لومړۍ 170 کرښې.
سلام بابي ستاره من اينجاست
اين هم برنامه زمان بندي و اين هم بليط هاي " وي آي پي " براي امشب
هيجان زده اي ؟ شوخيت گرفته ؟
من خيلي برا اين کار کردم و امروز ظهر از خواب بيدار شدم
تو امشب مياي نه ؟ اوه البته
و برا همين هم يک لباس خوشگل گرفتم
ببين ؛ " دولچه اَند گابانا " ست
و قيمتش بيشتر از حقوق يک سال جيناست
فکر ميکني که اون شنيده ؟ اره شنيدم
عاليه
... و براي اينکه لباس اندازه من بشه
تمام هفته رو رژيم وحشتناک مايعات گرفتم...
يعني تو هيچ چيز جامدي تو اين يک هفته نخوردي ؟
به طور اساسي اره
اگرچه من به خودم اجازه دادم که روزي يک دونه شيريني بخورم
و اين تنها راهي بود که بتونم اين کار رو انجام بدم
اوه ؛ اگه اون دختر کوچولو هاي پيشاهنگ ميدونستن من ميخوام با شما چي کار کنم
چه کسي رو براي نمايش مياري ؟ من خانواده و دوستم الکس رو ميارم
و پدرم هم قراره که براي اين کار بياد
چه پسر خوبي اره من براش پرواز درجه يک گرفتم
قيمت بليطش از حقوق يک سال جينا هم بيشتره
اصلا خنده دار نيست من اصلا مزايا هام رو نگرفتم
اوه من خيلي برات خوشحالم امشب قراره بهترين شب تو باشه
اوه ممنونم بابي
نه نه نه تفش کن بيرون
نه تفش کن بيرون
باشه حالا ميخواي با اين چي کار کني ؟
من ازت ميخوام اين اتاق رو ترک کني
سلام جويي سلام
... من داشتم با دين صحبت ميکردم دين پير و خوب
... . اون با اتوبوس برا من يک سري کادو فرستاده
و من هنوز اون ها رو دريافت نکردم...
اشتباها اون ها اينجا نيومده ؟
من اتفاقا تعجب کردم که چرا دين برا من شکلات و ... گل
و اون پوشش ابريشمي نحيف رو فرستاده... من الان برات ميارمش
راستي اون پوشش ابريشمي وقتي که سُسِ قرمز ميريزه روش اصلاً خوشگل نميشه
الکس ايشون پدرم جويي تربياني بزرگ هستن و بابا اين دوستم الکسه
سلام آقاي تريبياني سلام حالتون چه طوره ؟
سفر خوبي داشتيد ؟ ... . اوه خيلي عالي بود
مخصوصا اون قسمت رانندگي تا خونه با جيناي خوشگلم
ما از بغل يک کاميون پر از کارگر روزمزد رد شديم که داشتن دستهاشون رو براش تکون ميدادن
اون ها ميخواستن ترتيب دختر من رو بدن
و دخترم خانواده داشتن فداي اين کرده که يه همچين بچه اي بزرگ کنه
شرط ميبندم که دخترها ديوونه ي توئن اونها واقعاً از دست من ديوونه ميشن
اره من تو هواپيما نميتونستم بخوابم از بس ميخواستم اين دو تا رو ببينم
شما بايد خيلي به جويي و اتفاق هاي کاريش افتخار کنيد
شغلش ؟ شغل يعني پليسي يا لوله کشي
نه نقش يه خون آشام رو بازي کردن که همش گريمه و
اداي سکس کردن رو در ميارن
بيا بابا بزرگ شما قراره تو اتاق من بمونيد
هي مشکل بابات چيه ؟ اون با جويي مشکلي داره ؟
من نمي دونم که چه خبره
اما هر موقع که اسم جويي مياد اون خيلي بداخلاق ميشه
خب اين اصلا درست نيست قراره شب بزرگي برا جويي باشه
اون تا اينجا پرواز کرده
