لومړۍ 185 کرښې.
تماشاي اثر پيش رو براي افراد زير 18 سال توصيه نميگردد
| sd70 |
فصل ششم ـ قسمت هفتم "سيمپسون ها قبلا اين کار رو کردن"
خب، دماغش رو بذار تويک
ـ نميتونم. خودت بذار ـ فقط بچسبونش
اگه جاي اشتباهي بذارمش چي؟
فقط بذار بين چشم هاش
،اگه وقتي دارم دماغش رو ميذارم يهو آدم برفي زنده بشه و بخواد منو بکشه چي؟
تويک، اصلا تا حالا همچين اتفاقي افتاده؟ حالا به استثناي اون دفعه
آره
ـ سلام رفقا ـ سلام باترز
اوضاع با بهترين دوست جديد تون چطوره؟
خب، تويک خوبه ولي قطعا، کني نيست
آره، ولي باز هم از تو بهتره، باترز
خيلي خوبه. بعنوان دوست جديد شون، موفق باشي تويک
اميدوارم تو بهتر از من باشي. خدافظ بچه ها
واي، اين خيلي بار سنگينيه
بچه ها، بچه ها. باور تون نميشه
.همه چي درست ميشه بچه ها زندگي بهرحال اونقدرا هم مزخرف نيست
نيست؟
نه، داشتم اين مجله رو نگاه ميکردم و چشمم خورد ... به يه آگهي در مورد موجودات دريايي کوچيک
که ميتوني بخري و تو اتاق خودت پرورش شون بدي
امکان نداره
نگاه کنين
مردم دريايي
توي يه تُنگ بزرگ ميذاري شون و اونا قلعه درست ميکنن و بسکتبال بازي ميکنن و اينا
چرا
تازه، لاکپشت سواري ميکنن و با ماهي ها هم بازي ميکنن
امکان نداره
ببين کايل، خيلي ضد حال بودي، تمومش کن ديگه
مگه اينکه دلت بخواد از الان به بعد همه بهت بگن ضد حال
خب، کافيه هر کدوم مون، 4 دلار بذاريم وسط و ميتونيم فردا اونا رو بخريم
فقط 16 دلار؟ اگه فقط 16دلار باشن که نميتونن باحال باشن
،اگه اين ضدحال نميخواد پول بده اون وقت سهم هر کس ميشه 5.35 دلار
باشه، هستم
من هم
خيله خب
باترز، غذا دو ساعت ديگه آماده ميشه
باشه مامان. اومدم مشق هام رو بنويسم
آره، در طول روز، اون يه باترزِ خوش رفتار، مهربون و بي گناهه
اما هيشکي نميدونه که اون در واقع، شخصي با يک وجههي تاريکه
استاد هرج و مرج
وقتشه دنيايي که منو طرد کرد رو به نابودي بکشونم
استاد هرج و مرج
همراه باوفاي من در نابودي دنيا، ژنرال بي نظمي
،همون طور که خواسته بودين اولين محموله چوب ها رو آوردم
عاليه ژنرال بي نظمي. حالا ميتونيم وحشتناک ترين نقشهي شيطايي من رو براي نابودي بشريت شروع کنيم
الان داريم چه کار شرورانه اي انجام ميديم؟
،ساده ـس ژنرال عزيز من ميخوايم جلوي خورشيد رو بگيريم
آره، چند هفته روي اين نقشه کار ميکردم و فهميدم که اگه يک مانع چوبيِ ... بزرگ با 24 متر ارتفاع و 15 متر عرض دقيقا رو اين تپه درست کنيم
پارک جنوبي براي هميشه ميره زير يک سايهي بزرگ
عاليه
بزودي همهي مردم مجبور ميشن مثل موش کور زندگي کنن
با اين غم که خورشيد چه نعمت بزرگي بود، زندگي خواهند کرد
"باحاله، درست مثل "سيمپسون ها
ها؟
توي سيمپسون ها اين کار رو کردن
فکر کنم شخصيت آقاي برنز بود که ميخواست جلوي نور خورشيد "اسپرينگفيلد" رو بگيره
جدي؟ اه، فکر کردم ايدهي اصليش مال خودم بود
خب چجوري بسازيمش؟
الان نميخوام اين کار رو بکنم. اگه قبلا توي سيمپسون ها اين کار رو کردن نميخوام
بايد به فکر يه کار ديگه باشم
لعنتي، چرا آخه هر دفعه که يه فکر زيرکانه به ذهنم ميرسه، سيمپسون ها قبلا انجامش دادن؟
... مردم دريايي
فردا ميرسن
آره .. آره
،منو ببين آزاد زندگي ميکنم
