لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت...
خواهش میکنم دوباره من رو نندازید زندان
میخوام بدونم نانسی باتوین کجاست
میتونم بفهمم
میخوام بدونم از کجا این یارو رو میشناسه
کِی با هم آشنا شدن و کی بهش معرفیش کرده
لعتنى
هر لازم بود رو یاد گرفتی؟
میخوای ماموریت واقعی بری؟
حالا بیا بریم حیوون خونگی بخریم
ما مالیات و اسناد ساختمونهای دولتی رو بررسی کردیم
یه سری نا هماهنگی وجود داشت
تا بعد رفیق
مسابقه چطور بود پدر؟ هیچی نبردی؟
نه؟ هیچی؟ تعجب میکنم
گهارت ماچ
چی میگه؟ منو بکش
میخوای چی بگم؟
که میخوام مادرم رو بکشم؟ که میخوام بمیره؟
که ای کاش از دستش خلاص بشم؟ اره
تصمیم گرفتیم برق دستگاهش رو بکشیم راحتش کنیم
همین
هنوز داره نفس میکشه
شین... برو یه بالش بیار
اون شمعه؟
تزئینیه
اونجا که گذاشتی میوفته زمین
نکنه خیلی دوست داری این خونه هم اتش بگیره
البته اگه مادرت همکاری کنه
میشه به خاطر سوگواری مادر بزرگ بس کنید؟
اون وصیت نامه نداشت؟ چرا ... همه چیز به من رسیده
خیلی خب
بیاید به احترام اون خانم... که
تونست از چنگال ادلف هیتلر نجات پیدا کنه و یه زندگی دراز داشته باشه
ولی آخرش با یه بالش مرد بشینیم
بشینید
حالا چی؟
حالا به یادش میاریم
به زودی غذا میخوریم
بعد بیشتر به یادش میاریم
چرا اینکارها رو برای پدر نکردیم؟
اونموقع حوصله اینکارها رو نداشتم
چقدر باید بشینیم و به یادش بیاریم؟
هفت روز
داری شوخی میکنی؟
شین برو در وردی رو باز بذار
تو این مدت ممکنه مردم بیان و غذا بیارن و به مادربزرگ احترام بذارن
چرا اینقدر یهودیها شکم پرست اند؟
تو همه کارها باید غذا باشه
تسلیت عرض میکنم
باب واردن... مستغل ساحل
روز دوم
این از طرف مامانمه
خیلی لطف داره
اون مغازه پنیر فروشی داره
رد..عزیزم اسکیتت رو دربیار
چه خبر رفیق؟
خواهش میکنم از خونه ام برو بیرون
روز سوم
سلام من کیتی تاچر هستم
تسلیت عرض میکنم
اون زن خیلی خوبی بود
لعتنى
کیتی
باب
روز چهارم
سلام بچه ها
چه خبره؟ مهمونی گرفتید؟
خوش میگذره دیگه
به خاطر مرگ بوبی اینجا نشستیم
داگ؟
اندی گفت اشکالی نداره بیام اینجا
تو چه خری هستی؟ داگ ویلسون
تو چه خری هستی؟ لنی باتوین این خونه مال منه
فکر کنم بهتره از اینجا بری
من این همه راه از مجستیک اومدم اینجا
میخوام یه مدت اینجا بمونم
تو مینی ون خودم میخوابم
فقط یه جایی میخوام که وسایلم رو بذارم
تو کی هستی که بهش گفتی میتونه اینجا بمونه؟
اون دستمه باشه. ولی مادر من مرده
مادربزرگ منم مرده
عوضی کونی
عجب غذایی
مادر بزرگ حالا چطوری مرد؟ مامان کشتش
روز پنجم
حالمو بهم میزنی
صندوق شده ۳۵۰ میلیون دلار به تو ربطی نداره من چیکار میکنم
یارو...
اینو پست کن
این شماره هولوکاستشه
ولی مثل اینکه خیلی شانس میاره
اون دیگه چیه؟
نانسی... برگرد سرکارت گیلرمو
اهان
از طرف یکی از دوستامه
روز ششم
روز هفتم
سه...دو...یک...
