Mad Men

Mad Men

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

S01Mad Men S01E13 The Wheel DVDRip XviD-TOPAZ
S01Mad Men S01E13 The Wheel 720p WEB-DL AAC2 0 H264-BTN
S01Mad Men S01E13 BDRip x264-4SJ
S01Madmen s01e13 720p-x264-halcyon
S01Mad Men S01E13 1080p BluRay Remux
د لخوا تبصره Prolator
💣Prolator💣 ترجمه جدید اسفندماه 1400

تګونه

BluRay
1080
REMUX
په خپور شو: 2022-03-09
ډاونلوډونه: 59
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

سفارش و پیشنهاد ترجمه ‫تلگرام Prolator@

‫این یکی واسه دستشویی خوبه ‫ولی برای اتاق خواب اصلا

‫یکم شلوغه

‫مطمئن نیستم

‫نگران پرده‌ها نیستم ‫بیشتر با کمد‌ها مشکل دارم

‫نیکسون هیچ شانسی نداشت

‫تیم براونز 31 به 10 تیم رداسکینز ‫رو به زانو درآورد ‫

‫نتیجۀ آخرین بازیِ توی خونه...

‫به درستی نتیجۀ شش انتخابات ‫آخری رو مشخص کرد ‫

‫کاشکی یه نفر اینو به منم گفته بود

‫البته که شانس درست بودنش ‫پنجاه پنجاست

‫دوست دارم تو رو مثل پسر خودم بدونم ‫چون احساسم نسبت بهت اینطوریه

‫باشه

‫ترودی بهمون گفت قرار بود ‫ترفیع بگیری

‫و نتونستی یا نشد

‫کاش نمی‌گفت

‫اون دوست داره

‫و راستش

‫من فکر می‌کنم لازمه یکم کمتر ‫رو کارت تمرکز کنی

‫جالبه که این حرفو یکی از بهترین بازاریاب‌های ‫شرکت شیمیاییِ ویکس داره میگه

‫وقتی داشتی تعریف ‌می‌کردی که...

‫شرکت کلیرسال رو خریدی

‫نه اون یجورایی ارزش پز دادن داشت

‫می‌دونستی اینروزا نوجوان‌ها زودتر به بلوغ میرسن؟

‫من بهت قول میدم، استرلینگ کوپر ‫و چاکر شما...

‫با کمال میل کمکتون می‌کنیم ‫که این پیام رو به گوش مشتری‌ها برسونید

‫ببین؟ دارم راجع به همین صحبت می‌کنم

‫تنها جایی که باید خانواده و کار رو ‫با هم قاطی کنی...

‫به دنیا آوردن بچه‌ست

‫و ترودی در این مورد چی گفت؟

‫در باره چی؟

‫تام، امان از دهن لق

‫فقط داشتم می‌گفتم همه چیز کار نیست

‫مثل اون آهنگه که میگه ‫اول باغچۀ خودتو بیل بزن

‫کدوم آهنگ رو میگی، بابا؟

‫نمی‌دونم

‫مردم میگن دیگه. حتما درسته

‫بله درسته

‫آره، اول باغچه خودتو بیل بزن

‫منظورش اینه که... یعنی ‫شروع کنید به کاشت (نطفه)

‫بابا!

‫داری معذبمون می‌کنی

‫می‌تونه بهترین کادوی کریسمسی ‫باشه که مادرتون گرفته

‫و در ضمن عید شکرگزاری هم پنجشنبه‌س

‫فکر کنم باید برم مزرعه کِپلر ‫کدو حلوایی بگیرم

‫چی دارم میگم؟ ‫خودشون کدو دارن

‫اتفاقا، کدوی خیلی خوبی هم دارن

‫کاش تو هم می‌تونستی بیایی

‫عزیزم، من شریکم

‫تکلیف هشتاد درصد درآمدم ‫هفته آینده مشخص میشه

‫احمقانه‌ست که...

