لومړۍ 200 کرښې.
شما برو استرحت کن من اینجا هستم
شنیدم بر خلاف حرفهای من عمل کردی و به کارت ادامه دادی
...مادر ، اگه هنوز از من ناراحتی
روستایی که توش تجارت راه انداختی
زادگاه معشوقه بابات بوده
چی؟ - می دونستم -
ممکنه ندونی مشکل چیه
الان 20 سال میگذره
نه مادر
من اصلا خبر نداشتم
به خیال خودم فکر کردم
اگه اون روستا نابود بشه منم میتونم اون زمانهارو فراموش کنم
بخاطر همین دوست نداشتم اونجا تجارت راه بندازی
هر کاری که دوست داری بکن ، جون سو
.مادر
دیگه نمی خوام حماقت کنم
و تو رو قربانی گذشته خودم بکنم
با اینحال
بهم قول بده که موفق می شی
چشم
بریم غذا بخوریم؟
پدر بزرگت به هوش میاد
اون اینقدرام ضعیف نیست
اگه اون بفهمه اینطوری کنارش منتظربودیم عصبانی میشه
باشه مادر ، بریم
بدینش به من
چی دوست داری بخوری؟
بلا ! لباس فینال ، عجله کن
آفرین
( طراح برند ها منتظر امضای قرار داد با بلا هستند )
یه کار فوری تو کره بوجود اومده
مدیر عامل لیم چول یونگ
از شرکت بین المللی دونگهان این زمین خریده
با دونگهان قرارداد ببند
اونوقت واسه چی؟
بالاخره من از همه اسرار بلا خبردارم
استاد بلا
من لیم هیون دختر لیم چول یونگ هستم
تو لباسُ دزدیده بودی؟
دیوونه شدی؟ ماشین نگه دا
بلا؟
!یو جین
!یو یو جین
!یوجین
.مادام جانگ
بله
خودمم
!یوجین
آخه چه بلایی سرت اومده بود؟ میدونی چقدر نگرانت بودم؟
چیکار کنیم ؟ خانم سون یونگ اینجاست
فقط زیرشون بگیر
بیول نا
اگه کارشو نساختی فکر برگشتن نکن
چشم قربان
لعنتی
بیول نا حالت خوبه؟
چه خبر شده؟
این سرو صدا چی بود؟
چی شده؟ - اون کیه؟ -
وای خدای من - کی اونجاست؟ -
!برو - این چیه؟ -
وای خدا - هی لعنتی -
برو گمشو
...نه - چرا تو -
ایوای نه - خداوندا -
چیکار کنیم؟ - وای نه -
حالا چیکار کنیم؟ - لعنتی -
!وای نه
خدا جون - بلند شو -
!من می ترسم - !بلند شو -
وای نه - لعنتی -
بگیرینش - !حالت خوبه ؟ -
بی شرف - آشپز مون -
!ای آشغال عوضی
دوست منو ، دوست منو - جین ته سو -
!تو - اون حرومزاده -
بلند شو - بگیر حقته-
خدای من - نگاش کن -
!سون می بیا پونگجونوک
یکی اینجا چاقو خورده
!عجله کن
سرآشپز مون چاقو خورده زنگ بزن 911
چقدر ترسناک
آره خیلی
یک لحظه
می بخشید یک لحظه - نمی شه وارد شین -
چی شده؟ - متاسفم -
شماها کی هستین؟
من سرپرست بیمارم برو کنار لطفا
معذرت میخوام
در ساعت 8:58 دقیقه رئیس هان دونگ گیل
فوت کردند
چی گفتی؟
برو کنار ، برو کنار
ولم کنین ، برو کنار
وصیت نامه ای به جا گذاشتن که
کلیه سهام و مدیریت گروه بین المللی دونگهان
به مدیر عامل بیم چول یونگ واگذار می شود
تو کی هستی؟ دیونه شدی؟
پدر بزرگم بعد از عمل فقط بیهوش بود
یهویی میگی بهوش اومده و وصیت کرده؟
انتظار داری باور کنم؟
به عنوان سهامداران گروه دونگهان ، هونگ دائه گون
و نا گیونگ هوم شاهد بودند
ما اونجا بودیم
