لومړۍ 200 کرښې.
قسمت 14
چي ميگي؟
نام نابي چي؟
کيو کشته؟
يون ينگ هيون برادر شوهرت؟
توسط اون زن کشته شده
تصادفي بوده،نه؟
يه ملاقاتي دارين
چرا شما دوتا اينجايي؟
اينجا چيکار ميکني نام بي؟
واضح بهت گفتم جاتو بشناس
اينجام مدير بازاريابي مجتمع تجاري جهانيو ببينم
پس سئول اِ اينجا چيکار ميکني؟
اينجا چيکار ميکني،يو جائه؟
يو جائه اينجا چيکار ميکنه؟
داري سر به سرم ميزاري؟
واقعا نميدوني يو جائه کيه؟
هويت يو جائه؟
خوب لي تو جائه، مدير بازاريابي هستي؟
نا بي
لي يو جائه
چه خبره؟شاگرد کفاش نيستي؟
نابي واقعا نميدوني اين اين فروشگاهه
يا داري تظاهر ميکني نميدوني؟
نماينده يون
گفتي شاگرد پدر شوهرته و زير يه سقف زندگي ميکنين
تازه هردوتون دوستين
اما اصلا روحتم خبر نداره که رييس بازاريابي مجتمع تجاري جهانيه؟
داري بازي در مياري؟
واقعا نميدونم نماينده يون
نام نابي واقعا نميدونه
لي يو جائه
نشنيدي چي گفتم؟
نام نابي برام چيه؟
هنوزم داري بهش کمک ميکني جلو روي من؟
نماينده يون
نماينده يون داري اشتباه ميکني
کجا ميري؟
بايد بهم بوضيح بدي
چرا مدير بازاريابيي؟
بعدا بزار اول با سئول اِ حرف بزنم
چي؟
چه خبره اينجا؟
به عبارت ديگه لي يو جائه مدير بازاريابي مجتمع تجاري جهانيه؟
نوکر ما ،شاگرد پدرشوهرم
چرا اينو ازم مخفي کرد؟
بچه... اون بچه دوباره کجا رفت؟
بيمارستان بستري شده
اينجا نيست
انگار دوباره رفته بيرون
مطمئني؟
مطمئني تو لباس بيمار(ستان) ديديش؟
آره
چرا جفتتون اينجا واستادين؟
مامان عروسو ديدي؟
عروس؟
از صبح نديدمش
چان جي گفت ديروز تو بيمارستان ديدتش
چي؟
عروس گفت ديشب همش داشته کار ميکرده
دروغ گفته،نبوده
چي؟دروغ گفته؟
عروس مريضه؟
بچه چيزيش شده؟
نميدونم باهاش تماس ميگيرم
بله مادر شوهر
کجايي؟
بايد يه چيزي بگي قبل از اينکه بري
مادرشوهر الان سئولم به خاطر کارم
موضوع چيه؟
اگه داري کار ميکني الان برگرد
نه حتي اگه الان داري کار ميکني الان برگرد
چي شه؟نميشه از پشت تلفن بگين؟
الان من
يه بار نمياي خونه؟
چطور ميفهمي چي ميگم وقتي رودررو حرف نميزنيم؟
بله مادرشوهر الان ميام خونه
نام نابي کجاست؟
الان رفت
باشه ميتوني بري
نام نابي داداش سانگ هيونو کٌشته
يعني چي؟
يون سئول اِ ... يه چيز قابل قبول بگو
من خونه ام
چرا اينجا واستادين سرده
منتظرت بوديم
عروس خوبي؟چيزي شده؟
منظورت چيه از اين حرفا؟
ديروز کجا بودي؟
ديروز؟
مگه نگفتم؟تمام شب کار ميکردم
نميتوني يه جواب رک بدي(واضح)؟
واقعا کار ميکردي؟
واقعا سر کار بودي؟
ديروز بيمارستان ديدمت
چه خبره؟
مريضي واقعا؟
متاسفم مادر شوهر راستشو نگفتم
ديروز رفتم بيمارستان چون حالم خوب نبود
چا دروغ گفتي؟
راستشو بگو اگه حالت بده
چرا دروغ ميگيو منو يه مادر شوهر بد ميکني؟
