لومړۍ 200 کرښې.
نه , نه , نه
صبر کن آنی
میشه یه لحظه بهم وقت بدی ؟
بله امروز چهارشنبه ست
بابا ؟ بابا , منم جف
میشه یه لحظه صبر کنی ؟ آره
چرا جواب نمیده ؟
بابا , منم جف
آنی نباید ازدواج مون رو نابود کنیم
مگر اینکه با کس دیگه ای باشی
هستی ؟
نه , من میخام با هم باشیم
بهت فضا دادم , من نقل مکان کردم , نه ؟
بابا ؟
بله آنی
یه روانشناس زوجین سراغ دارم
و اگه بازم نتونستیم با هم کنار بیایم , باشه
من تسلیم میشم و میتونی دنبال حُکم طلاق بری
بابا ؟ زودباش , کجا رفتی ؟
چون من ... آنی , اصلا گوش میدی ؟
میشه یه لحظه چیزی نگی ... همانطورکه قبلا گفتم
الان موقع مناسبی نیست
نمیتونم باهاش مواجه بشم ... بابا ؟
نمیتونم با طلاق و وکیل بازی مواجه بشم
لعنتی , باید برم
تو روحت , خدای من
خدای من
لعنت
بله , موضوع پدرمه
... در اتاقش
... اون
. به خودش شلیک کرده
اوتیس , اسم پدرم اوتیس ـه
پروفسور جف استورک ؟ ... میخام بدونید
همیشه در این موارد تحقیقات انجام میشه
ولی میدونیم که ماجرا چیه
... این
متعلق به پدر شماست ؟
بنامش ثبت شده ؟
ببین آقای استورک
... میدونم که
... میشه بگید این سلاح
مال پدرتونه یا نه ؟ - نه -
نه , نیست
نمیدونم از کجا اومده ولی بابام از اسلحه متنفره
. پدرم ... فلج بود
اینو ببر آزمایشگاه
ببرش پیش مقام قضائی - بله قربان -
پدرتون مریض بود ؟
آلزایمر داشت ؟
.... میدونم که دارید کارتون رو انجام میدید ولی
نمیشه بزاریمش برای بعد ؟ ... میخام بگم پدرم
همین الان بطور اساسی جلوی من خودکشی کرد
نه , شب گذشته خودکشی کرده
گفتم "بطور اساسی" نگفتم ؟
اساسی یعنی اساسی
نه کاملا
بطور اساسی
یه یادداشت گذاشته
تو روحش - ... میخام براتون -
بخونمش
اگه همینو میخاید ؟ - ... میشه خودم -
میشه بخونمش ؟
در مقابل شما پروفسور جفری استورک قرار داره
مردی که دکترای انسان شناسی داره
ولی شناخت کمی از خودش داره
... امروز , پروفسور استورک با خیلی از
اشیاء آشنائی که زندگی پدرش . رو شکل داده , احاطه شده
. و یک شیء ناشناخته که زندگیش رو پایان داد
... بعنوان یک دانشمند باید با تاریک ترین
. پروژه ی تحقیقاتی که در عمرش داشته درگیر بشه
... فرجامش جائی میان لوله تفنگ
. و سرنوشتی مبهم گره خورده
" در منطقه " گرگ و میش
شما به یک بُعد دیگر سفر میکنید
بعدی نه فقط به بینش و مفهوم بلکه به درون ذهن ـه
جائی میان تاریکی و روشنائی
میان علم و خرافات
و جائی که میان عمق ترس یک نفر
تا قله ی دانش دیگری جای گرفته
در حال سفر به بُعدی از تصورات و تخیلات هستید
شما وارد قلمرو" گرگ و میش" شدید
Mostafa-p : ترجمه و تنظیم
. بابام عاشق دریاچه " کایوگا " بود
اون در فستیوال واتکین گلن تار میزد
در سال 1973
اون همیشه در میان طرفدارانش ظاهر میشد . و قدردان اونا بود
همیشه از روز قبل هیجان زده بود
اون زندگی خیلی خوبی داشت
... زمان جنگ با ویتنام از سربازی فرار کرد و
. با رفیقش نیل و یک اسب وحشی به کانادا رفتن
. پدرم در سال 69 در کوبا اجرا داشت
