Severance

Severance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Severance S01E06 Hide and Seek 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E06 Hide and Seek 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E06 WEB x264-TORRENTGALAXY
Severance S01E06 1080p WEB H264-GLHF
Severance S01E06 720 WEB H264-GLHF
Severance S01E06 WEBRip x264-ION10
Severance S01E06 XviD-AFG
Severance S01E06 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
Severance S01E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Severance S01E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
█⫸ مرتضی لک‌زایی و محیا مبین‌مقدم | DigiMoviez.com

تګونه

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2022-03-18
ډاونلوډونه: 114
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫گرینر

‫همون‌طور که خواستی ‫داده‌های سرِ کیلمر رو تجزیه‌وتحلیل کردیم

مشخصۀ سامانه‌ای که برای هک‌کردنِ تراشه ‫ازش استفاده شده رو پیدا کردیم

‫مال کی بود؟

‫مال ما

‫فکر کنم به رگابی برمی‌گرده

‫- رگابی ‫- آره

‫بازترکیبی رو کشف کرده. پیداش می‌کنم

‫«اهلی کن در من اخلاق چهارگانه را

‫تا همواره کنم خدمتت را

‫قرار ده در من ارزش‌های نُه‌گانه را

‫تا حس کنم نوازشِ الهی‌ات را»

«تفکیک»

ترجمه از مرتضی لک‌زایی و محیا مبین مقدم Morteza_Lkz & Mahya14

‫می‌شه بیام تو؟

‫آره. آره

‫خودت اینجا رو پیدا کردی؟

‫چند وقت پیش

‫گاهی اوقات میام اینجا، فقط خودم

‫حالا، می‌خوام به تو نشونش بدم

‫زیباست

‫می‌تونه فقط برای ما باشه. جای مخفی‌مون

‫بالأخره

‫منظورم اینه که همکارهات توی اپتیک‌وطراحی ‫خیلی آدم‌های خوبی‌ان،

‫ولی همچنین...

‫- همیشه اون اطراف هستن ‫- آره

‫اشکال نداره؟

‫اروینگ، می‌دونی، کتاب راهنمای لومن ‫چیزی درمورد تماسِ لبی نگفته

‫اما رابطۀ عاشقانه رو ممنوع کرده

‫پس نباید عاشقانه باشه

‫نه

‫ذره‌ای هم عاشقانه نباشه؟

‫واقعاً متأسفم...

‫فقط آماده نیستم

‫معذرت می‌خوام

‫اشکالی نداره

‫فقط بمون

‫اینجا پیش من بمون

‫کارِت حرف نداشت

‫حالا می‌ریم خونه و ببینم چیزی می‌خوری یا نه. لطفاً

‫انگار جفتمون از پسش براومدیم

‫- اوه، سلام ‫- سلام

‫دوون. از اون استراحتگاهه

‫برای قهوه پیشت اومدم

‫چه پسر خوشگلی

‫به ویلیام‌ها می‌خوره

‫راستش اسمش بردلیه

‫ویلیام نیست؟

‫- عوضش کردی؟ ‫- آب‌میوه‌ها رو توی ماشین جا گذاشتیم؟

‫آره، لابد

‫سلام. آنجلو آرتتا

‫دوون هستم. از دیدنتون خوش‌وقتم

‫- تبریک عرض می‌کنم ‫- اوه، ممنون

‫شما همدیگه رو می‌شناسید؟

‫آره، من... توی کلبه‌های زایمان با هم آشنا شدیم

‫- منم از دیدنت خوش‌وقتم، دوون ‫- آره. همچنین

‫وای‌وای

‫باید بریم

‫- خداحافظ. خداحافظ ‫- خدانگه‌دار، بچه‌ها

‫خداحافظ، بردلی

‫دکلان، کای، بجنبین

‫این دیگه چه گهی بود؟

‫ببخشید

‫رفاقت به چه معناست؟

‫اکثر زبان‌شناسان هم‌عقیده‌اند که ‫برگرفته از کلمۀ لاتین «دوربین» است،

‫که یعنی «دستگاهی که برای عکس‌گرفتن به کار می‌رود»