بچه خوبه ديگه؟نرفتي بيمارستان چون يه چيزي شده؟
مادرشوهر مادربزرگ راستش
فاميل،دردم گرفت
زن بد
مامان بزرگ
مادرشوهر
مادرشوهر بس کن
چه خبره؟منطقه جنگيه؟
اوه خدايا
واسه عروسي چان جيه
شراب ماتسوتاکا خيلي گرونه
چه حيف...ريختيش
چان جي مادر بزرگو بيار بيرون
باشه
مامان بزرگ پاشو مامان بزرگ
چرا اين کارو باهام ميکنه
حتي اگه يه زن پير سالخوردست
چطور يهو ميتونه بپره و موهامو بکشه
حتي بدون يه لحظه فک کردن بهم بگه زن بد
چرا؟
الکل خوردي؟
آره خوردم
بايد مراقب فاميل باشيم
محرئم شدن از آزادي ناخوشاينده
حتي زميناي خشکم يه روز بهارو تجربه ميکنن
نوشيدم وقتي داشتم روزاي خوشمو به ياد مياوردم
تو دوستيم نداري،کجا ميري؟
کي گفت دارم ميرم؟هيچ جايي ندارم که برم
اين به خاطر فاميل نيست
مادر بزرگت شرابو ريخت.من حتي يه قطره هم نخوردم
ميرم مغازه سوجو بخورم
خٌل شدي؟
بس نيست شراب مادر بزرگو خوردي حالا ميخواي بري مغازه حال کني
چي؟خٌل؟
عوضي
حتي نميتوني مراقب احساسات مادرت باشي
به خاطر کي دارم زجر ميکشم
طرف فاميلو گرفتن جلو مامان
احتياجي بهت ندارم
بزار انجامش بدم مادرشوهر
نميخواد خودم ميکنم
بايد خسته باشي برو استراحت کن
واقعا مشکلي ندارم
کمي قبل خيلي احساسي برخورد کردم
تي چان جي گفت بيمارستان ديديتت
خيلي نگران شدم
باشه مادرشوهر
قول بده
اگه اوضاع سخت شد بدون قيدوشرط بيخيالش شو
خودتو مجبور نکن،فهميدي؟
الان اينطوريه و من حتي نميتونم به مادرشوهر راستشو بگم
اگه بعدا بفهمن قطعا لطمه بزرگي ميبينن
چيکار کنم؟
نام نابيو دوست داري؟
اون متاهله
دوستيمونو خراب نکن
دوست؟واقعا دوستيه؟
هر وقت يه برخوردي بين منو نام نابيه،اون کمکش ميکنه
لي يو جائه
واقعا احساسي به نام نابي نداري؟
کجايي؟
تماسامو رد ميکني(ناديده ميگيري)نگرانم ميکني
نگران؟نگران مني؟
نه واسه قاتله نام نابي؟
يون سئول اِ
هنوزم حرفمو باور نمکني،درسته؟
نام نابي داداشمو کٌشت
هنوز باور نمکني
کجايي؟
کيه؟
لي يو جتئه مهربونو خوشگل آقا
شوهرقبليم
ديگه ننوش
چرا؟چرا ديگه نخورم؟
بلند شو.ميبرمت خونه
نه هنوز ميخوام بخورم
نگران نباش مست نميشم
من نميتونم مست شم
تنها فکرم،نام نابي
حتي اگه همه الکل دنيا رئ هم بخورم مست نميشم
همشو بگو
چطور نام نابي سانگ هيونوکٌشت
همه چيو بگو
هرگزنميخوام راجع بهش به کسي بگم
بجز اون زن
نام نابي قبول کرد که با سانگ هيون اوپا ازدواج کنه
ميدوني ديگه؟
داداشم يه دانشجو مدل بود
نام نابي اولينو آخرين عشقش بود
همه چي
بچه ميتوني بشنوي
صدُ پنجاه روز قبل از اين بود که همديگه رو ببينيم
اوپا چرا اين ساعت زنگ زدي؟
اوه درباره قرارت به عنوان يه پروفسورشنيدم
پس نام نابي مينونه از حرفه فيلم خارج شه
اوپا
سئول اِ
اوپا داري گريه ميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.