لومړۍ 200 کرښې.
باحال نمیشه اگه آخر سر آدام بچهتو به دنیا بیاره؟
ما تصمیم گرفتیم ریسک نکنیم و بریم بیمارستان خصوصی
امشب مهمونی نامزدیمونه...
نمیخوای یه مقدار بیشتر درگیر بشی؟
میخواستم بگم که رابطهام...
تنها چیزیه که توی زندگیم به کل نابود نشده
ولی حالا کامل مطمئن نیستم که این مسئله چقدر حقیقت داره
چطور میخوایم این رابطه رو عملی کنیم؟
خب احتمالاً عملیش نمیکنیم، مگه نه؟
آخه اونجا خیلی احساس بیکفایتی میکنم. همهاش به پدر و مادرم دروغ میگم...
چون خیلی به موفقیتهایی که تصور میکنن به دست آوردم، افتخار میکنن
پس کجا ازمون حمایت میشه؟
خب شغل سختیه. میخوای چی بگم؟
اینکه راحتتر میشه؟
نمیشه. پس اگه نمیتونی با این مسئله کنار بیای...
شاید بهتر باشه همین الان بکشی کنار
حالت خوبه؟
دویست گرم پنیر بز لطفاً
خدای من. تو سهقلوهای ما رو به دنیا آوردی
چند ماه پیش توی بیمارستان سنتکلیر
نه، فکر کنم با یکی دیگه اشتباه گرفتید، شرمنده
خب پس با اون مو نمیزنی، اینو بگم
دویست گرم درسته؟
خودتی
- دکتر شروتی - حقیقتاً دکتر نیستم
بگذریم، حالشون خیلی خوبه
هیچکدوممون نمیتونیم پلک روی هم بذاریم...
ولی به گمونم قرار هم نیست، درسته؟
من...
با قیمت پنیر چدار حسابش کردم. قیمتش یک سومه
ببخشید دیوید، اونو با قیمت چدار حساب کردی
واقعاً؟ عه، عوضش میکنم
آهنگ Signal And Sign از Maxïmo Park
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
عه، اومدی خونه
چه سورپرایز خوبی
دستمال توالت خریدی؟
آخه ما معمولاً انقدر سریع تمومش نمیکنیم
نه، شرمنده. روز خیلی سختی داشتم
هفت ساعت توی اتاق عمل بودم
- چیز حال به همزنی هم بود؟ - چه جورم
یه زنه داشته از دست پلیس فرار میکرده و حسابی نشئه بوده...
بعد از یه نردهای میکشه بالا و پاش سُر میخوره...
و سر تیز نرده میره داخلش
مستقیم میره بالا و...
درست از جلوی شکمش میزنه بیرون
ای وای
ای وای واسه یه لحظهشه
لیوانامون رو روی چی میذاشتیم؟
شرمنده، عادت نکردم چیزای قشنگ داشته باشم
حقیقتاً مال تو نیستن، مگه نه؟
خب خوشحالم که به همین زودی کارت تموم شد
از وقتی هم که اومدی اینجا اصلاً ندیدیمت
الان چقدر شده؟ 33 روز؟ 34 روز؟
به زودی زحمت رو کم میکنم
عه، کِی نقل مکان میکنی؟
- نه، منظورم اینه که امشب شیفت جایگزین دارم - آها
ولی اینطوری به جمع کردن یه سرمایه...
واسه گرفتن یه آپارتمان نزدیکتر میشم
- رفیق... - خب...
- حقیقتاً هیچ عجلهای نیست - اگه مسئله فقط چند هزار پونده...
شاید بتونیم این پول رو بهت قرض بدیم
آها، شیفتی که امشب میرم توی بیمارستانیه که تو میخوای بری
- آها، سنت آگنس؟ - از کِی تا حالا رفتی...
توی بیمارستانهای خصوصی کار میکنی؟
فقط یه شیفته. رئیسم این کار رو بهم سپرده
در ازای پولی که پیشنهاد میدن، میتونم...
واسه یه شب روحم رو بفروشم
نه، خدایی. اونجا خیلی قشنگتره
هر چقدر پول بدی، همونقدر آش میخوری
بیست هزار پوند واسه نورپردازی ملایم...
ساندویچ سالمون دودی و زیرلیوانی یه مقدار زیادیه
رفیق، میدونم که خیلی نیش و کنایه میزنه ولی...
آها
میشه یه ذره با اِما ملایمتر رفتار کنی؟
این خونه به همون اندازه که مال منه، مال اونم هست
اون به عنوان یه مهمون تو رو اینجا پذیرفته و مجبور هم نبود این کارو کنه
میشه... میدونی؟
متوجه منظورت شدم
شرمنده
آخه خیلی تحت فشار بودم
حالت خوبه؟
آره، خوبم. ممنون
منظورم اینه که واقعاً خوبی؟
گفتم که خوبم
همونطوری که توی مهمونی نامزدیت خوب بودی؟
خب اگه بهش فکر کنیم، مهمونی نامزدی نبود
صحیح
هنوز تاریخی بهت ندادن؟ منظورم واسه دادگاهه
مثلاً اینطوری میخوای منو سرحال بیاری؟
اگه یه وقت خواستی راجع به اون قضیه یا راجع به هری صحبت کنی...
میدونی که من کنارتم دیگه؟
میدونی، متوجه یه چیزی شدم
چی؟
فکر کنم من درواقع طوری طراحی شدم که تنها باشم
واقعاً؟
- منظورم اینه که... ایول. عالیه - آره...
