لومړۍ 200 کرښې.
نهم مِی 1940
هیتلر به چکاسلواکی، لهستان، دانمارک و نروژ حمله کرده است
در همان حین، سه میلیون سرباز آلمانی در مرز بلژیک مستقر شده بودند و آمادهی فتح بقیهی اروپا بودند
در بریتانیا، پارلمان اعتمادش را نسب به رهبرش .نویل چمبرلین» از دست داده بود»
...درهمان حین، بررسیها برای پیدا کردنِ جایگزین آغاز شده بود
!نظم رو رعایت کنید
!نظم رو رعایت کنید
!نظم رو رعایت کنید
!آقای سخنگو
!آقای سخنگو
!نظم رو رعایت کنید
...رهبر
!نظم رو رعایت کنید
،رهبر اپوزیسیون «کلمنت اتلی»
.آقای سخنگو
.بنظر میرسه که به اندازهی کافی شفافسازی نکردم
پس این اجازه رو بمن بدین که هیچ تردیدی
«در رابطه با احساسم نسبت به آیندهی آقای «چمبرلین
.بعنوان نخستوزیر، نداشته باشم
درست میگم، آقایونِ محترم؟
!ساکت باشید
!ساکت باشید
!ساکت باشید
،بخاطرِ سالها عدم فعالیت و عدم کفایتِ ایشون
...ما اونو شخصاً مسئولِ - !بیکفایت -
شخصاً مسئول آماده نبودنِ این ملت
.برای روبهرو شدن با خطر پیشروی نازیها میدونیم
!نظم رو رعایت کنید
!نظم رو رعایت کنید - شرم کن، شرم کن -
.ما در جنگ هستیم، آقای سخنگو
.در جنگ
.تازه اگه مناسب بودناش، برای زمان صلح رو درنظر نگیریم
اون ناتوانیِاش برای رهبری مارو .در زمان جنگ ثابت کرده
!نظم رو رعایت کنید
!نظم رو رعایت کنید
!گفتم نظم رو رعایت کنید
،بنابراین، در منافع ملی
،ما اپوزیسیون مایلیم تا واردِ
...یک ائتلاف بزرگ به رهبری حزب محافظهکار بشیم، به اصطلاح
!نظم رو رعایت کنید
ولی نه، من تاکید میکنم که ،هیچوقت تحت رهبریِ آقای چمبرلین نخواهد بود
!کسی که اعتماد مجلساش رو از دست داده
!بخاطرِ منافع کشوری، استعفا بدین
!کنارهگیری کنید و بذارین ما رهبر جدیدی پیدا کنیم
!شرم بر شما
!شرم بر شما !شرم بر شما
وینستون» کجاست؟» - درحال متقاعد کردنِ بقیهست که دراین قضیه نقشی نداشته -
!نظم رو رعایت کنید
همونطور که اپوزیسیون حاضر به پیوستن ،به دولتی با رهبریِ من نیست
،باید جانشین من رو انتخاب کنیم ...کسی با
.جایگاهی جدید برای تشکیل یک دولت ائتلافی
.من فردا کنارهگیری میکنم
...ولی
،ولی نمیخواستم حزب خودم ،مردانی که بیشتر از همه براشون احترام قائلم
.زودتر از همه ازش مطلع بشن
.بله
باید «هلیفکس» باشه - آره، آره -
!سوال کردن نداره
.وزیر امور خارجهی ما
هلیفکس - حتماً، بله -
.بیبرو برگرد، هلیفکس
،ممنونم آقایون از اعتماد شما سپاسگزارم ولی زمانِ من
.هنوز فرا نرسیده
پس چه کسی؟
،این وظیفه به هرکسی که محول میشه
.اون باید قادر باشه تا هر راهکاری رو امتحان کنه
.از جمله مذاکراتِ دیپلماتیک بهتر
.همینطوره
.به سوی احیای صلح در اروپا
کاملاً - بله، بله -
،خُب آقایون، فقط یه نامزد وجود داره
.فقط یه نفر هست که اپوزیسیون میپذیره
.اوه، نه
اوه، مطمئناً نه - به هیچ عنوان -
نه، نه، نه
.الان نه، کاملاً چرنده
"و اگه دستاشو نشون بده و بگه: "بده بهم
:تو باید پیشبینی کنی که چی میخواد .خودکار سیاه، خودکار قرمز، کاغذ یا کلاپ
.منظورش پانچشه
.انتظار میرود که چرچیل نخستوزیر جدید باشد .چمبرلین استعفا داد
چقدر میتونه خودخواه باشه .که توی همچین موقعیتی استعفا داد
بهنظرت منو به خیابون داونینگ میبرن؟ برای شغل جدید؟
.نه بعد از اون پودینگای که هفتهی پیش سرو کردی
اون مِنمِن میکنه، پس تقریباً .غیرممکنه که همهچیز رو متوجه بشی
،و آمادهی سریع تایپ کردن باش .وقفههای کوتاه، فاصلههای دوتایی
!از یه فاصله متنفره، متنفرهها
.موفق باشی
،به سفیر فرانسه
،با نیروهای آلمانی
...درحال عبور از هُلند
...هُلند تنهاست
!بجنب، بنویس
،هُلند تنهاست
