لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
«شوهر»
این مجموعه داستانی است
از کودکان در محیطی امن فیلمبرداری شده است در برخی صحنهها از هوش مصنوعی مولد استفاده شده است
قسمت ۳
از این طرف! بجنبید!
هایون.
وای خدای من، هایون.
صبر کنید، دکتر.
میشه صبر کنید تا دکتر کانگ برسه؟
وقت نداریم.
تکههای استخوان از مهرههای گردنی شکسته او
داره به مرکز تنفسیاش فشار میاره.
اگه همین الان عملش نکنیم، دچار ایست تنفسی میشه.
ما تمام تلاشمون رو میکنیم.
خانم کو. باید ازتون بخوام که بیرون منتظر بمونید.
مرکز درمانی ووری توگدر
در حال تماس همسر
عزیزم، خواهش میکنم جواب بده.
خواهش میکنم. هایون...
چرا جواب نمیده؟
کدوم گوریه؟
تیغ.
کوتر، لطفاً.
علائم حیاتی دارن میفتن.
یه آمپول اپینفرین به من بدید.
آه، خواهش میکنم...
داره ایست قلبی میکنه!
بیمار دچار ایست قلبی شده. ماساژ قلبی رو ادامه بدید.
ترالی احیا رو بیارید اینجا!
خانم کو، متأسفیم.
ما تمام تلاشمون رو کردیم، اما...
دکتر کانگ.
منطقه ممنوعه فقط ورود کارکنان مجاز
کجا بودی؟
گفتم کجا بودی؟
کجا بودی؟
جوابمو بده!
کدوم جهنمی بودی؟
وقتی که...
وقتی هایون ما داشت میمرد، کجا بودی؟
همه اینا تقصیر توئه.
همه چیز تقصیر توئه.
تمام این ماجرا تقصیر توئه.
همه اینا تقصیر توئه!
همسر
اداره پلیس سئونگجین
آدمربا رو از کجا میشناسی؟
نمیشناسمش.
وقتی درخواست راننده کردم، اون ظاهر شد.
پس تو درخواست کردی
یه غریبه کامل زنت رو بکشه؟
من هرگز درخواست چنین کاری نکردم.
آقای کانگ، همدستت کجاست؟
واقعاً نمیدونم. من بهش چنین دستوری ندادم.
به ما بگو. تو میدونی اون کجاست!
گفتم نمیدونم!
همدست تو...
خیلی خطرناکتر از اون چیزیه که فکر میکنی.
در نهایت مجبور میشی به تنهایی تاوان بدی.
چند بار باید بهت بگم؟
داری وقت رو تلف میکنی!
اصلاً میفهمی چه اتلاف وقتیه؟
این یارو یه روانیه! زنم در خطره!
آروم باش، آقای کانگ.
جدی میگم!
وقت برای مسخرهبازی نداریم!
آقای کانگ!
حالا آروم شدی؟
صورتت رو بشور. و کمی سرحال شو.
اون یکی کار نمیکنه.
از بعدی استفاده کن.
چه مرگشه؟
رفیق، دیگه وقتش بود که اینجارو تعمیر کنن.
هیچی اینجا کار نمیکنه.
هی، سروان کیم.
آره. خیلی وقته ندیدمت.
اوه، اون؟ آره، خیلی کمککننده بود.
عجله نکن، باشه؟
درسته، میخواستم بیام ببینمت.
بیخیال، دوباره شروع نکن.
لعنتی، مرد؟
اداره پلیس سئونگجین
سئونگجینِ امن، پلیس قابل اعتماد
من انجامش ندادم، اما همه فکر میکنن کار منه.
هیچکس حرفمو باور نمیکنه.
کی باور میکنه؟
هیچکس حرفت رو باور نمیکنه.
چرا باید کسی حرف تو رو باور کنه، آقای کانگ؟
تو کی هستی؟
گفتم تو کی هستی؟
من تنها کسیام که میدونم تو مرگ زنت رو طراحی نکردی.
چی؟
آقای کانگ.
آقای کانگ.
آقای کانگ!
- آقای کانگ! - اوه، بله. همینجام.
چرا جواب هیچکدوم رو...
کار داری طول میکشه؟
کمی، آره.
برق رفته، ولی نترس.
و زود باش.
باشه، فهمیدم. متاسفم.
خب تو کی هستی؟
از کجا میدونی من همسرم رو ندزدیدم؟
مهم این نیست که چطور میدونم،
مهم اینه که همسرت همین الان زندهست یا نه.
چی؟
شک دارم جز من کسی باشه که الان بتونی بهش اعتماد کنی.
تو دیگه کدوم لعنتیای هستی؟
بهت گفتم.
