لومړۍ 200 کرښې.
رئیس لیسی ، بهم گفته بود که
همیشه فکر میکرده که شیطان فقط
یه استعاره هست ولی الان متوجه شده که
شیطان ، یه پسر هست
گه توش
یه پیشنهاد بهمون شده
زندان میخواد که روی خسارت های کیفری سرپوش بذاره
به جاش میذاره آزاد بشی
من میگم با تکنیک ما راست میگیم و چیزی برای پنهان کردن نداریم پیش بریم
و بهشون بگیم برن دم کونشون رو بذارن
من یه پسر سیاه پوست رو به فرزند خواندگی گرفتم
منم من خودم هنری ام
اره، البته
کجاست ؟ - کی ؟ -
پدرم - بردنش یه جای دیگه -
توی یه زمین به اسم ینگور ، نزدیک فرودکاه
هنری متیو دیور
سر پلیس ایالتی خیلی خراب کاری کرده وقتی بچه بوده
مسخره بازی دراورده و از خونه فرار کرده
مردم فکر میکردن یکی دزدیدتش
یخ زدگی نداری
داخل جایی بودی ؟
هنری ؟
هنری ؟ کجا رفتی ؟
کجا رفتی پسر ؟
قسمت چهارم فصل اول __ جعبه __
میمیری بخندی ؟
خیلیم جاداره اینجا
دیگه خونه پیدا کردی واسه خودت ؟
و اون رفیق وکیلت
یه مشت شکایت فرستاده به دادگاه محلی
خب ... حالا میبینیم تهش چی میشه
میدونی ، ما بزرگترین کارمند شهریم
ما هم خیلی آشنا داریم
خیلی بد شد واست که پیشنهادمون رو قبول نکردی
هوم
اشکالی نداره بشینم ؟
میدونی ، ما تابع یه گروه بین المللی بزرگ هستیم
بادیگاردی ، راه حل های جنگی
من هشت ماه توی یه چاله خاکی بودم
بعد از اینکه صدام رو از سوراخش کشیدن بیرون
ما وظیفه پاکسازی رو داشتیم
همه اون قدیمی ها هنوز اماده نبودن که مردن صدام رو ببینن
یکی بودش که
نگهبان جمهوری خواه بود اسم هم نداشت ، درست مثل تو
همه فکر میکردن لال هست
... پس ما هم
دندان های خودش رو به خوردش دادیم
خیل هم آروم و آهسته
... و وقتی که به دندان های آسیابیش رسیدیم
مثل اینکه اسم دار شد
اسم بقیه رو هم تازه داد
اون یه اسم داره
چی ؟
وی نامی دارد که به روی خودش نوشته شده
و هیچکس غیر خودش این رو نمیدونه
... اون لباس پوشیدست
لابسی از جنس طناب که در خون فرو شده
و اسم او ، "صدای خداوند" هست
بروعقب
هی ، گفتم گمشو عقب
هی ، هی
ستوان
! ستوان
خب ، برنامه سخنرانی ریختی
قاضی کیه ؟
هنوز معین نشده
فقط همین یدونه رو داری ؟ - لامصب اون تو گیر گرده ، بیرون نمیاد -
این آزادی خواه ها
رو من درک نمیکنم فقط صداشون کنیم
بهتر شد ؟ - جامعه گرا ... -
یک بار برای همیشه این کارو بکنیم و تموم شه بره
... و ما ها هم که مالیات میدیم
کاری که میخواین بکنین اینه که
از سطر الف بریم به ت
فقط شلوغ کاریه اینا
همینطوری برو تا به ردیف ص برسی
پدرت اونجاست
وقتی پیداش کردم چیکار کنم ؟
من یه جان هنکاک از نشانه اصلی میخوام بذاری برام
جای قشنگی رو انتخاب کردی
اگه از من بپرسی ، میگم همه اینا بی معنیه
پدرم حقش بهتر از این خرابه هست
باید توی کلیسای خودش باشه
کی تحویلش میدن ؟
یه هفته وقت دارن
من تا یه هفته دیگه اینجا نیستم
درست بعد از سخنرانی
مادرت دلش برات تنگ میشه
همراه خودم میبرمش - چی ؟ -
یه ساختمان نزدیک هوستن هست
ساختمان ؟ - ساختمان سالمندان -
کسل راک خونه ـشه
مسئولیت اون با منه ، نه تو
خدایا ، من باهاش ازدواج میکنم
قانونی تمومش کن
قانونی
اون حتی نمیدونه امسال چه سالیه
میخوای سند ازدواج رو هم براش امضا کنی ؟
جاکش ناسپاس - چی گفتی ؟ -