‫تا اونجا بیام برای ‫یه جشن شکرگزاریِ 12 ساعته

‫پس خاطرات بچگیِ سالی و بابی چی میشه؟

‫می‌تونستی همینجا جشن رو بگیری

‫خودت می‌دونی بچه‌های ‫برادرم چه وحشی‌ان

‫نمیتونن تا اینجا بیان

‫و دوست ندارم بابام تنها باشه

‫تا ایستگاه قطار یه تاکسی می‌گیرم ‫اونجا هم ویلیام میاد دنبالم

‫احتمالا با ماشین جدیدش

‫می‌دونی چیه؟

‫فکر ‌نمی‌کنم اصلا دلت بخواد که بیایی

‫ببخشید. لازم بود واضح‌تر از این بگم؟

‫درک ‌نمی‌کنم

‫چرا نمی‌تونی خانواده منو مثل خانواده خودت بدونی

‫کِن مشکلی نداره که من اینجا هستم

‫فکر می‌کنی چطوریه؟ ‫خونه مجردیه دیگه. کثیفه

‫شکایتی ‌ندارم

‫فکر ‌نمی‌کنم در حال حاضر پول هتل دادن ‫ایده خوبی باشه

‫اگر خیلی نگران حال منی ‫خب بذار بیام خونه

‫منظورم این نبود

‫می‌دونم، چطور بنظر اومد

‫جنیفر

‫بله

‫اگه بذاری بیام خونه، ترک می‌کنم

‫دلم واست تنگ شده

‫خیلی

‫اینا پرونده‌های محرمانۀ معروف ‫برت کوپرن؟

‫نه

‫آبراهام مِنکن باهام تماس گرفت

‫مطمئنا می‌دونی که دخترش ‫تا سه ماه دیگه...

‫اینجا نیست

‫می‌خواد یه سفر دریایی به پاریس ‫و دیگه نمی‌دونم کجا بره

‫من چیزی نشنیدم

‫دیگه چی؟

‫چیز دیگه‌ای نیست

‫چرا این آدم داره به من زنگ میزنه؟

‫نمی‌دونم. ناراحت بود؟

‫به عنوان شریک، دوست ندارم ‫مسائل شخصیت...

‫مزاحم کسب و کارمون بشه

‫کی گفت پای احساسات من وسط بوده؟

‫از لحن پدرش مشخص بود

‫پدرشه

‫کارم همین بود. پسر جون

‫فرنسین

‫دارم میام داخل. بیرون خیلی سرده

‫با دمپایی اومدی

‫بیرون منتظر بودم تا بیایی خونه

‫توی ماشین نشسته بودم ‫خدا خدا می‌کردم کسی منو نبینه

‫چی شده؟

‫بچه‌هات خونه‌ن؟

‫نه، چی شده؟

‫من خیلی احمقم

‫واقعا خیلی احمقم

‫نه نیستی، فرنسین

‫هر چیزی هم شده باشه، تو احمق نیستی

‫از وقتی بچه به دنیا اومده ‫ذهنم خیلی درگیره

‫اونروز کارلتون بهم یه دسته نامه داد

‫و راستش فکر می‌کنم همه رو انداختم دور

‫و چهار روز بعدش ‫تلفن قطع شد

‫و باید می‌رفتم مخابرات که قبض رو پرداخت کنم ‫وگرنه عصبانی میشد

‫و همه اینکارها رو بدون اینکه ‫بفهمه باید انجام می‌دادم

‫چه عالی

‫متوجه نمیشم

‫بهم قبض رو دادن

‫حدود 18 دلار بود

‫کلی تماس‌ بود...

‫راه دور، «م-ن»

‫«م-ن»؟ منهتن ؟

‫به یکیشون زنگ زدم

‫یه خانم جواب داد

‫من...

‫گفتم از دفتر کارلتون هنسون تماس گرفتم

‫گفت، واقعا؟

‫من گفتم ایشون می‌خواستن برای ‫شام همون جای همیشگی شما رو ببینن

‫چی باعث شد اینو بگی؟

‫آخه با چه جور زنی توی منهتن ‫ممکنه تماس بگیره...

‫که تلفنش رو خودش جواب میده؟

‫زن‌های متاهل

‫خیلی از زن‌ها تلفنشون ‫رو خودشون جواب میدن

‫پس از خونۀ من با یه زن متاهل ‫تماس میگیره...

