان کن
سرورم
واسه تو همه جور امکاناتي فراهم کرديم
!ولي تو حتي از پس ِيه نفر هم بر نمياي
متاسفم
......اگه به خاطر ِاون مرتيکه"لي جونگ هوان" نبود
دو مون" ام"
بيا تو
همون طور که دستور فرموده بودين رفتم و صخره ي "گوريونگ" رو گشتم
ولي دير رسيده بوديم
يه نفر زودتر از ما رفته بود اون مدارکي که گفته بودين ُبرداشته بود
چي؟
پس اون اقرار نامه و مدارکي که "مين جو بو" مخفي کرده بود افتاده دست ِيکي ديگه؟
کي برداشته اش؟
اون يارو "چوي وون" بوده
قبلا اون محلي که "چوي وون"و وليعهد همديگه رو ديدن
صخره ي"چو ريونگ" بود؛درست نميگم؟
خبري از وليعهد يا افرادش به دستمون نرسده که براي اين کار اقدامي کرده باشن
پس حتما "چوي وون "بوده
!براي پيدا کردن ِاون؛فرار کرده
اون اقرار نامه و مدارک
حتي از "دوک پال" هم خطرناک ترند
اون مدارک کارمون ُواسه هميشه تموم مي کنن؛درسته؟
درسته! بين اون مدارک حتي يه سري مدارک با امضاي شما موجوده
پس چرا گذاشتين اون مرتيکه"چو وون" فرار کنه؟
اون-اون...حتي اون اهريمن سرخ هم
به حرف هاي"چوي وون" چسبيده و باورش کرده
لطفا يه دستوري بدين الان بايد چي کار کنيم؟
!سرورم !سرورم
رانگ" ديگه تموم شد"
الان ديگه مي تونم اين لکه ي ننگ رو از اسمم پاک کنم و درست ُحسابي درمانت کنم
ولي چطور بايد اين ها رو به دست اعليحضرت برسونم؟
به علاوه؛اون الان نسبت به من دچار سوتفاهم شده
نه نمي تونم اجازه بدم "دا اين" بازم در معرض خطر قرار بگيره
.....پس
اون خواهر ِ"چوي وون" ئه
.....چطور اين بلا
کاري کن هيچ اثري از زخم هاش باقي نمونه خوب درمانش کن
ممنون
که حرف هاي برادرم رو باور کردين که گذاشتين بره
و من ُنجات دادين
واسه همه چي واسه همه چي متشکرم
برادرت ُآزاد کرده؟
ايشون به برادرم کمک کردن که وقتي داشتن منتقلش مي کردن بتونه فرار کنه
حقيقت داره؟
....."سرورم شما اجازه دادين جناب"چو بونگ سا
کار ِخوبي کردين !واقعا خيلي کار ِخوبي کردين
من....اين ُتو نگاه تون ديده بودم
مي دونستم که شما حتما به برادرم کمک مي کنين
منم همينطور
مطمئن بودم که شما از اون آدم هايي نيستين که حقيقت ُناديده مي گيرن
واقعا متشکرم
خيلي ممنونم
چي کار مي کنين؟
يعني واقعا....تمام اين مدت اشتباه مي کردم؟
پس هر طور شده
بايد دست مشاور"گيم چي يونگ" ُرو کنم
عمو؛"دا اين" ام
بيا تو
بشين
نوشيدني مي خواي؟
نه
بهتون گفته بودم که نبايد مشروب بخورين
"چطور مي تونين اينطوري حرف هام ُناديده بگيرين؟" مي خواستي اين ُبهم بگي؟
.....پس تو چطور مي توني اينطوري حرف هام ُناديده بگيري؟
تمام اين دردسر ها به خاطر ِحرف گوش نکردن ِتو سرمون اومده
عمو
هرچقدر بهت ميگم پدر صدام کني هيچ وقت به حرفم گوش نميدي
به خاطر ِاين بود که مي خواستي اين بلا ها رو سرم بياري؟
چطور تونستي کاري کني که زندگي مون اينطوري شه؟
شما الان مستين امشب ديگه بيشتر از اين نخورين
فردا دوباره با هم صحبت مي کنيم
باشه.اعليحضرت ملکه بهت دستور ِخاصي نداده؟
......چطور مي دونين
......پس حتي شما هم,تو مرگ"مين جو بو"دست داشتين
واقعا نمي خواستم تو رو درگير اين ماجراها کنم
عمو
.......پس حتي شما هم با جناب مشاور هم دستين
.......نه,همچين چيزي امکان نداره.چطور
راه ديگه اي نداشتم
اينطوري مي تونستم زنده بمونم
من يه تاجرم
براي ادامه ي کارم؛چاره اي به جز اين نداشتم
چطور ممکنه هيچ راه ديگه اي نداشته باشين؟
چطور مي تونين همچين حرف هاي وحشتناکي بزنين؟
بحث ِزندگي يه آدمه
يه تاجر ممکنه تو يه شب ورشکست شه
اون گلُ صد توماني
از الان به بعد؛تو هم بايد تحت فرمان ِاوامر مخفي اعليحضرت ملکه باشي
از الان به بعد؛بايد ذره ذره جون وليعهد رو بگيري
در غير اين صورت
دفعه ي بعدي؛بايد تو وان خون ِپدرخونده ات حمام کني
انگار "چوي وون" کافي نبوده حتي تو هم مي خواي من بکشي
بسيار خبُ با تو چه قراري گذاشتن؟
سرورم؛الان بايد چي کار کنم؟
اين مسئله ي خيلي مهميه لطفا اين يه بار ُهمراهم بيا
اينقدر مزاحمم نشو
نميام
اگه اين يه بار ُکمکم کني .....دفعه ي بعد
چي شده؟
به من بگو من کمکت مي کنم
نه پدرت خيلي واسه تو نگرانه
پس به خاطر ِمن خودت ُتو دردسر ننداز
درسته؛تو همينجا بمون من ميرم
منم ميام
از اين لحظه به بعد؛هر جا دزد ِاسب بره؛منم باهاش ميرم
کجا ميري؟
آقا
تو "سو بائک" رو دوست داري؛درسته؟
نه,ندارم
چرا دوستش داري از قيافه ات کاملا مشخصه
کار دارم
!لطفا خوب از پدرم مراقبت کنين
چرا اون سرباز دست از تعقيبش برنميداره؟
ميرم دخلش ُبيارم
بر طبق برنامه ي دزد اسب عمل مي کنيم
کي اونجاست؟
چرا برگشتي؟ به سختي تونستي فرار کني
"يو يونگ"
بدون اين که کسي متوجه بشه؛
No comments yet. Be the first to leave one.