لومړۍ 193 کرښې.
مترجم: Homa_WX
کلمه افتخـار
،بیست سال پیش
وقتی که شیطان، رونگ شوان توسط اتحاد پنج دریاچه
و قهرمانان دیگه در کوهستان چینگ یا ،بازداشت شد
اون اسلحه خانه ای رو به جا گذاشت
که بلافاصله شخص رو شکست ناپذیر .میکنه
،جهت باز کردن اسلحه خانه
.باید اول زره لعابدار رو پیدا کرد
پس از آن، همونطور که یک شعر کودکانه ،گسترش پیدا کرد
قدرتهایی در تمام دنیا
در جستجوی زره لعابدار بودند
تا بتونن اسلحه خانه رو تحت کنترل خودشون .دربیارن
در شمال، شاهزاده جین هم
.حرکت خودش رو آغاز کرد
عمارت فرماندار نظامی
چی شده؟
.نگاه کنین
!اونجا هم هست
!کماندارها، آماده
!پرتاب کنین
شاهزاده جین، پنهانی در حال آموزش ،آدمکشهایی در "پنجره بهشت" عه
.تا مامورین دربار رو بکشه
فرماندار منطقه نظامی - افسر لی
.اون قصد شورش داره
محافظ فرمانده - شمشیر زن سبز
ارباب، آدمکش های پنجره بهشت اینجان
!عجله کنید، با من بیاین
تو کی هستی؟
.نامه محرمانه رو بده به من
!هرگز
رهبر پنجره بهشت - جو زیشو
!افسر جو
تو... تو از پنجره بهشتی؟
.اومدم تا افسر لی رو بدرقه کنم
جو زیشو، از هر دست بدی، از همون .دست پس میگیری
.تو داری به یک حاکم ظالم کمک میکنی
،اگر در آینده مردم دچار بدبختی بشن
!تمام بلایا به خاطر تو اتفاق افتادن
.من بدون پشیمانی خواهم مرد
افسر لی، متاسفم
دختر فرماندار - پرنسس جینگ آن
برادر جو
پرنسس جینگ آن
...این
فرماندار نظامی منطقه با افسران فاسد همدست شده بود
تا بطور مخفیانه شورش کنن. اون کشته .شد
!غیرممکنه. غیر ممکنه
!پدرم خودش رو وقف مردم کرده
،اون به هیچکس آسیبی نرسونده
اما اون به خاطر مقاصدش باید مجازات .بشه
امروز به دیدنت اومدم
.تا بهت یک حق انتخاب بدم
میخوام ازت به خاطر برگردوندن جنازه ی ،برادر کوچکترم، چین جیو شیائو
.اونم وسط این آشفته بازار تشکر کنم
.هیچوقت محبتت رو فراموش نمیکنم
.پرنسس، تو مقام بالایی داری
خودکشی، تو رو از شکنجه ی بیشتر .رها میکنه
پس الان باید ازت متشکر هم باشم، نه؟
،تو تمام خانواده ی منو قتل عام کردی
ولی اجازه میدی که من با سربلندی .بمیرم
جیو شیائو رو کجا خاکش کردین؟
.کاخ چهار فصل
.اون کنار استادمون خوابیده
تا زمانی که گلها از شکوفه دادن دست ،نکشن
.همه ی مردم به حقیقت پی میبرن
ارباب کاخ چهار فصل - چین جیو شیائو
.چقدر زشته
.پسش بده
!پسش بده
!مردم آزار
برادر
،اگه واقعا از دختری خوشت اومده
.پس من برات خیلی خوشحالم
قبلا بهم گفتش که
،وقتی از مقامش استعفا کرد
اونوقت میاد
.و با من زندگی میکنه
.ترتیب همه چیز داده شده
چند تا فرمانده جاهل هم بودن
.که سعی در مقاومت داشتن
.من کشتمشون
رهبر بی چانگفنگ هنگام قتل عام ،فرماندار نظامی
،مرتکب یک خطای بزرگ شد
.و قصد داره پنجره بهشت رو ترک کنه
عالیجناب خیلی عصبانیه و دستور داده که .شما شخصا اونو بکشید
عمو بی
نگهبان پنجره بهشت، از اعضای سابق کاخ چهار فصل - بی چانگفنگ
.ارباب، اومدین
عمو بی
.از کاخ چهار فصل، فقط من و تو موندیم
هشتاد و یک نفر از برادرانمون با شما به ،جین اومدن
.و حالا فقط من و شما موندیم
.حتی جیوشیائو هم مرده
دیگه از کاخ چهار فصل چی مونده؟
چرا زخمهات هنوز خوب نشدن؟
سایه داشته باش ولی هیچ اثری از خودت .بجا نذار. وارد شو ولی خارج نشو
از همه چیز آگاه باش. همه جا حضور .داشته باش
شاهزاده جین
وقتی که من پنجره بهشت رو تاسیس .میکردم ازم این چهار درخواست رو داشت
وقتی که وارد پنجره بهشت شدی
.دیگه نمیتونی ازش خارج بشی
