لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه از میلاد
خدای من ، خدای من...
خدا رو فراموش کن از مشکلات ، او در حال حاضر به اندازه کافی هست.
باید با پلیس تماس بگیری - پس همه می فهند؟
هیچ وقت نباید چشم ازش برمیداشتی
من به اندازه کافی بهت پول می دهم - شما برای این کار به من پول نمی دید.
لحظه ای چشم ازش برداشتم
و...
چه ایده ای برای شب نشینی با آن همه آدم
ما نباید مردم را تحقیر کنیم ، آقا. خیلی خوب
مخصوصاً وقتی جوان هستند با نشاط ، بسیار خونگرم
احمق
بله قربان. معذرت می خواهم
اون جا رو ببین!
یک زن و شوهر عاشق اند ، او نمی تواند باشد
آه ، پرو... من به یاد می آورم.
و برزیل نیز هست. و مراکش ، الجزایر...
کافیه
و چه کسی می داند که هنوز چند مکان را به گردشگران قرار است معرفی کنذ
از فکرش وحشت زده نمیشی؟
که حالا ، شاید ، او در یکی از این سواحل دراز کشیده ؟
شاید ، خفه شده باشه.
مطمئن باشید هیچ اتفاقی نیافتاده. فهمیدین؟ هیچ چی
هر روز صبح مردگان را از کارناوال جمع می کنند. اینجا ، دیشب...
تنها چیز از دست رفته زمرد است. اما آنها را میشود دوباره خرید.
آدم بدبینی هستی اما حق با توِئه
اخلاق من مثل گذشته نیست
اما هیچ کس مانع نمی شه
میتونیم بدون خدمات تو هم بگذرونیم
علاوه بر این ، خیلی استثنایی نیستند
در رانندگان قبل از من چقدر تغییر کرده؟
شاید او به هتل برگشته ما تلفن کردیم ، درسته؟
هیچ اتفاقی نیفتاده به قول شما "زنی که "در زیر یک ستاره شانس به دنیا اومده
حواست باشه ، من نگفتم زن خوشبختیه
من فقط گفتم که خوش شانسه
او زیبایی ، جوانی ، ثروت داره
شوهري مثل شما ، راننده اي مثل من
بسه ، رامون بسیار خوب ، آقا -
ببخشید آقا
وایسا
آقا
اینجا
یا به جاده ای که از اون طرف میره رسیده یا آنجاست
اون چیه؟ فاحشه خانه -
برای درخواست کمک خواهد آمد
تو یه حرومزاده ی باهوشی
آقا باید در زندگی حرفه ای داشته باشید
.متاسفم. تعطیله
دخترانم همه در حال استراحت هستند
متاسفم. خداحافظ.
آیا شما فرانسوی هستید؟
خوب ، بستگی داره... من از ته قلب فرانسوی هستم ، بله
بقیه ، بین المللیه
شما به طور تصادفی یک زن جوان بلوند را ندیده اید
چشمهای آبی...
دهان... خیلی خالص ،
معصوم،
شیرین...
بسیار زیبا...
نه هیچ بلوندی ندیدم
من یک سبزه زیبا دارم
آقا به دنبال همسرش است آه بله؟
خوب ، اینجا برای من کار نمی کند
خانه ای دیگر کمی جلوتر آن طرف جاده است. شاید آنجا کار می کند
شما سرشار از نشاط هستید...
دختران من تازه از پاریس هستند
اگر میخواید یه حالی به خودتون بدین راحت باشین
رامون ، کافیه
آنها از پاریس نمی آیند. آنها از لژیون خارجی می آیند
در چه هنگی بودی؟ سومین. فراموش کردی؟
توی هنگ سوم میجنگیدم
دیگه خاطرات بچگی رو به یاد نداری؟
ژاک ژاک
فراموش کردی آشغالا رو بریزی دور
یک لباس سبز...
واقعا خیلی قشنگه
صورت یک فرشته...
گردن قو...
خوب ، هیچ جوابی؟ نمی بینی که با اشک به پایان میرسه؟
میلیون ها سال هم بگردی همچین دختری اینجا پیدا نمبکنی
این یکی شکمش سوراخ میشه
من دوست ندارم
تو دیوانه ای
کشتن یک سرخپوست در سحر بدشانسی میاره
اون باید یه جایی تو همین ساحل باشه
خفه شده
باید اتفاق می افتاد
نگران نباش ، برمی گرده همیشه برمی گرده
این بار هم برمیگرده
به ژنرال دو گول سلام برسون
اونا رفتن
دختر بیچاره
نباید ناراحت باشی
داری می سوزی
عوضی ها
از پا افتادی ها؟ من میفهمم
این برای همه ما اتفاق می افته در آغاز ، همیشه همینطوره
ولی بعدش عادت میکنی
میدونی زیبا هستی؟
بیا ،درستش کن
مراقب باش قیمتش بالاس
میتونستی شوهرت رو ببینی درک میکنه درسته؟
در ضمن باید بری خونه درسته؟
گریه نکن...
