Inside No. 9

Inside No. 9

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Inside No 9 S02E03 BluRay
د لخوا تبصره ThePianist
• ThePianist •

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2021-05-10
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

چه چیزی مشوق شما برای احضار فوری ما شده، قاضی پایک؟

اینجا در دهکده، زوجِ جوانی هستند که ادعا می‌کنند

مادرشون، یعنی الیزابت گج یک ساحره‌اس و صحبت‌های زیادی

از سِحر اون کردند

قضاوتِ سحر بودن یا نبودن به عهده‌ی ماست، قربان

همینطوره، ما به تازگی از شهرِ ساوتهمپتون به اینجا اومدیم، جایی که

یک آهن گداز، گزارش داده بود که یک اجنه‌ی سیاه حینِ پریدن به اینور و اونور دودکش

اونو سرزنش می‌کرده چون معتقد بوده موهاش مثل یه دختر لطیفه

!چقدر شیطانی - در واقع، اون اجنه چیزی نبود جز -

یک کلاغ که پاش تو یه آهن خاردار گیر کرده بود

همینطوره. اوضاع همیشه اونطوری که به نظر میان نیستن

درسته، شاید اون کلاغ اجنه نبوده باشه

اما در حقیقت، حیوونِ دست آموزی بود که هنگام بازجویی ازش بهمون گفت

اون آهن گداز خودش مسحور شده

کلاغ همچین چیزی رو به من نگفت آقای وارن

هیچی نشنیدم بگه

چه اقدامی کردید؟

از شهر حقوق سخاوتمندانه‌ای گرفتیم و آهن گداز

طبق روش‌های خودمون به دادرسی منتقل شد

و اونو گناهکار شناختن؟

بعد از چند ساعت، اعتراف کرد «تحت الفظی یعنی زبونشو از دست داد»

با چجور متقاعد سازی‌ای؟

با قیچی از سرش بریده شد که در نهایت منجرب به مرگش شد

اهریمن خفه‌ش کرد تا نتونه همکاریشون رو فاش کنه

آوازه‌ای که دارید از خودتون سبقت گرفته، آقایون

اخبار ساحره‌مون پخش شده

کاروانسراهامون با سرگرمی جدید رونق گرفته

از موقع حضور اون گاوِ فراری سرگرمی آنچنانی اینجا وجود نداشته

خب، پس، بگذارید تحقیقات و کیفرخواست

این زن کهنسال آغاز بشه و در صبحگاه، درنظر می‌گیریم

چقدر شیطان میان شما از حیثِ سِحر و جادو چیره شده

خداوند نجاتمون بده

نورِ کافی داری، آقای کلارک؟

کفایت می‌کنه

من فهرستی از حق‌الزحمه و مخارجِ تا به اینجا به همراه دارم، قاضی پایک

بله، البته بی‌درنگ پرداخت میشن

ملحفه و خرت و پرتای دیگه پماد و پودرِ پا

کاروانسراهای گوناگون و منازل شخصی

سه روز تاختن‌مون به خودی خود

مراقبت کردن از اسب‌هامون میشه ۲۰ شیلینگ «شیلینگ: واحد پول ادوار قدیم انگلیس»

بیست شیلینگ. آره خب، بالأخره دو نفر هستید

این خدمات شخص خودم بود

آقای کلارک صورت‌حساب جدا برای بیان داره

متوجه‌ام

که میشه بعد از صدور حکم بررسی بشه، قاضی پایک

یا شاید بی‌گناه باشه و اتهاماتش غلط دربیان

که بر اساس چیزای کمی که شنیدم بعیده

که این شنیده‌ها هیچی نیستن، بذار حداقل

شهادت این عجوزه‌ی بیچاره رو بشنویم قبل از اینکه با طلا به خودمون

برای تا سر حد مرگ سوزوندنش پاداش بدیم

قبل از اینکه شروع کنیم، آقایون، اجازه میدید

چهره‌تون رو در کتابم پیاده کنم، تا شاید این لحظه یعنی ملاقتمون رو به یاد داشته باشم؟

البته

مچکرم. قابش می‌کنم و به افتخار شما اونو آویزون می‌کنم

جناب آندرو، می‌خواید من چهره‌ی همتونو با هم بکشم؟

خب، اگه تحمیلی نیست؟ - خیلی خب -

این کفاش‌مونه، ریچارد توشوز «توشوز: دو کفشه»