‫اونم در حالی که من طبقه بالا خوابیدم؟

‫شاید آشپز مجالس باشه

‫شاید می‌خواد یه مهمونی بگیره ‫و غافلگیرت کنه

‫می‌دونستی دو شب در هفته ‫توی هتل والدورف می‌خوابه؟

‫من خیلی احمقم

‫بدترین حالت...

‫بدترین حالت اینه که مسمومش کنم

‫خیلی احمقه. هر چی بهش بدی میخوره

‫یه مهمونی می‌گیرم ‫و همه رو دعوت می‌کنم

‫و همه‌شون رو مسموم می‌کنم

‫پدر مادرش، پدر مادر خودم...

‫بچه‌هام

‫بس کن

‫بس کن، فرنسین

‫الان احساساتی هستی. ممکنه که...

‫احمق نباش بتی ‫من همه چیز رو می‌دونم

‫چکار باید بکنم؟

‫بیرون توی ماشین نشسته بودم

‫چکار کنم؟ فکر کردم تو می‌دونی ‫چکار باید بکنم

‫من؟ چرا من؟

‫نمی‌دونم

‫من...

‫خیلی خجالت میکشم

‫نمیدونه که تو می‌دونی

‫می‌دونم

‫برو بالا

‫من بهتره برم

‫زود باش، بابی ‫بیا بریم تو اتاق من بازی کنیم

‫نه، نرو

‫مشکلی نیست

‫خانم دریپر، ببخشید دیر کردم

‫مشکلی نیست، کارلا. تو می‌تونی بری

‫می‌خوایید چیزهایی که خریدم تو یخچال بذارم؟

‫خودم انجام میدم. تو برو

‫خداحافظ

‫اول از همه...

‫وقتی جلسه اعلام می‌کنم

‫اگر بعد از من بیایید ‫یعنی دیر کردید

‫آقایون، مشتری‌هایی فعلی‌مون...

‫لاکی استرایک، بثلهم استیل، می‌تگ

‫نه شرکت خودروسازی، نه هواپیمایی ‫نه دارویی

‫شرکت تنباکو هم توی لیست هست

‫کازگروف تویی، درسته؟

‫مسئول پروژۀ دستگاه «جوانی بخش» ؟

‫راستش، الان اسمش شده ‫«ریلکسوسایزر»

‫کارش چیه؟

‫دستگاه کاهش وزن ‫با چاشنیِ تحریک جنسی برای خانم‌ها

‫جدی؟

‫می‌خوام 100 دلار پاداش بدم...

‫به کسی که اولین قرار کاری ‫با یه مدیر شرکت رو واسم جور کنه

‫آقایون، این یه لیست از آدم‌هاییِ ‫که بهتره باهاشون ناهار بخورید

‫می‌خوام سر راهشون سبز بشید ‫دفتر تلفن‌های قدیمیتون رو بالا پایین کنید

‫این برای همه صدق می‌کنه. همینطور نویسنده ها

‫آوردن مشتری مهمترین مسئله‌ست

‫برای حقوقتون، برای موقعیت کاریتون ‫و عزت نفس‌تون

‫من امروز کلوپ آتلانتیک بودم

‫و یه ساعت و نیم توی ‫اتاق بخار نشسته بودم

‫توی اون مدت، 2 کیلو کم کردم

‫و فهمیدم کوداک هنوز از کمپین

‫پروژکتور چرخشیِ جدید راضی نیست

‫متوجه هیچکدوم از حرفام می‌شید؟

‫«حقیقت داره، نه تنها این دستگاه بهم آرامش میده»

‫«بلکه می‌تونم از تمام فواید ورزش‌های ‫انقباضی استفاده کنم»

‫«یک دوره تمرین 3 تا 20 دقیقه‌ای ‫در هفته...»

‫«به همراه یک رژیم غذاییِ مناسب»

‫«می‌تونه طراوت جوانی را به شما برگردونه»

‫«عاشق حسی هستم ‫که بهم میده»

‫«ریلکسوسایزر»

‫«راز کوچولوی منه»

More Farsi Persian subtitles for Mad Men

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left