لومړۍ 200 کرښې.
یه رأی باقـی مونده، کی رأی نداده؟
این دیگه چه اپلیکیشن مزخرفـیه؟
نمیخوام به هیچکدوم ازین دو نفـر رأی بدم
ای بابا...چطور میتونم به خودم رأی بدم؟
آخ...انقـدر سرم شلوغ بود که یادم رفت باستین این حق رو بهم داده که از جانـبش رأی بدم
مشکل چـیه؟ قانونـی هست که بگه اجازه نداریم به خودمون رأی بدیم؟
مثل اینکه امـروز تعداد آرا باهم برابر شده
براساس آیین نامـه ی هیئت مـدیره،با این حساب نمیـشه رئیس جدید رو انتخاب کرد
مثل اینکـه امـروز دورهم جمع شدنـمون بی فایده بوده،مگه نه؟
الو؟
ژای ژیوی بازم گذاشته رفته
چرا داره انقـدر اوضاع رو برای خودش بغرنج میکنه؟
چه اتفاقی افتاده؟
عمو
هیچی نپرس
این چنـد روز که شما دو نـفر اینجا نبودین،چندتا شـرخـَر ریختن اینجـا
واحـد مالی هیچ بودجـه ای نداشت که بهشون بده،اونها حتی با خودشون اسلحه هم داشتن
هرچـیز با ارزشـی که به دستـشون رسید برداشتن،کامپـیوتر،پروژکـتور، ابزارآلات اداری و حتی دستگاه فتوکپـی
رئیس ژای کجاست؟
عمو
افـراد دادستانـی هنوز داخلــن
در حال حاضـر فقط دو راه مقابلتون قرار داره
شرکت رو منحل و اعلام ورشکستگی کنید
به هیچ عنوان اعلام ورشکستگی نمیکنم
این آخــرین یادگاری پدرمـه، معلومـه که به این سادگـی ازش نمیگذرم
پـس با این حساب دادگاه مسئولیت پرداخت بدهی هاتون به طلبکارا رو به عهده ی خودتون میذاره، قبول میکنید؟
آره، من عادت ندارم به کسی بدهکار باشم
با این حال دادگاه در مورد دارایی و بودجـه ی شرکت شما تحقیقات انجام داده
دارایی و بودجـه ی شرکت شما برای تسویـه حساب طلبکاراتـون کافـی نیست
هنـوز هم انتخابتـون عوض نشده؟ قصد ندارید اعلام ورشکستگی کنید؟
خـیر
حالا که اصرار دارید،با توجه به وضعیت حاضـر به علت عدم توانایی در پرداخت بدهـی
چاره ای برای ما باقی نمیمونـه جز اینکه نام شما رو وارد لیست متخلفـین کنیم
مطمئنم به عواقب تصمیمی که اتخاذ کردید، آگاهـید
از امـروز به بعد،اجازه ی اقامت در هتل،سوار هواپیما و قطار شدن و حتی خرج اضافه رو نخواهم داشت
اگـر تصمیمتـونو گرفتید
پس لطفا پای این اسناد رو امضا کنید
از این لحظه به بعد
تمام فعالیت های شما تحت نظارت ما خواهد بود
لطفا با ما همکاری کنید
شما دوتا اینجا چه کار میکنین؟
بجای اینکه بیاین اینجا و وقتتونو تلف کنین برین دنبال یه شغل جدید بگردین
رئیس ژای تمام اسناد و مدارک مهم رو نابود کردم
قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد تمام قرار ها و پروژه ها رو کنسل کردم
قهوه مورد علاقه اتون رو هم درست کردم
امـروز اومـدم اینجا تا ازتـون خداحافـظی کنم
حقـوقـی که ازم طلب نداری؟
هنوز حقوق آخرین ماهم رو نگرفتم
اما اشکالی نداره
سه سال برای شما کار کردم اما هیچوقت بهم بدهکار نبودید
هیچوقت به کسـی بدهکار نیستم
مخصوصا پول
کیف پولتو بده بهم
فعلا همین مقـدارو بگـیر، برای بقیه اش یه فکـری میکنم
به امـید دیدار رئیس ژای
منم هنوز حقوقمو نگرفتم
چـیزی که قـصد دارم بهت بدم، بیشـتر از حقوقـته، با من بیا
اینجا کجاست که من آوردی؟
اون پولـی که بهت دادم فقط قرض بود،یادت باشه باید بهم برش گردونی
دینگ رنجیان، ناسلامتی یک سالی میشه که با منـی چرا یه ذره هم شبیه من نشدی؟
خوبـه که مثل تو ورشکسته باشم؟
امـروز اومدیم اینجا تا آخـرین درسـو بهت بدم "چگونه سخاوتمند باشیم؟"
اگه سخاوتمند بودی که از پول من بذل و بخشش نمیکردی
به اندازه کافی سخاوتمند نیستم؟
وقتی برای من کار میکردی مگه حقوق سالانـه ی سیصد هزار یـوانی برات در نظر نگرفته بودم؟