... با بیلی جول و استیون استایل
در شهر هاوانا
. و با مادرم آشنا شد
در راهپیمائی مونتگومری
. مارو اینهمه راه از ایرلند کشوند اینجا
و هرگز برنگشت
هرگز طلاق نگرفت
. هرگز ورشکسته نشد
. هرگز بدون عشق نموند
من به چیزی که میخاست تبدیل نشدم ؟
... من
کی رو بیشتر از من دوست داشتی ؟
باشه
تو روحت -
این چه گوهیه ؟
صبح بخیر , جف
هی جف , چه خبرا ؟ - همه چی خوبه , خودت چی , جف ؟ -
امشب میبینمت جف دورم , باشه ؟
خدای من , جف
عجب جفی
! جف
سلام جف
پسرخوب , آفرین
تو روحت
از خونه ام برو بیرون
منم , منم
آنی , منم
اومدم نامه هام رو ببرم
مثل سگ منو ترسوندی
... شرمنده , قصدی نداشتم
لعنت بتو , جف
... بلدی چطوری
روی ضامن بزاری ؟- جهت بالا بزار -
یادم نمیاد
اصلا چرا اسلحه داری ؟
تنها زندگی میکنم
و دو مورد سرقت از خونه داشتیم - چی ؟ -
چند تا خیابون اونورتر
اینم برای تو اومده
. امروز عصر پلیس تحویلش داد
باید تفنگ بابام باشه
احتمالا یه ارزشی داره
... آره ولی نمیخام از سلاح خودکشی
بابام پول دربیارم , آنی
به پولش نیاز داری , جف
, دوستام گفتن باید یه وکیل بگیرم
تا از هردومون محافظت بشه
اوه
منم همینکارو کردم
وکیلم باهات تماس میگیره
دربارش صحبت کردیم , نه ؟
سعی کردم بهت بگم - خیلی -
موضوع اینه ... جف - تو گفتی مشکلی نداری -
. قرار بود به جلسات درمانی زوجین بریم
... من - بنال -
من عاشق شدم
... با یه مرد دیگه
اسمش جف ـه
لعنتی
من اونم ؟
یا من توام ؟
سایت اینترنتی خرید و فروش سلاح
سلام , میخام از شر یه اسلحه خلاص بشم
کاغذ بازیش انجام شده ؟
... ببین , چیزی راجب
اسلحه نمیدونم , بنظر قدیمی میاد
شماره سریال داره ؟
زیرش حک شده
بله , 1015-59
باشه
هی رو دسته اش یه عقرب آبی حک شده ؟
آره , خودشه
. تو روحت , اون نشان عقرب آبی یه افسانه ست
. مال 1952 کوباست
. چگوارا هم دنبال اون اسلحه بود
اون توسط شخصی بنام " الوجیو سیلوگوس " ساخته شده
افسانه میگه تو اونو پیدا نمیکنی اون پیدات میکنه
میتونم برای اون عقرب آبی بین 25 تا 50 هزار دلار بگیرم
باشه , حالا هر چی
فقط میخام از زندگیم بره بیرون
! پس اگه ... پشمام ریخت
خدای من , حالت خوبه ؟ - چی ... ؟ -
اونجائی برادر ؟
لعنتی - هی -
خوبی ؟
اوه .. آره
من خوبم , ردیفم لعنت
یا مسیح , توش گلوله داشت ؟
نمیدونم
باشه
اطلاعات خودت و یه عکس از تفنگ رو برام بفرست
من ترتیب همه چیزو میدم
بمحض اینکه فروش رفت , اگه مجوز حمل سلاح نداری
من برات ترتیبشُ میدم - باشه -
... ولی اگه داری یادت باشه
... یه سوراخ روی جعبه اش بزار تا نور
... واردش بشه , افسانه میگه
. عقرب آبی از تاریکی میترسه
اطلاعاتم رو کجا بفرستم ؟
برای من "باب جف"به فروشگاه اسلحه
5252 P.O. Box به آدرس - صبر کن -
ویرجینیا 22901 - الان گفتی جف ؟ -
... متاسفم , میشه
بهم یادآوری کنی , پروژه تحقیقاتیت چی بود ؟
همزادگرائی در چین معاصر
این پروژه تحقیقی
شرمنده , ببخشید
... این
No comments yet. Be the first to leave one.