دقيقا مثل مامانم ، موقعي که من ازمدرسه حقوق فراغ التحصيل شدم
سه ثانيه چي ؟
سه ثانيه طول کشيد تا بحث درباره ي خودت کني
خب ببخشيد من خيلي برا جويي متاسفم پدرت بايد خيلي بهش افتخار کنه
اونقدر ها هم بد نيست ، جويي اصلا متوجه نميشه که بابام رفتارش اين طوريه
چي ؟ اين که خيلي تابلوئه
تا وقتي که ما به روي خودمون نياريم جويي هم اون چيزي رو مي شنوه که ميخواد
خب اين اقاي کله گنده کجاست ؟ اون نمي دونه من اينجام ؟
بابا جويي کله گنده نيست
اون همون ادم قديمي بوده که هست
خيله خب الکس اين هم از وسايلت
هي بابا اينجاست
خيلي خوبه که ميبينمت خيلي خوب موندي اره تو هم همين طور
هي اين جا رو داشته باش کارت عبور مخصوص برا نمايش امشب
تمام امکانات رو داري و يک يادگاري خوشگله همون چيزيه که ميخواستم
روياهام به حقيقت پيوست
من قراره يک گردنبد يکدست رو با پسرم بپوشم
ميدونم
ميخواي چي کار کني ؟ من و مايکل قراره بريم سر بلوار
اون ها قراره بيلبورد من رو يک عکس گنده از صورتم بزارن
ميخواي بياي يک نگاه کني ؟ من فکر کنم که بايد يک چرت بزنم
اون خيلي هيجان زدس و اين خيلي خسته اش کرده
نه در حقيقت من فقط خسته هستم
خسته از اينکه که به من افتخار کردي خوب بخوابي افتخار بابا
چه قدر جالبه ؟ من غول پيکر شدم
شده R رتيه فيلم به خاطر زبون و خشونت
و محتواي سکسي قوي اش
جويي تريبياني کارمن الکترا ؟ اوه خداي من
ه واووو حالت چه طوره ؟
من تو رو از کي نديده بودم از تو اتاق لباسهات ؟
تو تنها مردي بودي که من رو تا حالا پس زده
اره اگه من بتونم تو تاريخ به عقب برگردم و يک چيز رو تغيير بدم
اين چيزيه که من درستش ميکنم
... واقعا ؟ تو اصلا هر چي که تو بگي اصلا علاقه ندارم
ميدوني ما بايد با هم باشيم و اون چيز هاي از دست داديم رو درستش کنيم
امشب چه طوره وقتت ازاده ؟ من امشب نمي تونم
امشب اولين پخش فيلم منه شايد بتوني بعدش بياي
... در واقع ما قراره برو
باشه من ميام
اين تو هستي که تو بيلبورد بالا عکسته ؟
اره خيلي جالب شد
بيلبورد هاي ما قراره بغل هم باشه
تو هم يکي داري ؟ اره من اينجا هستم که پرده برداري کنم
کارمن وقتشه خليه خب بعدا مي بينمت
بيا بيا
اوه خداي من اون تقريبا لخته
اون داره چي مي فروشه ؟
چونکه من واقعا ميخوام پول بدم يکيش رو بخرم
اين فاجعس هيچ کسي بيلبورد من رو نمي بينه
بيا مايکل ما از اينجا ميريم
ما الان تو ماشينيم ديگه ؟
سلام سلام بابي منم
جويي يک لحظه صبر کن
من خيلي گشنمه و جينا رو مجبور کردم که به جاي من بخوره
و اون داره تمامش رو اشتباه انجام ميده
بجم اون رو مزه کن
بابي گوش کن تو بيلبورد رو ديدي ؟
البته تمام شهر دارن در موردش صحبت ميکنن
منظورم اينه که چه قدر اين کارمن الکترا سکسيه ؟
نه بيلبورد خودم رو ميگم دقيقا کنارشه
چه طور من نديدمش ؟
من داشتم در حالي که به کارمن خيره شده بودم به سمت غرب حرکت ميکردم
