Scorpion

Scorpion

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Scorpion - 03x11 - Wreck the Halls
د لخوا تبصره EISHEN
► ElSHEN | IRANFILM ◄

تګونه

other
په خپور شو: 2016-12-20
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ آنچه گذشت...

‫تیم، تو امروز کمک زیادی به گروه کردی

‫من فهمیدم که می‌تونم خیلی عوضی باشم

‫و سعی می‌کنم در آینده اینجوری نباشم

‫ممنون

‫شماها خاطره‌ی شادی از کریسمس ندارید؟

‫کریسمسای پرورشگاه حرف نداشت ‫یه هفته قبل از کریسمس

‫می‌فرستادنم به ایالت ‫تا نخوان واسم کادو بگیرن

‫من می‌خوام واسه شهرداری منطقه‌ی 16

‫آلتادینیای غربی

‫در انتخابات پیش رو ‫کاندید بشم

‫امیدوارم بهم رای بدید

‫فرمانده‌ی سابقم بود

‫به یه سرنگهبان جدید نیاز داره

‫توی عمان

‫توی جوردن؟ ‫اونکه...خیلی دوره

‫فک کنم وقتش رسیده که با کیب

‫درمورد دائمی کردن موقعیتم توی گروه ‫حرف بزنم

‫خبر خیلی خوبیه

‫کلاه گذاشتن سر پیج شاید راه خوبی ‫واسه تحت‌تاثیر قرار دادنش باشه

‫اما راه درستی نیست

‫محض اطلاع

‫حالا تازه بیشترم می‌خوام که باهاش باشی

‫تو واقعا مرد خوبی هستی والتر

‫و شانس هم باهات یار باشه ‫چون اون یارو...

‫داره جا خشک می‌کنه

‫بچه‌ها، ما اومدیم ‫اگه می‌خواید به

‫ترافیک شب عید نخوریم ‫و به موقع برسیم به کلبه

‫باید همین حالا راه بیفتیم

‫ماشین حسابی پر شده ‫اما جا واسه یکی دیگه داریم

‫من باهات میام

‫باشه، اما غر نزن

‫می‌دونم از عید بدت میاد اما واقعا...

‫نکنه سه روح اومدن سراغت ‫(از کتاب سرود کریسمس که سه روح باعث خوشرویی فردی بد‌اخلاق میشن)

‫و اشتباهات زندگیت رو بهت گفتن؟

‫می‌خوای یه سکه بهم بدی و ‫بگی برم غاز بخرم؟

‫ساکم رو ببر توی ماشین مهندس

‫من از ساک بستن خوشم میاد ‫مثل بازی تتریسه

‫بذار حدس بزنم، ربط دادنش به تتریس ‫فکر تو بوده؟

‫سروکله زدن با نابغه‌ها ‫کار هر روزمه

‫کسی گفت تتریس؟ ‫می‌دونید

‫ساختار هندسی اون بازی

‫توی نظریه‌ی پیچیدگی محاسباتی کاربرد داره

‫چه جالب، چرا کیفت رو برنمی‌داری و بری...

‫با رالف بازی کنی؟!

‫چه فکر خوبی

‫واقعا کارت رو بلدی

‫چی توی جعبه‌ست؟

‫روح کریسمس گذشته رو ببین

‫مایک جرقه‌ای

‫یه ربات واقعی با 178 چرخ‌دنده‌ی کوچولو ‫با اعضای متحرک

‫هپی وقتی 4 سالش بوده

‫اینو واسه کریسمس می‌خواسته

‫می‌دونی توی پرورشگاه چی بهش دادن؟

‫یه تقویم تبلیغی از بانک

‫از همون موقع با کریسمس بد شد؟

‫بعله

‫ولی از امروز خوب میشه

‫من پول و زمان زیادی واسه پیدا کردن این

‫و درست کردنش خرج کردم پیج

‫وقتی هپی ببینتش ‫قلب کوچولوش

‫خیلی بزرگتر میشه

‫امسال قراره بشه ‫کریسمس فوق‌العاده‌ی کوئینتز

‫- حسابی عاشقش میشه ‫- بهتره همینجوری باشه!

‫- اینو میگن روحیه! ‫- هپی...

‫اصلا بلد نیست یه «باریکلا پسر» هم بگه!

‫من واسه خواستگاری یه آهنگ ساختم ‫دارم یه عروسی توپ برنامه‌ریزی می‌کنم

‫من خیلی نامزد خوبیم

‫هر از گاهی یه تشکر هم بکنه بد نیس!

‫موفق باشی

‫«پیج

‫این هدیه رو با تمام عشق من به رالف بده ‫کار واسم پیش اومده

‫«چند روز دیگه برمی‌گردم

‫از طرف مامان»

‫ظاهرا کریسمس رو پیچونده ‫مثل همیشه

‫بیا عزیزم ‫از طرف مامان‌بزرگه

‫اما باید بذاری فردا صبح بازش کنی

‫یه موشک اسباب‌بازی جونیور اسپیس‌منه

‫با اینکه آی‌کیوی بالایی داری

‫اما چجوری تونستی اسم برندش رو بگی؟

‫چون مامان‌بزرگ کادو کردن بلد نیست!

‫آهان

‫من که موشک اسباب‌بازی نمی‌خوام

‫من با والتر یه موشک واقعی ساختم!

‫مادربزرگت که نمی‌دونه ‫فقط یه بار باهاش بازی کن

‫و بعد...

