لومړۍ 200 کرښې.
دیروز دو تا نوجوون گزارش دادن که دیدن
این پیرمرد جلوی چشمشون به یه مشت
.خاکستر و استخون تجزیه شده - خاکستر و استخون؟ -
بنظر من که فقط میخواستن
.یه خودی نشون بدن
".اوه، هی. من دیشب با این دختره رفتم بیرون"
.اوه، ناموساً؟ من هم دیشب با یه دختر رفتم بیرون"
و یه پیرمرده
".درست جلوی چشممون تجزیه شد
تموم شد، لیروی؟ - .آره، شد -
استخونها رو آزمایش کردیم و شناسایی کردیم
.که این مرد دن بروستر هستش
.حالا، میرسیم به جاهای جالبش
.این عکس یه هفته پیش دن هستش
.اون 25 ساله بوده
چی؟
بری، تو عکسش رو لایک کردی؟ - .اوهوم -
.آخرین لایک برای دن بزرگوار
.پس، یه نفر در عرض چند روز چندین دهه پیر شده
یه مورد حاد پروجریاست؟
منظورم اینه، قبلاً یه همچین چیزی دیده بودید؟
.نه، ما هیچوقت همچین چیزی ندیده بودیم
شرمنده، لیروی. پروجریا یه بیماریه
که سرعت سلولهای بدن از سرعت
.طبیعی چرخهشون بیشتر میشه
فکر میکنی فقط خودت میدونی پروجریا چیه؟
.همه بنجامین باتنز رو دیدن، دادا
.خب، در واقع، بنجامین باتنز برعکسش بود
.پس، بپیچونش - چی؟ -
داریم چکار میکنیم، تو ویسیآر میبینیمش؟ چخبر شده؟
مشکلت با ویسیآر چیه؟
تو ویسیآر داری؟ - .آره -
چه فیلمهایی داری؟ - .مجموعه فیلمهای راکی رو دارم -
راکی؟ مجموعه فیلمهای راکی؟ - .آره -
راکی 1 رو داری؟ - .اوهوم -
2؟ 3؟ - .آره. آره -
4؟ - .اوهوم -
5؟ راکی بالبوآ؟ - .آره. اوهوم -
.فیلم عقیده؟ خوبه - .آره -
CGC قبل از اینکه دن بمیره، تو باشگاه
.یه دستیارگلفباز بوده
.آخرین جاییه که زنده دیده شده
،حالا، اون واسه این مرد کار میکرده
استفورد ییتس، مدیرعامل ثروتمند
.کارخونه داروسازی وایا
اونها تحقیقاتشون رو روی
.ماده ضدپیری متمرکز کردن
پس، این یارو ییتس میخواد
با دزدیدن آدمها
آزمایش چشمه جوانی رو انجام بده؟
.شاید. این چیزیه که قراره بفهمیم
.شما دو نفر مخفیانه میرید به اون باشگاه
.میخوام استفورد ییتس رو زیر نظر بگیرید
.پی ببرید که چی راجب ناپدید شدن بروستر میدونه
.اوه، و، یه چیز دیگه
.شما دو تا نقش جدا دارید
.یکی از شما عضو میشه. اون یکی دستیارش
.عضو
خب، نظرت راجب این چیه؟
چطوره نوبتی چوبها رو حمل کنیم؟
.مکس، تو دستیاری
.دستیارها چوبها رو حمل میکنن
.خب، آره، به طور سنتی
ولی، منظورم اینه، چطوره یه مدل جدید
...از روابط دستیار و گلفباز
بوجود بیاریم؟
.هی، تو خوششانسی. کار راحت بهت افتاده
.من کسی هستم که باید کار سخت رو انجام بده
.مثل یکی از این عوضیهای کلاس بالا باید ول بچرخم
.پولدارها بدتر از همه هستن - لیروی، گوش کن، تو باید -
روشن فکر باشی، خب؟
.منظورم اینه، بعضی از این آدمها واقعاً دوستداشتنی هستن
.برای مثال، من یه عموی پولدار دارم
.عمو پیتی. بهترین بود
یه خونه بزرگ داشت، خب؟
،ما رو میآورد خونهش
میذاشت پرچینش رو هرس کنیم، میذاشت
.برگها رو مثل تپه رو هم جمع کنیم
.اون، اون میذاشت با ماشینچمنزنی دور بزنیم
.منظورم اینه، دوران خاصی بود
.تو یه بچه باغبون حمال بودی
چی؟
استفورد؟ استفورد ییتس؟
.ها! واقعاً خودتی
.باورم نمیشه
شما رو میشناسم؟
.خدا کنه. لیروی رایت هستم
چخبر؟ - چطوری؟ -
.تو راه برگشت با کرت داونینگ بودم
وقتی بهش گفتم که دارم
کسبوکار واردات و صادرات خودم رو
...به تگزاس میبرم
.اون راجب این آشغالدونی درجه دو بهم گفت
.گفتم بیام یه سری بزنم
.باشه
.خب، ایشون کمپبل مکمسترز هستن
.اون رئیس این باشگاهه
کرت رفیق خیلی خوبی
.تو این آشغالدونی درجه دو بود
