لومړۍ 200 کرښې.
#Endeavour season02 episode01:"Trove"# #تقدیم می کند "HFZ"#
.این به من لذت فراوانی می ده که بوریدج رو افتتاح کنم
.مجموعه مد بهاره و تابستانه
.دایانا! دایانا! از این طرف لطفا
،این حقیقت ساده که کینگ هارولد
،می بایست سریعا از راه پل استمفورد به سمت جنوب بشتابه
،تا حمله نورمن رو دفع کنه
.شاید فاکتور اصلی پیروزی در ویلیام باشه
D...A...
F...
T...N...
U...P.
من یک درخواست قلبی و صمیمانه برای
،فریدا یلاند از ونتج آکسفوردشایر دریافت کردم
.تا با پدرش برنارد تماس بگیره
.پدر می گه دوستت داره و خیلی دلش برات تنگ شده
.و فقط می خواد بدونه تو حالت خوبه
،وقتی همکار قبلی من تام دوگان این صندلی رو در ماه مارچ گرفت
.شاید فقط 18 تا رای داشت
،ولی بذارین بهتون اطمینان بدم
این حوزه انتخاباتی برای من بیشتر از یک صندلی چرخان اهمیت داره
اینجا خونه منه- خوب گفتی-
...داخل
...بیرون
...داخل
...بیرون
.سیگارمی کشی؟ نه
مشروب می خوری؟
.در حد یه لیوان راحت می خوابی؟
دایانا؟
.دایانا! شام عزیزم
.بله خانم تاد
برای شب خیلی دیر نشده عزیزم ؟ .درسته؟ به خاطر فردا
.پنج دقیقه خانم تاد
.خودت رو اذیت نکن
.این از ویژگی های خانم هاست
# Denn alles Fleisch
# Es ist wie Gras
# Und alle Herrlichkeit...
.و حالا اخبار ترافیک
،به رانندگانی که به آکسفورد می روند توصیه می شود
.که از مرکز شهر دوری کنند
...جایی که یک رژه 900 ساله
.یه نفر یه جهشی تو قدم هاش ایجاد شده
جدی اینطوره؟ امروز شروع کرده دوباره سر کار برگرده مگه نه؟
.به شکل مناسب منظورمه. تو اداره
.خب اگه داروها روش جواب بده
فرد یادت می آد بعد اون مشروب چی گفتی؟
.من باز می کنم
.خیلی انتظار نداشته باش .بیا تو
.وزنت کم شده
اونا بهت تو ویتنی چی می دادن بخوری؟
.بیشتر تمسخر و تحقیر
مورس- قربان-
پات چطوره؟
.اوه بهتره. خوبه
.ما باید تو رو بذاریم تو اداره ...اگه دست من بود
.بودجه. بله می دونم
.یه چیزی راجع به ادامه دادن .مگه نه؟ آقای برایت گفت
...ممکنه که بخوای از میدان دوری کنی
...به خاطر رژه
.امروز این شهر 900 سال تاریخش رو جشن می گیره
و 900 سال از زمانی که این جزایر .تحت سلطه نورمن یورک بوده می گذره
.این به ما یه چیزی می گه شاید راجع به روحیه پیروزی
.اینکه بر ما هرگز دوباره چیره نشدند .با وجود تلاش های بسیار
آه
من همچنین می خوام خوشامد گویی کنم .به کاراگاه اداره مورس
که بعد از چهار ماه شمردن گیره کاغذها در مرکز
.پیش ما برگشته و به من اطمینان دادند که از روز اولش هم بهتر شده
.بسیار خب به کارهاتون برسید
تو بدون شک از اینکه از کارهای پشت میز خلاص شی
.و برگردی به مسئولیت های مهمتر خودت راضی میشی
.قربان .خب، سال پر حادثه ای برای تو بود
.پشت سر هم
.ها؟ تیرخوردن، اپرای دیوانه
.و بعد بالاتر از همه پدرت
.بد شانسی لعنتی
ولی به میدون برگشتی درسته؟
.به کارت برس
.یه دقیقه وقت داری؟ ترزدی
.من تنهات می ذارم تا جا بیفتی
حالش چطوره؟
.بی طرفانه می پرسم
.اون جوونه
.بهتر می شه
.ای بی سی گفته اون جمعه قبل کارت هاش رو گرفته
.من دخترم رو می شناسم .فریدا هرگز همین جوری بدون اینکه چیزی به من بگه نمی رفت
.این برنامه ریزی شده بود پس فقط مثل این نیست که از خیابون ها ناپدید شده؟
...ببین
.این رو بذار به عهده ما
.هر خبری بشه ما بهتون اطلاع می دیم
.همکارم شما رو به بیرون راهنمایی می کنه مورس؟
شما آقای یلاند هستین درسته؟ از ونتج؟
.شما هفته پیش به ویتنی اومده بودین
.من همون دور و بر بودم
چی باعث شده فکر کنین فریدا به آکسفورد اومده؟
.خب ... من نمی دونم اون اومده یا نه
.من فقط دارم همه جا رو می گردم
اون اگه می خواست بره باید زودتر باهام تماس می گرفت
.یا برام نامه می نوشت تا اینجوری اذیت نشم
اوه لعنتی اه
.من باید این رو می دادم به اون یکی رفیقت
.به من کمک می کنی؟ لطفا
.بله البته
.سعی کن نگران نباشی
.هیچ چی می دونیم؟ دو هفته گذشته
.دختره آزاد، سفیدپوست، مجرد و حدود 21 سالشه
.احتمالا با مردی که واسش شیر میاره فرار کرده
.ولم کن