من تنها کسیام که میدونه تو همسرت رو ندزدیدی.
یا بهتر بگم، من تنها کسیام که میتونه کمکت کنه.
پس...
سهیون زندهست، درسته؟
الان کجاست؟
اگه میخوای همسرت رو پیدا کنی، تا ساعت ۱۱ شب بیا به شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳.
اون چی بود؟
اگه نیای،
شاید دیگه هیچوقت نتونی ببینیش.
ببین مرد. من اینجا به عنوان مظنون نگه داشته شدم.
چطور قراره تا ساعت ۱۱ شب برسم اونجا؟
یادت نره.
شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳. تا ساعت ۱۱ شب اونجا باش.
توروخدا.
هایون، مامان همینجاست.
آره، هایون، مامان همین...
وقتی نمونده.
داره وقتم تموم میشه.
وقتی دختر با شنل قرمز توی برف بلعیده میشه...
همه چیز تمومه.
- یالا مامان. عجله کن! - اوه، خدای من.
از این طرف. اونجا. طبقه دومه. یالا.
همیشه همراه مردم اداره پلیس سئونگجین
مامان.
ببخشید، ما یه تماس داشتیم که میگفت پسرم اینجا نگه داشته شده.
- اسم پسرتون چیه؟ - تهجو. کانگ تهجو.
آقای کانگ در حال حاضر تحت بازجوییه.
- چی؟ - چی؟
اما برادرم هیچ کار اشتباهی نکرده.
چطور برادرم مظنونه وقتی همسرش دزدیده شده؟
ببینید آقا. پسرم هیچوقت مرتکب جرم نمیشه.
این باید یه اشتباه باشه.
اشتباه نیست.
آقای کو.
گفتم، اشتباه نیست.
من هم یه پدرم.
میدونم حتماً دلشکستهای.
اما تو میدونی تهجوی من چطوریه
همونقدر که من میدونم.
آره، دقیقاً. میدونم چه آدم کثافتیه.
از اون نوع پستفطرتی که نقشه کشیده دخترم رو بکشه.
ببخشید؟
میدونم سخته، اما این فقط...
من هیچوقت همچین حرفی به شما نمیزنم، آقای کو.
حتی اسمم رو هم نیار، باشه؟
تقصیر لعنتی خودمه که از اول اجازه دادم وارد خانوادهام بشه!
چطور اینقدر مطمئنی که تهجو واقعاً این کار رو کرده؟
من با همین دو تا چشمام توی اون ویدیو دیدم،
چطور از اون یارو خواست که از شر دخترم خلاص بشه!
امکان نداره اون این کار رو کرده باشه.
چیه، فکر میکنی دارم بهت دروغ میگم وقتی جون دخترم در خطره؟
اون حقیقت رو میگه.
من با خودش اون ویدیو رو دیدم.
قشنگه.
خوب خوابیدی؟
قبلاً اومدم اینجا، اما خیلی عمیق خوابیده بودی.
گردنت چطوره؟ بذار یه نگاه بندازم.
این زمان میبره تا خوب بشه.
بگیر. سعی کن این رو روش بزنی.
مایع مسکن درد
یالا، بگیرش.
وقتی زمانش برسه میمیری،
پس بهتره فعلاً خودت رو از درد دور نگه داری.
اوه، خب.
اینقدر زمان برات باقی مونده.
وقتی شنها تموم بشن، مردی.
خوبی؟
خدایا، باشه.
درسته. ظاهراً راهبهها وقتی توی صومعه دعا میکنن از این استفاده میکنن.
اگه حوصلهات سر رفت باید دعا کردن رو امتحان کنی.
کی میدونه؟
شاید بتونی خدا رو اونقدر تحت تأثیر قرار بدی که از اینجا بیرونت بیاره.
چرا این کار رو با من میکنی؟
از این استفاده کن، باشه؟
چرا این کار رو با من میکنی؟
چه کار کردم که مستحق اینم؟
لعنتی، از من چی میخوای؟
اون رانندهای که قبلاً هیچوقت ندیده بودیش احتمالاً الان فرار کرده.
تا کی میخوای خودت رو به حماقت بزنی؟
اگه میخوای همسرت رو پیدا کنی، تا ساعت ۱۱ شب بیا به شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳.
آقای کانگ!
باید اینجا تمرکز کنی!
ما این رو توی صندوق عقب ماشینت پیدا کردیم.
داخل صندوق عقب خودروی مظنون
حتی پاشش خون هم مطابقت داره.
عجیب نیست؟
منظورم اینه که چطور ممکنه این سر از ماشین تو درآورده باشه؟
گفتم، یک میلیارد وون من رو آوردی؟
هیچ ایدهای ندارم.
No comments yet. Be the first to leave one.