‫و البته، بهترین عکس‌ها از گروه‌های شادِ دوستانه است

‫که عمیقاً یکدیگر را دوست دارند

‫اما به‌نظر من رفاقت بیشتر از لبخندِ گروهی در عکس‌هاست

‫رفاقت یعنی کنار هم بودن در سختی

‫تشخیصِ یک مشکل مشترک در فرد دیگر

‫و پیشنهاد کمکِ محبت‌آمیز به آن فرد است

‫باید فوراً برگردیم به اپتیک‌وطراحی

‫همه‌مون. امروز

‫یکی هوسِ رابطۀ دوستانه کرده

‫رابطۀ دوستانه هیچ ربطی بهش نداره

‫می‌تونیم آغازکنندۀ اتحادِ بخش‌ها باشیم

‫همون‌طور که کی‌یر همیشه می‌خواست

‫شاید روحش بتونه ترتیبِ ازدواجت رو بده

‫این یک اظهارنظرِ نامناسب در محل‌کاره. ‫و گزارشت رو به خودم می‌دم

‫من رو می‌خوای به خودت گزارش بدی؟

‫خیلی‌خب. گفتی داشتن چیزی می‌ساختن؟

‫آره، با یه‌جور دستگاه. نپرسیدیم چی

‫چماق‌هاییه که باهاش بزها رو می‌کشن

‫خفه شو

‫با اروینگ موافقم. اپتیک‌وطراحی قطعۀ بعدی این پازله

‫- وقتی نقشۀ کلِ طبقه رو بکشیم... ‫- بذار روشن بگم، من با نقشه‌کشی مخالفم

‫صحیح

‫چطوره بازم بریم «پیاده‌روی برای سلامت روان»؟

‫خوش می‌گذره

‫چی... نمی‌دونم

‫آخه هنوز کلی کار داریم، پس...

‫اوه، صحیح

‫کارْ رمزآلود و مهمه

‫خوبه. درست شبیه من بود

‫می‌دونم

‫برگردین سر کار، تنبل‌ها

‫درود بر کی‌یر

‫هی

‫تو هم می‌خوای رابطۀ دوستانه برقرار کنی؟

‫چی؟ نه، من...

‫من سرپرستی‌ام که به کارمندهاش اهمیت می‌ده

‫و درخواستشون رو جدی می‌گیره

‫- جدی؟ ‫- آره

‫ببین چطور دهنش آب افتاده

‫- تو که هیچ‌وقت به من لبخند نمی‌زنی ‫- راست می‌گه، مارک

‫از حالت‌های تشویقیِ چهره‌ت مضایقه می‌کنی

‫مسخره‌ست. من همیشه لبخند می‌زنم

‫سلام به شما

‫دارین درباره چی حرف می‌زنین؟

‫فقط...

‫- داریم... ‫- بحث...

‫- بحث... ‫- بله، خانم...

‫- خانم کیسی. خانم کیسی ‫- خانم کیسی. آره

‫وایسا ببینم، اون کجاست؟

‫نسخه‌های داخلِ پاره‌وقت شاید به‌اندازۀ تو ‫اجتماعی و پیچیده نباشن،

‫اما باز هم باید پاسخ‌گوی کارهاشون باشن

‫به خانم کیسی گفته شد که هلی رو زیرنظر بگیره، ‫و در این کار موفق نشد

‫چون من بودم که هلی رو یواشکی بردم بیرون

‫یعنی اگه کسی قرار باشه بره توی اتاق استراحت، اون منم

‫دلاوری

‫از اصول اساسی نیست، اما قشنگه

‫برای کی حاضر نیستی به اتاق استراحت بری؟

‫اون فقط یک مشاور سلامته، مارک

‫بله، اما نباید مجازات بشه

‫خب من فکر کردم هلی به یه پیاده‌روی نیاز داره

‫یعنی، من اجازۀ این کار رو دارم

‫فقط یه پیاده‌روی؟

‫آره

‫یا داشتین به بخش‌های دیگه سَرَک می‌کشیدین

‫درحالی‌که بخش شما به‌طرز فجیعی ‫پایین‌تر از حدنصاب عمل کرده؟

‫اون نزدیک بود بمیره

‫وظیفۀ تو نیست که برای هر پالایش‌کنندۀ جدیدی ‫ادای پرستارها رو دربیاری

‫باشه، پس وظیفۀ من چیه؟

‫واقعاً داری اینو ازم می‌پرسی؟

‫آره

‫ما واقعاً اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

‫به کی‌یر خدمت می‌کنیم، بچه!

