Fate/stay night: Unlimited Blade Works - Second Season

Fate/stay night: Unlimited Blade Works - Second Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

null فصل

د خپرونې معلومات

Fate/stay night: Unlimited Blade Works - Bluray
د لخوا تبصره Police110
برای نسخه بلوری....من فقط آپلود کردم [K1LL3R] هماهنگ سازی توسط

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2021-10-08
ډاونلوډونه: 46
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 145 کرښې.

... خاطرات ده سال پیشم

... حرف های کسی که پدرم بود

. حتی اگه از همون اولش هم در اشتباه بودم ، ولی راهی که انتخاب کردم اشتباه نیست

... برای تضمین کردن اینکه اون واقعه فقط به یه گذشته ی تلخ تبدیل نشه

. می خواستم به یه قهرمان عدالت تبدیل بشم

... برای ده سال ، به این ایده آل که

. زمانی برسه که همه خوشحال و شاد باشن و هیچ کسی اشک نریزه ، چنگ زده بودم

. واسه همین از همون اولش هم مشخص بود که باید چی کار بکنم

. به خاطر اینکه یه ارباب شده بودم و از سر اجبار ، مبارزه نمی کردم

. به خاطر اینکه کاری بود که در توانم بود ، تصمیم گرفتم بجنگم

. کاری که ایمان داشتم باید انجام بدم

... توساکا

# 13 زمان عزیمت

# 13 زمان عزیمت

. چه دختر دلیری هستی تو

... هر چقدر دلت بخواد می تونی به سرپیچی کردن ازم ادامه بدی

. ولی جسم خدمتگزارت نمی تونه در برابر من مقاومت بکنه

. مطمئنم که می تونی حس بکنی که علامت فرمان من داره ذره ذره وجودت رو می خوره

خیلی بهتر نیست که تسلیم بشی و ازم اطاعت کنی ؟

... آه ، سیبر سرکش من

داری چی کار می کنی ، کستر ؟

... سوئیچیرو ساما

اینجا چی کار می کنید ؟

. یادمه ازتون خواستم که توی معبد ریودو بمونید

. اول سوال من رو جواب بده ، کستر

پرسیدم اینجا داری چی کار می کنی ؟

. دیروز ، خادم یکی از ارباب های دیگه به نام امیا شیرو رو به چنگ آوردم

، درست قبل از اینکه بتونم کارش رو تموم کنم فرار کرد . ولی دیگه جزء ارباب ها به حساب نمیاد

. که اینطور

. ولی یادم نمیاد که ازت خواسته باشم همچین کاری بکنی

. این کار رو با صلاحدید خودم انجام دادم ، ارباب

. برای بدست آوردن کالبد جام مقدس به این کلیسا حمله کردم

... کشیش ناظر جنگ رو کشتم

. ولی هنوز مکان جام رو پیدا نکردم

به خاطر اینکه نتونستی مکان جام رو پیدا بکنی برنگشتی ، آره ؟

. فهمیدم اوضاع از چه قراره

حالا میشه توضیح بدی چرا بدون اطلاع من عمل کردی ؟

. معذرت می خوام

. ولی من هر کاری که کردم فقط به خاطر شما بوده ، ارباب

. تنها هدف من اینه که شما رو به پیروزی برسونم

. دلیل دیگه ای وجود نداره

. که اینطور

. پس اگه اینطوره ، نمی تونی اینجا رو ترک کنی

. هرچقدر که نیازه به جستجو ادامه بده

. تا اون موقع من هم اینجا می مونم

. نه ، احتیاجی به این کار نیست ، ارباب

. پیدا کردن مکان جام مقدس خیلی وقت می بره

. برای شما خیلی امن تر هستش که به معبد ریودو برگردید

. حرف منطقی ایه

. ولی اگه این کار رو بکنم ، نمی تونم به اهداف خودم برسم

... سوئیچیرو ساما ، منظورتون

. سریع باش . اگه هم اینجا نیست ، هیچ عیبی نداره

. برام مهم نیست چطور به دستش میاری . تنها چیزی که مهمه نتیجه ی کار ـه

کی بود که بالاخره متوجه شدم معنی اون رویا چیه ؟

. اینکه اون نمایی از افکار درون ذهن یه روح اسطوره ای بودش

... در میان خیل عظیمی از ارواح اسطوره ای و خادمین

. " خادم های ویژه ای وجود دارن که نقش پاسدار رو دارن و بهشون میگن ، " محافظین

... اونا به دوران ها و عصر های مختلف احضار میشن

. تا از نابودی دنیای انسان ها جلوگیری کنن

... نه ، دقیق ـترش اینه که

. از نابودی نسل انسان ها به دست خودشون جلوگیری کنن

... با وجود اینکه احضار شده بود تا انسانیت رو نجات بده

... قبل از اینکه بتونه نجاتشون بده

. مجبورش کردن تا ویرانی هایی که انسان ها به بار آورده بودن رو پاکسازی کنه

. احضار های زیادی به طول نینجامید تا به این نتیجه رسید که کار بیهوده ایه

. و کم کم از دنیای انسان ها متنفر شد

. در آخر ، از ایده آلی که در زندگی داشت چیزی جز خیانت و سرافکندگی ندید ، حتی پس از مرگش