.خودت اینو خوب میدونی
میدونم که هیچکس نمیتونه ایستاده .خارج بشه
ولی نمیتونم دراز کش از اینجا خارج بشم؟
حتی اگر بتونم فقط برای یک روز، آزادانه .زندگی کنم
.بهتر از اینه که سگ شاهزاده باشم
تو ترجیح میدی بجای کار کردن برای من
تبدیل به یک آدم علیل بشی؟
در طول این سالها، ما با هم مرگ و .زندگی رو تجربه کردیم
من هر کاری که شما ازم خواستی رو .انجام دادم
ولی برادران و عزیزانم در کاخ چهار فصل
یکی پس از دیگری از بین رفتن، و این باعث شد که به هدف واقعی شاهزاده مشکوک بشم
،تحت همچین شرایطی
.من واقعا توان ادامه دادن ندارم
،"نه تنها "هفت میخ
من الان حتی حاضرم درد هزار زخم چاقو !رو هم تحمل کنم تا بتونم از اینجا برم
،میدونم از دست شما هم کاری برنمیاد
.و سرزنشتون نمیکنم
اگه رابطه ی این چند سالمون
،براتون ارزشی داره
.پس لطفا میخ ها رو بهم بدید
خیلی خب. بهترین کاری که میتونم انجام .بدم اینه که خودم شخصا تو رو راهی کنم
نگران نباش. خودم مراقب خانوادت .هستم
به هر حال نمیدونم که
.چیزی برای نگرانی وجود داره یا نه
.ارباب، خواهش میکنم
اون بی
.واقعا مرد قدرتمندیه
هیچ آدم عادی ای نمیتونه
هفت نقطه ی میخهای سه پاییزه رو .تحمل کنه
برادر جانگ
هفت... هفت نقطه ی میخهای سه پاییزه دیگه چی هستن؟
هفت نقطه میخهای سه پاییزه، مرگی پس .از سه سال رو با خودشون به همراه دارن
،وقتی متحمل همچین شکنجه ای بشی
نه تنها تمام مهارت های رزمیت رو از ،دست میدی
بلکه کم کم حسهات رو هم از دست .میدی
،در ابتدا، دیگه نمیتونی حرف بزنی
.بشنوی، بو بکشی یا ببینی
.تبدیل به یک مرده متحرک میشی
ولی این تنها راه چاره س که تو دیگه نتونی
.اسرار پنجره بهشت رو فاش کنی
،یک آدم بی مصرف میشی
.ولی خاطراتت باقی میمونن
برای سه سال عذاب میکشی
.تا اینکه بالاخره بمیری
پس... چرا باید همچین عذابی رو بپذیریم؟
بهتر نیست که همینجوری بمیریم؟
.ببین چی داره میگه
مگه اونا میذارن به همین راحتی بمیری؟
.اینها قوانین پنجره بهشت هستن
اونها جوری وحشت به دلت میندازن
که فکر ترک اینجا رو
.از سرت بیرون کنی
،اگر یک روز
،دیگه نمیخواستی اینجا بمونی
بهترین کار اینه که تظاهر کنی که
هنگام انجام ماموریت تصادفا چاقوت توی .شکمت رفته
.بدون عذاب کشیدن، سریع میمیری
،و اگر توی ماموریت بمیری
اربابمون حتی از خانوادت هم مراقبت .میکنه
.نه، من جرئتش رو ندارم
من تا آخر عمرم به پنجره بهشت
.و اربابمون وفادار میمونم
منو چی صدا زدی؟
ارباب
.نه، رهبر
معذرت میخوام
فکر کردم تمام قدیمیا شما رو اینجوری .صدا میزنن
.آخرین نفر از کاخ چهار فصل هم، رفت
.دیگه هیچوقت منو ارباب صدا نزن
ده سال
.ده سال توی این مسیر بی پایان بودم
چهره تمام افراد کاخ چهار فصل که مردند .رو بخاطر میارم
.اونها همشون رفتن
.و فقط من موندم
چرا؟
.چونکه من لیاقت مردن ندارم
.حقمه که زنده بمونم
رهبر پنجره بهشت
تنها از یک نفر پایینتره و از هزاران نفر .بالاتره
،من با افتخار و قدرت زندگی میکنم
ولی حتی نمیتونم جون کسی رو که میخوام .ازش حفاظت کنم، نجات بدم
شاهزاده جین
چرا زیشو هنوز به دیدنم نیومده؟
هنوز حالش خوب نشده؟
عالیجناب
خائن بسیاری از اساتید رو که در ،ورزشهای رزمی مهارت دارند
.برای مبارزه جمع کرده
.رهبر هم خیلی وقت بود که نجنگیده بود
.حتما زخمهای داخلیش تشدید شدن
اون حتما در انزوا در حال بهبود بخشیدن .به زخمهاشه
چه مدت از زمانی که
No comments yet. Be the first to leave one.