،و درخواست پشتیبانی کرده
،که نیروهای فرانسوی همین حالا حرکت کنن
،به یک باره حرکت کنن
...برای
.برای محافظت از بلژیک
.نقطه
.سفیر فرانسهاست، قربان
!آقای سفیر
.آه، قبلاً هم به بلژیک حمله کردن
.هُلند و بلژیک
.دادخواستتون رو فوراً به نخست وزیر ارجاع میدم
...بله
.اوضاع هنوز آشفتهاست
.بله
.خدانگهدار
"به سفیر فرانسه"
...با نیروهای - بندازش دور -
.تلگراف جدید
...به ژنرال ایسمای
...با توجه
دیگه کیه؟ - پسرتون -
.رندولف»، سریع بگو»
.نه، دیشب گفتن احتمالاً من نخست وزیر میشم
.ولی اون واسه دیشب بود
.بذار ببینم امروز چی پیش میاد
...بذار ببینم
.بذار ببینم «نویل» امروز چیکار میکنه
.آره
.نه، ممنون، پسرم
.آره
"آره، "به راهت ادامه بده
...حالا
به ژنرال ایسمای - ...آره، ژنرال ایسمای -
سایرز»، منو از شر این خلاص میکنی؟»
...به ژنرال ایسمای
...با توجه به رویدادهای امروز
...زمانِ آن
...رسیده
...برای مقدمات بیشماری
...تا فراهم شوند
...تو
این کلیدهارو درست فشار میدی؟
،خیلی صداش زیاده .نمیتونم صدای فکرکردنِ خودمو بشنوم
.دوباره بخونش
"به ژنرال ایسمای"
،باتوجه به رویدادهای امروز ...زمانِ آن درسته
!رسیده! نه درسته
!محض رضای خدا، دخترجون
!من گفتم رسیده
!رسیده، رسیده، رسیده
...جملهی آخر
...زمان آن رسیده
...برای
...برای - ...مقدمات بیشماری... بیشماری -
...بیشماری، بیشماری، بیشماری
چندتا "بیشماری" توی جملهات نوشتی؟
...یدونه "بیشماری" برای
...برای مُقدماتِ بیشماری - ...برای مُقدماتِ بیشماری -
...تا فراهم شوند
!یه فاصله! یه فاصله
!توجیه نشدی، خانوم جوان؟ !یه فاصله؟
...یه نفر اینو روی یه فاصله گذاشته ...و
!پس چرا سماجت میکردی؟
...من
به «اوانز» بگو یه نفر رو بفرسته که دفعهی اول
!اینو درست انجامش بده !برو بیرون! برو
!رسیده
!سرت داد زد
سرت داد زد؟
نه - چقدر میتونه آدم بیشعوری باشه -
.من مرتکب چندتا اشتباه شدم
فکرکنم دستپاچه شدی و اون هم با کسایی که
،بیشتر از همه میخوان بهش کمک کنن .بدترین رفتار رو میکنه
اوه تقصیر اون نیست، تقصیر منه ...اون... اون
.اون یه مَرده
.مثلِ خیلیای دیگه
...بیا دیگه
عزیزم؟
،کابینهی جنگ تماس گرفت
.این گربهی لعنتی هم رفت زیرِ تخت
...عزیزدلم
میتونم یه چیزی که واقعاً احساس میکنم باید بدونی رو بهت بگم؟
.من متوجه شدم که رفتارهای اَخیرت بدتر شدن
.اونقدر که قبلاً مهربون بودی دیگه نیستی
.تو خشن، کجخُلق، متکبر و بیادب شدی
قضیهی اون دختر جدیدهاست؟
...اگه پادشاه ازمون بخواد که نخستوزیر بشی
...ما نمیدونیم - من نمیخوام که آدمِ منفوری باشی -
بیشتر از اینی که هستم؟
عزیزِ من، تو در آستانهی
،بدست آوردنِ قدرتِ شگرفتی هستی .که فقط پادشاه قدرتش از این مقام بالاتره
و با داشتنِ همچین قدرتی .باید تلاش کنی مهربونتر باشی
.و اگه امکانش هست، آروم باش
میخوام بقیه هم به اندازهی من .تورو دوست داشته باشن و بهت احترام بذارن
«تلگراف برای آقای «چرچیل
.اینجا رادیوی «سرویس مِلی بی بی سی» است
.این هم چند بولتن خبری کوتاه
ارتش آلمان امروز صبح از طریق زمین و کمین چتربازها
...هُلند و بلژیک را مورد حمله قرار داد - یه تلگراف اومده -
.ارتشهای کشورهای سفلی درحال مقاومت هستند
درخواست تجدید نظر برای کمک .به دولت های متفقین صورت گرفته است
...و بروکسل میگوید که - از طرفِ کاخ ه -
.نیروهای متفقین به حمایت خود ادامه می دهند
،صد هواپیمای جنگنده در آسمان بروکسل دیده شدهاند
و در حال حاضر گزارش شده که ،در اولین حمله به بروکسل
.چندصد نفر کشته و زخمی شدند
.و چند ساختمان نیز تخریب شدند
No comments yet. Be the first to leave one.