‫و تا موقعی که اینو توی مغز کوچیک زنگ‌زده‌ت فرو کنی ‫و به حدنصاب برسی،

‫بدین‌وسیله امتیازِ راهروی پ.ک.د لغو می‌شه

‫پس تن لشتو جمع کن و برگرد به میزت ‫و تا وقتی که بهت نگفتن تکون نمی‌خوری

‫یک فاجعه کوفتی برای اعصاره

‫بخش پ.ک.د به‌خاطر انرژی جاذبۀ بین من و خانم کیسی ‫ماتم می‌گیره

‫اوه، جدی؟

‫و فکرش رو بکن من امروز ‫این پیرهن ناناز رو براش پوشیدم

‫وقتی امروز صبح اون پیرهن رو برداشتی، ‫اصلاً نمی‌دونستی اون وجود خارجی داره

‫خب، شاید عشق فراتر از تفکیکه

‫- این‌طور فکر می‌کنی؟ ‫- نه

‫تو و مارک چی؟

‫چی؟

‫اون روز که با هم جیم زدین خوش گذشت؟

‫«بچه‌بزها»؟

‫چرا همچین می‌گی؟

‫می‌خوای بگی «بچه‌بزها» کدِ سکس با مارک اسه؟

‫عجب

‫«بچه‌بزها» کدِ سکس با مارک اسه؟

‫نه، بزهای واقعی بودن

‫چرا باید چنین اسمی بذاریم؟

‫باشه. آره، حرفتو باور می‌کنم

‫مارک

‫فهمیدی چی شده؟

‫توی اتاق استراحته

‫گندش بزنن. به‌خاطر ماست؟

‫و تا زمانی که به حدنصاب نرسیم ‫دیگه اجازۀ رفتن به راهروهای بیرون رو نداریم،

‫پس دیگه ملاقات‌های بین‌بخشی نداریم!

‫جدی می‌گی؟

‫من...

‫عذر می‌خوام، مارک. تقصیر منه...

‫که به‌عنوان مسن‌ترین پالایش‌کننده، الگوی بدی بوده‌م

‫گفتی اپتیک‌وطراحی کدوم طرفه؟

‫میلچیک!

‫الآن می‌رم

‫تا حالا این‌قدر آدم ندیده بودم

‫منم

‫طوری نیست

‫می‌دونم تغییر می‌تونه گیج‌کننده باشه،

‫اما پ.ک.د الآن اینجاست

‫ما پذیرای شما هستیم،

‫همون‌قدر که امیدوارم ‫شما پذیرای اومدنِ ما به محل‌کارتون باشید

‫خب راحت باشید. لابد ازشون سؤالاتی دارید

‫پس اسمش پالایش کلان‌داده‌هاست؟

‫چی رو پالایش می‌کنین؟

‫اون آب‌پاشه؟

‫ما فکر می‌کنیم احتمالاً ‫تأمین‌کنندۀ مجموعه اجرایی طبقۀ بالاست

‫ازطرفی، تولید هفته گذشته ‫بیشتر احساس تهاجمی داشت

‫تبرها که تهاجمی نبودن

‫تبر؟

‫ما سعی داریم بفهمیم این‌ها چطور با هم جور درمیان

‫یک بخش رو پیدا کردیم مقابل اینجا

‫که بچه‌بز پرورش می‌ده

‫بچه‌بز پرورش می‌ده؟

‫برای ما هم خیلی چیزها ناشناخته‌ست، ‫اما سخت در تلاشیم

‫مشخصاً کارْ کار مهمیه

‫تمام کارهایی که اینجا می‌کنیم مهمه

‫مهمه چون‌که واقعاً هست ‫یا چون تو می‌گی مهمه؟

‫ببینید، شاید بهتره روی این مسئله با هم کار کنیم

‫با هم دقیقاً چی‌کار کنیم؟

‫نمی‌دونم. بفهمیم که چرا اینجا بز هست

‫یا می‌دونین، ببینیم این مکان چه‌قدر بزرگه

‫یا چند نفر از ما وجود داره

More Farsi Persian subtitles for Severance

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left