با عرض پوزش، اما هنوز به دستـم نرسیده
امـروز بهت نشون میدم چطور با استفاده از یه شـیء صد یوانـی کاری کنم که به جایگاهی با حقوق یک میلیون یوانـی برسی
این هدیـه ی خانواده ی ژای به توئه،به عنوان تشکـر بابـت رأی ممتنـعـی که دادی
امروز قراره چطور بازی کنیم؟
یه بازی بـزرگ
هر چی تو بخوای
از وقتی که این بنده خدا اومده شرکتم ، ورشکست شدم. کدومتون حاضـرید قبولش کنید؟
چه به موقـع اومـدی، خیلی دلم میخواد سه تا شرکـتی که پدرم سپـرده دستم ورشکست کنم
دهنــتو ببند، لازم نکـرده واسه همچین سوژه ی بامـزه ای نقـشه بکشی،مال خودمـه
شنیدی؟ هرکـسی ببازه تو مال اون میـشی
حداقـل یه پست مدیریتـی براش در نظر بگـیر
معاون رئیس با ماهی یه میلیون یوان چطوره؟
ایـول
کارت عالی بود
خـب؟
فردا باهام تماس بگـیر، هروقت بخواد میتونه کارشـو شروع کنه
هر شرکت و هر جایگاهی که دلش خواست میتونه انتخاب کنه، حقوقـش هم پیش پرداخت میـشه
خب پس ما دیگه میریم
منتظرتیم
چشم امیدم به شماست
این بازی که اسکیت برد نبود. داشتی با جونت بازی میکردی
من ژای ژیوی نمیذارم هیچ حــقـی به گردنم بمونـه
با رای ممتنعی که دادی عزت و شـرف پدرم رو حفظ کردی منم داشتم لطفـتو جبران میکردم
هی، اصلا نظرمو پرسیدی؟
مگه من ازت خواستم همچین کاری کنـی؟
فقـط پولـی که ازم قرض گرفته بودی رو خواستم
نخواستم بهم صدقه بدی
بهتره که بگیریش
چی میشه اگه نخوامــش؟
پس چطور میخوای به زندگـیت ادامه بدی؟
چطور میخوای اجاره خونه بدی؟ چطور میخوای پسرتو میخوای بزرگ کنی؟
چطور میخوای همـسـرتو ازون یارو تانگ پس بگیری؟
سوال خوبی پرسیدی
چطور قراره اموراتمو بگذرونم؟
تمام زندگیــم زیر دست بقیه کار کـردم
از این اتاقـک کار به اون اتاقک
اولـش با حقوق 896.25 کارمـو شروع کردم
و به حقوق 25هزار یوان در ماه با پاداش آخـر سال رسیدم
با این رئیس کار کن، با اون رئیس کار کن
بارها و بارها مجبور شدم شغلـمو عوض کنم
...اما همچنان
در سکوت زجـر کشیدم، همیـشه سازش کردم ...هیچوقت هم جوابی نکردم هیچوقت نجنگیدم
هرچــند اون روز مقابلت قد علم کردم
شرمنـده از آستانـه ی تحملم رد شده بود
...دنیا عوض شد اما من نه
تصور میکردم همه چیـز همونـطور که هست عالیـه،این زندگـی دقیقا همون چیـزیـه که میخوام
واژه ی "موفقیت" کاری به کار من نداشت
نـه اینـکه توانـشو نداشته باشم
از اولش هم برام مهم نبود
...دنیا عوض شد اما من نه
برای همین از همه عقب موندم
درواقع، تانگ شیائوگانگ کار درستـی انجام داد
لین یویی هم کار درستی رو انجام داد
اونهـا با هم به سمـت جلـو حرکت کردن
طبیعی بود که در نهایت یه روزی بهم برسـن
اما من از همـه عقب موندم و همون جـایی که بودم درجا زدم
پس طبیعـیه که در نهایت هیچ آهـی در بساط نداشته باشم و از همه جا بمونم
...به چپ و راستم نگاه میکنم، به اطرافم نگاه میکنم
پس کجاست اون زندگـی ای که میخواستـم؟
امروز سوال خیلی خوبی پرسیدی
باید خیلی جدی در باره اش فکر کنم
...میتــرسم زمانـی به جوابــش بـرسم که
دیگه پیر شده باشم
گاهی وقتـا پذیرش شکست به معنای خفت و خواری نیست
بهــتره این حرفا رو برای خودت نگه داری
عقلم بهم میگه که حالا کـه قصـد دارم بـرم با عزت و متشخصانه برم
این کارت ورود به شرکت رو سه سال پیش خودتون شخصا به من دادین
این تنها چیزیه که با خودم میبرم
به عنوان یادگاری
اما نه به این خاطر که تو رو به خاطرم بیارم
بلکه هر روز به خودم یادآوری کنم
که بالاخره یه روزی از تو هم موفق تر میشم
رئیس ژای...انجام شد
آره
چرا پوسترایی که خودت چسبوندی رو داری برمیداری؟
جوابــش واضحـه
