لومړۍ 200 کرښې.
فصل 4 قسمت 1
.این وقایع در فاصله ی ساعت 7 تا 8 صبح روی می دهند
!نمیتونم بهش برسم
.لطفاً کمکم کن
.نمیتونم تکون بخورم
.تو اونجا دو نفر دیگه گیر افتادن
!کمکم کن...نمیتونم تکون بخورم. اه خدای من
.سارا کارت رو ذخیره کن لازمت دارم
چی شده؟ - .همین الان یه چیزی از منابعمون شنیدم -
احتمالاً یکی از افراد لیست اف بی آی .دیروز تو لس آنجلس دیده شده
توماس شرک، کی هست؟ - .با یکی از گروه های تروریستی، نزدیک استانبول کار می کرد -
تابستون گذشته به خاطر هماهنگی .چند تا بمب گذاری انتحاری مظنون شد
استانبول؟
.صبح یه بحثی درباره حمله توسط افرادی خارج ترکیه بود
.ایناهاش از آنکاراست
هدف چی بوده؟ - .به زمان شرقی نیویورک یا واشنگتن -
.ولی وقتش گذشته - گذشته؟ -
.هدف به زمان شرقی ساعت 8 بوده .الان ساعت 10 رو هم گذشته
اگه هدف رو اشتباه گرفته باشن و زمان غربی باشه چی؟
.پس تا یه ساعت دیگه اتفاق میفته
.به کرتیس بگو. من به دریسکول میگم - .خودم میتونم بگم -
چرا؟ - .فکر کردم میخوای کارمو ادامه بدم -
تو واقعاً نامشخصی! سعی نکن خودتو پیش دریسکول عزیز کنی خوشش نمیاد
هیچ تاییدیه صدا از کسی تو قطار نداریم؟
. نه، سیگنال ها فقط بمب رو تایید کردن
داریم سعی می کنیم ارتباط بگیریم. منطقه دوره .ولی پلیس محله داره اونجا رو اداره می کنه
.باشه
.ما اجازه ی نظارت روی خارج قله ی موگو رو نداریم
بهشون بگو یه گشت هوایی اطراف اونجا .بذارن. خلبان هم با افراد ما در ارتباط باشه
باید خدمات اورژانسی رو زیر نظر بگیریم؟ - .نه بخش اون کارو می کنه -
یه وانت پر از سی 4 یه قطار رو تو .سانتا کلاریتا از ریل خارج کرده
.چند نفر رو خالی کن .ناحیه اطلاعات رو واسمون میفرسته
.ممکنه به چیزی که پیدا کردیم مرتبط باشه - چی پیدا کردید؟ -
دو چیز. اول اینکه اطلاعات یه حمله .احتمالی ساعت 8 صبح نشون میدن
بمب گذاری ساعت 7 بوده. یه ساعت اختلاف داره دومی چیه؟
توماس شرک، یکی از شهروندهای ترکیه ای .که تو لیست اف بی آی هست تو شهر دیده شده
.میتونه به بمب گذاری ربط داشته باشه - .باشه، یه کانال با مرکز باز کن -
.شروع کنید به بررسی این بمب گذاری .با هرچی که از شرک دارید تطابقش بدید
.تا چند دقیقه دیگه جلسه داریم
جلسه وزارت دفاع چی؟ .حدود نیم ساعت دیگه ست
وزیر هلر قراره کی رو بفرسته؟
.جک باور
جک؟ مطمئنی؟
.آره، از وقتی اخراجش کردید برنگشته بود
واست ناراحت کننده ست؟ - چی؟ -
.برگشتن به سی تی یو، دیدن دوباره دریسکول
.من به خاطر تصمیمش سرزنشش نمی کنم
.چطور می تونست؟ اون به زور از سی تی یو انداختت بیرون
.اون یه هروئینی رو نمی خواست .نا مقعول نیست
.تو که هروئینی نبودی .داشتی کارت رو می کردی
.من به هروئین اعتیاد داشتم
.مهم نیست چرا
دلت واسه شغل قدیمیت تنگ شده؟
اگه هنوز میخواستم عملیات زمینی .بکنم می تونستم برم تو سازمان های دیگه
.ولی نرفتم
.از زندگیم یه چیز متفاوت می خواستم
.شاید واسه تو خیلی زیاد به نظر نیاد
...ولی واسه من
...اینکه بتونم با یکی ارتباط اینطوری داشته باشم
.قبلاً نمی تونستم
.خوشحالم که الان می تونی
.بهتره بریم - .آره -
.وزیر هلر تا 5 دقیقه دیگه تو لابی هستن
وزیر هلر؟ - .آره -