حینِ دادرسی‌مون، از اون زن کهنسال مراقبت می‌کنه

خدا خیرتون بده آقایون

کمک کردن به شما در محاکمه‌ی این ساحره باعث افتخاره

همینطوره ریچارد، اما تا اعتراف نکرده از واژه‌ی ساحره استفاده نکن

ما باید به اون عفریته یک فرصت منصفانه‌ی سخن گفتن بدیم

باید اینجا باشه اجازه‌ی ورود بهش بدم قربان؟

بسیار خب

!اوه خدای من

!نظم! نظم

به محاکمه‌ی ساحره‌ی "لیتل هپنز" خوش اومدید می‌دونم خیلی از شما

با این بخش ما آشنا نیستید، اما امروز بهتون خوش آمد میگیم

"هنگام بازدید از "لیتل هپنز بهتون پیشنهاد می‌کنم

محیط زیست دهکده‌مون رو بگردید که یه برکه با اردک داره

و یه نیمکت

بله، نباید نیمکت رو فراموش کنیم

و اگه این به اندازه‌ی کافی هیجان‌انگیز نبود

به دو تن از جستجوگر‌های ساحره‌ی برجسته‌ی کشور خوش آمد میگیم

آقای وارن و آقای کلارک

ما جز جهت خدمت به خدا در راستای مأموریتش برای

خلاص کردن انگلستان از این اقدامات اینجا نیستیم

!حالا ساحره رو بیارید منظورم زنِ متهم رو

!ساحره! ساحره! ساحره! ساحره

!اینجا چه خبره؟ سارا

موضوع چیه؟ من تو تخت‌م بودم، داشتم شیر داغ می‌خوردم

یا شیر سرد از سینه‌ی یک شیطان بود الیزابت گج؟

چی؟ شما کی باشین که با همچین صراحتی سوال می‌پرسی؟

الیزابت اَن گج، شما به جادوگری

و سحر متهم شدید - چی؟ -

افرادی هستند که معتقدند شما جادوگری اینجایید تا امتحان بشید

کی؟ کی اینجا منو ساحره می‌خونه؟

من

و من

چی؟

این برای برگردوندن اتاق زیرشیروونی‌شونه

از وقتی که شوهرم مریض شد و مُرد می‌خواستن از دستم خلاص شن

شوهرم و چهارتا از گاوامون تو یه روز مُردن

یک هفته طول کشید تا چاله‌ای به بزرگی کافی حفر کنن

...اگر

بعد از دادرسیِ شورا، طبق قانون و مقررات محکوم شدی

از درد‌های مرگ رنج خواهی برد و از امتیاز

طلب مغفرت روحانی و جایگاه مقدس محروم میشی

منظورش چیه؟ - هیس! ساکت شو سارا، همه چی درست میشه -

دخترم، فقط کافی بود بگی جا رو می‌خوام

ماه بعد داشتم از اونجا می‌رفتم

یه کلبه تو دهکده‌ی بغلی پیدا می‌کردم

دهکده‌ی ماچ هپنز، جایی به شدت بی روح «ماچ هپنز: زیاد اتفاق میوفتد»

بذار بشنویم چه چیزی تورو به این نقطه کشوند

توماس و بانو ناتر، بیاید جلو

وارن، کلارک، می‌تونید شروع کنید

خب هرچی که رصد کردی بگو توماس ناتر

و آقای کلارک هم گوشش به حرفاته

و شهادت لعنتی‌تو به عنوان مدرک می‌نویسه

تا شاید بهتر بتونیم حقایق این امر رو به یاد بیاریم

من توماس ناتر هستم و این همسرم سارا ناترِه

ما دیشب و شب‌های زیاد گذشته، الیزابت گج، مادر زنم رو تحت نظر داشتیم

که از منزل خارج می‌شد و با یه اهریمن ملاقات می‌کرد

و الیزابت رو در یک خزِ قهوه‌ای دیدیم که تا طلوع آفتاب داشت سینه‌ی سیاهی رو می‌مکید

چی؟ - چندش آوره -

به این دیده‌ها قسم می‌خوری بانو ناتر؟

درسته، قربان. خودم به شخصه اونو دنبال می‌کردم

وقتی توماس خواب یا دستشویی بود، و بعضی مواقع

می‌دیدم یه سگ سفید ظاهر میشه و جیگی می‌رقصه «جیگی: نوعی رقص معمولاً انفرادی»

آره خب خونه‌ی بغلی زندگی می‌کنه اژ نژادِ اسپنیله و اسمش هم روری‌ئه

!ساکت

چند وقت یک بار گجِ پیر دزدکی می‌رفت بیرون با یکی ملاقات می‌کرد و سینه‌ی سیاه می‌مکید؟