.هی، ییتس
میخوای ضربه رو بزنی، یا اینکه چشمات
خیره شده به ساعت احمقانه کمپبل؟
گلفبازها. یه مشت وراج، مگه نه؟
.ترجیح میدم با دوستام برم بیرون
اوه، منظورت منم؟ - .آره، خوش میگذره -
.آره، آره، آره. آره
هی، تو دستیار استفورد هستی، درسته؟
چجور آدمیه؟ - .خوبه -
.منظورم اینه، چیز زیادی ازش نمیدونم - .منم همینطور -
منم همینطور. آره، آره. نه، من هم
.اون رو نمیشناسم. با هم صمیمی نیستیم
.آهنگی هم نیست که من رو یاد اون بندازه
.که اینطور
هی. نصیحتی برای یه تازه کار داری؟
.آره. اینجا کار نکن
منظورت چیه؟
.اتفاقات واقعاً بدی برای دستیارها اینجا میفته
...بعضیهاش یه چیزیه شبیه
.ناپدید شدن
راجب چی صحبت میکنی؟ - .هیس -
.الان وقتش نیست
...منظورت اینه، کلاً نمیخوای حرفی بزنی؟ یا
.هیس - باید بگم، جنگلبانان -
همه جا مراقب این بزهای آفریقایی
.که میخوام شکار کنم هستن
.قوانین داره من رو میکشه
.من یکی از اونها رو شکار کردم. قشنگن
.ولی در مورد قوانین درکت میکنم
.افدیای لعنتی
.تو وایا کاملاً ما رو تحت نظر داره
بازار دارو در چه حاله؟
چی؟
فکر میکنی میذارن که اون
تو کارخونه داروسازی کار کنه؟
آره، من تقریباً یه سال پیش اخراج شدم
.برای اینکه داشتم تو دفترم جق میزدم
".اونها بهم گفتن "بیلیاقت
"!منم گفتم، "نه، من نیستم. تویی
.بازگشت کشنده
.آره، همینطوره
.خب
.ضربه خیلی خوبی بود
.چاکش دادی - .آره -
.اون که گوجه نیست، ییتس
چطوری از لای بوتهها پیداش کنم؟
این کار دستیاره، مگه نه؟
.پسر، از این ورزش متنفرم
.زود باش، دستیار - .شرمنده -
این نشون میده که یه دستیار دیگه
.ناپدید شده CGC چند سال پیش تو
.یه الگوی خاصی داره
میدونی، من هم متعلق به
.یکی از همین جاها بودم
.این آدمها قطعاً بدترینن
تعجب نمیکنم اگه اونها واقعاً این آزمایشات رو
.دارن رو اون بچهها انجام میدن
صبر کن، پس تو پولداری؟ ولی آخرهفته پیش
گفتی که پول نداری
.با من و دوستام به مسابقه خوانندگی بیای
،خب، دفه قبل که با شماها اومدم
،رو درست تلفظ کنم C مریم بهم گفت اگه نمیتونم
.پس بهتره سعی نکنم مثل مرایا بخونم
الان میخوام بدونم
درباره چه سطحی از پولدار بودن داریم صحبت میکنیم؟
هواپیما یا قایق؟
...خب، شرمنده، فقط
.شاید حق با مریم بوده
هلیکوپتر؟
.خب، بعداً میام پیشتون بازندهها
.باشه - .باید به دستیارم انعام بدم -
بعضیوقتها به دستیار خودم واسه
یکم رقص انعام بیشتری میدم. دستیار؟
.اوه - ...اوه -
.زود باش، دیگه - .پسر، این کار رو نکن -
.بفرما - .ریکی، نه -
.همینطور بمون. فقط انجامش نده
.برقص، برقص - .برو بریم -
.برقص، برقص - .برو بریم -
.برقص، برقص، برقص - .برو بریم -
!وای، وای، وای - .اوه، این هم از این -
.خیلی باحاله پسر. خیلی باحاله
.بفرما - .آره -
.زود باش، زود باش
.بفرما. بفرما
.عالی بود، استفورد
.هیچچیز باحالتر از ریدن به شأن یه مرد نیست
،دستیار من خیلی احمقه
.اسم یه رپره NASDAQ اون فکر میکنه
.فکر میکنه واترفورد کریستال یه رقاص اهل کانکتیکاته
نگاش کن. فکر کنم واقعاً اینطور
.فکر میکنه - .آره بابا! قیافه رو نگا -
...هنوزم حلقهش دستشه، با اینکه زنش ترکش کرده رفته
!دو بار - صبر کن، صبر کن. همون زنش؟ -
فکر کردید تواناییش رو داره یکی دیگه بگیره؟
.خب دیگه. خوش بگذره
.مراقب خودتون باشید، بچهها
.اوه، تأسفباره
.هی، پسر - .هی، رفیق -
فکر نمیکنی، تو با این
حرفهات بحث رو یکم شخصیش کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.