چه میدونم، آزادانهتره یا همچین چیزی
مثلاً کسی دم به دقیقه نمیپرسه که حالم چطوره
مجرد و بدون تمایل به روی هم ریختن
اگه قرار بر روی هم ریختن بود...
توی کمد ملافهی تشک هست
آره بابا، توی آپارتمانم
بهش بگو اون عکسه رو برام بفرسته
مامانت میگه قرار بوده یه عکس ازش براش بفرستی
میفرستم. الان توی اتاق ناهارخوریام
هنوز جواب امتحاناتش نیومده؟
هنوز جواب امتحاناتت نیومده؟
نه، هنوز نیومده
حتماً توی تصحیح کردنش تأخیر پیش اومده...
یا توی پست کردنش یا همچین چیزی
خب هر اتفاقی هم که بیفته بهت افتخار میکنیم
بده من باهاش حرف بزنم
ببین، مامانت میخواد باهات حرف بزنه
حس میکنم همین الانشم باهاش حرف زدم
- سلام شروتی - سلام مامان
هنوز بچهی دیگهای به دنیا نیاوردی؟
مطمئنم که امشب چندتا دیگه به دنیا میارم
عجب کار فوقالعادهای داری
- آره - حالت خوبه؟
چطوره آخر هفته بیای اینجا؟
میدونی که نمیتونم همینطوری پاشم بیام. تا دو هفتهی دیگه...
هر روز سر کارم
ما یه روز عصر میاییم اونجا
نه. در حق خاله راشمی که توی بیمارستانه نامردی میشه
ببین، دیرم میشه
باشه. خب فردا باهات صحبت میکنیم
خداحافظ
- دوستتون دارم. خداحافظ - خداحافظ
خیلی بهت افتخار میکنم عزیزم
مطمئنم که این سرآغاز یه طبابت خصوصی پررونق خواهد بود
توی یه بیمارستان پر افاده یه شیفت فراشم
خب یه سفر دور و دراز همیشه...
با اولین سزارین شروع میشه
خیلی خوشحالم که تمرکزتو گذاشتی روی کارت...
و هِنری رو فراموش کردی
هری
با تمام اون قضایا حالت خوبه عزیزم؟
آره، خوبم
میدونستم که مشکلی برات پیش نمیاد. خوشحالم که خیلی سریع پشت سرش گذاشتی
آخه اون مناسبت نبود، مگه نه؟
کراوات بستی؟
آره، خیلی خوشله
خوشگل. چرا گ رو تلفظ نمیکنی؟
اینم جزو لهجهی ایرلندیه که پیدا کردی؟
- دیگه رسیدم. بهتره برم - یادت باشه لبخند بزنی
خیلی خوشتیپتر میشی وقتی...
آخ!
شاید بهتر باشه همون اول کاری نکوبی به پزشک مشاور
خیلی شرمندهام
همهاش تقصیر خودم بود
اومدید از یه بخش اینجا دیدن کنید؟
راستش من اینجا شیفتم. اسمم آدامـه، دکترم
عه، عالیه
من سرینا، یکی از ماماها هستم
واقعاً؟ واقعاً خوشوقتم
- بیا داخل - ممنون
به نردهها دست نزن. تازه لاک خوردن
آهنگ Born To Cry از Pulp
ببخشید، شرمنده. ببخشید
سلام. همیشه ساعت هشت شب واسه مادرای جدید گردش بازدید از بیمارستان میذاریم؟
نه بابا، اون صف تریاژـه. موفق باشی
ببین، چندتا شیفت شب دیگه داری؟
امشب آخریشه
پس دوشنبه میبینمت عزیزم
راستش یه چند هفتهای مرخصی گرفتم
عه، خب...
هر کاری که من ممکنه بکنم رو انجام نده
نمیدونم چرا انقدر زیادن
به خاطر اینکه همهشون نُه ماه پیش سکس کردن؟
یه مشکلی پیش میاد. قشنگ حسش میکنم
جونم به این روحیه
امشب رجیسترار کیه؟
قرار بود یه رجیسترار جانشین بیاد ولی هنوز کسی پیداش نشده
گفتم که یه مشکلی پیش میاد
باشه. خب با سازمان تماس بگیر، منم مشغول به کار میشم
فرد به خصوصی هست که نگرانش باشی؟
عه...
راستشو بخوای نگران همهشونم
البته. خب اگه لازمم داشتی من توی تریاژ هستم
واقعاً از اینکه فقط یه دکتر اینجا باشه راضی نیستم
دارم زنگ میزنم به آدام
الو
سلام، آدام. امشب وقتت آزاد نیست که شیفت شب بیای اینجا؟
آزاد نیست. چطوره ببینی پیپا وقت داره...
- شرمنده. یه چیز دیگه - چیه؟
یه نفر توی ساختمون داره تیراندازی میکنه؟
اتاق ناهارخوری آتیش گرفته؟
یکی از اساچاوهای ماه بعد امشب واسه آشنایی اومده اینجا...
اگه اشکالی نداشته باشه، راه و چاه رو یادش بده
بنگ، بنگ، بنگ
هرچه بیشتر، بهتر
سلام، من شروتی هستم
تو یکی از ماماها هستی عزیزم؟
من رئیستم عزیزم
عه
راستی من آل هستم
کجا میریم؟
No comments yet. Be the first to leave one.