و بعدش متوجه شدم که رفتم تو پياده رو
و بعدش به يک چيزي خوردم و اميدوارم که اون يک مانکن بوده باشه
چونکه از وسط نصف شد
ممنون بابي صحبت خوبي داشتيم
هي جويي من نمي تونم کمکي نکنم اما از اينجا که داشتم در مورد بيلبوردت مي شنيدم
نگران نباش من برا همين موقع هام تو ميخواي چي کار کني ؟
من يک شکايت نامه تنظيم ميکنم و اون بيلبورد رو پايين ميارم
وقتي من فکرم رو يک کاري متمرکز کنم اون کار انجام ميشه
با کمک اون دو تا اقايون دانمارکي تو آپارتمان شماره نه
بعدا مبينمت
هي شما ها داريد چي کار ميکنيد ؟ پدرت داره اين آشغال خرد کن رو درست ميکنه
من به طور واضحي گفتم که نيازي نيست
و اون هم کاملاً نشون دادن که هنوز با زن ها مثل سال 1950 برخورد ميکنه
چطوره به جاش يه لبخند بزني ، بلبل خانم ؟
بجنبيد شما بايد حاضر بشيد ما نبايد دير کنيم
هي من دارم اينجا کار ميکنم
شما وسط اين بازيگري مسخره ي خودتون استراحت ميکنيد ؟
نه ما مجبور نيستيم ، يک عالمه وقت هست که يک گوشه اي بشيني و کار نکني
بدش به من
باباي من هم براي خودش شخصيتي داره ها
چيه ؟ اين قيافه براي چيه ؟؟
... نميدونم فقط اين بابات اون
اون چي کار کرده ؟ باهات عشق بازي کرده ؟
نه
گرفتم تو بهش توهين کردي مه چرا اين کارو نميکنه
خيله خب اگه ميخواي اون اين کار رو بکنه فقط اين لباسهاي رقاص هاي ژاپني رو بپوش
من نميدونم اما اون خيلي اين چيز هاي آسيايي رو دوست داره
نه جويي قضيه اين نيست
پس چيه ؟ خب اصلا به من ربطي نداره
اما من اين طرز رفتارش با تو رو خوشم نمياد
منظورت چيه ؟ تو داري به اين خوبي عمل ميکني
از اون راه دور براش بليط هواپيما گرفتي و به نظر ميرسه اون اصلاً هيجان زده نيست
اما اون بابائه اون با طرز بيان احساساتش مشکل داره
باشه ؟ اما اون طرفدار شماره يک منه
هر موقع که من ميرم رو آنتن "به خونه زنگ ميزنم و ازش مي پرسم " خوشت اومد ؟
"و اون ميگه " صبر کن گوشي رو بدم مادرت
و مادرم به من ميگه که چه قدر اون دوست داشته
مامانم ميگه اون هيچ وقت به اندازه امشب هيجان زده نبوده
هي اين فيلم چه قدري طول ميکشه ؟
من بايد برسم خونه و قبل از جشن يک کم آبجو بزنم
اون کمک ميکنه که من بتونم جک تعريف کنم
ما به موقع بر ميگرديم بابا بزار يک سوال بپرسم
بهرين قسمت سريال " عمق زمين " برا تو کدوم بوده ؟
اين اخري که پخش شد تو اين قسمت تو عالي بازي کردي
همين آخري که پخش شد ؟
اون ها يک ماه پيش نقش من رو کشتن چه طور خبر نداري ؟
من در اين مورد نميخوام صحبت کنم فکر کنم ديگه داره ديرمون ميشه
واووو هي صبر کن بزار يک سوال ديگه بپرسم
و تو جواب اين يکي رو قطعا ميدوني
اسم شخصيت من تو سريال روزهاي زندگي چي بود ؟
من الان مادرت رو ميارم رو خط ، اون بهت ميگه
اگه حالت رو بهتر ميکنه من هم چنين مشکلي با والدينم داشتم
سه ثانيه
No comments yet. Be the first to leave one.