The Husband

The Husband (결혼의 완성)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Husband S01E03 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-persian
د لخوا تبصره shine021
سریال کره ای شوهر قسمت سوم

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-07-11
ډاونلوډونه: 30
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

«شوهر»

‏این مجموعه داستانی است

‏از کودکان در محیطی امن فیلمبرداری شده است ‏در برخی صحنه‌ها از هوش مصنوعی مولد استفاده شده است

‏قسمت ۳

‏از این طرف! بجنبید!

‏هایون.

‏وای خدای من، هایون.

‏صبر کنید، دکتر.

‏می‌شه صبر کنید تا دکتر کانگ برسه؟

‏وقت نداریم.

‏تکه‌های استخوان ‏از مهره‌های گردنی شکسته او

‏داره به مرکز تنفسی‌اش فشار میاره.

‏اگه همین الان عملش نکنیم، ‏دچار ایست تنفسی می‌شه.

‏ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم.

‏خانم کو. باید ازتون بخوام ‏که بیرون منتظر بمونید.

‏مرکز درمانی ووری توگدر

‏در حال تماس ‏همسر

‏عزیزم، خواهش می‌کنم جواب بده.

‏خواهش می‌کنم. هایون...

‏چرا جواب نمیده؟

‏کدوم گوریه؟

‏تیغ.

‏کوتر، لطفاً.

‏علائم حیاتی دارن میفتن.

‏یه آمپول اپی‌نفرین به من بدید.

‏آه، خواهش می‌کنم...

‏داره ایست قلبی می‌کنه!

‏بیمار دچار ایست قلبی شده. ‏ماساژ قلبی رو ادامه بدید.

‏ترالی احیا رو بیارید اینجا!

‏خانم کو، متأسفیم.

‏ما تمام تلاشمون رو کردیم، اما...

‏دکتر کانگ.

‏منطقه ممنوعه ‏فقط ورود کارکنان مجاز

‏کجا بودی؟

‏گفتم کجا بودی؟

‏کجا بودی؟

‏جوابمو بده!

‏کدوم جهنمی بودی؟

‏وقتی که...

‏وقتی هایون ما داشت می‌مرد، کجا بودی؟

‏همه اینا تقصیر توئه.

‏همه چیز تقصیر توئه.

‏تمام این ماجرا تقصیر توئه.

‏همه اینا تقصیر توئه!

‏همسر

‏اداره پلیس سئونگ‌جین

‏ آدم‌ربا رو از کجا می‌شناسی؟

‏نمی‌شناسمش.

‏وقتی درخواست راننده کردم، اون ظاهر شد.

‏پس تو درخواست کردی

‏یه غریبه کامل زنت رو بکشه؟

‏من هرگز درخواست چنین کاری نکردم.

‏آقای کانگ، همدستت کجاست؟

‏واقعاً نمی‌دونم. ‏من بهش چنین دستوری ندادم.

‏به ما بگو. تو می‌دونی اون کجاست!

‏گفتم نمی‌دونم!

‏همدست تو...

‏خیلی خطرناک‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.

‏در نهایت مجبور می‌شی ‏به تنهایی تاوان بدی.

‏چند بار باید بهت بگم؟

‏داری وقت رو تلف می‌کنی!

‏اصلاً می‌فهمی ‏چه اتلاف وقتیه؟

‏این یارو یه روانیه! ‏زنم در خطره!

‏آروم باش، آقای کانگ.

‏جدی میگم!

‏وقت برای مسخره‌بازی نداریم!

‏آقای کانگ!

‏حالا آروم شدی؟

‏صورتت رو بشور. ‏و کمی سرحال شو.

‏اون یکی کار نمی‌کنه.

‏از بعدی استفاده کن.

‏چه مرگشه؟

‏رفیق، دیگه وقتش بود ‏که اینجارو تعمیر کنن.

‏هیچی اینجا کار نمی‌کنه.

‏هی، سروان کیم.

‏آره. خیلی وقته ندیدمت.

‏اوه، اون؟ آره، خیلی کمک‌کننده بود.

‏عجله نکن، باشه؟

‏درسته، می‌خواستم بیام ببینمت.

‏بی‌خیال، دوباره شروع نکن.

‏لعنتی، مرد؟

‏اداره پلیس سئونگ‌جین

‏سئونگ‌جینِ امن، پلیس قابل اعتماد

‏من انجامش ندادم، ‏اما همه فکر می‌کنن کار منه.

‏هیچ‌کس حرفمو باور نمی‌کنه.

‏کی باور می‌کنه؟

‏هیچ‌کس حرفت رو باور نمی‌کنه.

‏چرا باید کسی حرف تو رو باور کنه، آقای کانگ؟

‏تو کی هستی؟

‏گفتم تو کی هستی؟

‏من تنها کسی‌ام که می‌دونم ‏تو مرگ زنت رو طراحی نکردی.

‏چی؟

‏آقای کانگ.

‏آقای کانگ.

‏آقای کانگ!

‏- آقای کانگ! ‏- اوه، بله. همین‌جام.

‏چرا جواب هیچ‌کدوم رو...

‏کار داری طول می‌کشه؟

‏کمی، آره.

‏برق رفته، ولی نترس.

‏و زود باش.

‏باشه، فهمیدم. متاسفم.

‏خب تو کی هستی؟

‏از کجا می‌دونی ‏من همسرم رو ندزدیدم؟

‏مهم این نیست که چطور می‌دونم،

‏مهم اینه که همسرت همین الان ‏زنده‌ست یا نه.

‏چی؟

‏شک دارم جز من کسی باشه که ‏الان بتونی بهش اعتماد کنی.

‏تو دیگه کدوم لعنتی‌ای هستی؟

‏بهت گفتم.