به عنوان خانواده اون مرحوم
قلب من الان شکسته
برای کل شرکت ما
باعث افتخاره منه
مجری آخرین وصیت نامه رئیس هان دونگ گیل باشم
..لیم چول یونگ
لیم چول یوگ ، تو حرومزاده
.سلام
هنوز جواب آزمایش خونی که
از ماشین ضبط شده بهت دادم نیومده؟
بهت گفتم که نتیجه اومد بهت زنگ میزنم
برات بفرستمDNA الان می خوام یک نمونه
اگه بخوام این دو آزمایش خون رومقایسه کنی
چقدر طول می کشه؟
خوبی؟
چیزیت که نشده؟
خدای من
چی شده بوده؟
میدونی چقدر دنبالت گشتم؟
درسته ، چیزی نیست همه چی خوبه
همین که پیدات کردم
خدای مهربونم
بابا حالت خوبه؟
آره خوبم
سول آ تو خودتم وقتی میخوری زمین دست و پات زخم میشه
اینم دقیقا مثل همونه ، پس نگران نباش
سونگ مو
با توجه به هایو سوک
این آجوما که اومده دنبال بیول نا تو صنعت مد خیلی مشهوره
جدی؟ - آره -
باورم نمیشه بلا حافظه شو از دست داده بوده
به هر حال
بخاطر همه کارهایی که براش کردی ممنونم
میخوام به طریقی ازتون قدردانی کنم
نه لازم نیست
اما میخوام بپرسم چرا
این وقت شب باید با بیول نا برگردین سئول؟
متاسفم ولی نمی تونم اجازه بدم
می تونم بپرسم
شما دوتا چه رابطه ای با هم دارین؟
...من با بیول نا
نه در واقع من با یوجین که حافظه اش برگشته هیچ رابطه ای ندارم
بنابر این لازم نیست نگران ما باشید
پس منم با شما روراست حرف میزنم
حالا که شما با من صادقی
مردی که دستگیر شد
یکی از کارکنان شرکت امنیتی هستش
که خواسته بودم یو جین برام پیدا کنن
چی؟
...پس چرا
به نظرم مشتری دیگه ای هم داشته
با شرایط کشتن بلا
و شرایطش جذاب تر از پیدا کردن اون بوده
احتمالا می دونین این کارکی بوده؟
لیم چول یونگ
از دونگهان اینترنشنال
مدیر لیم چول یونگ؟
اگه اون پشت این ماجرا باشه
واسه چی سعی داشته یوجینُ بکشه؟
برای توضیحش کل شب وقت می بره
الان موندن اینجا خیلی خطرناکه چون جاش مشخص شده
طبق برنامه های کوتاه مدت اونها
...مابیاد فوری اینجا رو ترک کنیم
این وقت شب از اینجا رفتن به مراتب خطرناکتره
به هر حال از اونجایی که الان خیلی دیر وقته
امشب اینجا بمونین
فردا بعد از خوردن صبحانه برین
چند بار باید تکرار کنم؟
من خودم اینکارو کردم
اینقدر دروغ نگو
وگرنه بدجور دچار مشکل میشی
واقعا که
میدونم رئیست بهت دستور داده
همون مردی که ارشد شما بود آقای پارک
هی ، واسه خودت حدس و گمان نزن
واقعا که
مدرک داری ؟ نداری که
مدرک؟
البته که دارم
کی میخوای حمله کنی؟
شب که همه رفتن و خواستن روستوران ببندن
با چاقو بزنمش یا مثل قبل تو آتش بسوزونمش؟
رستوران بستن دوباره بهتون زنگ میزنم
آیگو
میخواستی بدونی با چاقو بزنیش
یا بسوزونیش؟ چقدر ترسناک
هنوزم خودت میزنی به اون راه؟
آره؟
چرا این پسره زنگ نمیزنه؟
هی ، بهش زنگ بزن
...شاید الان مشغول کار باشه
بدش من
سلام ، چی شد؟
کجای؟
تو ...تو کی هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.