The Legend

The Legend (태왕사신기)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Four Gods E02 KOR HDTV XviD
د لخوا تبصره DLBR
اصلاح زیرنویس از لیلا

تګونه

HDTV
hdtv
XviD
HD
په خپور شو: 2019-07-06
ډاونلوډونه: 69
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

دو هزار سال قبل دوران قدیم

در دنیای انسان ها - لرد هوانگ با داشتن قدرت سه سمبل

پونگ بک. وون سا، ووسا باهم به این زمین آمدند

لرد هوانگ در زمین مقدس اقامت گزيد و نامش را شين شي نامید

حالا دنیا بر اساس قانون اداره میشه .....

اونهایی که میخواستند از او پیروی کنن در شین شی جمع شدند

در اون زمان قبیله ببرها که میخواستند زمین را مال خودشان کنند

در این ميان تواناترین و ظالم ترین جنگجگوی جنگجویان کاهنه ي آتش کاجین بود

قبیله تحت فرمان کاجین مردم لرد هوانگ را ظالمانه میکشتن

و کسی که در برابر قبیله ببرها ایستاد ، دختر قبیله کوم ساءاوه بود

جنگ ميان قبيله ي ببرها و مردم لرد هوانگ بی وقفه ادامه داشت

مردم درد و رنج را هر روز تحمل کردند

ساءاوه دختر قبیله کوم که احساس مادر زمین رو داشت بسیار اشگ می ریخت

لرد هوانگ که شاهد اشگ ریختن ساءاوه بود تصمیم گرفت دیگه این خونریزی رو پایان بده

حالا همه قدرت آسمانیت رو بکار ببر و منو بکش

لرد هوانگ به کاجین گفت که دیگه باید جنگ رو تموم کنه

بلاخره کاجین در مقابل لرد هوانگ شمشیر کشید

اما لرد هوانگ قدرت اتش کاجین رو گرفت و آن را در گلوله قرمز رنگی حبس کرد

کاجين که قدرت آتشش رو از دست داد

دیگه نمیتونست کاهنه باشه

کاجینی که دیگه نمیتونست فرار کنه لرد هوانگ او را با گرمي پذيرفت

تا الان که کاجین هیچ احساسی نداشت

از اونموقع علاقه به لرد هوانگ پیدا کرد

کاجین به قبیله اش گفت که دیگه جنگ رو تموم کنن

اما جنگجوهای قبیله از حرف او پیروی نکردند

کاجين پیروان خودش و قبيله خودش رو را با شمشيرش کشت

فقط بخاطر لرد هوانگ به سرزمین مقدس رفت

لرد وان وانگ به دختر رئيس قبيله کو، سا ا او قدرت آتش را داد

با قدرت سیمرغ مردم جنوب رو بعنوان ژنرال قرمز، نگهبانی کنه

نگهبان غرب با نشان اژدها، ژنرال ابي، وو سا

نشان ببر ، نگهبان شرق، ژنرال سفید پونگ به

نشانه لاک پشت، نگهبان شمال، ژنرال سیاه، وون سا

ان لحظه ان چهار نگهبان انتخاب شدند

لرد هوانگ، از زمانی که به این زمین فرستاده شد کسی بود که خیلی دوستش داشت، سه او

همیشه لردهوانگ مراقبش بود اون دونفر دیگه احساسی که نسبت به هم داشتن رو پنهان نکردن

اما کسی که همه چیز رو رها کرده و فقط بخاطر لرد هوانگ اومده بود درنهایت هیچ چیز رو نتونست ببخشه

پس يک روز

دختر قبيله کو فرزند لرد هوانگ رو بارداره

کاجين تصمیمش رو گرفت، اگه توی این دنیا لرد هوانگ رو نداشته باشه

باهم به دنیای دیگه برن

سه اوه که بچه رو بدنیا آورده بود، حتی یه بار نتونست بچه رو به گرمی درآغوش بگیره

درمقابل قبیله کاجین مبارزه کرد

سه اوه برای برگردوندن بچه ، کاجین رو تعقیب کرد و تعقیب کرد

اما کاجين که ميخواست با استفاده از بچه لرد هوانگ رو ببينه

از اول قصد نداشت بچه رو به سه اوه برگردونه

جلوی چشمای سه اوه، بچه که به پایین پرت شد اون نتونست قدرت خشم منفجر شده درونش رو تاب بیاره

وقتی لرد هوانگ بچه رو نجات داد و آورد دیگه خیلی دیر شده بود

سه اوه برای اینکه دنیارو به آتش بکشه بشکل سیمرغ سیاه منفجر شد

نشانه های اژدهای آبی، ببر سفید، لاکپشت ماری و سه نگهبانشون ووسا، پونگ به، وون سا

برای کنترل کردن قدرت سیمرغ دخالت کردند اما موفق نشدن

خشم سيمرغ سياه کم کم بیشتر میشد

و خشم سیمرغ سیاه داشت جهان رو به آتیش میکشید

تنها چیزی که میخواست، لرد هوانگ بود که نتونست بدست بیاره

و قدرت آتیشش رو هم برای همیشه از دست داده بود، کاجین در این دنیا دیگه هیچ امیدی نداشت

از اون روز در دنیا براي هفت شبانه روز باران باريد

با اون بارون گرچه آتش جهنمي خاموش شده بود اما دنیا در اب فرو رفته بود.