آزاد و راحت بين مردم دريايي
دنبال دزدان دريايي هستيم و در جستجوي طلا
زندگي با مردم دريايي يک ماجراجوييه
،شکايت نميکنن بهم نميگن چاق
مجبورم نميکنن مشق بنويسم و کارهايي شبيه اون
زندگي قرار بود اينجوري باشه
خنده و آواز
مردم دريايي و من
مردم دريايي و من
واي، فقط 3 ساعت ديگه مونده، مردم دريايي
فقط 3 ساعت ديگه و بعدش ميتونين من رو از اين دنياي مزخرف پر از عتيقه ببرين
خب، قرص هاي تصفيهي آب رو به تُنگِ "قلمرو مردم دريايي" اضافه کردم
حالا نوشته که ":گام دو"
تخم مردم دريايي را در آب قرار دهيد؛" "زندگي دريايي را بلافاصله خواهيد ديد
خب، يک بار ديگه مرور ميکنيم
وقتي مردم دريايي اومدن، من بعنوان نمايندهي زمين، ورود شون رو به پارک جنوبي تبريک ميگم
... تويک، تو کليد شهر رو بهشون ميدي
و بعد همه باهاشون يک گفتگوي ساده انجام ميديم
بايد کاري کنيم که مردم دريايي راحت باشن، فهميدين؟ آماده اين؟
آماده ايم، بذار ببينيمشون
کاغذ رو بيار بالا، کايل
بالاتر، کايل
خب
برو که رفتيم
دارن بسکتبال بازي ميکنن؟
اين ديگه چه **ـشعريه؟
هي، اينا که ميگو ان. ازشون براي غذا دادن به ماهيم استفاده ميکردم
سرم رو کلاه گذاشتن
بهت که گفتم، کارتمن
خفه شو کايل. اون دهنِ يهودي لامصب رو ببند
بخاطر همين شما هاست که توي خاور ميانه جنگه
و تو تويک، چرا ياد نميگيري که واسه يک بار، دکمه هاي پيرهنت رو درست ببندي
تو هم به اندازهي استن با اون دوست دختر مسخره ـش که هميشه با هم هستن، داغوني
اي خدا، ازتون متنفرم
قرار بود من رو به قلمروي آبي خودشون ببرن
قرار بود من رو به ماجراجويي هاي اعماق آب ببرن
ميگو رو بسته بندي ميکنن و اونا رو به بچه ها ميفروشن؟ اين کار درستي نيست پسر
ـ باهاشون چيکار کنيم؟ ـ مهم نيست، بندازين شون دور
فردا صبح بياين اونا رو توي قهوهي معلم بريزيم
ـ آره، جالب ميشه ـ باشه
.خب، گوش کنيد جيک مون هم نبايد در بياد
يا حضرت مسيح، ما کُشتيمش
تويک، ببند حلقت رو
ـ ژنرال بي نظمي، پدر و مادرت خونه ـن؟ ـ نه
انجامش دادم ژنرال بي نظمي
مخوف ترين نقشه ـم رو اجرا کردم
چيکار کردي؟
اون مجسمهي بزرگ ميدون اصلي شهر که براي "جان ويزلي پاول" ساخته شده رو که ديدي؟
با يه اره رفتم اونجا و سرش رو بريدم
.احتمالا الان ديگه قضيه رو فهميدن زود باش، بايد اخبار رو ببينيم
اما کون هيلاري کلينتون همينطور داره بزرگتر ميشه
همچنين يک خرابکار، ظاهرا سرِ مجسمهي پاول در ميدان اصلي شهر رو کنده و دزديده
نگاه کن، نگاه کن. من خبرساز شدم. من خسارت بار آوردم
سر مجسمه، در ابتداي صبح برداشته شده و پليس هم هيچ گونه سرنخي نداره
.بالاخره دنيا رو پشيمون کردم من ناراحتي و هرج و مرج ايجاد کردم
،اين کار البته ما رو ياد اون زماني ميندازه که بارت سيمپسون سرِ مجسمهي اسپرينگفيلد رو در قسمت هاي ابتدايي شون برداشت
نظرات برخي از مردم رو مي شنويم
خب، به نظر من برداشتن سر در حقيقت يک جور احترام گذاشتن به سيمپسون ها بود و به نظرم عاليه
آره، باعث شد ياد اون قسمت بيفتم و بخندم
سيمپسون ها سريال عالي ايه و ما به همچين يادآوري هايي نياز داريم تا باز هم اون رو ببينيم
حرومزاده
پليس گفت که به جاي گشتن دنبال ... سر گمشده، ترجيح ميدن همينطوري بذارنش