دستات زیباست ، می دونی؟
سخت نگیر
آدم به همه چیز تو زندگی عادت می کنه
مشکل همینجاست
چیز بی ارزشیه بهش فکر نکن
داری کبود میشی
کتکت زدن؟
نمیتونم اینجوری زندگی کنم نمیتونم
احمق نباش
کجا زندگی می کنی؟
یه تاکسی میگیرم تا برسونتت خونه
نمیتونم باید همینجا بمونم
مگه نمیدونی چه چور جایی هستی؟
مرد ها میان اینجا تا آتیششون بخوابه
بیا ، کارهای اون ها را انجام بده ..
و بعد میرن
همیشه عجله دارن مردها
تو خیلی مهربانی من؟ نه -
فاحشه با قلب طلا. این فقط تو فیلم های قدیمی و فرانسویه
نمردیم و لبخندت هم دیدیم
خوب ، من با یک تاکسی تماس می گیرم.
ببین عزیزم ، تجربه بدی داشتی
خوب ، تو عادت نداری ، من می دونم ، اما این پایان جهان نیست
چی باید بگم؟
در واقع تو خیلی دور شدی ممکن بود بکشنت
اونها نمی خواستند چرا متاسفی؟ -
بله ، من التماس کردم
به حرف من گوش ندادند
تقصیر من نیست
اونا همه
نابود شده بودند
وحشت زده
یک تاکسی خبر کن
واسه هردومون بهتره
چون منو خسته کردی منو خسته میکنی
اما من چیکار کردم؟
خودتو بپوشون سرما میخوری
میرسونمت تو کدوم هتل اتاق داری؟
هتل سفیر اما...اما چی؟
میتونی یکی رو بفرستی وسایلمو بیاره؟
میخوای همینجا بمونی؟
فقط چند روز
چطور؟ اینجا با من؟
من نمی دونم کجا برم
و شوهرت؟
اگه اینجا پیدات کنه میکشتت
برام مهم نیست
زنان محترمی هستند که به اینجا می آن ، میدونی؟
چطور میتونن این کارو بکنن؟ نمی تونم تصور کنم -
منظورت چیه... همون که گفتم -
همچین زنایی هستن؟ آره هستن
وحشتناک است وحشتناک؟-
معنی "وحشتناک" چیه؟ وحشتناک نیست ، فقط همینه که هست
من هرگز نمی دونستم نه؟ حالا میدونی
هنوز می خوای بمونی؟
خوب ، حالا ترسیدی
بله می ترسم از چی؟ -
نمیدونستم یه همچین چیزایی وجود داره
همه چیز وجود داره
اون زنها چرا؟
امیدوارند که یک ابر انسان پیدا کنند
از بین همشون فقط یکی راضی کننده است لطفا-
امیدوارند که باشه آدم با امید زندگی میکنه درسته؟
امید همه چیزه.
خب اگه میخواید میتونم
این اتاقو بهت بدم مال منه
تو خیلی مهربونی
و امیدوارم که تو هم با من مهربون باشی
البته تا جایی که میتونم سعی میکنم مزاحمت نشم
درکت نمیکنم اصلا نمیتونم درکت کنم
احساس می کنم قصد دارم حماقت های بیشتری انجام بدم...
و چطور
چرا اجازه میدی من اینجا بمونم؟
اما اهل کجایی؟ ماه؟
همانطور که هستی...
من در تمام عمرم همچنین دختر زیبایی ندیده ام
خیلی احساس احمق بودن میکنم
چرا ناگهان اینقدر جدی شدی؟
دلیلی نداره
من هرگز همچین دستهایی ندیدم
باید کمی بخوابی - بله ، من خسته ام
دیگر بهش فکر نکن
مردا مهم نیستند
واسه شوهرت تو هتل پیغام بزار
بگو نگران نباشه در غیر اینصورت دوباره برمیگرده اینجا
من مستقیم میرم پیش دکتر
اما من پولی ندارم. کیفم رو گذاشتم پیش راننده
من یه کم دارم
اگر می خوای ، باهات میام مکزیک؟
من یک گردنبند زمردی داشتم
اما آن مردان از من دزدیدنش
حواسم به همه چیز هست کبوتر کوچک من
آه ، این
حرامزاده ها اینجا هستن می خوان با تو صحبت کنند
چه جراتی؟ من به پلیس زنگ می زنم
و گردنبندی که گرفتند؟
No comments yet. Be the first to leave one.