لومړۍ 200 کرښې.
امکان نداره
چطور جرات میکنی دنبال برادرم بیفتی
چی اون شخص دوست داری؟
چطور آدمیه؟
نه ، اوپا
نمی شه
اون زن نه اوپا
از اونجایی که مریضی نباید بری خونه؟
برو استراحت کن
یک لحظه
فقط بذار یک کم اینطوری بمونیم
باعث می شم معذب بشی؟
آره
یهویی همچین احساسی کردم
بهتر
امیدوارم بیشتر از این معذب بشی
چی؟
...این واقعیت ناراحتم که وقتی من اطرافتم
خیلی راحت بنظر میای
منظورت چیه؟
سول آه
...وقتی ما با همیم قلب من
همش بخاطر تو تند می زنه
...شاید همین الان بخاطر این حرفم
معذب تر بشی
...من
دوستت دارم
می دونم
منم دوستت دارم
نه ، من میخوام تو رو بگیرم بغلم
کیم سول آه
به شوهر سابقت چه احساسی داری؟
چرا یهویی مردد شدی؟
میدونی
می فهمم اون چرا اینطوره
اما تو چی؟
نمی دونم
شاید رفتار من غیر عادی باشه
از یک طرف ازش متنفرم
...اما وقتی میخوره زمین دلم میخواد کمکش کنم
و وقتی سرفه شو می شنوم نگرانش می شم
حتی اگه خودم اذیت شم
راستشو بخوای ، احساس رضایت کردم
...اگه بعدا از بهوش اومدنش
دنبالم نمی گشت خیلی ناراحت می شدم
و هرگز بخاطر این کار نمی بخشیدمش
...فکر کنم
...می فهمم منظورت چیه
و چرا همچین احساسی داری
...اما
این چیزی نبود که ازت پرسیدم
پس چی؟
...وقتی می بینیش
قلبت به تپش میفته؟
...وقتی باهاشی
دست و پاتو گم می کنی؟
...آیا
...عاشق
اونی؟
چرا همه گیر دادن به عشق؟
در حالی که من دنبال امرار معاشم
من هیچ وقت به عشق اهمیت ندادم
... عشق دیگه کیلو چنده
از من دوری نکن و اینجارو نگاه کن
قلبت تند میزنه؟
...احساس میکنی
قلبت به اندازه من تند می زنه؟
اگه هیچی احساس نمی کنی
پس من به عنوان دوستت باقی می مونم
همینکارو میکنم
بایددیوونه شده باشم ، چرا قلبم تند میزنه؟
ایوای دیوونه شده
من دیوونه شدم
نه این چیه؟ من چم شده؟
اون فقط دست منو گرفت
متاسفم
اما من نمی خوام مسائل پیچیده تر کنم
...من فقط تا یک حدی
می تونم بهت نزدیک بشم؟
تصمیم با توئه
هه رانگ اینجا چیکار میکنی؟
گفتی مریضی ، تا الان کجا بودی؟
نگرانت بودم
منتظر من بودی؟
آره ، حالت خوبه؟
تبت پایین اومد؟
بله
چرا اینطوری رفتار میکنی منو ناراحت میکنی؟
شلوغش نکن من حالم خوبه یک سرماخوردگی ساده بود
این روزها همش سحر میای خونه
کجا میری تا اون زمان چی کار میکنی؟
این سوالها چیه یهویی؟
میرم رستورانم ، میخوای کجا برم؟
الان بیرون دیدم تون
چی رو دیدی؟
با یک زن دیدمت
دیدی؟
از دور پشت اونو دیدم
اون کیه؟
خب
...اون
فقط یکی از دوستام بود
دوست؟
مطمئنی؟
اصلا به نظر شبیه دوست نبودین
رابطه ات با اون چیه؟
اون کسیه که من دوستش دارم
چی؟
این فقط یک عشق یک طرفهاست
منم دارم میرم ، تو هم برو بخواب