‫می‌دیمش خیریه، باشه؟

‫قبوله

بسته‌بندی خیلی بهینه‌ای بود رالف

‫ماشین تا حد مطلوبی جمع شده

‫لپ‌تاپ یا تبلتت رو که توی ماشین قایم نکردی، نه؟

‫با اینکه خیلی اعتراض زیادی دارم ‫اما به درخواستت برای

‫یه کریسمس سنتی پایبندم

‫و به علاوه، کلبه‌ی رفیق کیب ‫تحت پوشش شبکه نیست

‫- یا حتی وای‌فای هم نداره! ‫- والتر...

‫پرسیدم

‫هر تعطیلاتی که داشتیم ‫تبدیل شده به یه پرونده یا فاجعه

‫این یه فرصته که از دنیا جدا بشیم ‫و خوش بگذرونیم

‫بنابراین سعی کن لذت ببری

‫فقط سعی نمی‌کنم ‫بلکه لذت می‌برم

‫خوبه

‫اصلا هم لذت نمی‌بری

‫بگو حتی یه ذره!

‫خیلی‌خب، وقت داره تلف میشه

بریم که نخوریم به ترافیک

‫یا خدا، آینه گذاشتید؟

‫خفه، عینکه کادو کریسمسه کیب به منه

‫خیلی شیکن

‫راستش می‌دونی تیم ‫منم یه

‫کادو واست گرفتم

‫بیا دنبالم

‫جدی؟

‫حالا که تیم هم شده یکی از

‫اعضای رسمی اسکورپین ‫باید که...

‫محل خودش رو داشته باشه ‫اینم از این

‫دفتر خودش

‫- وای پسر ‫- چه بویی میاد

‫نمی‌دونم چی بگم والتر

‫می‌تونی بگی سلام

‫به صندوق جدیدت

‫دوکاره‌س

‫زیبایی این میز همینه ‫بهینه‌ست

‫تیم رو انداختی توی آسانسور؟

‫خب در که داره

‫حتی خود منم در ندارم

‫خوشت نیومد؟

‫چی؟ ‫نه، خیلی

‫نه خیلی...خیلی... ‫فوق‌العادست

‫والتر، خیلی ممنون

‫خیلی‌خب

‫بزنیم به جاده

‫سیلوستر و هپی چی؟

‫خودشون میان ‫لباس مبدل فروشی

‫به هیچ وجه جنس رو پس نمی‌گیره

‫لباس مبدل؟

‫ما یه قراری داشتیم ‫گفتی بهم توی کمپینم کمک می‌کنی

‫- نــه ‫- من سر حرفم وایسادم

‫کادوی توبی آماده شده ‫اما اگه می‌خوای بدمش بهت

‫باید سر حرفت بمونی

‫باشه

‫ایول

‫زیاد طول نمی‌کشه

‫فقط باید 300 تا تبلیغ رو پخش کنیم

‫قبل از اینکه بفهمی ‫انتخابات شده

‫اگه کسی توی این لباس ازم عکس بگیره

‫زنده زنده پوستت رو می‌کنم

‫متوجهم

‫ذلیل شی

‫کسی کبریت‌ها رو ندیده؟

شمع خاموش شده ‫و باید وقتی هپی می‌رسه اینجا

‫کلوچه‌های کریسمس درحال پختن باشن ‫کریسمس فوق‌العاده پیج

‫درسته، کریسمس فوق‌العاده

‫تیم، میشه به توبی یه فندک بدی؟

‫حتما

‫ایول، این چی بود؟

‫یه چیز کوچیک که

‫دوستام توی آموزش مقدماتی واسم گرفتن

‫یه هدیه واسه

‫- شاگرد اول بودن ‫- والتر

‫تو هم توی همه‌ی کلاسات شاگرد اول بودی ‫همکلاسیات برات چیکار کردن؟

‫شرتم رو کشیدن!

‫میرم درخت رو از توی ماشین بیارم ‫تا وقتی می‌رسه اینجا

‫اولین چیزی که می‌بینه درخت باشه

‫حرفشم نزن ‫درخت مصنوعی نمی‌خوایم

‫یه ارّه توی ایوون دیدم

‫مثل وقتی که بچه بودم ‫میرم یه

‫درخت می‌برّم ‫یالا رالف

‫واسه چی من؟

‫چون کارای عادی واسه‌ت خوبه

‫می‌دونی، منم میام

‫می‌تونم به رالف

‫مهارت‌های مسیریابی رو نشون بدم

‫که واسه گرفتن نشان جنگلبانان شجاع ‫بهشون نیاز داره

‫منم میام

‫از کی تا حالا تو درخت می‌برّی؟

‫من توی مزرعه‌ای بزرگ شدم که ‫درختای زیادی رو بریدم

‫من عکساش رو دیدم ‫مزرعه‌ی دامپروری بود

‫درخت نداشت!

‫درسته

‫چون من درخت‌ها رو بریده بودم!

‫ایول

‫می‌خوای بهت یاد بدم چجوریه؟

‫فکر می‌کنم یه نیروی ثابت و چرخشی

‫روی قسمت کوچیکی باشه

‫که توسط تیغه‌ی تیز چاقو ‫انجام می‌گیره

‫آره، اما یکم بیشتر از این حرفاست

‫باید سیب رو با دست راستت

‫بچرخونی ‫درحالی که

‫چاقو رو با شصت چپت ‫زیر پوست فشار میدی

‫منم همینو گفتم

‫می‌خوای امتحان کنی رالف؟

‫فکر نکنم پیج دوست داشته باشه که ‫رالف چاقو دست بگیره

‫این روزا بچه‌ها خیلی سوسول شدند

‫وقتی بابابزرگم این چاقو رو بهم داد

‫خیلی کوچیکتر از رالف بودم

‫باریکلا رفیق

‫داره درست میشه ‫آفرین رالف

‫زاویه‌ی چاقو کمه ‫باید...

‫باید برسه به...

‫مضطرب چطوره که تو و تیم برید جلو

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left