سه اوه رو از دست داده بود لرد هوانگ نشانه های شمال، جنوب، شرق و غرب رو مهر و موم کرد

به دنیای دیگه رفت

بعد از اون، دو هزار سال بعد

نسل قبیله ببرها خودشون رو هاچان نامیدند

فرستاده آسمان، پادشاه حقیقی، پادشاه جوشین منتظرش شدند

برای دزدیدن قدرت آسمان که مهر و موم شده بود

همینطور، کسانیکه دستور نشانه لاکپشت رو دریافت کرده، شاگردان کومول

انها برای خدمت به پادشاه واقعي برای صلح دنیا منتظر پادشاه جوشين شدند

بلاخره زمان وعده داده شده فرا رسید

قسمت دوم

۳۷۵ سال بعد از میلاد (پنجمین سال سلسله ي سوسوريم)

ابولانسا - قرارگاه هاچان

اون ستاره ي جوشينه ؟

دوهزار ساله که پیشگویی شده

روزي که پادشاه جوشين زاييده میشود -ستاره ي جوشين....

میتابه و نشانه ها ي اسمانی هم بيدار میشن

اون روز امروزه ؟

شبی که ستاره جوشين میتابه

گفته شده پادشاه جوشين متولد میشه

پادشاه جوشین متولد که بشه

اژدهاي ابي -ببر سفيدو لاک پشت و سيمرغ.....

چهار نشانه هم بيدار مي شن

شبی که نور نشانه ها به اسمان ميرسه

سراسر دنیا برادرهاي هاچان که مراقب هستند

چهار نشانه رو پیدا میکنن و میارن

گوگوريو بکجه و شيلا و مالگال، کاران کشورهای متفرق اکنون سرزمین جوشين

بتازید چهارنشانه فرستاده شده از اسمان رو ما هاچانی ها باید متصرف بشه

این سرزمین تا ابد سرزمین هاچان خواهد شد

روستای کومول، نگهبان لاکپشت آنها منتظر باز گشت پادشاه جوشين هستند

یون دوک بله

همه ي شاگردان روستای کومول مارو، که در هر زمان و در هرکجا، بتازن اماده کن، اطاعت میشه

هون وون بله استاد

تو بقیه شاگردارو جمع کن و منتظر علامت آتشکده ها باش

بله فهميدم

امروز از چهارجهت نشانه ها بيدار میشن

پس ، از دوهزار سال پیش داستان نقل شده، فرد داخل داستان جوشین وان (پادشاه) متولد میشه

همینطوره پادشاه جوشین رو که پيدا کنيم چه اتفاقی میافته؟

هون گو - تو دنبال من بیا بریم به جنوب

در جنوبه؟ باید آتشکده علامت بده، تا مکان دقیقش رو بدونیم، اما

احتمالا بین نشانه ها دوتاش در سرزمین بکجه است

معبد قلعه کوکناه

ستاره اي که شبيه ستارگان دیگر نیست

در تولد پادشاهی متفاوت از پادشاهان ديگر میتابد

تا زمانی که پادشاه خودش بخواست خودش بيدار شود باد با برگها یکسان میوزد

کسانی که میشنوید، شنیده را مخفی کنید کسانی که می بینید، دیده شده را بپوشانید

ایشان تا زمانی که خودشان بيدار شوند برای اینکه فراموش نشود، مراقب و بشدت مراقب باشید