خانواده مزخرف من گوش کنید
مراسم تموم شد
و این خونه برای فروشه
و اگه ۱٫۵ میلیون پول ندارید که خونه رو بخرید
پیشنهاد میکنم سریعا یه جای دیگه برای اقامتتون پیدا کنید
کجا بریم؟
مثل اینکه پدربزرگ مهربونت اصلا به فکر این چیزا نیست
این خونه باید دست خودمون باشه
اگه تو بخری ۱۰۰ هزار دلار بهت تخفیف میدم
چون نمیخوام بعدا بگی بهت گرون فروختم
معامله خوبیه
من میخوام بمونم جایی نمیرم
باشه اینجوری ارزش خونه میره بالا
سه تا اتاق خواب دوتا دستشویی و یه پسر بچه
میتونم به یه کشیش بفروشمش
میتونید تو مینی ون من زندگی کنید
من باید یه جایی برای خودم پیدا کنم
گفتم من جایی نمیرم
شنیدم چی گفتی شین
بعدا برمیگردیم
میخوای دامن خواب بگیری؟ نه
میخواستم بگم واقعا باعث افتخار بود که چند روزی رو پیش شما بودم
چون مادرتون خیلی خانم خوبی بود
باب... از ابراز محبتت ممنونم
مطمئنم روح بوبی الان شادمان شده... مرسی
اما میخوام مخ اون زنی که سه شنبه اومد رو بزنم
خیلی عوضی هستی
کیه؟ نانسی
قبلا یه نانسی میشناختم خیلی خوب کار میکرد
اما یه مدت نیومد برای همین مجبور شدیم بکشیمش
یکی از اعضای خانواده مرده بود باید ۷ روز خونه میموندم
لعتنى
اگه قرار بود برای مرگ هر کدوم از اعضای خانواده ۷ روز خونه بمونم
تموم عمرم رو باید تو خونه میگذروندم
به خاطر گل ها ممنونم
ولی تو مراسم عزاداری یهودی ها نباید دسته گل بفرستی
به هر حال لطف کردی
منم یه بار یه نفر رو با بالش خفه کردم
دستام درد گرفت تو چی؟
نه زیاد راحت بود
بالش رو روی کل صورتش گذاشتم
یادم میمونه
قراره برم پیکنیک؟ شاید
بستگی داره کدوم رو انتخاب کنی
باید یکی از اینا رو انتخاب کنم؟
مثل اره یا نه میمونه
ولی خب الان جفتش اره ست
ولی فکر نکن هر کدوم رو ببری بهت خوش میگذره
ابی یا قرمز اما مراقب باش
یکی شون خیلی خطرناکه
بازش کن
این تو یه تفنگه
و یه اب پرتغال
و ۵۰۰۰ دلار
و ۵۰۰۰ تا دیگه هم وقتی برگردی
این تفنگه برای چیه؟
باید بری صحرا ممکنه اونجا مار داشته باشه
شاید مار کبرا
یه کم دارم میترسم
فقط باید یه بسته رو بیاری اونور مرز هم نمیخواد بری
فقط میشینی تو ماشین تا طرف بیاد
من ۱۵۰۰۰ دلار میخوام
خودت قرمزه رو انتخاب کردی قیمتش ۱۰۰۰۰ تاست
این یکی هم که همونه
اما اب پرتغال نداره
فکر کنم بهتر باشه ۲ میلیون قیمت بذاریم و ۱٫۵ بفروشیم
من میگم ۱٫۲ میلیون قیمت بذاریم و ۱ میلیون بفروشیم
اینکار دیوانگیه
اینجا یه خیابون تا ساحل فاصله داره
ته این خیابون هم یه مدرسه ست
امنیت خیابون هاش هم بالاست
الان بحران اقتصادی بانک ها وام نمیدن
و وقتی بانک هم وام نده مردم خونه نمیخرن
چینی ها چی؟ اونا که پولدار اند
چینی ها اینجاها نمیان زندگی کنند
خدای من... من خودم ۱ میلیون قرض کردم تا اینجا رو خریدم
خب اگه چند سال صبر کنی مطمئنم یکی با قیمت خودت میاد میخرش
با نهایت احترام گه نخور
میدمش به باب واردن
اونم همینو بهت میگه
و اون سینه نداره که بهش خیره بشی
میخوای با هم شام بخوریم؟
باهات تماس میگیرم آقای باتوین
یعنی نه؟
بانک ها وام نمیدن
از کجا میدوین اینا قیمتش چقدره؟
همش رو قیمت گذاری میکنند
هر کدومش رو جدا میشه فروخت
بیا کمکم کن برای چی؟
گنج یابی باشه
نانسی رو پیدا کردم
و اون با گیلرمو بود
اونا با هم حرف زدند بعد گیلرمو رفت بعدش نانسی یه هفته از خونه بیرون نیومد
خیلی عجیب بود
این ملاقات خیلی مشکوک بود
فکر کنم بیشتر از اون چیزی که فکر کنیم قدرت داره
مردم براش غذا میاوردند
کفش هاشون رو در میاوردند
نگاه کن این داگ ویلسونه
داره افرادش رو دوباره جمع میکنه
خب... چی فکر میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.