بدون اینکه باهام بجنگـی تسلیم شدی؟ تو که همچین آدمی نبودی
اوضـاع شرکت ژن که حسابـی نابسامانـه، عمو ژای هم که فوت کرده
مادرم گفت که قـصد داره مدیـریت شرکت رو پس بگیره
برای اینکـه بتونـه خودی نشون بده چاره ای جز اجرای تصمیمـش در مورد شهرک قدیمی نداره
اون خـبر داره که مردم این محله چقدر به من اعتماد دارن
قصد داره با استفاده از من از مردم این محله امضا بگیره و اینجا رو تبدیل به شهر بازی کنه
اون هیچوقت با طرح پیشنهادی من موافقت نمیکنه
پس قـصد داری نقـشه ی مادرتـو پیاده کنی؟
من عروسک خیمه شب بازی هیچکسی نمیشم
حتی اگه اون شخص مادر خودم باشه
پس قضیه حله. چرا هنوز ناراحتی؟
چـون نتونســتم سر حرفم وایستم
با چه رویی با مردم این محل رو به رو بشم؟
چیزی نیست. کمکت میکنم تا براشون توضیح بدی
درضمن، یه راهـی دارم - تو درک نمیکنی -
آدمایی که بیشتر از همـه میپرستمـشون چه ژای ژیـوی و چه مردم این محلـه،نمیتونم کاری کنم که از دستـشون ندم،آخـه تو چـی از حرفای من میفهمی؟
دلال مشاور املاکـی سراغ دارید که کمکـم کنـه این خونـه رو بفروشم؟ به پولش احتیاج دارم
جناب، مطمئنید که نـظرتون عوض نمیشه؟
کم فرصتــش پیش میاد که بتونید همچین خونـه ای رو با این قیمت مناسب بخرید
این خونه رو برای همـسرم خریده بودم
حالا که همـسرم رفته، داشتن این خونـه چه ارزشی داره؟
اما منو به یاد داشته باشید،خیلی زود برمیگردم
به خونـه ی بزرگ، خونـه ای که روی تراسـش باغ داشته باشه واسم کنار بذارید
اسمـمو به خاطر داشته باش، دینگ رنجیان دینـگی که از نام دینگ چونــچـی* میاد
ببین کی اومده، رنجیان برگشته
رنجیان برگشته، چند وقتیه که همـسرتو ندیدیم؟
یه سفر کاری براش پیش اومد
پسرت هم این دور و بر ندیدیم، اونم با زنت رفته؟
آره، همون موقع بچه رو برد یکم حال و هواش عوض شه
خونه جدیدمـونـو فروختم
پول رو تو حساب مشترکمون واریز کردم
هروقــت سرت خلـوت بود بهم بگو تا کارتو برات بیارم
اگه وقتـشو نداری که هیچ،میام اداره و کارت رو میذارم روی میزت
پول کجاست؟- کدوم پول؟ -
برای من نـقش یه احـمـقو بازی نکن،همه چـیو شنیدم،مگه خونه رو نفروختی؟
بسیار خب، اون پولی که از فروش خونه گرفتی کجاست؟
اون پولا رو میخوای چه کار؟
یعنی چی که اون پولا رو میخوام چه کار؟ اگه اون پولا رو به من ندی پس میخوای به کی بدیشون؟
نکنـه قصد داری پولـو بذاری کف دست اون زنیـکه ی خراب پول پرست؟
بابا، بازم که داری تو بی ادبـی زیاده روی میکنی
کجای حرفـام بی ادبانـه بود؟ اصلا میدونی
چرا این چند روز خودمو تو خونه زندانی کردم و میترسم پامو از خونه بیرون بذارم؟
چـون تک تک آدمایی که این اطراف زندگی میکــنن خبـر دارن که
همـسرت خیانت کرده، میدونی چه حرفایی که نمیزنن؟
بذار هرچی میخوان بگن، بگن...به اونا چه ربطی داره؟
شرم آوره
اگـر هم باشه،باید برای خودم شرم آور باشه نه تو
من نه؟ خب تـو کی هستی ؟
تو پسر منی
پسرم حتی نمیتونه از عهده ی نگه داشتن زنش بر بیاد، پسره ی بی عرضه
وقتی پسر بی عرضه باشه پدرش هم بی عرضـه است
بگو بگو، یکم صداتو بیشتر ببر بالا، بلندگو میخوای برات بخرم؟
یه وقت خدایی نکـرده کسی باقـی بمونه که درباره مشکلمون چیزی نشنیده باشه؟
پول کجاست؟
پدر، اون پولا پیش لین یویـــیه آخه چه ربطی به شما داره؟
چطور به من ربطی نداره؟
شماها تو خونـه ی من میخوردیـن، تو خونـه ی من میخوابیدین
تمام حقوقت که میرفت تو جیب زنـت
حالا هم که میخوای هرچی پول تو بساطت داری رو دو دستی بهش تقدیم کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.