لومړۍ 165 کرښې.
اعلیحضرت
اعلیحضرت اعلیحضرت
در 28 ژوئن 1567 میونگ جونگ بدون جانشین درگذشت
پس از 22 سال ...حکومت و شسومین پسر شاهزاده دوک هونگ، شاهزاده هاسونگ
که خاندان سلطنتی با انحراف روبه رو میشد
جناب یوسونگ ریونگ، منشی دربار میخوان شمارو ببینن اعلیحضرت
بگین بیان داخل
احترام منو بپذیرین عالیجناب
حتی یه درصد هم شک ندارم که شما حاکم خیر اندیشی میشین
من احساس راحتی نمیکنم و باورم نمیشه
انگار تو لباسای یکی دیگه ام
نه اعلیحضرت. شما امروز اینجایین چون بخت یار ما بود
اگه همه چیزو به دست زمان بسپارین و مثل همون زمانی که شاهزاده بودین رفتار کنین
با مردم مثل بچه های خودتون رفتار میکنین
من همیشه به شما به چشم برادر بزرگتر نگاه کردم و نصیحت های شمارو
مثل یه معلم و برادر بزرگتر گوش دادم. درسته که الان حاکمم ولی چیزی عوض نشده
لطفا در کنارم بمونین و منو راهنمایی کنین
من به آدمایی مثل شما نیاز دارم تا بتونن قوانین رو هوشمندانه وضع کنن
اعلیحضرت
ازتون خواستم بیاین اینجا تا یکم در مورد امور درباری صحبت کنیم
دادگاه سلطنتی با قوانین سلطنتی گذشته و مقامات قبلی
وضع خیلی بدی داشته و داره از کنترل خارج میشه
این به دلیل کمبود آدم های خوب توی حکومت نیست؟
هیچ چیز مهمتر از امور مقامات نیست
مایلم بدونم نظر شما چیه
اعلیحضرت منشی دربار بعد از
بعد از حادثه ی 1519 برکنار شد
واسه همینه که کمبود نیرو داریم
استاد چو کوانگ جو رو تبرعه کنین و اسمشو پاک کنین
همه کسایی که به اشتباه متهم شدن رو تبرعه کنین و برگردونین
و میتونین از بین اونا کسایی که میخواین رو انتخاب کنین
باشه. من اینو با ملکه مادر و مشاورا در میون بذارین
و این کارو میکنم
لطف شما بی نهایته
حقیقت داره؟
پدر بزرگ سون شین تبرعه شده؟
بله
خدارو شکر، واقعا خداروشکر
هیچ وقت فکر نمیکردم همچین روزی بیاد
این یه دوره ی جدیده
اعلیحضرت درد و رنج مردمو خوب درک می کنن
و چون خیلی از مقاماتی که از استاد چو کوانگ جو حمایت کردن تبرعه شدن
دادگاه سلطنتی به زودی پر از آدمای خوب میشه
بانوی من، بانوی من، صدامو نمیشنوین؟
پدر بزرگ جناب لی تبرعه شدن
شنیدم
چطور میتونین همینجوری بشینی اونجا و نقاشی بکشین؟ خوشحال نیستین؟
باورم نمیشه باور نمیکنم که
خودش چه احساسی داره وقتی من اینجوریم
بانوی من
اون خیلی درد و سختی تحمل کرد
اون به زودی بر میگرده
بانوی من، دیگه تقریبا رسیدیم. اینجا گون یانگه
میتونم کمکتون کنم؟
برای دیدن استاد نام اومدم. ایشون اینجا هستن؟
ایشون الان خونه نیستن
میتونم منتظرشون بمونم؟
بله قربان
بریم تو بانوی من
باشه
سون شین اونا کین؟
بانوی من چی باعث شده بیاین اینجا؟
از دیدنتون خوشحالم
پدرم هم اینجاست
استاد بانگ؟
استاد؟
حالت خوبه؟
بله استاد
تو باید
اسمم میجینه
اره درست حدس زدم
خیلی شبیه پدرتی
خوب بزرگت کرده. خیلی خوب بزرگت کرده
تبرعه شدن؟
باورش سخته. نه؟
میدونم چه دوران سختیو پشت سر گذاشتی
قلبم به در اومد وقتی میدیدم و نمیتونستم کاری برات بکنم.