هیچوقت! چیزای مختلفی تو سن ۷۰ سالگیم مکیدم

اما سینه‌ی سیاه یکی از اونا نیست

بر اساس اختیار این دادگاه، تقاضای سکوت دارم

سوراختو ببند، الیزابت گج به ساحره ضربه وارد کنم قربان؟

الان نه ریچارد توشوز

شاید باید

خانم گج رو به "بخیه‌ی ساحره" معرفی کنیم عالیجناب

این یکی از دستگاه‌های افسانه‌ایِ ساحره پیدا کن‌ـه؟

نه عالیجناب، چیزی جز یه نخ و سوزن نیست

آقای وارن دهن عجوزه رو می‌دوزه

تا بیشتر تشویق بشه بشنوه تا حرف بزنه

سارا، اجنه‌ای که دیدی پیش مامانت بود هم بگو

حالا رفتیم سر اصل مطلب

من دیدم مادرم با اجنه‌ای که به شکل

یه موش کوچیک دراومده صحبت می‌کنه که اون موش رو تو یه بطری حصیری قایم کرده

متوجه‌ام

و این اجنه می‌تونه فقط یه موش کوچیک تو بطری حصیری باشه؟

منم همین فکر رو کردم

اما سارا شنید با یه زبون عجیب صحبت کرد و گج هم بهش پاسخ داد

اون موجود اسمی داشت؟

بهش "برف ریزه" می‌گفت و باهاش پچ‌پچ می‌کرد و می‌خندید

و این زبون شبیه جیغ جیغ کردن یه موش بود؟

بلدیدش؟

بانو ناتر، اونا مردان دانایی‌ان و شاهد چیزای

خیلی عجیب‌تری بودن

پس شما، الیزابت گج، اعتراف می‌کنید که به این موجود یک لقب دادید؟

بله، اون مثل برف سفید بود پس منم اسمشو گذاشتم برف ریزه

براش اسم گذاشتی؟ - آره، این چجور جُرمیه؟ -

اگه واژه‌ی "named" رو برعکس کنی چی میشه؟ «نِیمد: به معنای اسم گذاشتن»

برام جوهر و کاغذ بیارید

!برعکسش میشه "دیمِن"! میشه دیمِن «دیمِن: به معنای شیطان و اهریمن»

!اهریمن - !اهریمن -

!اهریمن

!اهریمن

!اهریمن

دقیقاً

خب، نه میشه "دیمَن" دیگه؟

به اندازه‌ی کافی نزدیکه

بنویس آقای کلارک که الیزابت گج به داشتنِ

گفت‌وگو با اهریمنی ملقب به برف ریزه اعتراف کرده

همچین نسبت دادنی تا حدودی کمبود مدرک داره

موافق نیستی آقای وارن؟

پس این موجود رو به لیست شاهدین‌مون اضافه کن آقای کلارک

و در پیشگاه خداوند حرفای این برف ریزه رو می‌شنویم

جیر، جیر، جیر

اسمت چیه؟

جورج واترهوس

و شاهد چه رویدادهایی بودید

که ممکنه برای این دادرسی جالب باشه؟

خب فقط همین، من الیزابت گج رو دیدم

رو یه بیل از پنجره پرواز کرد و به گردهمایی جادوگران رفت

و کون اهریمن رو بوسید و صورت یک بچه رو خورد

...چه زمانی - یک لحظه صبر کنید -

و صورت یک بچه رو خورد

...ادامه بدید

چه زمانی بود؟

سه‌شنبه شب آخر، نزدیک یازده و پنج یا ده دقیقه

ممنون، اقای واترهوس

راجع به این کون بوسیدن بیشتر بهمون بگو چقدر از نزدیک دیدیش؟

درست روی سوراخ بود یا فقط روی لُپ؟

آقای واترهوس

متوجه شدم شما برای الیزابت گج شناخته‌شده هستی، درسته؟

فکر کنم - به چه عنوانی؟ -

ما تو خریدوفروش احشام معاملاتی داشتیم اون تازگی به من گاوی فروخت

و حدس می‌زنم بعد از مدت کوتاهی این گاو مُرد، درسته؟

آره، درست همینطوره، و منم پول خوبی به شوهرش دادم

و اونم با ۱۰ شلینگ بدهی به من مُرد

بشینید آقای واترهوس شهادتِ بی‌طرفانه‌تون رو متوجه شدیم

خواهش می‌کنم قربان، این دادرسی رو

به بازجویی از الیزابت گج منتقل می‌کنیم

بسیار خب، اما باید درمورد محفل جادوگران و مناسک‌ش بیشتر بشنویم

مثلاً، فقط شیطانه که کونش بوسیده شده

یا هرکسی می‌تونه مجبور به تحمل کردنش بشه؟

الیزابت گج، این چجور اهریمنیه که

یواشکی شبانه میری پیشش و سینه‌هاشو می‌مکی؟

هیچی از حرفات نمی‌فهمم من چیزی جز یه پیرزن نحیف

که با دعای شامگاهی میره رو تخت نیستم شکنجه‌گراهام می‌دونن این حقیقت داره

پس هرگونه آگاهی از یک چیز قهوه‌ای با خز رو رد می‌کنی

More Farsi Persian subtitles for Inside No. 9

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left