. اگه حالت زیاد خوب نیست می تونیم بی خیالش بشیم

. هیچ اجباری وجود نداره که باید همین الان حمله بکنیم

. نه ، حالا که می دونیم کستر کجاست ، باید سریع تر کارش رو یکسره بکنیم

. بیا

، خیلی چندشم میشه وقتی فکرش رو می کنم به جای اینکه بیدارم بکنی . وایستادی و توی خواب نگام می کنی

. خیالت راحت

. قسم می خورم که هیچ کار گستاخانه ای انجام ندادم

. هرچند یه چیز هایی از زبونت شنیدم

... حرف های خیلی زشتی زیر لب می گفتی

. " مثل " این خیلی رو مخه " و " اعصابم خط خطی شد

. که اینطور ، خدا رو شکر

... یه چیزی ، آرچر

تا حالا شده بابت کار هایی که کردی حسرت بخوری ؟

. اگه در توانم باشه ، می خوام تا جایی که میشه کاری کنم که بعدا حسرت نخورم

. البته می دونم که کار خیلی سختیه

. خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می کنم

. بعضی ها از پسش بر میان ، و بعضی ها هم نمیان

. من که میگم تو جزء گروه اول هستی

... آدم های این دسته هیچ کار اشتباهی رو انجام نمیدن

. و حتی فکرش رو هم نمی کنن که ممکنه کار اشتباهی انجام بدن

... رین

. آدم های باشکوه ، نسبت به آدم های عادی خیلی بیشتر می درخشن

. اونا هیچ وقت سر کار هایی که کردن حسرت و غصه نمی خورن

. و تو یقینا از جمله این جور آدم ها هستی

، توساکا رین می تونه تا آخرین لحظه بدون اینکه بعدا حسرتش رو بخوره . به راهی که در پیش گرفته ایمان داشته باشه

پس ، تو چی ؟

می تونی تا آخرین لحظه ایمان داشته باشی که راه درست رو میری ؟

. شرمنده ، ولی سوالت بی معنی ـه

واسه چی ؟

فراموش کردی ، ارباب ؟

. آخرین لحظه ی من " خیلی وقت پیش ها اومده و رفته و تموم شده "

. به ناظر حمله کرده ؟ عجب دل و جیگری داره

. هرچند فکر کنم کیره واسه همچین چیزی خودش رو آماده کرده بوده

. رین ، باید یه بار دیگه ازت بپرسم

چیه ، هنوز هم نگرانی ؟

. من با کستر مبارزه می کنم

. اگه تو بخوای خیلی بهش نزدیک بشی ، ممکنه روی تو هم از رول بریکر استفاده بکنه

. پس واسه همین تو باید ترتیب اربابش ، کوزوکی رو بدی

. مبارزه کردن با اون مرد برام مشکلی نداره

ولی این رو متوجه هستی که هیچ جادوگری نمی تونه در برابر کستر بایسته ؟

. خیالت راحت . اگه در برابرش شانسی نداشتم ، پیشنهاد همچین کاری رو نمی دادم

. می تونی با خیال راحت اون رو بسپری به من ، آرچر

. خیلی خب ، بهت اعتماد می کنم

. خیلی خب ، بریم

. هر جور شده همینجا کستر رو شکست میدم

... و وقتی این کار رو بکنیم ، احتمالا سیبر به وضع عادیش بر می گرده

و می تونه با شیرو یه پیمان جدید ببنده ، مگه نه ؟

خب ، رفتی ببینی که واقعا مرده یا نه ؟

... سیبر

منظورت از این حرف چیه ؟

. چیز خاصی نیست

... ولی اگه با چشم های خودت جسدش رو ندیدی

. پس یعنی الان یه جایی دو دستی به زندگی چسبیده و جون سالم به در برده ، فقط همین

. حالا زیاد اون مهم نیست ، بیاین سریع تر تمومش کنیم

. این دفعه ، دیگه سپر انسانی نداری ، واسه همین می تونم سنگ تموم بذارم

واقعا فکر کردی می تونی توی نبرد جادویی من رو شکست بدی ؟

. به عملکرد خودم بستگی داره

. و خدا رو شکر ، به نظر نمی رسه که هنوز روی سیبر کنترل کامل داشته باشی

. و از قدرت کوزوکی سنسی هم به خوبی خبر دارم

. در برابر آرچر من هیچ عددی نیست

آماده ای ، آرچر ؟

. آمادم

دقیقا طبق برنامه دیگه ، آره رین ؟

. آره

. اصلا نمی خواد مراعاتشون رو بکنی

! منم از هر چی تو چنته دارم استفاده می کنم

. چقدر دوست داشتنی

واقعا فکر کردی توی یه نبرد تک به تک با من شانسی داری ؟

برگ برنده ی من رو فراموش کردی ؟

. با علامت فرمان ، می تونم همین الان مثل یه عروسک ازش کار بکشم

، حتی اگه روش از علامت فرمان هم استفاده بکنی . مطمئنم سیبر می تونه در برابرش مقاومت بکنه

... نمی دونم این یه دقیقه طول می کشه یا دو دقیقه

... ولی همین چند لحظه هم کافیه تا

! کسی مثل تو رو شکست بدم

مختل کننده ؟

! اول از همه از اون بالا می کشمت پایین

! آرچر

ها ؟ آرچر ؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left