تصمیم گرفتم خبر خوبو خودم شخصا بهت بگم
استاد
وقتشه که برگردی
خاندانت الان تبرعه شدن. میتونی پدر مادرتو ببینی
بله
کی اومده؟
دوست من
ببخشید که نتوستم زودتر بیام
نه اصلا. از دیدنتون خوشحال شدم
اگه مایلین بیاین اتاق من و استراحت کنین
باید از سفر خسته شده باشین
ممنونم. اما بعدا میایم
خب پس
اسم من یون هوا عه
فکر کردم شاید کمک لازم داشته باشی
نه لطفا برین داخل و استراحت کنین
نه
ممکنه با دیدن این همه مهمون ناخونده معذب شده باشی
نمیخواستیم تورو تو دردسر بندازیم واسه همین
یه چیزایی با خودمون اوردیم. بذار کمکت کنیم
بله. بانو یون هوا خیلی چیز با خودشون اوردن
مشکل اینجاست که اینا مورد علاقه ی جناب لی عه
بوروم
چیه؟ مگه چیز اشتباهی گفتم؟
شما نامزد کردین. باید مواظب نامزدتون باشین
به نظرتون سون شین ارزش آموزش دادن داشت؟
اون اندازه یه موزه شکسته هم نمی ارزید
حتی اصطلاحاتت هم سفالگریه
ده ساله دارم سفال درست میکنم
فکر میکنی برای ترک خونت آمادست؟
اون هیچ وقت توی خونم نبود
اون کسیه که حتی اگه خسته بشه دست بردار نیست
فکر کنم اونو خوب شناختم
اون به عنوان پس ناتنیمه
بله. سرزنشت نمیکنم
هر پدری که دختر داره همینجوره
فکرکردم دیگه برگردین خونه چون بی گناهی خاندانتون ثابت شد
ولی شما واسه دونگ ریونگ سرتون خیلی شلوغه
امیدوارم به دردسر نیوفتاده باشین
زیاد خیاط خوبی نیستم ولی تموم سعیمو کردم
لطفا رد نکنین
پدرم در مورد میجین بهم گفته
برخلاف گذشته ی دردناکش خیلی برونگرا و زیباست
خیلی مهربون و با نجیبه. واسم عین یه خواهره
و اونم مثل داداش بزرگترش بهم اعتماد داره
چی شد؟ حالت خوبه؟
نه. دستم لرزید
باید بیشتر مواظب باشی
شونه های تو واسه کسی که تازه بال در اورده سنگینه
میتونی آروم و خوشحال باشی
مایلم به دیدار پدر مادرم برم
نمیخواد برگردی. دیگه وقتشه اینجارو ترک کنی
استاد
کاری که گفتم بکن
ولی دارم به جانگ پیونگ خوندن یاد میدم
خونه ی نالبال واسه ی زمستون مناسب نیست و
نمیتونم همینجوری بذارم و برم چون
وضعیتم تغییر کرده. الان نه الان نمیتونم برم
حرفی که وقتی اومدی اینجارو یادت بیار
گفتی کاری نمیتونستی بکنی
گفتی عصبانی هستی چون کاری نمیتونستی بکنی
جز اینکه گریه کنی
چنین دلسوزی و دل رحمی کافیه
اینکه باهاشون گریه کنی. اگه چنین اخلاقی داشته باشی
هرجا که باشی انگار توی گون یانگی
وقتشه که دنیای خودتو گسترش بدی
یه مرد نباید عجول باشه
ولی وقتی شانس در خونشو زد نباید صبر کنه
اهمیت نده. دیگه شکسته. دیگه درست نمیشه
میجین
مردم چی؟
مردم هم وقتی یه بار رابطشون قطع بشه دیگه همو نمیبینن؟
مثل این فنجون شکسته؟
مردمو نمیشه با یه فنجون مقایسه کرد
ما ممکنه راهمون جدا باشه ولی اگه فکرمون یکی باشه
همیشه با همیم
عشق بزرگترین پیوندیه که دو نفرو بهم وصل میکنه
سون شین
ما دیگه میریم
سفر به سلامت
سون شین
مواظب خودت باش و توی مطالعه کردن غفلت نکن
برای همه چیز ممنون
اینجوری نگو. داری ناراحتم میکنی
مواظب خودت باش
تو یه مرد واقعی هستی
تو تنها کسی هستی که میتونی از مادرت مواظبت کن. اینو میدونی مگه نه؟
آفرین پسر خوب
No comments yet. Be the first to leave one.