یه بار تو یه کنفرانس خبری، پدر صداش کردم .واسه همین تصمیم گرفتم همیشه عنوانش رو بگم
...آدری
.پدرت آدم خیلی باهوشیه
میخوام قبل از اینکه خودش بفمه .راجع به خودمون بهش بگم
...ببین
.پدرم طرز فکرش قدیمیه
حتی وقتی من و پال جدا شدیم .هنوز فکر می کرد با همیم
متوجه ام. و نمی خوام پدرت اشتباه نتیجه گیری کنه .و فکر کنه که من مخفیانه کاری کردم
.آره. مخفی کاری که نکردی
.لطفاً، جک
.بذار یکم بیشتر وقت بگذره
می میخوام یه چیزی بهت بگم .و نمیخوام وحشت زده بشی
.من دارم عاشقت میشم
.ببین، من نمی خوام تو چیزی بگی
.و نمی خوام که توام همین حس رو داشته باشی
.فقط می خواستم بدونی
.طبقه پایین می بینمت - .باشه -
.خب. این چیزیه که داریم
یه تروریست مشهور به اسم توماس شرک .تونسته بدون لو رفتن وارد کشور بشه
احتمال اینکه تو حمله به قطار .کمک کرده باشه وجود داره
.اگه اینطور باشه، خیلی سریع از کشور خارج میشه
.معنیش اینه که ما یه فرصت کوچیک داریم
کی فرودگاه ها و گمرک رو پوشش میده؟
.من. یه حکم به ال ای ایکس، لانگ بیچ و اونتاریو دادم
.طبق معمول ادگار نمی تونیم صداتو بشنویم و لپتاپت کجاست که اطلاعات رو نشون بدی؟
متاسفم. بلندتر صحبت میکنم. و نیازی .به لپتاپم ندارم. همه چی یادمه
چیزی که داشتم می گفتم اینه که من از تمام .فرودگاه ها خواستم یه لایه امنیتی اضافه کنن
هیچ ارتباطات محلی از شرک هست؟ - .الان دارم دنبالش می گردم -
.باشه. همه چیز رو ارتقاء بده. باید بفرستیم به مرکز
.بیاید شرک رو قبل از اینکه از شهر بره پیدا کنیم. بریم
ببخشید خانم دریسکول. فکر می کنید اشتباهه اگه فرض کنیم شرک الان داره از لس آنجلس میره؟
.نه - .ولی زمان بندی با اطلاعات مطابقت نداره -
اون می گفت 8 صبح و بمب گذاری .قطار تقریباً 7 صبح اتفاق افتاد
.فقط رو پیدا کردن شرک تمرکز کن
بله؟ - .توماس هستم -
دار کیف رو بدست آورد؟ - .آره. الان داره میاد پیش تو -
. خوبه، کارت عالی بود توماس
مارکوس چی؟ - . منتظرته -
.هرچی که لازم داری واست داره
بهروز، با ما صبحونه می خوری؟ - .الان میام پایین، مامان -
.نگرانش هستم - نگران؟ چرا؟ -
.فکر کنم هنوز اون دختر آمریکاییه رو می بینه - .گفتی که باهاش صحبت کردی -
کردم. بهش گفتم دیگه اجازه نداره .با اون دختره تماس داشته باشه
و قبول کرد، درسته؟
.درسته
ولی من هنوز فکر می کنم بدون .اطلاع ما داره اونو می بینه
.من باهاش صحبت می کنم - .نه -
.من ترتیبشو میدم
.بهروز، ما پایین داریم صبحونه می خوریم
...بهروز - .دارم تلفن صحبت می کنم -
.قطع کن بیا پایین
داره با کی حرف می زنه؟ - .نمی دونم -
.متاسفم
داشتی با کی حرف می زدی؟ - .دوستم، اسکات -
.داشتی با دختر آمریکاییه صحبت می کردی - .نه، بهت که گفتم، دیگه نمی بینمش -
.به من دروغ نگو، بهروز
.تماس تلفنی شبت رو شنیدم .ایمیل هاتو خوندم
!ایمیل های منو خوندی؟ اونا شخصین - !صداتو رو پدرت بلند نکن -
تا وقتی با من زیر یه سقف زندگی می کنی .چیزی نیست که فقط به تو مربوط باشه
.دیگه با اون دختره ارتباط برقرار نمی کنی می فهمی چی میگم؟
.به اون نگاه نکن داری با من حرف می زنی
.بله، قربان
. جایی که یک فاجعه ی وحشتناک مدتی پیش اتفاق افتاده...
