لومړۍ 200 کرښې.
قسمت 10
تمومش کن
دارم دیوونه میشم
کزی،این کارو نکن
ارباب سوم
ارباب سوم
ارباب سوم
برو به جهنم
مدیر بای ؟
تو چرا اینجایی ؟
اینجا چه خبر شده ؟
315 همتون، بیایین اتاق
میخوام اول بشینم
شماها حالتون خوبه ؟
می تونی منو ببینی ؟
این توهم خیلی واقعی بود
در واقع ،همون موقع ورود به هتل تیان لین
دچار توهم شدیم
به محض اینکه باد میوزه
این قطعات برنزی شروع به لرزش میکنن
در طول روز چون رفت و آمد زیاده
و محیط پر سر و صدا ست
این لرزش ها رو نمی شنویم
ولی توی شب
این صدا ها خیلی واضح میشن
و آدم هایی که میشنون شون رو، دچار توهم میکنن
این کار اون عموی حیله گرته
این قطعات برنزی
دقیقا شبیه همونایی اند که
اخیرا کزی از اون کارگاه ریخته گری آورده
عمو اربای و بقیه ، باید کارکرد این قطعاتو فهمیده باشن
اینجا هیچ سرنخی نیست
یه علامت اونجا بود
که چیلینگ برامون گذاشته
به معنی توقف
فکر کنم خواسته بهمون یادآوری کنه
315 که اتاق
درواقع یه دامه
بر اساس شناختی که از عموم دارم
فکر میکنم کل این طبقه
تله ی ساختگی ایه که اون ترتیب داده
تا توجه همه رو به این طبقه جلب کنه
و در واقع هیچ چیز خاصی اینجا نیست
پس به نظرم
همه برگردین به اتاقاتون و یه استراحتی بکنین
منم اینا رو سر جاشون آویزون میکنم
بزاریم کارکردشون حفظ بشه
بریم
... تو
معذرت میخوام
بریم
بریم
تو واقعا کی هستی ؟
یه نفر که میخواد تو رو بکشه
چیه ؟
میخوام حموم کنم
تو.... خب حمومتو بکن
همینجوری یه دفعه لباساتو در نیار
من رفتم
عجله کن
نینگ ؟
رابطه ی تو با نینگ چیه ؟
اسم خواهر منو به زبون نیار
حق این کارو نداری
تو برادر نینگ ای ؟
باید خیلی وقت پیش با زندگیت، بهای مرگشو پرداخت میکردی
خواهر، خیلی دلم برات تنگ شده
خواهر
خیلی خستم
ولی انتقامتو میگیرم
پس از اولش، به این خاطر بود که
بهم نزدیک شدی
سان یی
من واقعا دوستت دارم
ولی تو بهم دروغ گفتی
متنفرم
از مردایی که
بهم دروغ میگن
تا حالا کجا بودی ؟
کل شبو، اینجا منتظر بودم
رفته بودم طبقه ی سوم
چه جوری جرات کردی بری اونجا ؟
مگه اونجا شبح زده نیست
چی شد ؟
چیزی هم دیدی ؟
هیچی
جیائو نمی تونست پیدات کنه
خیلی عصبی شده بود
اونا قبلا راه افتادن
تو هم بهتره زودتر بهشون ملحق بشی
قربان
یه سری از روستاییا دیروز
از اینجا یه صدای بلندی شنیدن
انگار یه گروه اومده بودن اینجا
ورودی اخیرا ریزش کرده بود
افرادمون
یه روز کامل صرف
پاکسازی معبر کردن تا دوباره باز بشه
قربان
ما اون تو با بمب های سمی سر و کار داریم
گفتم شاید بخوایین صرف نظر کنید
میخوام اونجا رو با چشم های خودم ببینم
بمب های گازی خنثی شدن
همشونو جمع کنید
بله ، قربان
انگار اونا همه ی قطعات برنزی کارگاه ریخته گری رو با خودشون
برگردوندن اینجا
آقای جیائو هم
داره دنبال عموت میگرده ؟
فکر میکنم جاسوس تیم عمو، ما رو زیر نظر داره
چون از از قبل میدونه که اینجاییم
منظورت چیه ؟
پس فکر میکنی قصد داره چیکار کنه ؟
فعلا هیچ نظری ندارم
کشوندمون به اون حفره ی گاز خردل، ولی نکشتمون
طبیعتا قدم بعدیش باید این باشه
که به جیائو خبر بده ما اینجاییم
پس چرا این کارو نکرده ؟
حرکت بعدیش چی میتونه باشه ؟
ممنون، قربان
ممنون
دوباره میخواد بارون بیاد
چه جوریه این قطعات برنزی همه جا هستن ؟
جیائو هم اونا رو با خودش
آورده که به صاعقه ها گوش کنه ؟
تلفن توئه ؟
بزار ببینم
نه
پس این ویبره ی چیه ؟
قطعات برنزی ؟
عجله کن گوشاتو بپوشون
برید بیرون
بریم
سریعتر
ووشیه
چرا هی بلندتر میشه ؟
فعلا فقط برید بیرون
شو بای کجاست ؟
بای هوتان کجاست ؟
اینجاست
.... اینجا
اوه نه
بیا اینجا
افراد جیائو درو قفل کردن
چی ؟
درو قفل کردن
فتی
برید
زودباشین
زودباشین
با من بکشید
یک ،دو ،بکشید
یک دو
داره حرکت میکنه
یک دو بکشید
محکم تر بکشید
بریم
عجله کنید
عجله کنید، برید
زودباشین
زودباشین
زودباشین، هوتان
زودباشین
فقط برید
سریعتر
ادامه بدین
برید، زود باشین، برید
سریع برید
زودباشین
زودباشین
این چه صداییه ؟
صاعقه
صاعقه ؟
صدا داره از
این دستگاه بزرگ میاد
به نظر یه جور گیرنده ی صاعقه ست
گیرنده ی صاعقه ؟
... برای آدم هایی که زیر زمین زندگی میکنن
آقای جیائو
انگار این اولین باریه که این هتل
با هم چین پدیده ای مواجه میشه
از چند نفر پرسیدم
ولی کسی نمی دونه چرا این اتفاق افتاد
جیائو
سر تا پام خیس آبه، دارم یخ میزنم
کی میتونیم برگردیم ؟
یه باهوش تر رو پیدا کن تا برام توضیح بده
چه اتفاقی افتاده
اون موقع که داشتیم قطعه های برنزی رو تمیز میکردیم
یه دفعه لرزش ها شروع شد و
خیلی زود تو کل ساختمون پخش شد
پس این اتفاق
باید یه ربطی به قطعات برنزی داشته باشه
ولی به عنوان یه دلیل منطقی
یه کم بیشتر زمان میخواد تا تأییدش کنیم
دیگه لازم به تایید نیست
همه ی قطعه های برنزی رو به روغن آغشته کنید
ورودی توی همین ساختمونه
زیرکانه ست
همه رو از ساختمون بیرون کنید
No comments yet. Be the first to leave one.