قلعه ي گوکناه - اقامتگاه لرد یون گا

درد زایمان شروع شده

همسر يون - خواهر جوانتر پادشاه سوسوریم

پسره

همه آرزوش رو دارن پسره

بخاطر گوگوري ما بخاطر ما

اگر اسمان نادیده نگیره به ما پسر میده

گنون يانگ، اقامتگاه برادر جوانتر پادشاه گوگوریو

هوک سو، اهنگر روستای مالگال

داره میدرخشه شمشير هنوز اماده نيست

میدرخشه

نشانه ي ببر سفيد

نشانه ي ببر سفيد در روستای آهنگران مالگال بيدار شده

اون روشنایی رو دنبال کنید و سریع برید نشانه ببر رو بیارید

اين بايد یه خواب باشه

اين یه روياست حتما

دود سفید می بینم

نشانه ي ببر سفيده؟

هونگ جان بله استاد بزرگ

سريع برو و بیارش بله

۳۷۵ سال بعد از میلاد دام دوک متولد شد

بايد الان باشه

درسته الان زمان درسته

ده هزار نفر از هاچان برید به قلعه جین بکجه نشان اژدهاي ابي رو بیارید

نشان اژدهاي ابي بايد در دستان ما هاچانی ها باشه

قلعه جین بکجه

نشان اژدهاي ابي

آسمان منو انتخاب کرده، نگهبان شرق، ژنرال آبی

به قلب پسرم

تو رو تقدیم میکنم

چو رو نگهبان اژدهاي آبي

هوک سو، روستای آهنگران

نشانه کجاست؟

کجا پنهان کردید؟

پدر -پدر

اه-پدر

اين چيه؟ چرا اين مردها ... از کجا... کی هستن؟

پدر

ناله نکن .... پدر چیه؟

به خاطر این .... اون عوضیها؟

اونجاست

پدر

شما از نشانه محافظت میکنید؟

ما از گوگوریو، روستای کومول ، افراد هیونمو (لاکپشت ماری شکل) هستیم

برای گرفتن نشانه ببر اومدیم

دود رو زیاد نمیتونیم نگه داریم قبل از اون نشانه ببر رو به ما بسپرید

پدر - خوبی؟

پدر - اين خونه

من محافظت کردم، حالا نوبت اونه

پدر -پدر

پدر -پدر

چراش رو نمیدونم ولی بايد از این نگهباني کنيم

اینطوری، یه روزی صاحبش میاد دنبالش

کجا باید منتظر صاحبش باشم ؟

صورت صاحبش چه شکلیه؟

نمي دونم بچه، صاحب حقیقیش باشه، هرجاباشی میاد دنبالت

بنابراین تو بايد تا اخر دنیا فرار کنی، به غیر از صاحبش هرگز به کس دیگه ای نسپرش

چرا و چگونه اش رو نمیدونم، اما نباید اینکارو کنی

نشانه سيمرغ در قلعه سابی بکجه بيدار شده

افراد هاچان به قلعه ي سابي برید

نشانه ي سيمرغ ، قدرت زمين

حتما باید هاچان بگیردش

قلعه سابي باکجه

از این خونه مطمئنا نور قرمز نشانه ي سيمرغ برخاسته

کجاست ؟

کي ها اين بچه خواهر کوچیک تو و حتما تو خواهر بزرگترش هستي

تو خواهر بزرگتر هرطور شده بايد از خواهر کوچیکترت مراقبت کني.

میتونی ، درسته ؟

نشانه ي سيمرغ

مادر برو داخل

مادر

کي ها اين بچه خواهر کوچیک تو و حتما تو خواهر بزرگترش هستي

تو خواهر بزرگتر هرطور شده بايد از خواهر کوچیکترت مراقبت کني. میتونی درسته ؟

نمیدونستم اونها اینقدر سریع هستند

عمیقا تا سرزمین بکجه نفوذ کردن

افراد باکجه به زودي به اينجا ميان قبل از اینکه به ما اتهام این کشتار رو بزنن سریع باید جاخالی بدیم

استاد بزرگ میشنوید ؟

اون سيمرغ سياهه

الان هیچی نمیبینم، نگاه کنید، تمیز و پاکه استاد ؟

هونگو بله؟

بچه رو از بين ببر چرا؟

این اشتباهه

سیمرغ سیاه دوباره نباید دنیارو به آتیش بکشه

- اين بچه؟ باید نابود بشه تا از جهان محافظت بشه

سيمرغ سياه هست یا نیست از کجا میدونید؟ تو هم دیدی، نشونه سیمرغ سیاه رو

سیاه نبود هونگو

علامت قرمز بود راست میگم - من اینطوری ديدم

بخاطر دود احتمالا اشتباه دیدید

این بچه، من اولین نفر بودم که دیدم، من بهتر از همه میدونم

سياه نبود هونگ گو

اگر اين بچه سيمرغ سياه باشد جهان رو به اتش مي کشه

اونوقت چقدر آدم بیگناه جونشون رو از دست میدن

اگر سیمرغ حقیقی باشه چیکار میکنید؟

سیمرغ حقیقی که به پادشاه کمک میکنه

اگه ما امروز بکشیمش چه اتفاقی میافته

خودم بزرگش میکنم و مراقبش هستم

مراقبم و اگه کوچکترین نشونه از علامت سیاه ببینم

انوقت خودم با دستام میکشمش

The Legend subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Legend

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left