‏من تنها کسی‌ام که می‌دونه ‏تو همسرت رو ندزدیدی.

‏یا بهتر بگم، من تنها کسی‌ام ‏که می‌تونه کمکت کنه.

‏پس...

‏سه‌یون زنده‌ست، درسته؟

‏الان کجاست؟

‏اگه می‌خوای همسرت رو پیدا کنی، ‏تا ساعت ۱۱ شب بیا به شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳.

‏اون چی بود؟

‏اگه نیای،

‏شاید دیگه هیچ‌وقت نتونی ببینیش.

‏ببین مرد. ‏من اینجا به عنوان مظنون نگه داشته شدم.

‏چطور قراره تا ساعت ۱۱ شب برسم اونجا؟

‏یادت نره.

‏شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳. ‏تا ساعت ۱۱ شب اونجا باش.

‏توروخدا.

‏هایون، مامان همین‌جاست.

‏آره، هایون، مامان همین...

‏ وقتی نمونده.

‏ داره وقتم تموم میشه.

‏ وقتی دختر با شنل قرمز ‏توی برف بلعیده میشه...

‏ همه چیز تمومه.

‏- یالا مامان. عجله کن! ‏- اوه، خدای من.

‏از این طرف. اونجا. طبقه دومه. یالا.

‏همیشه همراه مردم ‏اداره پلیس سئونگ‌جین

‏مامان.

‏ببخشید، ما یه تماس داشتیم ‏که می‌گفت پسرم اینجا نگه داشته شده.

‏- اسم پسرتون چیه؟ ‏- ته‌جو. کانگ ته‌جو.

‏آقای کانگ در حال حاضر ‏تحت بازجوییه.

‏- چی؟ ‏- چی؟

‏اما برادرم هیچ کار اشتباهی نکرده.

‏چطور برادرم مظنونه ‏وقتی همسرش دزدیده شده؟

‏ببینید آقا. ‏پسرم هیچ‌وقت مرتکب جرم نمیشه.

‏این باید یه اشتباه باشه.

‏اشتباه نیست.

‏آقای کو.

‏گفتم، اشتباه نیست.

‏من هم یه پدرم.

‏می‌دونم حتماً دل‌شکسته‌ای.

‏اما تو می‌دونی ته‌جوی من چطوریه

‏همون‌قدر که من می‌دونم.

‏آره، دقیقاً. ‏می‌دونم چه آدم کثافتیه.

‏از اون نوع پست‌فطرتی که نقشه کشیده ‏دخترم رو بکشه.

‏ببخشید؟

‏می‌دونم سخته، اما این فقط...

‏من هیچ‌وقت همچین حرفی به شما نمی‌زنم، آقای کو.

‏حتی اسمم رو هم نیار، باشه؟

‏تقصیر لعنتی خودمه که از اول ‏اجازه دادم وارد خانواده‌ام بشه!

‏چطور این‌قدر مطمئنی ‏که ته‌جو واقعاً این کار رو کرده؟

‏من با همین دو تا چشمام توی اون ویدیو دیدم،

‏چطور از اون یارو خواست ‏که از شر دخترم خلاص بشه!

‏امکان نداره اون این کار رو کرده باشه.

‏چیه، فکر می‌کنی دارم بهت دروغ می‌گم ‏وقتی جون دخترم در خطره؟

‏اون حقیقت رو میگه.

‏من با خودش اون ویدیو رو دیدم.

‏قشنگه.

‏خوب خوابیدی؟

‏قبلاً اومدم اینجا، ‏اما خیلی عمیق خوابیده بودی.

‏گردنت چطوره؟ بذار یه نگاه بندازم.

‏این زمان می‌بره تا خوب بشه.

‏بگیر. سعی کن این رو روش بزنی.

‏مایع مسکن درد

‏یالا، بگیرش.

‏وقتی زمانش برسه می‌میری،

‏پس بهتره فعلاً خودت رو از درد دور نگه داری.

‏اوه، خب.

‏این‌قدر زمان برات باقی مونده.

‏وقتی شن‌ها تموم بشن، مردی.

‏خوبی؟

‏خدایا، باشه.

‏درسته. ظاهراً راهبه‌ها وقتی ‏توی صومعه دعا می‌کنن از این استفاده می‌کنن.

‏اگه حوصله‌ات سر رفت ‏باید دعا کردن رو امتحان کنی.

‏کی می‌دونه؟

‏شاید بتونی خدا رو اون‌قدر تحت تأثیر قرار بدی ‏که از اینجا بیرونت بیاره.

‏چرا این کار رو با من می‌کنی؟

‏از این استفاده کن، باشه؟

‏چرا این کار رو با من می‌کنی؟

‏چه کار کردم که مستحق اینم؟

‏لعنتی، از من چی می‌خوای؟

‏اون راننده‌ای که قبلاً هیچ‌وقت ندیده بودیش ‏احتمالاً الان فرار کرده.

‏تا کی می‌خوای خودت رو به حماقت بزنی؟

‏ اگه می‌خوای همسرت رو پیدا کنی، ‏ تا ساعت ۱۱ شب بیا به شینیو-دونگ، پلاک ۷-۵۴۳.

‏آقای کانگ!

‏باید اینجا تمرکز کنی!

‏ما این رو توی صندوق عقب ماشینت پیدا کردیم.

‏داخل صندوق عقب ‏خودروی مظنون

‏حتی پاشش خون هم مطابقت داره.

‏عجیب نیست؟

‏منظورم اینه که چطور ممکنه این ‏سر از ماشین تو درآورده باشه؟

‏ گفتم، یک میلیارد وون من رو آوردی؟

‏هیچ ایده‌ای ندارم.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left