صبح امروز قطاری مسافرتی با یک وانت .که ظاهراً روی خط آهن ایستاده بود برخورد کرد
.گزارش ها نشان می دهند بیشتر مسافران شدیداً آسیب دیده اند
.تلفات تخمینی به 30 می رسد
مامورین انجمن ملی امنیت حمل و نقل به صحنه .رسیده اند و در حال تحقیق روی علت آن هستند
در حال حاضر، مسئولین نگفته اند که آیا این تصادف ...بوده یا هدف یک حمله، ولی همانطور که می بینید
.تا الان، همه چی طبق برنامه ست
با توماس صحبت کردی؟ - .آره -
الان تو راهه که کیفو بیاره اینجا .وقتی آورد تو باید ببریش به انبار
چرا دار مستقیماً نمی بردش اونجا؟
لازم نیست بدونه افراد ما کجا کار می کنن .این مطمئن ترین راهه
...بهروز
اگه پدرت سخت گیری می کنه، به خاطر .اینه که کار ما اینجا یه کار سخته
.اگه بخوایم موفق بشیم، ضروریه که ذهنمون پراکنده نباشه
.می فهمم
کاری که امروز می کنیم .دنیا رو عوض خواهد کرد
ما خوش شانسیم که خانواده ما .رای انجام این کار انتخاب شده
.ما نمی تونیم شکست بخوریم
.بله، پدر
.صبح بخیر، جنیفر
چرا اینقدر زود اومدی اینجا؟ - .زود نیومدم -
تمام شب اینجا بودی؟ - .آره -
روی چی داری کار می کنی؟ - .در حال حاضر هیچی -
.دارم یه سری نرم افزار از مایکروسافت و ادوب می دزدم
.بالاخره یه روز از همین روزا دستگیر میشی
.سلام، ملانی
!به کسی نگو، یا مجبورم بکشمت
!این دیگه چه کوفتیه؟
....واو
...ملانی، بیا اینو نگاه کن
.به نظر میاد یکی داره سعی می کنه اینترنت رو داغون کنه
.آره، ولی هنوز شروع به تکثیر نکرده
.تازه دارن گره ها رو جاگذاری می کنن
.اینو ببین
!این می تونه هر سیستمی رو تو دنیا بترکونه - .باید به یکی خبر بدی -
اگه از اینجا به اف بی آی زنگ بزنم ردیابی .می کنن میفهمن داشتم دزدی می کردم
.پس از تلفن عمومی زنگ بزن
.باشه
.دارم سرعتم رو تو بمب گذاری قطار زیاد می کنم چند تا کشته تایید شده؟
.32نفر - .نمی دونستم -
.به کارل زنگ بزن - .باشه، ممنون ال -
.32کشته - برآورد اولیه؟ -
.یه فعالیت تروریستی
وقتی رسیدی سی تی یو، میخوام .جزئیات رو بفهمی و به من زنگ بزنی
و گوش کنید...نمیخوام کسی به جز شما دوتا .درباره ملاقات من با ریچارد چیزی بدونه
.البته
.دیشب سعی کردم باهات تماس بگیرم کجا بودی؟
.با یکی از دوستام شام خوردم - من میشناسمش؟ -
نه
.جک - .قربان -
.رسیدم سی تی یو زنگ می زنم
...آره، الان میارمش رو خط، صبر کنید
.ابرایان - .کلوئی، ادگار استایلز هستم -
.لازم نیست فامیلت رو بگی بیشتر از یه ماهه اینجائی، چیه؟
یکی از دوستات تماس گرفته .میگه لازمه باهات صحبت کنه
کی هست، ادگار؟ - . اسمش اندریو پیجه -
.باشه، وصلش که به من
سلام؟ - .من نمیتونم تماس های شخصی رو اینجا جواب بدم -
شخصی نیست. من یه چیزی رو اینترنت .پیدا کردم فکر کردم شما باید دربارش بدونید
.یه جدول "ان ای تی" قلابی و یه تعداد زیادی هماهنگ کننده
.امروز صبح بارگذاری شدن - تو چطور فهمیدی؟ -
داشتم یه نرم افزار دانلود .می کردم که یه دفعه دیدمش
فکر کنم منظورت از دانلود، دزدیه چون در .غیر این صورت چنین جدولی رو نمی دیدی
...آره، باشه
.ولی بیشتر که هک کردم، کلی چرند پرند پیدا کردم
چه جور چرند پرندی؟
فکر کنم یکی داره واسه یه حمله بزرگ .اینترنتی موقعیتش رو تثبیت می کنه
.موضوع اینه که، تمام کدها انگلیسی نیستن
به چه زبونی بودن؟ - .نمیدونم -
.ظاهراً مال آسیای مرکزی بود .شاید عربی یا ترکی
چیزی پیدا کردی؟ - .سارا رو ارتباطات شرک کار می کرد -
سیستم مارکوس لندسترس رو آورد .یه خشک شویی تو استدیو سیتی داره
فهمیدیم که شغلش متعلق به .یه شرکت، خارج از آنکارا تو ترکیه ست
باشه، اینو بده رانی بهش بگو بره .اونجا ببینه چی می تونه پیدا کنه
No comments yet. Be the first to leave one.