و هر روز به ياد سيمپسون ها باشن
چرا بهم نگفتي که سيمپسون ها قبلا اين کار رو کرده ـن؟
به نظر ميومد که خيلي خوشحال بودي، دلم نيومد ناراحتت کنم
سيمپسون هاي احمق
سلام فيليپ. برات يه چيزي آوردم
چي هستش؟
مي بينين؟ مثل هميشه داريم کارتون مي بينيم. هيچي عوض نشده
اي خدا، اون مُرده
تمومش کن تويک. داريم وانمود ميکنيم که هيچ اتفاقي نيفتاده
فيليپ، فکر کنم اتفاقي زدم سلين ديون رو کشتم
قتل هيچ وقت يه اتفاق نيست، انتر
اي خدا، کانال رو عوض کن
،هنوز دليل مرگ معلم دبستان دايان چوکس آن ديک کشف نشده
هرچند دکترها ميگن در حين کالبدشکافي در شکمش سيمن (مني) پيدا کرده ـن
.اونا سيمن (مردان دريايي) رو پيدا کردن دير يا زود زن هاشون رو هم پيدا ميکنن
کالبدشکافي همچنان ادامه داره تا علت مرگ کشف بشه
ـ اي خدا ـ ما مُرديم
واي، که اينطور. من ديگه کاري با شما ها ندارم بچه ها
تويک، کجا داري ميري؟
،بالاخره پيداتون ميکنن و وقتي پيداتون کردن دلم نميخواد حتي در 15 متري شما باشم
شما قراره اعدام بشين
ببين تويک، پاي تو هم به اندازهي ما توي اين قضيه گيره
.چي؟ من که گفتم مردم دريايي رو توي قهوه ـش نريزين وقتي اون کار رو کردين که من حتي اونجا هم نبودم
آره، ولي تو دوست جديد مايي و همين باعث ميشه که مقصر باشي
در حقيقت باعث ميشه که مسئول اصلي اين کار تو باشي تويک، شايد لازم باشه اين دفعه تو تقصير رو گردن بگيري
در ادامه، به علت تلفظ مشابه، کلمهي سيمن (مني/مردان دريايي) به صورت انگليسي بازگردانده شده است
سلام بچه ها
ـ سرآشپز، ما يه کار بد انجام داديم ـ فرد ديگه اي رو سراغ نداريم که باهاش صحبت کنيم
مطمئنم که مشکلات شما کوچولوها خيلي هم بد نيست. بياين تو
بشينين و يه نفس عميق بکشين و به سرآشپز بگين قضيه از چه قراره
بايد قول بدي که به هيشکي نگي
خب بچه ها، هر مشکلي قابل حل شدنه. قضيه چيه حالا؟
ما معلم مون رو کُشتيم و سيمن ما رو توي شکمش پيدا کرده ـن
بچه ها، اين مشکليه که همه مون بالاخره باهاش روبرو ميشيم
بذارين براتون يه شعر بخونم تا حال تون رو جا بياره
بعضي وقتا که معلم تون رو مي کشين .. و سيمن تون رو توي شکمش پيدا ميکنن
وايستا، گفتي چيکار کردين؟
حالا بايد چيکار کنيم؟
واي، فکر کنم قضيه واقعا جديه
فقط يه راه داريم بچه ها. بايد بريم بخشِ کالبدشکافي بيمارستان و سيمن مون رو ورداريم
موهام رو کندم
خب، اين چطوره داگي؟
ميخوام خودم رو بعنوان يک کارمند بنگاه جا بزنم ... و مردم شهر رو فريب بدم تا يه مونوريل بخرن
و بعد شهر رو با پول اونا ترک کنم
نه؟
سيمپسون ها اين کار رو کردن. توي قسمت 204
بسيار خب، ميخوام يه سايت بزنم و توش .. شايعاتي رو راجب مردم شهر پخش کنم و بعدش
سيمپسون ها اين کار رو کردن
يه اسکلت که بال بهش وصله رو دفن ميکنم ... تا مردم شهر فکر کنن که يه فرشتهي طرد شده، ميخواد
سيمپسون ها اين کار رو کردن
خودشه
خيله خب، پخش بشين و دنبال سيمن بگردين
تويک، دم در وايستا و خوب حواست رو جمع کن
اگه ديدي کسي داره مياد "از اين کلمهي رمز استفاده کن: "وقتشه
وقتشه؟ کلمهي رمز نميتونه مراقب باشين" باشه؟"
من "وقشته" رو يادم نميمونه
No comments yet. Be the first to leave one.