ناسپاس ؟ واسه چی ؟
واسه اینکه منو از توی جنگل نجات دادی ؟
بذار یه چیزی ازت بپرسم
اصلا چیکار میکردی اون روز صبح اونجا ؟
... اون روزی که پیدام کردی اونجا چیکار میکردی ؟
کارمو میکردم
من از روز کریسمس گم شده بودم
یازده روز فکر میکردن من مردم
شانس آوردی من اینطوری فکر نمیکردم
مدل گری کوپر حرف نزن آلن
تو واسه اون اونجا بودی مادرم
اصلاً چند وقته شما دوتا با هم هستین ؟
سی سال ؟ - بیخیالش -
شاید واسه همینه که اینو فرستادی اینجا
فهمیده بود ؟
! کمک
خواهش میکنم تروخدا کمکم کن
تو از اونا نیستی
اینم از این
گمگشته پیدا شده
میخواستم زنگ بزنم پلیس ولی خودت همون پلیسی
وقتی داشتیم برمیگشتیم یه سر کنار تریلر ام وایسادیم
شما ؟ با کی ؟ - آره -
من و هنری - اوه -
خب ، خوشحالم دارین با هم کنار میاین
چطوری راضی ـش کردی ؟
زیاد آدم اجماعیی نیست که با کسی بره جایی
نه ، نرفتیم ماهی گیری
رفتیم شمال تا رسیدیم به آگوستا
یادته
البته که هست
مسدونستی بونسان ها رفتن به پاین ؟
ماه قبل از جورجیا زدن بیرون
دیگه از زمستان انگلیس خسته شده بودن
دل بنسون هیچوقت خودش کاراشو نمیکنه
نمیدونم
شایدم خوب باشه
که بری یه جای گرم
که دیگه مجبور نباشیم اینقدر مقاومت کنیم
من مقاومت و مبارزه رو دوست دارم
گفتم از هنری درباره هیوستن بپرسم
شاید خودت بخوای به پسرت نزدیک تر باشی
نه ، همینجا راحتم ، مرسی
ترجیح میدم همینطوری به سمت سرنوشت برم
"مثل "اسکیالمین
مثل اسک ... چیچی ؟
زنان مبارز اهل ساگاز
مبارزینی بی ترس
عاشق وقتی هم که اینطوری درباره این چیزا حرف میزنی باهام
زندان 300 هزار تا پیشنهاد داده
دلار ؟ بعدم همینطوری ... ولش میکنن بره ؟
قبول نمیخوای بکنی ؟ - نه ، اگه پولشون رو بگیریم -
باید داستان اونارو هم قبول کنی
و اینطوری ، داستان از یه آدمربایی
تبدیل به اشتباه سیستمی میشه
آدم ربایی ؟
اسم دیگه ای نمیشه روی کاری که با اون بچه کردن گذاشت
... آره ، ولی اخه
مردم هم فکر میکردن که تو رو هم دزدیدن ، نه ؟
فکر نمیکنی واسه همینه که برگشتی ؟
چونکه من یادت انداختم
تو خوبی ؟
میدونی ، تو هم وکیل خوبی میشدیا
ببخشید
تو رفتی یه جایی یهویی، فقط همین
... ام ، فقط من یکم
نمیدونم چطوری بیانش کنم
یکم توی بیداری رویا میدیدم چیز مهمی نیست
... خب ، من
منم بعضی وقتا یه چیزایی رو میبینم
خب ، لعنتی
حتما توی آب یه چیزی ریختن
که هممون اینطوری شدیم
چیا میبینی ؟
توضیحش سخته
... خاطراتی از گذشته
مردم
فقط واسه خواب دیدن توی بیداری گناهکاریم
اخه تو واسه چی باید گناهکار باشی
خانم مالی استرند ؟
... اره، راستش
یه چیزی هست
...که فکر کنم باید ... بهت بگم
هی
اینجایی
دنیس ، از کجا میدونستی میام اینجا ؟
خب ، خونه نبودی ، گفتم اونجا نباشی اینجایی دیگه
... ببخشید ، من
باید باهات صحبت کنم
ببخشید ، یه دقیقه ای تمومش میکنم
باشه ف اشکالی نداره
هی
میدونی ، وقتی دبیرستانی بودم ، اینجا کار میکردم
شیش ساعت در روز - ببین دنیس -
تا وقتی که به دادگاه نرسیم و موقع شهادت نشه
نباید مردم مارو با هم ببینن ، خب ؟
... ببین ، فقط
این چیه ؟ - مجبور شدم از چیزی که یادم بود بکشمش -
چون زندان ها قراره ته
اتلانتیک انداخته بشن
No comments yet. Be the first to leave one.