باید زودتر میرفتیم داخل
الان بهتری؟
بله
چه فیلمی رو میخوای تماشا کنیم؟
هر چی که بتونیم وقت بگذرونیم
چی ، هر چی باشه؟
اون یکی چطوره؟
به نظر تا حدی سرگرم کننده میاد
چی تا حدی؟
من میخوام اون یکی رو ببینم
...چطوره هر کی بره فیلم خودش ببینه
بعد دوباره همو ملاقات کنیم؟
چیه؟
بیا بریم همونو تماشا کنیم
پس برو بلیط بخر که وقتت بگذره
هر چی که باشه
پس منم میرم دسشویی و بر میگردم
اون باید ازدواج کنه
...نمی خوام همکاراش یا شوهرش
چیزی در مورد اون بدونند
...دخترم
باید زندگی کنه
این کیک چیه؟
می خوای برات ببرم؟
حتی فکرشم نمی کردم اینقدر بزرگ شده که بخواد ازدواج کنه
کی؟ جون هی رو میگی؟
منظورم جون گیم بود
هنوز اون برام 19 ساله است
اما چونگ آه اینقدر بزرگ شده که ازدواج کنه
چطور مگه ، ازدواج کرده؟
ای بابا بی عاطفه
می خواد شوهر کنه و بچه دار بشه
به هر صورت اون میخواد هر کاری رو بکنه که بقیه انجام میدن
بیچاره جون گیوم دلم براش کباب می شه
... اون باید بخاطر جون گیوم هم که شده
خوشبخت بشه و شاد زندگی کنه
چیزی رو انتخابکردی که وقت بگذره؟
چیه؟
این چیه؟
این که مال من نیست
برا کی خریدی؟ باید یک فر جوون باشه
به عنوان هدیه گرفتم
احتمالا آجمونی کیسه هارو اشتباه آورده
چون گرم بود پالتمو در آوردم
چرا اینطوری بهم خیره شدی؟
خجالت زده ام می کنی
به نظرت خیلی عوض شدم؟
اگه اینقدر بی طاقت شدی زودتر میرفتیم داخل
...فکر کنم قبلا
این پالتو رو دیدم
چی ، اینو میگی؟
کجا دیدی؟
از یک آدم با ارزش اینو به عنوان هدیه گرفتم
یکی که برات با ارزشه؟
آره برای من ارزش داره
آقای گو؟
نه چیزی نیست
بریم داخل ، الان شروع میشه
وایسا
حالا که تو بلیط خریدی من میرم پاپ کورن بگیرم
نوشیدنی چیزی میخوری؟
آره - باشه -
نمی خوام ملاقاتش کنی
نمی خوام حتی بهش فکر کنی
چطور میتونه اینقدر بی توجه باشه؟
اگه نمی خواست هیچ کاری بکنه
واسه چی می خواست باهام فیلم ببینه؟
خودش تنهایی می فتم ببینه
چرا اینجا وایسادی ...تنهایی؟
این اولین بار نیست که من تنهام
فیلمم تنهایی تماشا کردم
به چی اینقدر عمیق فکر میکنی؟
اگه نمی خواستی نه به فیلم نه به من نگاه کنی
چرا خواستی باهات بیام سینما؟
واقعا دلیلش سرد بودن هوا بوده؟
دلیل دیگه ای نداشته؟
یا میخواستی با دیدن هر فیلمی وقت کشی کنی؟
دفعه دیگه که خواستیم بریم سر قرار
جدا جدا فیلم ببینیم و غذا بخوریم و ذوق کنیم
فکرشم نکن که بخوای جلوی منو بگیری
امروز قصد دارم برم خونه
حتی فکرشم نکن که بهم زنگ بزنی
امروز نمی خوام جواب بدم
جهت اطاعت
فردا روز کارم
بیا
چونگ آه
مامان - دیر اومدی خونه -
قرار خوش گذشت؟
خب بد نبود
No comments yet. Be the first to leave one.