.فقط یه ذره رنگه، همش همین
.آروم باشین
.راه بیفت خانم
.مورس هستم
.سلام رفیق
.تو یک نمونه برای تست چشم و بی خطا بودن هستی تمام وقت سر کار برگشتی؟
.اینطور به نظر می آد چه خبرایی رو از دست دادم؟
فکر کنم راجع به گروهبان شدنم شنیدی؟
.سه امتیاز کوفتی ...اگه ممکنه اول
.آره ولش کن
.خیلی خب، خودتو آماده کن
...این یه کم آه
.خیلی خب
.یه لحظه صبر کن
اسم؟- اوه یه دونه رو انتخاب کن-
.حدود دو جین کارت ویزیت مختلف داره
شاهد چی؟
.مامور ترافیک داشته جریمه می نوشته که اون به ماشین خورده .ولی کسی افتادنش رو ندیده
.دربان می گه دسترسی به پشت بوم به اندازه کافی راحته
.اگه کسی قصد داشته باشه به اونجا بره
خیلی تو ارتفاع هستیم مگه نه؟
.آره اخیرا به طرز خنده داری اینطوره
هوم
.نه اینکه بگم من راه خلاص کردن خودم رو بلدم
.ولی اون یارو احتمالا خیلی راجع بهش نمی دونست
،در جا مرده
قبل از اینکه مغزش شانس اینو داشته باشه
.تا راجع به بقیه قسمت های بدنش بفهمه
راجع به این ها چی می گی؟ .معمولا تو خودکشی ها درشون میارن
یه حرکت غیر ارادی و البته منفعت مضاعف در این مورد
.اینه که اون نمی تونسته ببینه که چی به سرش میاد
دلیل؟
یه چیز درهم و برهم
جراحات زیاد وحشتناک این به اندازه کافی برات خوبه تا ادامه بدی؟
فصل بندی شده و به شعر نوشته شده بود یه بار تو یه تحقیقی که قبلا داشتم
هیچ چیز مشکوکی نیست؟ .فقط تو
.مورس
.اون ها فقط حسودی می کنن
حالا، من بهت چی گفته بودم ها؟
،وقتی کسی حرف بدی زد یا کار زشتی کرد تو چی کار می کنی؟
.تو صورتش نگاه می کنم و لبخند می زنم
هیچ چیزی از اینکه چی پشت قضیه بوده دارین؟
.یک نفر می گفت شاید به خاطر مشاجره با دوست پسرش بوده
.دایانا دوست پسر نداره .اون در انتظارآقای وایته
ولی ببین، چیزی که من میتونم بهت بگم
،اینه که اون یه عکسبرداری تبلیغاتی تو تلویزیون برای جمعه داره
.با راننده مسابقات دنی گریفون
اوه. برای چیه؟ تونی؟
.پودر صابون ضد آفتاب فرمول یک
یه کمپین تبلیغاتی بزرگ و جدیده. خیلی به روز و تازه و باهاشه .و دایانا خیلی راجع بهش هیجان داره
.غیر از اون ما فقط اینجا هستیم که یه مسابقه برگزار کنیم
شور و اشتیاق آکسفورد همچنان ادامه خواهد داشت؟ .مطمئنا
.در غیر اینصورت ما دوجین خانم جوان زیبای نا امید خواهیم داشت
.پس برنامه ادامه داره در شب دوشنبه در کالی لیدو
.خیلی ممنونم. متشکرم
حالش چطوره؟
.من می خوام 5 دقیقه با اون دوتا احمق کوچولوی عوضی تنها باشم
.ما فکر می کنیم جریان خودکشی قربان
.ولی به وضوح چیزهای بیشتری برای دنبال کردن وجود داره
ایکاروس چی گفت ؟
اوم.... جراحات زیاد فاجعه بار .با توجه به نظر دکتر دبرین
ولی ما اطلاعات بیشتری بدست میاریم .وقتی که دکتر کالبد شکافی رو تموم کنه
پس تو دنبال اینی ها؟ یعنی اولین روزی که برگشتی باید تو روت وایسم؟
.نه قربان .یه بار دیگه برخلاف نظر همه
.عالیه
.خوب برگشتی و جا افتادی .فوق العادست
.با شکوهه
...غیبت باعث این چیزا می شه
.اینجا باید یه دفترچه یادداشت باشه
.یک دفترچه یادداشت سر صحنه قتل بود
.هر چی اونجا بود الان اینجاست رفیق
رسید؟
.برای بنزین و روغن موتور از یک گاراژ بیرون شوتوور
.یکی دیگه واسه صبحانه در لیونز کارفکس امروز صبح
چرا یه مردی که نقشه کشیده خودشو بکشه رسیدها رو نگه داشته؟
شاید عادت داشته؟ .اون همچنین یه نخ نازک دور انگشتش بسته بود
.یه یادآوری برای انجام یه کاری اینطور فکر نمی کنید؟
.شاید کار رو انجام داده .به هر حال ما باید بدونیم اون کی بود
باشه . بچسبین به قضیه .ببنید چی می تونید در بیارید
.متشکرم قربان 5 دقیقه ای از وظایف اداری دست می کشیم
.و تازه این خودش یه نوع حقه بازیه
.مثل قدیم ها
.همه چی خوبه؟ سلام آقا
.اوه .... پلیس آکسفورد
کاسبی خوبه؟
.نه از زمان انشعاب
.کمپ تعطیلات این پشت وضعش بدتره الان تعطیل شده
.دیروز سه باک بنزین فروختم
.یه جوون حدودای ظهر .یه خانم بعد از وقت چای
.و آقای میکر حدودای ساعت 8
این آقای میکر چند سالشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.