لومړۍ 200 کرښې.
آنچه که ما را از بتپرستان متمايز میکند
انديشيدن خارج از مقولات انسانی است
که در نوع ايمان آنها به قانونی بیچونوچرا بدل گشته
بدين شکل آنان قادرند ارتباط خود را با تماميت مخلوقات
یا به بیان بهتر، با خداوندگار حفظ نمايند. آنتوان آرتو
معجون شيطان
باورم نميشه. حتی يک کلمه از حرفات رو هم باور نمیکنم
اينجاس! اينجاس! اون اينجاس
اينجا
بهت که گفتم، اون اينجا نيست
چرا هست
فقط نمیخواد منو ببينه
تنها جواب من اينه: اون اينجا نيست
نمیخواد منو ببينه
حقيقت اينه
همين حرف رو داری تکرار میکنی
چون پول لازم دارم... پول! پول! پول
شرط میبندی اينجاس؟
فقط يهودا وقتی پول میخوان شرط میبندن
من پول لازم دارم
ولی تو که يهود نيستی
بايد ازتون خواهش کنم که برين
خودم دارم میرم
اگه میخوای برو
من میمونم تا پيشپرداختم رو بگيرم
تو قبلاً پيشپرداخت گرفتی...
۳۲۵۰۰ مارک
خودت گفتی
يعنی چی؟
اين...
خيلی...
کمه
ولی تو حتی يک خط هم تحويل ندادی
اين به تو ربطی نداره
آقای کرانتز، بايد خواهش کنم زبانتون رو کنترل کنيد
اون مردک مزخرف کرانتز رفت؟
بيا! ديدی؟
جنايتکارها! جنايتکارها
زالوها! انگلها
پولم رو میخوام
بندازينش بيرون! اول کار رو تحويل بده
شنيدی؟ نمیخواد ببينت
ممنون. فهميدم
اول يه چيزی بنويس...
کلهخرا! همتون رو میگم
رفت
جنايتکارها! خوکها! زالوها
فکر میکنيد میتونيد مارو سر بديد، ولی صبر کنيد
روزی که کرم بخوريد، اسم من همچنان میدرخشه
کسکش
فاشيست
فاشيست! فاشيست! فاشيست
حرومزاده
جالبه چطور با اين آدما برخورد میکنی!
سفر بخير
اوه، تويی
گرسنهای؟
نه، اصلاً
راست میگم! کاملاً برعکس
چه بد
فکر کردم شايد منو به شام دعوت کنی
اوه، پس گرسنهای!
نه، فقط فکر کردم...
سلام والتر
سلام رولف! داره خودشو میخارونه؟
آره. خوبه
الان میره دستشويی که خودشو بخارونه
واقعاً؟
آره
دوستت دارم
آبجو میخواي؟ نه ممنون
به هر حال ديگه تموم شده
چه خبر؟
میخوام اونقدر باهات بخوابم که جيغ بزنی
آره، ولی امروز حوصلهی شعر ندارم
بيا تو
اوه، تويی
چطور اومدی تو؟
رولف در رو باز گذاشته بود؟
آره؟
تو در رو باز گذاشته بودی؟
دوستت دارم. میخوام باهات بخوابم
نمیخوام، نمیخوام، نمیخوام
زنت نمیخواد با من بخوابه
اينقدر لجاجت نکن ليزا
نه، نمیخوام
بايد کار کنم خب کار کن
نمیتونم تمرکز کنم...
بيا
نه! نه! نه! زنکهی احمق
دوستش دارم
شنيدی؟ دوستت داره
خب که چی؟ بهت نياز دارم
بهت نياز داره. عاقل باش
نمیخوام
چی کار کنم؟ شنيدی؟ نمیخواد
شايد...
بتونی يه کم پول بهم قرض بدی
برو بيرون! بيرون! بيرون! گمشو
گمشو! به جهنم
برو از اينجا
۶۵۰ مارک به من بدهکاری، خوک!
و ۹ مارک به من. تف
هی! با من بيا
زود باش! بيا
خوک! تف
فاحشهی سوزاکی نفرتانگيز
ممنون
ممنون
دهنتو ببند
کی بهت اجازه داد پرحرفی کنی؟
انفيه
ديوانه
مامان! مامان
بيا اينجا
بيا اينجا
عزيزم
حال میده
حال میده
بيشتر
پول
پول
پول
پول، آره
بيشتر
خدايا، چه حالی میده
حال میده
پول
حال میده
دارم میيام... امضا کن
دارم میيام
شليک کن
شليک کن
به
لوئيزه
لوئيزه
پنج هزار؟ آره، ما همينيم
تف! تف، تف...
چی شده؟ خوک
کسی نمیفهمه چه چيزی تو ديده
کي؟
کي؟
کي؟ کي؟
اون جندهی اشرافی، فون ويتزليبن
خب، از شعر من خوشش میاد
شعر؟ نخندون منو
خوک
مگس، مگس، مگس
پيپيپ! پيپيپ! مگس
ارنست
بيا اينجا
ببين، اين يه تپانچهست
مگسها رو باهاش بکش
نه! مگس رو میکنن، نمیکشنش
بيا، تپانچه رو بردار و بذار تو گنجه
والتر
بله؟
خوک کثيف! والتر
چی شده؟ نيگا کن
دوباره زبالهها رو ريخته وسط خونه
چون میخواد مگس جلب کنه، احمق جون
تو جز منطق خودت هيچی رو نمیفهمی
چون مجبورم تموم روز کثافتهات رو جمع کنم
داد نزن لوئيزه! انرژيات رو برای کار نگه دار
انسانی کردن جهان يعنی
خود را بيشتر و بيشتر ارباب آن حس کنيم
در سطوح بالاتر هستی
اين بينش شکلهای تازهای به خود میگيرد
که هنوز ضروری نبودهاند
شام حاضر است
رفتی پيش ناشرت؟
ناشر؟
اوه، آره. رفتم
خب؟
توی باک ماشينش شاشيدم
به برادرت بگو موقع غذا مگسها رو فراموش کنه
ولی اون که غذا نمیخوره
عمه ايرمگارد افتاد
پيشپرداخت بهت میدن؟ پيشپرداخت؟ آره
نه، نمیدن
نه؟ نه. بهشون زنگ زدم
اوه، اين کار رو کردی؟ پس چرا از من میپرسی؟
چون میخواستم ببینم دروغ میگی يا نه
حتی يک خط هم تحويل ندادی. احتمالاً اصلاً ننوشتی
دقيقاً. همينطوره
تمومه، کارت تمام است
به بنبست رسيدی
اينقدر با مگسها بازي نکن خوک!
بشين سر ميز
دستاتو بشور
چرا؟ دو ساله دست نشسته
يافتم
يافتم! يافتم! يافتم
يه کتاب مصاحبه مینويسم
يه کتاب مصاحبه
با يه فاحشه مصاحبه میکنم...
چه اورجينال
تو آدم خيلی منفیای هستی
تو اصلاً آدم نيستی
دستاتو بشور
No comments yet. Be the first to leave one.